هخامنشيان يا سلسله سگ پروردگان!!

 دکتر حسين فيض‌الهي وحيد

هخامنشيان سلسله‌اي از اقوام وحشي و بيابانگرد به اصطلاح آريايي بودند كه توسط جوانكي دزد و فاسدالاخلاق بنام كوروش در سال 550 ق.م درايران تاسيس و با حمله اسكندر مقدوني و كشته شدن آخرين پادشاه جنايتكار اين سلسله بنام داريوش سوم در سال 331 ق.م همچون جرثومه‌هايي از فساد از روي زمين برافتاد و به زباله داني تاريخ سپرده شد.اعمال و افكار و حركات و سكنات اين جوانك دزد در دهه‌هاي اخير مورد تقليد و سرمشق و «ايدئولوژي» رژيمي فاسدتر از رژيم هخامنشي گرديد و احمقي از حُمقاي تاريخ كه «عقيده خودبزرگ بيني» داشت خواست كشور ايران را به «دروازه‌هاي تمدن بزرگ» برساند، تمدني كه خطوط اصلي آن از «دروازه غار» و «ميدان تير» و «ميدان اعدام» تهران مي‌گذشت و به زندانهاي «قزل قلعه» و «قزل حصار» و «قصر» منتهي مي‌شد.«گريمورهاي تاريخ شاهنشاهي» از اين جوانك دزد و فاسد‌الاخلاق سعي داشتند چهره «منجي ايران» را ترسيم نمايند غافل از اينكه انوار آفتاب حقيقت از زير پرده آهنين جهل‌هاي شاهنشاهي نيز گذشته و جهان حقيقت را نور باران كرده و خفاشان شب‌پرست را مجبور خواهند كرد در مقابل عزم آهنين تاريخ حقيقي اين ملت سر خم كرده و بساط شارلاتاني و شاه‌بازيهاي خود را جمع نمايند ولي آنها مزبوحانه مي‌كوشند تا جلو روشنگريهاي اصيل تاريخي را با پولهاي به غارت برده و با ساختن فيلم چندين ميليون دلاري «كورش كبير» بگيرند.اين فيلم مضحك كه امروزه با همكاري چهار فيلمساز سوئدي و با پشتيباني و ساپورت كامل«رضا پهلوي» – پالاني سابق- تهيه مي‌شود قرار است بغير از آمريكا در بيشتر شهرهاي بزرگ اروپا از طريق تلويزيون پخش شود.(1) و هدف از آن «تحريف تاريخ واقعي ايران» و چهره انساني دادن به جوانكي دزد و فاسدالاخلاق بدخوي و سگ پرورده‌اي است كه مورد افتخار «لايقان» خود مي‌باشد و بر جوانان اين آب و خاك است كه در مقابل تحريف‌هاي اين ورشكسته‌گان به تقصير «پهلوي گرا» با نوشتن مقاله‌هاي روشنگر از متون صحيح يوناني و اسلامي برآيند تا فاجعه «دروازه تمدن بزرگ» بار ديگر گريبانگير اين مردم نشود و بدبختي‌ها و «آريا بازيهاي» عاري از مهري از نو تكرار نگردد.حال با اين مقدمه كوتاه در مورد فيلم «كوروش كبير» – كه دهن كجي آشكار به تاريخ واقعي اين مردم است – به بررسي سلسله هخامنشي مي‌پردازم تا ريشه‌هاي اين كج انديشي نمايان گردد.
«كتزياس» مورخ و طبيب مشهور يوناني كه بمدت 17 سال از سال 415 – 398 قبل از ميلاد «پزشك دربار هخامنشي» بود و حدود 23 جلد كتاب در تاريخ ايران و جهان تاليف كرده است چون خود از نزديك با خاندان فاسد هخامنشي آشنا بود در حقيقت توانسته پرده از روي بعضي از «اسرار مگوهاي» اين رژيم فاسد برداشته و بويژه در مورد كوروش به اصطلاح كبير حقايقي را در حد امكان و موقعيت خويش بيان نمايد.
«كتزياس» بر خلاف بعضي از مولفين جيره خوار و مورخين خيانتكار كه سعي در اختفاي حقايق تاريخي دارند به صراحت در مورد سر سلسله‌ هخامنشي و حيات كثيف دوره جواني او مي‌نويسد: «كوروش پسر چوپاني بود…. كه از شدت احتياج مجبور گرديد راه زني پيش گيرد»(2)خطيب مشهور جناب «آيت ا…صادق خلخالي» در كتاب «كوروش دروغين و جنايتكار» به استناد اين نوشته كتزياس كه مي‌نويسد : «كوروش در ايام جواني بكارهاي پست اشتغال ميورزيد و از اين جهت مكرر تازيانه [مي]خورد»(3) استنباط كرده است كه كوروش گاه – گاهي مجبور بود كه «لواط بدهد»(4) او كوروش را جزء آن منحرفين اخلاقي مي‌داند كه «در تمام عمر خويش هميشه مبتلا به انحراف اخلاقي بوده و از تن دادن بذلتها كه لواط هم جزو آنها است مضايقه نداشته‌اند»(5)
«كتزياس« كه در مدت هفده سال طبابت در دربار هخامنشي به اسرار دروني اين سلسله فاسد از نزديك آگاهي داشت در مورد رابطه خاندان پادشاهي ماد با خاندان كوروش به صراحت مي‌نويسد كه برخلاف شايعه پراكني‌هاي رژيم هخامنشي كه مي‌خواهد خود را از اقوام خاندان پادشاهي ماد قلمداد كرده و كوروش را نوه آستياك جلوه دهد تا تصاحب پادشاهي ماد را «قانوني» جلوه دهد، كوروش با آستياك – آخرين پادشاه ماد «هيچگونه قرابتي نداشت و از راه حيله و تزوير بمقام سلطنت رسيده بود»(6)
علاوه بر تاكيد بر فاسدالاخلاق بودن كوروش، مورخيني غير از كتزياس نيز كه قبل از ميلاد مي‌زيستند از بخش‌ ديگري از اسرار زندگي كثيف او پرده برداشته و حتي به «سگ پروردگي» كوروش هم اشاره كرده‌اند.«تروك پومپه» – مورخ اهل گل (فرانسه) – كه معاصر اوگوست امپراتور روم بود (31 ق.م – 14 م) و چهل و چهار جلد كتاب در تاريخ علم نوشته است كه «ژوستن» يا «يوستي نوس» مورخ رومي آنها را خلاصه كرده در كتاب «تاريخ عمومي، كتاب اول، بند4 » راجع به كودكي كوروش مي‌نويسد كه وقتي كوروش را براي به هلاكت رساندن بدست چوپاني سپردند «چوپان، كوروش را در جنگلي گذارد، يك سگ ماده او را شير ميداد و از حيوانات ديگر حفظ مي‌كرد بعد كه چوپان ديد حيواني پرستار و پاسبان طفل است حس ترحم بر وي غلبه كرد و بخواهش زنش پسر نوزاد خود را در جنگل گذارد و كوروش را به پسري پذيرفت.»(7)ماجراي «سگ پروردگي كوروش» علاوه بر منابع يوناني در منابع قديم اسلامي نيز تاييد و تاكيد شده منتهي با توجه به بعد فاصله زماني از هخامنشيان تا اسلام مفسران اسلامي هسته اصلي زندگي او را در آثار خود حفظ كرده ولي در نام او اختلاطي با سايرين پيش آوردند مثلا «ابوبكر عتيق نيشابوري» معروف به «سورآبادي» مفسر بزرگ اسلام در هزار سال پيش در تفسير خود به مناسبتي از «كيكوروش» (كي كوروش) نامبرده و مي نويسد : «گويند بكودكي بد خو بود مادر وي با وي درماند و دايگان درماندند وي را ببردند در بن درختي بنهادند ماده سگي بدان موضع بچه داشت بچگان را شير ميداد…تا آنكه كودك به شير سگ برآمد نيكو روي و زيرك و ناپاك [شد]«(8)شايد واژه هاي «نيكوروي» و «ناپاك» به نوعي افاده كننده استنباط جناب «آيت ا…خلخالي» باشد و بنوعي هم افاده‌گر همين معني «كتزياس» – طبيب دربار هخامنشي – باشد كه به صراحت مي‌نويسد : «كوروش در ايام جواني بكارهاي پست اشتغال ميورزيد و از اين جهت مكرر تازيانه [مي]خورد»(10) البته احتمال اينكه واژه كنايه‌دار سورآبادي در رابطه با «نيكوروي» بودن كوروش در ارتباط با واژه «كارهاي پست» ذكر شده از سوي كتزياس باشد بعيد نيست.
جالب اينكه رواياتي نيز در مورد كوروشي بنام «كوروش سگ دهان» وجود دارد كه ارتباط نزديكي با گفته «ابوبكر عتيق نيشابوري» در مورد «بدخو» بودن «كي كوروش» دارد. اين «كوروش سگ دهان»، در واقع اولين حكمران پارسي است كه دستور بستن در دانشگاهها و دانشكده‌ها را صادر كرده و دانشگاه بزرگ حكمت و فلسفه يونان در شهر اوس را بكلي تعطيل كرده از كار انداخته است.
البته لازم به يادآوري ايت كه هروردوت – پدر تاريخ – نيز نام مادر كوروش را «سپاكو» (اسپاكو) ذكر كرده كه معني «سگ ماده»(10) دارد و نشان مي‌دهد كه روايت «سگ پروردگي كوروش» در آثار هردوت نيز بنوعي منعكس بوده است ولي يكي از مترجمين خوش ذوق ايراني در ترجمه تاريخ هرودوت كه بين «وجدان مترجمي» و «وجدان آريايي‌گري» قرار گرفته است در صفحه 46 ترجمه خود سپاكو را «كه به يوناني كينو مي‌باشد زيرا بزبان مادي كلمه سپاكو يعني سگ ماده»(11)در صفحه 54 ترجمه‌اش بناگهان «شرم آريايي‌گري» بر «وجدان مترجمي‌اش» غلبه كرده و «كينو» را «گرگ« ترجمه ميكنند تا بنمايد كه «گرگ ماده‌اي او (كوروش) را شير داد»(12)البته اين شعبده بازي و «تبديل سگ به گرگ» فقط در فاصله هشت صفحه انجام مي‌گيرد نه بيشتر!!
جالب اينكه يكي از مورخين معاصر بعد از ذكر اين سه واقعه مربوط به «سگ‌ها» مي‌نويسد : «در واقع يك روايتي در باب سگ شير دادن كي كوروش و اسپاكوي هرودوت و كوروش سگ دهان روزگارهاي بعد وجود داشته كه با هم تخليط شده است و چون صحبت ما از جو و نان جو است به گوشتخواران فعلا نمي‌پردازيم فقط مقصودم اشاره به نام خانوادگي اين سگ‌ زاده‌هاست»(13)
به هر حال آنچه از تعابير و تفاسير يوناني و اسلامي برمي‌آيد اين است كه كوروش به اصطلاح كبير سگ پرورده با هر دوز و كلكي بود امپراتوري تركان ماد را از پاي درآورد و آستياك آخرين پادشاه ماد را در تبعيد كشت.
«كتزياس» – مورخ و طبيب دربار هخامنشي – در مورد عاقبت كار آستياك با عنايت به «سگ پروردگي» كوروش مي‌نويسد وقتي كه به جستجوي نعش پادشاه ماد در كويري كه كوروش دستور داده بود او را در آنجا بكشند برآمدند به واقعه‌ي حيرت آور برخوردند «چيزيكه باعث حيرت شد اين بود [كه] شيري نعش شاه [ماد] را از درندگان ديگر حفظ كرده بود و وقتيكه فرستادگان سر نعش رسيدند شير كناره‌ كرده ناپديد گشت نعش شاهرا با احترامات زياد دفن كردند»(14)
گويا از همان زمان است كه تركان آذربايجان ضرب‌المثل «ايت سوتو امميش» (شير سگ خورده) را بعنوان ناسزا وارد فرهنگ و زبان خود كرده و به افراد پست و فرومايه اطلاق كرده‌اند.
به هر حال همانطوريكه ورود اولين پادشاه هخامنشي به صحنه تاريخ در ارتباط با سگ و سگ پروردگي آغاز گرديد از عجايب تاريخ اين كه پايان اين سلسله ننگين‌ نيز در ارتباط با سگ به پايان رسيد. بنابه روايتي وقتي داريوش سوم هخامنشي در جنگ با اسكندر مقدوني در ميدان جنگ كشته شد و سربازان پارسي پا به فرار گذاشتند و پيدا كردن جسد پادشاه پارس با مشكل بزرگي مواجه شد چون وسعت ميدان جنگ از طرفي و تغيير قيافه كشته‌شدگان در اثر ضربات كشنده آلات جنگي و متلاشي شدن قيافه‌ها از طرف ديگر شناسايي اجساد را مشكل كرده بود اسكندر براي پيدا كردن جسد داريوش سوم از مغ ها كمك خواست. مغ‌ها كه وضعيت بلاتكليف اسرا و مجروحين و مقتولين خاكسپار نشده را ديدند براي سرعت بخشيدن به پيدا كردن جسد پادشاه هخامنشي به اسكندر گفتند چون شالوده خاندان هخامنشي با «شير سگ» برآمده و «محافظين» اين خاندان «سگان» مي‌باشند لذا هر كجا سگي را ديديد كه در بالاي سر جسدي پرسه مي‌زند بدانيد كه جسد متعلق به پادشاه هخامنشي است و بدين ترتيب يونانيان بزودي با همان علايم مذكور جسد داريوش سوم هخامنشي را پيدا كرده پيش اسكندر آوردند.در روايت ديگري آمده است :
«آخرين فرد سلاله هخامنشي نيز داريوش ناميده مي‌شد : داريوش سوم.
در زمان او ايران از اسكندر شكست خورد. در اول ماه اكيم سال 331 [قبل از ميلاد] وقتي داريوش سوم شكست خود را از اسكندر مشاهده كرد به تنهايي راه گريز در پيش گرفت. تعقيب بمدت يازده روز ادامه يافت. اسكندر صيح روز يازدهم از دور جسدي مشاهده كرد. در اطراف جسد تنها يك سگ پارس كنان به نگهباني از آخرين پادشاه پارس مشغول بود و كسي ديگر در اطراف او نبود. اين منظره به همان قدر كه تاسف آور بود براي امپراتوري ايران نيز فاجعه آميز بود و عاقبت نكبت‌بار آن را نشان مي‌داد»(16)
بدين ترتيب يك سلسله كه سگ پرورده بودند و تاريخ پر از فجايع جانگداز آنها از بريدن و دريدن و شكنجه و شكستن و فسق و فجور و ظلم و جور بود همچون فيلمي كه با «پارس سگي» شروع گردد با زوزه سگي نيز به پايان رسيد و از اعمال ننگين آنها سناريويي باقي ماند تا‌ «سگ پرستان شاهپرست» به ياري «توله سگ پهلوي دوم» فيلمي با ميليون‌ها دلار هزينه با نام «كوروش كبير» بسازند و دهن كجي بيشرمانه‌اي به تاريخ واقعي اين مردم شريف بنمايند.
جالب اينكه دو سلسله خالص به اصطلاح «آريايي نيز كه خود را دنباله «سگ پروردگان» هخامنشي مي‌دانستند يعني «ساساني» و «پهلوي» نيز به همان «آخر و عاقبت سگي» دچار شدند و آنها نيز در ارتباط با سگ تاريخ ايران را از لوث وجود خود پاك كردند.
«حمزه اصفهاني» در كتاب «تاريخ سني ملوك‌الارض و الانبياء» در مورد فرار يزدگرد سوم آخرين پادشاه سياه پوست!! ساساني مي‌نويسد كه او «آنچه گوهر و زرينه و سيمينه داشت با پسر و زنان خود و حشم خويش برداشت و چون رفت هزار طباخ(آشپز) و هزار سگبان و هزار يوزبان و هزار بازيار همراه داشت»(17)
نويسنده كتاب «آسياي هفت سنگ» با اظهار تعجب از اين «عمل سگي يزدگرد» مي‌نويسد : «او رفت و سپاه [ايران] و رستم فرخزاد [(فرمانده سپاه ساساني در جنگ قادسيه)] و همه ايرانيان را در برابر سپاه عرب، بي‌پناه و بي استمداد باقي گذاشت من نمي‌دانم در آن وقت كه هواپيما نبود آن همه سگ و سگبان چطور از تيسفون خود را به مرو رسانده‌اند كه سه هزار كيلومتر بيشتر فاصله است»(18)
آخر و عاقبت سلسله پهلوي نيز كمتر از پيشينيان سگي‌اش نبود. شاه وقتي از پناهندگي به كشورهاي مختلف خسته شد و همه كشورها عذرش را خواستند با واسطه «هاميلتون» و به سفارش «كارتر» – رئيس جمهور آمريكا – رئيس جمهور پاناما قبول كرد كه شاه به كشور پاناما پناهنده شود. آنها به قدري از عظمت 2500 ساله شاهنشاهي و ديكتاتوري پهلوي در گوش رئيس جمهور پاناما خواندند تا رئيس جمهور پاناما نديده تحت تاثير عظمت پادشاه ايران قرار گرفت ولي وقتي شاه را ديد به تمسخر در مورد عظمت شاهنشاهي پهلوي به هاميلتون گفته بود «دو هزاروپانصد سال سلطنت [شاهنشاهي] و پنجاه سال سلطنت پهلوي به دوازده نفر آدم و مشتي بار و بنديل و دو سگ منحصر شده » است.

(19)فاعبترو يااوالابصار (عبرت بگيريد اي صاحبان بينش).

About these ads

678 پاسخ to “هخامنشيان يا سلسله سگ پروردگان!!”

  1. سورنا Says:

    اقای نویسنده متن فوق به نظر میرسد شما از خانواده ای بی اصل و نسب و مادری بدکاره متولد و یا بهتر بگوییم مانند سگ زائیده شده اید امثال شما را میتوان در خانه های فساد یافت و حتماً مادرانتان نیز در جنده خانه های آذربایجان به عنوان کس پاره مشغول به کسب در امد و اوردن رزق بر سر سفره های چون شما سگان وطن فروشی هستند اگر امثال شما ولد زناها و خوک پدران نبودید ایران مهد فرهنگ میماند و زالو صفتانی چون اعراب اخوند نما سرنوشت این مملکت باستانی و کهن را به دست نمیگرفتند .
    ما چند خط بیشتر از این چرندیات وطن فروشانه را نخواندیم ولی همین بس است که ایرانیان پاک را بر سر غیرت اورده و نسل شما ترکان فاسد زاده را از خاک پاک ایران زمین پاک نماییم
    لعنت یزدان پاک بر شما و خاندان ناپاکتان باد

    • نریمان Says:

      ترک خر اشغال کثیف بیگانه

      • Behzad@yahoo.com Says:

        این مقالۀ دکتر حسین فیض الهی ارزش این رو ندارد که ما پهلوی طلب ها گله ای بریزیم و پاچه اش را بگیریم. فارس ها ئیکه دندان دارند باید پاچۀ ناصر پورپیرار را بگیرند که حسابی ریده به ما فارس ها. به نظر من ما فارسا باید یه چند روزی منقل و زرورق رو کنار بذاریم و بریم جلوی ذفتر ناصر و داد بکشیم، ناصر، ناصر آومده ایم تخمت را بخوریم.
        زبانم لال، اگر صدا و سیمای ایران فیلم مستند » تختگاه هیچکس » را از تلویزیون پخش بکند، چه خاکی به سرمان خواهیم ریحت؟

      • arsalan@yahoo.com Says:

        شعری از شاعر جامی از فارس های افراطی در مدح سلطان محمود غزنوی

        هستم سگکی بر آستانت / خرسند زتو به استخوانی

        شد سـگ کوی تو جامی، / چون سگانت داغ کن

        تا بداند هـــر کـــه بیـند، / کز سـگان کـوی تست

      • tabriz@yahoo.com Says:

        وزارت اطلاعات ایران با همکاری بعضی از کشورها که مهارت خاصی در سوپاپ اطمینان سازی دارند، هر چه شعبان بی مغ، پری بلنده، آرشامه خانوم، شاه دزد، قواد، جانی، خود فروخته، لمپن و مانقورت که صفات مشترک شان در مزدوری، لواط، و اعتیاد هست را در تشکل های بنام پان ایرانیست و سلطنت طلب های رنگارنگ جمع کرده تا هر کسی که از حق و هویت خودش دفاع بکند، انگ تجزیه طلب و پانترک بزنند. تا بحال در هیچ جائی هیچ تشکلی بنام پانترک شناسائی نشده که کسی هم بخاطر عضویت در آن محاکمه شده باشد

      • gvhzg@yahoo.com Says:

        ناصر پورپیرار ریده به کسانی که قصه سرائی را جایگزین تاریخ نگاری کرده اند

      • tabriz@yahoo.com Says:

        اینکه در روایت‌های تاریخی (و از جمله به نقل از کتزیاس) آورده‌اند که کورش در جوانی راهزنی می‌کرده، و لواط می داده، درست است و مغایرتی با داده‌های دیگر تاریخی ندارد. چرا که حمله کفتار وار وی به بابل، قتل و غارت بابل و از بین بردن تمدن درخشان بابلی شکل تکامل یافتۀ و توسعۀ دزدی و راهزنی است

      • miyanali@yahoo.com Says:

        حکمرانان امارات با تریلیون ها دلاری که از فعالیت های اقتصادی و تجاری بدست می اورند، امارات را به بهشت برین تبدیل کرده اند و هر هفته یکی از رؤسای اروپائی، افریقائی و اسیائی برای بستن قرارداد افتصادی وارد دبی میشود. شبکۀ الجزیره به دو زبان انگلیسی و عربی بطور بیست و چهار ساعته برنامه پخش میکند و با بخش جهانی بی بی سی، سی ان ان و فاکس نیوز در حال رقابت است
        حکمرانان امارات برای وادار کردن دیگران برای خلیج عرب نامیدن محدودیت‌ها و سختگیری‌ها اندیشیده اند. خود داری از مجوز تخلیه برای کشتی‌ هایی که در بارنامه آنها نام خلیج فارس دیده می‌شود، ممانعت از اجازه فرود به هواپیماهایی که از اسم خلیج فارس استفاده کنند، لغو مجوز خبرنگاران و فیلمبردارانی که رسانه متبوع آنان نام خلیج فارس را منتشر کرده باشند، خدمات تشویقی و تضییقات تنبیهی برای تاجران، کنسرت‌های موسیقی، جشنواره‌های خرید، مؤسسات توریستی و تورلیدرها و بسیاری نمونه‌های گسترده و مشابه دیگر. کار بجای رسید که گوگل هم از » خلیج عرب » استفاده می کند.
        در مقابل پهلوی طلب ها همراه پان ایرانیست ها گله های از سگ های ولگرد را در طول 1300 کیلومتر ساحل جنوب ایران مستقر کرده اند تا با پارسیدن های شبانه روزی ثابت کنند که آنجا خلیج فارس است. » اما این کجا و ان کجا «

      • miyanali@yahoo.com Says:

        در سال 1840 اوژن فنلاندن استاد نژاد تراش و قصه نویس معروف، هخامنشیان را پدر خوانده برای فارس های مجهول الهویه
        انتخاب کرد و برای اولین بار از زبان پهلوی نام برد. بدون اینکه معلوم کند خط پهلوی چیست، از کجا آمده و مورد مصرف آن چه بوده است. بعد دیوید نیل مکنز نژاد تراش لغات نامۀ » زبان پهلوی » را نوشت. بعد نژاد تراش ها با پادوهای داخلی شان در یک حرکت هماهنگ شایعه انداختند که ابن مقفع ده ها کتاب را از زبان پهلوی به عربی ترجمه کرده است

      • gvcsvgv@yahoo.com Says:

        خوزستان بیشتراز امارات نفت و گاز در زیر خاک خود دارد و علاوه برآنها خوزستان دارای زمینهای حاصلخیز و آب شیرین فراوان است که ارزش آنها کمترازنفت و گاز نیست. اگر خوزستان از ایران جدا بشود، وضعیت خوزستانی ها خیلی بهتر اماراتی ها خواهد شد. اگر جدا نشود، فارس ها با پول جاصل از نفت و گاز خوزستان مواد مخدر خواهند خرید. فارس اصیل یعنی معتاد.

      • ahad@yahoo.com Says:

        پهلوی ها و سران پهلوی طلب ها بی سواد و تحصیلات دانشگاهی ندارند.

        زمانیکه اردشیر ریپورتر جی تاج شاهی را به سر رضا پالانی گذاشت، رضا یک مهتر و بی سواد بود. حتی سواد خواندن را هم نداشت.

        محمد رضا شاه پهلوی پسر رضا پالانی بعد از اتمام تحصیلات مقدماتی در طهران عازم سوئیس شد و قبل از اینکه از دبیرستان ال روزه دیپلم بگیرد در سن 17 سالگی به ایران برگشت. بعدها از طرف دانشکدۀ افسری به وی درجۀ ستوان دوم افتخاری دادند بعد از کودتای 28 مرداد در زمستان 1333 دانشگاه کلمبیا در نیویورک به وی دکترای افتخاری داد. ( درجۀ دکترا در نوکر صفت بودن )

        رضا پهلوی نوۀ رضا پالانی در سن هفده سالگی همراه پدرش محمد رضا در سال پنجاه و هفت از ایران گریخت و در خارج از ایران هم تحصیل نکرده است ولی از طرف پهلوی طلب ها به وی درجۀ خلبانی داده شده است.

        علی رضا نوری زاده از پهلوی طلب های معروف قبل از انقلاب با دیپلم به روزنامۀ اطلاعات اخبار حوادث را می نوشت بعد از انقلاب مدتی پاسدار شد بعد از ایران خارج شد. پهلوی طلب ها به وی درجۀ دکترا داده اند . ( شاید در مزدوری درجۀ دکترا گرفته است

      • ahad@yahoo.com Says:

        اگر از زبان فارسی ضمیرها، بودن، شدن، کردن و لغات ترکی مثل آقا، خانم، چاپ، تومان، گمرک، بشقاب، اتاق…. را منها کنیم، باقی لغات آن عربی هستند و به جرات میشود گفت که زبان فارسی همان عربی شکسته است.. دولت ایران تعلیم زبان عربی را در کل مدارس از دورۀ اول راهنمائی تا ختم دانشگاه را اجباری کرده تا زبان بی بار و فاقد ارزش تکلم فارسی را کمی بهتر کند

      • kursh@yahoo.com Says:

        شهید شاپور بختیار از همفکران شهید حاجعلی رزم ارا بودند. شهید رزم آرا بخاطر مخالفت اش با ملی شدن نفت توسط خلیل طهماسبی به شهادت رشید و شاپور بختیار هم بخاطر اینکه در کودتای نافرجام نوژه، خوزستان را به صدام حسین بخشیده بود توسط سربازان آقا امام زمان در پاریس به شهادت رسید.. کودتای نوژه منجر به جنگ هشت سالۀ ایران و عراق شد که بیش یک میلیون نفر از ایران و عراق کشته شدند.
        روح شان شاد و راهشان پر رهرو باد.

      • gvcsvgv@yahoo.com Says:

        چرا فردوسی، سعدی و حافظ یک بیت شعر در رابطه با کورش و هخامنشیان نگفته اند زمانیکه اسلام ظهور کرد، مگر یک هزار سال از کورش ساختگی نگذشته بود؟ چرا مورخین عرب هیچ اشاره ای به کورش و هخامنشیان نکرده اند؟ مشخص است که جریان تهوه آور هخامنشیان قصه های هستند که توسط نژادتراش ها با پادوهای داخلی شان در ایران به رشتۀ تحریر در آمده اند.

      • ahad@yahoo.com Says:

        از آنجا که انبوه دروغ‌ های تاریخی نژادتراش ها با پادوهای داخلی شان در ایران برملا شده و دُم خروس شان بیرون افتاده است، بجز عوام الناس که قوه تمییز و ادراک کافی ندارند، کس دیگری ادعاهای انها را در رابطه با هخامنشیان را به جد نمی‌گیرد

      • sdswd@yahoo.com Says:

        روز جهانی سگ یا روز جهانی کورش؟

        روی لینک بالا کلیک کنید

      • ahad@yahoo.com Says:

        اگر کورش با نیزه اندازهایش تمدن ممتاز بابلی را از بین نبرده بود، انسان امروز در دنیای خیلی بهتر از این زندگی می کرد. کورش با نیزه اندازهایش جامعۀ بشری را چند هزار سال به عقب انداخته است.

      • ali@yahoo.com Says:

        کشورهای غربی در زمان شاه از ایران حق توحش می گرفتند و اگر شاه تابحال زنده مانده بود، حالا افغانی ها هم از ایرانی ها حق توحش میگرفتند.

      • ali@yahoo.com Says:

        به فارسه میگن، با عن عرب ها در امارات بیشتر حال میکنی یا با عن ترک ها در استانبول؟ میگه، والله عن عرب ها خوشمزه تر از عن ترک ها و عن ترک ها خوشمزه تر از عن عرب ها بهمانخاطر من با مخلوطش حال میکنم.

      • ali@yahoo.com Says:

        اگر کل اروپا را یک کشتی در حال حرکت در روی آب دریا در نظر بگیریم، این کشتی بخاطر عدم رشد اقتصاد در حال غرق شدن است

      • ali@yahoo.com Says:

        هیچ دقت کرده اید فارس ها چگونه از یه طرف عرب ها را سوسمار خور خطاب می کنند و از طرف دیگر گله ای ریخته اند روی عن عرب ها در امارات دارن خودشان را خفه میکنند. واقعآ تماشائی

      • ali@yahoo.com Says:

        عرب ها در دبی فارس ها را وادار کرده اند عن عرب ها را با قاشق بخورند.

      • ali@yahoo.com Says:

        https://picasaweb.google.com/115477689388938509574/RtdIwB?noredirect=1#5616315874418271202

      • akbar@yahoo.com Says:

        ما فارس ها 2500 سال قبل از جنوب روسیه به جنوب ایران مهاجرت کردیم ولی هیج شباهتی به روس ها نداریم و خیلی شبیه افریقائی ها هستیم. بنظر شما این تضاد را چگونه می شود حل کرد؟

    • miyanali@yahoo.com Says:

      بنظر من فارس ها از بیماری سوشیال دیس اوردیر ( Social disorder ) که یک مشکل روانی است بشدت در عذاب هستند. علایم سوشیال دیس اوردیر طالیبانیزه کردن جامعه است که تحمل هیچ گونه نقد سالم بر تاریخ افسانه ای قوم من آوردی فارس را که توسط نژاد تراش ها و افسانه سریان به تحریر در آمده است را ندارند و کوچکترین نقد سالم بر آن افسانه ها باعث میشود که فارس ها بیست و چهار ساعت در روز، هفت روز در هفته، چهار هفته در ماه و دوازده ماه در سال را پارس کنند برای درمان به این بیماری خطرناک، فارس ها باید کیر ناصر پورپیرار را روزی یک ساعت بمدت سه سال ساک بزنند تا حال شان جا بیاید.

      • aliYahoo.com Says:

        فارس ها به هر کجا بروند، فرهنگ اعتیاد و روسپیگری خودشان را هم به ارمغان می برند

      • miyanali@yahoo.com Says:

        { دساتیر. [ دَ ] (اِخ ) دساتیر آسمانی . اسم کتابی است که ملافیروز اسمی از ایران به هند برده و ترویج کرده و این کتاب ظاهراً در زمان شاه عباس اول جعل شده است ، صد سال قبل از ملا فیروز. شاید جعل آن به زمان اکبرشاه (963-1014 هَ . ق .) در هند باشد و این کلمه به معنی کتاب آسمانی از مجعولات خود کتاب دساتیراست . (یادداشت مرحوم دهخدا). مجعول کتابی در دوران سلطنت اکبرشاه در قرن دهم هَ . ق . بدست شخصی به اسم آذرکیوان فراهم شده است و آنرا به پیغمبری مجعول از ایران باستان به اسم ساسان پنجم نسبت داده و خود آنرا ترجمه و تفسیر کرده است . این کتاب بعدها بطبع رسید و مایه ٔ گمراهی لفات نامه نویسان شده و لغات ساختگی آن از راه لغات نامه ها در شعرهای نیمچه شاعرانی مانند شیبانی و ادیب الممالک و فرصت راه یافت و غلطهای تاریخی آن نیز وارد تاریخ دوران قاجار شد. خلیی از لغات من در آوردی دساتیری مثل خوش؛ بیمار، خدا، نزدیک؛ دور، خانه، پرسش و پاسخ امروز در میان فارسی زبان های مجهوالهویه رواج دارند. سره نویسی همان استفاده از لغات بی معنی دساتیری است

    • ahad@yahoo.com Says:

      دو قرنی است که نژاد ترش های خارجی با پادوهای داخلی در ایران، با دروغ بافی، جعل و تحریف حقایق تاریخی به قصد فریب عوام الناس و طرح ادعاهای پوچ و بی اساس و سرقت ادبی و به خود وانمود کردن تاریخ و افتخارات دیگران را به یک رسم و آئین تبدیل کرده اند. از قدیم گفته اند چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است. در مقایسۀ نژادی رنگ ( پوست، مو و چشم ) در نظر گرفته میشود، و زبان بخاطر اکتسابی بودن در نظر گرفته نمی شود با این حساب فارس های مجهوال لهویه در جنوب ایران از نژاد آفریقائی هستند.

    • ahad@yahoo.com Says:

      نژادتراشاش ها با پادوهای داخلی شان در ایران با استفاده از آخرین متدهای روانشناسی، دخترهای گندیدۀ فارس را به عرب ها و به ترک ها می چپانند تا فارس های اصیل در شهرهای بندرعباس، چابهار، ایرانشهر، آبادان، کرمان و بوشهر که خیلی شبیه آفریقائی ها هستند کمی تغییر قیافه داده، و مثل فارس های دو رگۀ طهران، مشهد و اصفهان که از طرف پدر ترک و از از طرف مادر فارس هستند، بشوند. تا وقتی که به دیگران می گویند ما آریائی ( چشم آبی ) هستیم، مورد تمسخر دیگران قرار نگیرند هر چند که. مشکل شعبان بیمغ ها و پری بلنده ها با این مسخره بازی ها حل نمی شود چون با این وصلت ها، فارس ها بازهم چشم آبی و به رنگ آلمانی ها در نخواهند آمد ولی کمی بهتر می شوند.

    • gvcsvgv@yahoo.com Says:

      محمد رضا شاه پهلوی پسر رضا مهتر در انقلاب پنجاه و هفت گفت، اگر مردم ایران منو از قدرت خلع بکنند ایران را ایران ستان خواهم کرد. مردم به صورت عن اش تف انداختن و از ایران بیرون کردند. موقع فرار هم خزانۀ ایران را خالی کرد و با خود ش برد. برای اساس بر آورد دکتر ابو الحسن بنی صدر اولین رئیس جمهور ایران، شاه 36 میلیارد دلار از اموال مردم را با خودش برده است. شاه در فاهره مرد و همانجا هم چال شد. پسرش رضا پهلوی با شاپور بختیار برای ایران ستان کردن ایران کودتای نوژه را با همکاری صدام حسین راه انداختند که این کودتای نافرجام منجر به جنگ هشت سالۀ ایران – عراق شد و در این مدت هشت سال جنگ، ایران شد ایران ستان.

    • gvcsvgv@yahoo.com Says:

      پنج سال بعد در چنین روزی اتحادیه اروپا بخاطر وضعیت بد اقتصادی اعضای ان منحل خواهد شد در نتیجه آنها نخواهند توانست با کیس روانی درست کردن و خوراندن دارو بطور اجباری به پناهده وی را وادار به » پهلوی طلب » بکنند
      پهلوی طلب ها » کاغذ توالتی » هستند که هر نوع کون با مو، بی مو و بواسیری را می شود به راحتی پاک کرد. احتمالآ غربی ها پهلوی طلب های خودشان را تحویل چین بدهند تا چینی ها هم مدتی کون خودشان را با » پهلوی طلب » ها پاک بکنند.

    • ahad@yahoo.com Says:

      کودتای نافرجام نوزه

      کودتای نوژه، کودتایی بود که کمی بعد از پیروزی انقلاب، عده ای از افسران پهلوی طلب در نیروی هوائی و زمینی برای بازگرداندن رضا پهلوی و شاپور بختیار بقدرت و حذف خمینی و نابودی نظام جمهوری اسلامی، با همکاری حزب بعث عراق در بغداد طرح‌ ریزی شده بود. هدف اول کودتا حملهٔ هوایی عراق به مراکز نظامی ایران و به منزل خمینی در جماران بود در مقابل رضا پهلوی و شاپور بختیار هم اهواز را بعنوان چهاردهمین استان عراق برسمیت شناخته بودند.
      این کودتا در تاریخ ۱۸ تیر ماه ۱۳۵۹ (۱۱ ژوئیه ۱۹۸۰) توسط کیانوری رهبر نظامی حزب توده ایران فاش شد. کیانوری نه ‌تنها مسئولان سازمان اطلاعات و امنیت کشور را در جریان جزئیات کودتا قرار داده بود، بلکه حتی آنها را به یکی از مخفیگاه‌های کودتاگران که در آن جلساتشان را تشکیل می‌دادند، هدایت داده بود. در نتیجه فرمانده هان اصلی یعنی سپهبد سعید مهدیون و سرتیپ آیت محققی با بیش از پانصد پهلوی طلب دستگیر شدند. و تقریبآ همۀ انها به حکم آیت الله محمد ری شهری به جوخۀ اعدام سپرده شدند.

      در حالی که پهلوی طلب ها در داخل ایران محاکمه میشدند، شاپوربختیار، رضا پهلوی و اشرف پهلوی از صدام حسین خواستند تا به ایران حمله کند. صدام هم بخاطر اینکه اهواز چهاردهمین استان عراق خواهد شد، به ایران حمله کرد در نتیجه آتشی بپا شد که در ان آتش بیش از یک میلیون نفر از ایران و عراق کشته شدند و تریلیون ها دلار به هر دو طرف خسارت وارد شد.

    • gvcsvgv@yahoo.com Says:

      اثیراخسیکتی از فارس های افراطی در مدح قزل ارسلان ترک می گوید

      ای کمینگاه فلک ابروی تو / آبروی آفتاب از روی تو
      جای جانها گوشه شبوش تو / دام دلها حلقه گیسوی تو
      بر سر کوی غمت بر تا «اثیر» / های هویی می زند بر بوی تو
      کم نگردد رونق حسن تو هیچ / گر بیفزاید سگی در کوی تو

      • gvcsvgv@yahoo.com Says:

        چنانچه منابع تاریخی حکایت می کند زرتشت ( شتر بد ریخت ) 500 سال قبل از میلاد، و یا 2000 سال قبل از میلاد و حتی 6000 سال قبل از میلاد شاید در بین النهرین، شاید در کردستان، شاید در آذربایجان، شاید در سیستان، شاید در بلخ و شاید هم در شمالغرب هند بدنیا آمده است و تاریخ مرگ و محل دفن اش هم بر کسی معلوم نیست. حالا ذهن هر انسان جویا و حقیقت طلب به این سوال معطوف میشود که آیا این فاصله زمانی بسیار طولانی و مکان های بسیار دور از همدیگر خود بهترین دلیل بر افسانه ای بودن شخص زرتشت نیست.

      • ahad@yahoo.com Says:

        فارسه با این شعر اش چه دمی تکان داده است

      • ali@yahoo.com Says:

        عرب ها در امارات تنها کسانی هستند که می توانند ریشۀ فارس سگ ها را از ریشه به خشکانند. فارس ها مثل سوسک با خوردن عن عرب ها در امارات به زنندگی خودشان ادامه می دهند و اگر عرب ها بعد از ریدن عن خودشان را با خاک بپوشانند، یک فارس هم زنده نمی ماند

    • gvcsvgv@yahoo.com Says:

      پهلوی طلب ها چهار هزار انسان بی گناه را در
      در روز 17 شهریور 1357 به خاک و خون کشیدند.

      تنها چند روز پس از واقعهٔ آتش‌سوزی سینما رکس آبادان توسط اوباشان پهلوی طلب در ۲۸ مرداد ۱۳۵۷،که در ان نزدیک به هفت صد نفر زنده زنده سوزانده شدند، دولت جمشید آموزگار که با شعار دولت فضای باز سیاسی روی کار آمده‌ بود، مجبور به استعفا گردید و در روز ۴ شهریور، محمدرضا پهلوی پسر رضا پالانی از جعفر شریف امامی که رئیس مجلس سنا بود و به برخی مخالفت‌ها با دولت هویدا مشهور بود، دستور داد تا دولتی با شعار آشتی ملّی تشکیل دهد. کمی بعد و در روز ۱۳ شهریور، راهپیمایی بزرگ عید فطر در تپه‌های قیطریه تهران، تبدیل به تظاهرات بر ضد حکومت دست نشادۀ پهلوی شد. به دنبال این تظاهرات، ناآرامی‌های دیگری نیز تا روز شانزدهم شهریور به وقوع پیوست. تظاهرات ۱۶ شهریور ماه در تهران با حضور بیش از نیم میلیون نفر انجام گرفت که بزرگ‌ترین گردهمایی انجام‌ گرفته در ایران تا آن زمان بود. تظاهرکنندگان شعارهای شدیداللحنی سر می دادند نظیر: «مرگ بر سلطنت پهلوی و محمد رضا مزدور است »، و برای اولین بار نیز معترضان خواستار تشکیل «حکومت جمهوری » شدند. همان شب، شاه برای آنکه کنترل امور را از دست ندهد دولت را مجبور کرد تا در تهران و یازده شهر دیگر -کرج، قم، تبریز، مشهد، اصفهان، شیراز، آبادان، اهواز، قزوین، جهرم و کازرون- حکومت نظامی اعلام کند و فرماندهی نظامی پایتخت را نیز به اویسی که در جریان قیام ۱۳۴۲ به «قصاب ایران» مشهور شده بود سپرد و همچنین دستور بازداشت سنجابی، و بازرگان، داد
      دعوت کنندهٔ اصلی راهپیمایی روز هفده شهریور روحانی‌ای به نام علامه یحیی نوری بود. این فرد از مبارزین برضد نظام شاهنشاهی بود که به صورت انفرادی عمل می‌نمود و ساکن اطراف میدان ژاله بود. از اولین ساعات صبح روز جمعه، مردم برای شرکت در راهپیمایی و نماز جمعه به امامت علامه یحیی نوری راهی میدان ژاله گردیدند. بدون اینکه توجهی به حکومت نظامی بکنند.
      فرماندهان نظامی ابتدا چندبار با بلندگو از مردم خواستند که متفرق شوند و وقتی با بی‌تفاوتی مردم روبه‌رو شدند، به سوی آنان آتش گشودند. گلوله‌باران توسّط پهلوی طلب ها، بیش از نیم ساعت به طول نینجامید. به‌گونه‌ای که خبرنگارانی که ساعتی بعد از حادثه به محل رسیدند، فقط با ماشین‌های آب‌پاشی روبه‌رو شدند که مشغول شست‌وشوی خون های ریخته شده در خیابان‌ها بودند. در مناطق جنوبی تهران برای کشتن مردم از هلی کوپتر های نظامی و از تانک ها استفاده شد.
      این روز و این واقعه در میان وقایع سال آخر حکومت دست نشاندۀ پهلوی از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار بود. در حقیقت با این کشتار، راه مخالفین و مبارزین برای همیشه از حکومت دست نشاندۀ پهلوی جدا شد و امکان هرگونه آشتی میان مردم و اوباشان پهلوی طلب سلب گردید. نفرت تودۀ مردم نسبت به شاه بیشتر شد به گونه‌ای که عملاً مردم به دو گروه تقسیم شدند: اکثریت انقلابی و اقلیت ناچیز پهلوی طلب ضد انقلاب. این واقعه، پایان شورش‌های پراکنده و مقطعی و آغاز انقلاب واقعی بود.»
      بر اساس برآورد انقلابیون در این روز بیش از ۴٬۰۰۰ نفر کشته شده‌اند و تعداد کسانی که تنها در میدان ژاله جان باخته‌اند ۵۰۰ نفر است. میشل فوکو فیلسوف فرانسوی که برای پوشش دادن وقایع انقلاب در یک روزنامه ایتالیایی به محل حوادث رفته بود مدعی شد که ۴٬۰۰۰ تن در این روز هدف گلوله قرار گرفته‌اند.

    • gvcsvgv@yahoo.com Says:

      رزم ‌آرا از اوباشان پهلوی طلب با تمام توان سعی می‌کرد از ملی شدن صنعت نفت جلوگیری کند. او پس از مصوبۀ ۲۶ آذر مجلس، در جلسۀ خصوصی مجلس شرکت کرد و به شدت علیه ملی شدن نفت جبهه گیری کرد. و در پایان با صراحت تمام گفت: ملی کردن صنعت نفت بزرگترین خیانت است. بهمانخاطر توسط خلیل طهماسبی از فدائیان اسلام به ضرب گلوله از پای در آمد.

    • ahad@yahoo.com Says:

      ویل دورانت، قصه نویس مشهور امریکائی در جلد اول کتاب » تاریخ تمدن » بخش هند در ص 52 و 53 می نویسد،
      باید بخاطر بیاوریم که آریایی هایی که از سیبری در جنوب روسیه به یونان رفتند مانند آریایی های که از سیبری به هند آمدند در آن زمان بسیار خشن و جنگجو بودند. آن ها بسیار نیرومند و دلیر بودند و مردمان آرام تر و متمدن تری را که بر سر راه خود شان می یافتند یا نابود می ساختند و از میان می بردند و یا آنها را به خود جذب می کردند و در خود مستحیل می ساختند…. آریایی ها که قبایل صحرا گردی بودند و در جستجوی زمین های علفزار برای حیوانات اهلی خود دایماً جا بجا می شدند و در حرکت بودند، به اروپای مرکزیی رسیدند. به نظر می رسد که آن ها هیچ کار فوق العاده و قابل توجهی انجام ندادند…

      آقای ویل دورانت اگر قصه نویس نیست، باید بگوید که کجای فارس ها و هندی ها شبیه مردم سیبری و یونانی هاست. فارس ها خصوصآ در جنوب ایران و هندی ها شبه سیاهپوست هستند یعنی موی سیاه، چشم سیاه و پوست تیره ای دارند در حالیکه مردم روسیه و یونانی ها سفید پوست، چشم آبی و مو طلائی هستند.. اگر فارس ها، هندی ها، روس ها و یونانی ها از یک نژاد بودند، باید رنگ ( پوست، چشم و پوست ) همۀ انها یکی می بود. در حالیکه کاملآ فرق می کند.

    • ahad@yahoo.com Says:

      دنیای آرشامه خانوم ها
      پان ایرانیست ها و پهلوی طلب ها در ایران هر کسی که از دبیرستان با رشتۀ ریاضی – فیزیک فارغ تحصیل شود، دانشمند هسته ای خطاب می کنند و هر روز اسرائیل این دانشمدان هسته ای ایران را از طریق ماهواره شناسائی و ترور می کند!!
      کسی نیست از این آرشامه خانوم ها سوال کند که پس چرا دانشمندان اتمی کردۀ شمالی ترور نمی شوند.

      کردۀ شمالی خودش ماهواره را می سازد و ان را در مدار زمین قرار می دهد. همچنین اورانیوم را در راکتورهای که خودش در کره ساحته به اندازۀ لازم غنی و بعد آن را تست میکند در مقابل ایران هر کسی را گیر آورد کونش را می لیسد تا برای ایرانی ها راکتور درست کنند و به ایرانی ها اورانیوم غنی کنند

      • aliYahoo.com Says:

        در چند ماه آینده معلوم خواهد شد که حکمرانان ایران چقدر فارس گرا هستند چون پشتون های پاکستان و افغانستان به رهبری آقای نواز شریف نخست وزیر محبوب پاکستان قدرت را در کل افغانستان را در دست خواهند گرفت و تاجیک های افغانستان که مسئول تمام خون ریزی ها و ویرانی های بعد از سقوط دولت دکتر نحیبالله هستند زیر پاها له خواند شد و اگر ایران فارس ستان باشد و دولت ایران فارس گرا باشد می بایست مثل سوریه و لبنان وارد جنگ شود. اگر دولت ایران بیتفاوت ماند، باید رید به کسانی که به ایران می گویند » فارس ستان » هر چند که دولت ایران در دو هفته پیش با اخراج بیش از هزار هراتی موضع خودش را از همین حالا واضح ساخته است.

    • ahad@yahoo.com Says:

      پهلوی طلب ها بهتر است قبول کنند که عصر رضا پالانی گری با آن کودتا ها ( کودتای 1299، 28 مرداد 1332و کودتای نوژه، ) و امضای قرارداد های ننگینی مثل گس گلشائیان خیلی وقت است که بسر آمده

    • kursh@yahoo.com Says:

      شهید شاپور بختیار از همفکران شهید حاجعلی رزم ارا بودند. شهید رزم آرا بخاطر مخالفت اش با ملی شدن نفت توسط خلیل طهماسبی به شهادت رشید و شاپور بختیار هم بخاطر اینکه در کودتای نافرجام نوژه، خوزستان را به صدام حسین بخشیده بود توسط سربازان آقا امام زمان در پاریس به شهادت رسید.. کودتای نوژه منجر به جنگ هشت سالۀ ایران و عراق شد که بیش یک میلیون نفر از ایران و عراق کشته شدند.
      روح شان شاد و راهشان پر رهرو باد.

    • darush@yahoo.com Says:

      کتاب های ناصر پورپیرار به دلیل تمسخر، تضعیف غرور ملی، و وطن پرستی و ایحاد روحیۀ خود باختگی در برابر فرهنگ و تمدن عرب محکوم است.

    • ahad@yahoo.com Says:

      اگر عرب ها در امارت یبوست بگیرند، فارس ها به چه وضعی می افتند؟ من یقین دارم که فارس ها از گرسنگی خواهند مرد فارس ها بصورت عشیره ای ریخته اند روی عن عرب ها در امارات، دارن خودشان را خفه میکنند. اما چنین بنظر می رسد که عن عرب ها سوء هاضمه دارد بخاطر اینکه فارس ها بعد از خوردن عن عرب ها، بطرف همه پارس می کنند.

    • darush@yahoo.com Says:

      به روح شهید حاجعلی رزم آرا و شهید شاپور بختیار سوگند كه از پاي ننشينم مگر اينكه شما ترک ها و تازی ها را از پاي در نياورم

    • fxdf@yahoo.com Says:

      از آنجا که انبوه دروغ‌ های تاریخی نژادتراش ها با پادوهای داخلی شان در ایران برملا شده و دُم خروس شان بیرون افتاده است، بجز عوام الناس که قوه تمییز و ادراک کافی ندارند، کس دیگری ادعاهای انها را در رابطه با هخامنشیان را به جد نمی‌گیرد

    • ahad@yahoo.com Says:

      جریان آمدن فارس های شبه سیاهپوست از جنوب روسیه به جنوب ایران در 25000 سال پیش به جریان چوب کبریت را به کون قورباغه کردن و به جای تانک تی 72 فروختن است. فارس ها در جنوب ایران شبیه افریفائی ها هستند یا شبیه روس ها؟ حالا نژاد تراش ها با پادوهای داخلی خود هرچقدر قصه بنویسند و سند به تراشند. چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است.

    • ahad@yahoo.com Says:

      اگر عمر منشور کورش بیش از 200 سال باشد، من گردنم را با گیوتین می زنم » دکتر حسین روا زاده »

      برای خواندن متن سخنرانی دکتر حسین روا زاده در دانشگاه مشهد روی لینک بالا کلیک کنید.

    • morad@yahoo.com Says:

      رژیم ایران با همکاری پان ایرانیست ها در راستای گسترش فزهنگ اعتیاد فارس در آذربایجان، مواد مخدر ارزان قیمت در آزربایجان، خصوصآ در تبریز پخش می کنند

    • yutyu@yahoo.com Says:

      دیروز در زلزلۀ بوشهر 30 معتاد کشته و 800 معتاد دیگر زخمی شدند. 10 سال پیش در زلزلۀ بم 26 هزاز معتاد کشته و قریب به 100 هزار معتاد دیگر زخمی شده بودند. مکس هر چقدر کم باشد، انقدر بهتر است

    • hjkhjk@yahoo.com Says:

      از زمانی که نوشیروان کیهانی زاده از پادوهای داخلی در مطلب نادرستی که در روزنامۀ شرق منتشر کرد و روز قلابی جهانی کورش را بر سر زبان ها انداخت، هشت سال می گذرد. البته امسال که 29 اکتبر برابر با هفتم آبان بود در نتیجه نمی دانیم جهانیان در کدام روز جهانی کورش را برگزار کردند. فرض بر انکه چنین روزی قلابی نیست و به قول نژادتراش ها در تقویم سازمان ملل ثبت شده و پلمپ شده و دو منگوله هم بدان آویزان کرده اند مایلم بدانم امسال چنین مراسمی در کجای دنیا برگزار شده است؟ خوشحال می شوم اگر کسی عکسی یا فیلمی از چنین مراسمی را در رسانه های داخلی یا خارجی دیده است، آنرا به ما هم نشان دهد. یه خبری، عکسی، فیلمی و چیزی باید باشد یا نه؟

    • sdswd@yahoo.com Says:

      نژادتراش ها با پادوهای شان در داخلی ایران کتاب » خلیج فارس در نقشه های کهن » را اخیرآ به چاپ رسانده و در صفحۀ 9 همراه با تصویر لوحۀ گلی منقوش از آثار کهن بابلی نوشته اند.

      » لوحۀ گلی منقوش از آثار کهن بابل در حدود دو تا سه هزار سال قبل از میلاد. روی لوحه، نقشه دنیای بابلیان را نشان میدهد و در پشت آن شرح نقشه حک شده است. در این نقشه بابل و آشور در احاطۀ خلیج فارس دیده میشود. سایر نقاط را به نواحی دیگر خوانده اند.» اصل این لوحه در موزه بریتانیا نگهداری میشود.

      پس 4000 سال قبل یعنی 1500 سال قبل از پیدایش قوم با عنوان پارسیان، جغرافیدانی در بابل، با پیش بینی ضرورت و لزوم وجود خلیجی به اسم فارس، اشاره به آن را در رسامی اش منظور کرده است. آیا به راستی این نژاد تراشان و سند تراشان نهایت ابلهی خودشان را ثابت نمی کنند؟ آیا توسل به چنین دست آویزهای سست و مسخره خود بی بنیانی فکر سند تراشان را جار نمی زند

    • jasim@yahoo.com Says:

      اگر پهلوی طلب ها به رهبری شاپوربختیار و رضا پهلوی با کمک صدام حسین در کودتای نافرجام نوژه بقدرت می رسیدند، امروز ایران و ایرانی در چه وضعی بود؟

      رضا پهلوی بعنوان دست نشاندۀ صدام حسین در ایران به قدرت می رسید، اهواز از ایران جدا می شد و میلیون ها ایرانی از قحطی جان می باختند

    • abdul@yahoo.com Says:

      چگونه میشود پهلوی طلب های کثافتی که خودشان را آذربایجانی یا اهوازی جا زده اند و ظاهرآ به دفاغ از آنها مقاله می نویسند. را شناخت؟

      به من نطر من اگر کسی از لابه لای نوشته هایشان نه توانست سر در بیاورد که طرف پهلوی طلب کثافت است یا نه، باید به متن مقاله ها دقت بکند و ببیند که پهلوی طلب گه چقدر از لغات دساتیری استفاده کرده است

    • tabrizli@yahoo.com Says:

      یه سال بعد در چنین روزی، کیر پشتون ها به فرماندهی نواز شریف نخست وزیر محبوب پاکستان صاف خواهد رفت تو کون هر چه تاجیک در افغانستان هست. فارس ها خیلی وقت است که همه چیز را وسیله قرار داده اند تا به قدرت برسند. ولی مثل همیشه مثل قورباغه زیر پا له خواهند شد

    • tabrizli@yahoo.com Says:

      فارس ها به هر کجا بروند، فرهنگ اعتیاد و روسپیگری خودشان را هم به ارمغان می برند.
      زندان های مخوف ارمنستان و فارس های معتاد و روسپی.
      روی لینک بالا کلیک کنید

      • tabrizi@yahoo.com Says:

        فارس ها به هر کجا بروند، فرهنگ اعتیاد و روسپیگری خودشان را هم به ارمغان می برند.
        زندان های مخوف ارمنستان و فارس های معتاد و روسپی.

    • tabrizi@yahoo.com Says:

      سلطنت طلب ها موهای سر خودشان را در مزدوری سفید میکنند

    • uasman@yahoo.com Says:

      ااخراج ده ها هزار کارگر آریائی هندی از عربستان سعودی

    • fars@yahoo.com Says:

      طبیعت به ما فارس ها زبان خوبی داده تا بکشیم به کون عرب ها در امارات. سری به امارات بزنید و با چشمان خود ببینید که چگونه فارس ها وکیل می گیرند تا عرب ها کس دختر فارس را باز کنند. ( فارس محتاج کیر عرب )

      • tabrizi@yahoo.com Says:

        زبان کشیدن به کون عرب ها در امارات چه عالمی دارد. فارس مرده را زنده می کند

    • ali@yahoo.com Says:

      زیبائی و شهامت ترک ها

      از نظر مُعِزّی شاعر قصیده سرای مشهور ایران

      (امیرالشعرا ابو عبدالله محمد بن عبدالملک برهانی نیشابوری)

      این شوخ سواران که دل خلق ستانند
      گویی ز که زادند و به خوبی به که مانند
      ترک اند به اصل اندر و شک نیست و لیکن
      از خوبی و زیبائی، خورشید زمانند
      میران سپاهند و عروسان وثاقند
      گردان جهانند و هژبران دمانند
      مشکین خط و شیرین سخن و غالیه زلفند
      سیمین بر و زرین کمر و موی میانند
      شیراند به زور و، به هنر گرچه غزالند
      پیرند به عقل و به خرد، گرچه جوانند
      چون راحت روح اند چو با ساغر راح اند
      چون حصن حصین اند چو بر پشت حصانند

      • ali@yahoo.com Says:

        روزنامۀ کولومبوس دیسپت Columbus Dispath در امریکا در کاریکاتوری نقشۀ ایران را ترسیم کرده است که در آن روی ایران یک در پوش فاضلاب گذاشته و کل ایران را در قالب یک سوراخ فاضلاب و پر از شاهزادۀ پارسی به تصویر کشیده است روی لینک بالا کلیک کنید

      • marvan@yahoo.com Says:

        به فارسه میگن، عرب ها در امارات یبوست گرفته اند، فارسه سکته میکند.

      • aliYahoo.com Says:

        کورش که با نفت اومد
        پالانی سرسخت اومد
        آریا بازی وارد شد
        عاقل بودن راکد شد
        نفتو حسابی بردند
        با نام آریا خوردند
        رضا پالانی شاه شد
        کورش و آریا ماه شد
        شاه نوکر انگلیس
        هم دزد بود و کاسه لیس
        دزدان دورش نشستند
        تا ملتو شکستند
        انگلیس نفتو میبرد
        پالانی خیلی میخورد
        آریا بازی ایده شد
        حقیقت دزدیده شد
        تحریف تاریخ اومد
        کورش ز مریخ اومد
        اومده دشت مرغاب
        ساکن شد و رفت بخواب
        انگلیس نفتو میبرد
        پالانی خیلی میخورد
        دزدان همه شاد بودند
        عضو حزب باد بودند
        تاریخ دروغ میساختند
        آریا فروغ میساختند
        شاه که تریاکی بود
        او دزد چالاکی بود
        در عالم هپروت
        کورش پرست و طاغوت
        از نفت دزدی میکرد
        نوکری مفتی میکرد
        وقتی که کورش اومد
        انگلیس بجوش اومد
        از خوردن نفت ما
        شد مثل یک اژدها
        آتش زد هستی ما
        آریا شد هستی ما
        اگر چه نفتو خوردند
        ولی آریا آوردند
        آریا چه دل خوش کنک
        بزرگ مثل بادکنک
        هم خوشگل و ناز بود
        توی تاریخ دراز بود
        اما تاریخ غربی
        برای خلق شرقی
        فکر ما رفت به آریا
        نفت ما رفت بدریا
        آن کس که آریا رو دید
        رفتن نفتو ندید
        خادم انگلیس شد
        ظالم و کاسه لیس شد
        ادعای وطن کرد
        ملتو تو کفن کرد

    • ali@yahoo.com Says:

      كمك تركيه به تونس 7 دی 1391

      جمادي الجبالي نخست وزير تونس كه در تركيه به سر مي برد از كمك 600 ميليون دلاري آنكارا به تونس خبر داد و گفت اين وجوه در بخش هاي توسعه راه آهن و گاز طبيعي به كار گرفته خواهد شد. علاوه بر آن، سرمايه گذاران ترك در تونس فعال مي شوند. از رقم فوق، 100ميليون دلار كمك بلاعوض است و 500 ميليون دلار ديگر هم به تونس وام داده شده است.
      روی لینک بالا کلیک کنید

      • ali@yahoo.com Says:

        فارس ها به هر گجا برود فرهنگ روسپیگری، اعتیاد و دزدی را هم با خودش به ارمغان می برند بهمانخاطر به هر کجا بروند به صورت شان تف انداخته می شود.

      • ali@yahoo.com Says:

        از فارس افراطی می پرسند، ارزش یه فارس را چگونه می شود تعیین کرد؟ میگه،

        o روی عن عرب ها در امارات. در امارات عرب ها میرینند و ما فارس ها هم بصورت عشیره ای ریخته ایم و داریم خودمان را خفه می کنیم

        o در جلوی دفاتر سازمان ملل. ما فارس ها در جلوی دفاتر سازمان ملل مثل کرم بخود می لولیم تا کسی دستی به سرمان بکشد و بگوید تو پرشین منی. واقعآ هر کسی نان عقل خودش را میخورد. عقل ما فارس ها بیشتر از این قد نمی دهد

      • aliYahoo.com Says:

        ملت رضا پالانی در زندانهای اندونزی
        و در باغ وحش های استرالیا

        بیش از 5 هزار ایرانی در زندان های مخوف اندونزی به سر می برند. زندان هایی در جزایر دور افتاده و گرمسیر این کشور که سالانه ده ها تن در آن ها جان خودشان را از دست می دهند.
        پس از غرق شدن دو کشتی حامل ایرانی های غیرقانونی به مقصد استرالیا در آب های اندونزی، سفیر این کشور در طهران سخنانی تکان دهنده ای درباره اوضاع ایرانی های حاضر در اندونزی بیان کرد. دیان ویرنجوریت از افزایش آمار جرم و جنایت توسط فارس های ولگرد در اندونزی خبر داده و سپس نسبت به وضعیت تعداد زیادی از این ولگرد ها که در جزایر این کشور بسر می برند هشدار داد. وی همچنین درباره تعداد ولگرد ها در زندان های حاضر در اندونزی و شرایط نگهداری آن ها گفت: «الان حدود 5 هزار فارس در اندونزی در مکان‌هایی شبه زندان نگهداری می‌شوند. 400 نفر در زندان هستند و 47 نفر هم به خاطر حمل مواد مخدر محکوم به اعدام شده‌اند. این تعداد کمی نیست و ما دوست نداریم مردم کشوری به جای توریستی برای ما تولید مشکل کنند. متاسفانه ایران سومین کشور در لیست سیاه اندونزی بعد از افغانستان و سریلانکا به خاطر مسایل پیش آمده است.»
        گفتی است که فارس ها به هر گجا برود فرهنگ روسپیگری، اعتیاد و دزدی را هم با خودش به ارمغان می برند بهمانخاطر به هر کجا بروند به صورت شان تف انداخته می شود. تجاوز جنسی به ایرانی ها در باغ وحش های ( کمپ های پناهندگی ) استرالیا را در اینجا و اینجا بخوانید فارس ها باید از سه تا شش سال در باغ وحش های استرالیا منتظر بمانند تا شاید بعد از این همه انتظار اجازۀ دخول به شهر را بگیرند.

    • ali@yahoo.com Says:

      هیچ دقت کرده اند چگونه بیش از سه میلیون آریائی از افغانستان، تاجیکستان ،ایران، کردستان و از شبه قارۀ هند مثل مکس ریخته اند روی عن عرب ها در کشورهای اطراف خلیح عرب و دارن خودشان را خفه می کنند با توجه به وضع و اوضاع اقتصادی خیلی از کشورها، فردائی که می اید، آریائی ها عن ترک ها را با عن عرب ها قاطی خواهند کرد و مخلوط اش را خواهند خورد. محال است که اریائی ها بتوانند خودش شان از روی عن عرب ها جمع و جور کنند

    • ali@yahoo.com Says:

      اردشیر ریپورترجی رضا پالانی را بقدرت رساند
      پسرش شاپور ریپورترجی دکتر محمد مصدق را از قدرت خلع کرد

      • ali@yahoo.com Says:

        آیا تا بحال کسی را دیده اید که طرف سلطنت طلب باشد ولی مزدور نباشد؟ سلطنت طلب یعنی مزدور

    • Omar@yahoo.com Says:

      در بین سیاسی کاران اصطلاحی است که می گویند » علی رضا نوری زاده سازی » یعنی یک نفر مراحلی را که طی میکند تا به یه مزدور تمام عیار تبدیل شود. علی رضا نوری زاده سمبل در» مزدوری » است

    • ali@yahoo.com Says:

      نژاد تراش ها با پادوهای داخلی خودشان در ایران برای تزریق هویت جعلی به ایرانی ها تمام تخم مرغ های خودشان را در دو سبد زبان فارسی و تاریخ ایران باستان گذاشته اند.

      در رابطه با زبان فارسی. اگر لغات عربی، ترکی و دساتیری را از زبان فارسی منها کنیم، زبان فارسی از بین می رود.

      در رابطه با تاریخ. بعد از آنهمه خرج و مخارج برای جعل تاریخ با مصادرۀ تاریخ ترک ها، عرب ها و قصه نویسی بلاخره، از ناصر پور پیرار بادی خارج شد و همۀ قصه هائی را که نوشته بودند و آن همه اسنادی را که تراشیده بودند، برد. ناصر پورپیرار طوری ریده که دیگر دنبال این کار را گرفتن کاملآ بی فایده است.

    • tabrizi@yahoo.com Says:

      اقای ناصر پورپیرار با ضریب هوش بسیار بالا بزرگترین و صادقترین مورخ در تاریخ هاورمیانه می باشند که در آثار و تحریرهای خود وجود جعل تاریخی بسیار گسترده در مورد هخامنشیان را ثابت کرده و ماهیت واقعی آنان را نشان می دهد. آیشان ثابت می کنند که ملت فارس و زبان فارسی نوسازند و ریشه در تاریخ ندارند. به همانخاطر سلطنت طلب های مزدور که ماموریت در تزریق هویت جعلی به مردم را دارند، بیست و چهار ساعته بطرف آقای ناصر پورپیرار پارس میکنند ماه نور برافشاند، سگ هم عو، عو کند.

    • Miyanali@yahoo.com Says:

      زبان فارسی یکی از بی نظم ترین زبانهای دنیا است و از زمان اکبر شاه در هند هرچـه سره نویسان لغات معادل و همگنی برای 90% لغات عربی دخیـل در فارسی درست می کند، جامعه خود بخود این لغات گوشخراش، غـیـر معقول، نامأنوس و چندش آور را پس می زند یکی از ضعفهای زبان فارسی نداشتن صیغه، ساختار و نظام اشتقاقی است مثلاً عرب برای اصطلاح خارجی شارژ، بـدون هیچ مشکلی، از مصدر باب تفعیل، یعنی از لغت جدید » تشبیع» استفاده کرد و سریع در تمام ممالک عربی شایع و رایج شد؛ ولی سره نویسان در فرهنگستان پس از سالها که خواستند مصدری مثل » پر کردن!» را بجای » شارژ » بکار برند، جامعه نپذیرفت و باز گفتند » شارژ» ….از زمان اکبر شاه در هند سره نویسان با یـک یا دو پسوند و پیشوند، معادلی برای کلمات خارجی درست میکند؛ اما چون پسوندها و پیشوندها جزوی از اسکلت اصلی زبان نیستند، مانند عمل جراحی قلب پیوندی و… پس میـزنـند و در ذهـن مردم جوش نمیخورند! مـثلاً سالیان سال است که آنها مرتبآ از رساناهای گروهی الفاظ گوشخراش بالا خانه را بجای بالکن، آسمان دره را بجای کهکشان، آسمان غرغره را بجای رعد و برق، آموزگار را به جای معلم، گرمابه را بجای حمام، تلفن همراه را بجای مبائل و بالگرد را بجای هلیکوپتر بکار می برند اما تلـفظ این لغات بخاطر غیر موزیکال و زمخت بودن پس زده می شوند.

    • tabrizi@yahoo.com Says:

      http://www.dailytelegraph.com.au/lost-on-a-cruel-sea-sydney-family-mourns-two-year-old-in-asylum-boat-sinking/story-fn6b3v4f-1226184140646

      روی لینک بالا کلیک کنید تصویری که باز خواهد شد، تصویر مریم علی زاده است که خبر پیدا شدن جسد پسر نه ساله اش مهدی را به او داده اند. ایرانی های که از اندونزی بطور غیر قانونی و از طریق قاچاق برها، از راه دریا وارد استرالیا می شوند، معمولآ در دریا غرق می شوند و به تخم کسی هم نیستند و اگر غرق نشدند و خودشان را به یکی از جزایری مثل کریسمس، مانور، مانوس .. رساندند باید سال ها در زیر گرمای 40 درجه در روز و 20 درجه در شب با میلیون ها پشه در چادرها منتظر بمانند در اخر هم شاید بعنوان پناهنده قبول بشوند و شاید هم بطور اجباری به ایران دیپورت شوند ایرانی یعنی پشم

    • ali@yahoo.com Says:

    • ali@yahoo.com Says:

      • ali@yahoo.com Says:

        خلاصۀ از سخنرانی آراشام پارسی رهبر سازمان لواط کاران فارس در کنار گور منتسب به کورش لواط کار.

        ای کسانیکه عشق کورش در سینه دارید و میخواهید روح کورش برقص در آمده و هر چه زودتر ظهور کند.
         اگر هنوز ازدواج نکرده اید، دیگر ازدواج بر شما عاشقان کورش جایز نیست
         اگر ازدواج کرده اید و زن و دختر دارید، انها را با کامیون به کشورهای عربی بفرستید. بدانید که کس بدرد شما نمی خورد و فقط برای خوشی اعراب است
         اگر هنوز به گاراژ تبدیل نشده اید، حتماً چند ماهی را در شهرهای پیشاور و قندهار بگذرانید.
         اگر زنتان پسر بدنیا آورد، از بدو تولد ساک زدن را یادش بدهید. بدانید که ساک زدن قبل از کون دادن، روح کورش را به پرواز در می آورد.
         اگر هنوز دندانی برایتان باقی مانده، بکشید زیرا ساک زدن با دندان به کیر مردم صدمه می رساند و ما پرشین ها را بد نام می سازد بهمانخاطر جایز نیست.
         موقع تبدیل شدن به گاراژ توسط پشتون ها در پیشاور و قندهار، ناله نکنید. گر عشق کورش باشد، باید که سهل باشد کون دادن ها
         پارک دانشجو درطهران به عاشقان کورش اختصاص یافته و همۀ توریست ها، خصوصاٌ پشتون ها و عرب های که وارد ایران میشوند، برای خوش گذرانی با عاشقان کورش، به آنجا هدایت داده میشوند، همیشه در انجا حضور داشته باشید و هر کسی را که گیر آوردید، کیرش را حسابی ساک بزنید. در این دنیای فانـــــــــــــــــی هیچ چیزی به اندازۀ ساک زدن به کیر پشتون روح کورش خییییییییییییییییییلی بزرگ را به رقص در نمی آورد.

      • ali@yahoo.com Says:

        شعر یه پشتون به آرشام پارسی رهبر سازمان لواط کاران فارس

        آرشامه خانوم کیر مقبولم را بیخی ساک کرده توانست
        کون مقبولش بیخی پاره شده توانست
        از درد کونش، صبرش بیخی ختم شده توانست
        آی کورش فی امان کونم بیخی پاره شد، گفتن توانست

    • ali@yahoo.com Says:

  2. سورنا Says:

    اقای نویسنده متن فوق به نظر میرسد شما از خانواده ای بی اصل و نسب و مادری بدکاره متولد و یا بهتر بگوییم مانند سگ زائیده شده اید امثال شما را میتوان در خانه های فساد یافت و حتماً مادرانتان نیز در جنده خانه های آذربایجان به عنوان کس پاره مشغول به کسب در امد و اوردن رزق بر سر سفره های چون شما سگان وطن فروشی هستند اگر امثال شما ولد زناها و خوک پدران نبودید ایران مهد فرهنگ میماند و زالو صفتانی چون اعراب اخوند نما سرنوشت این مملکت باستانی و کهن را به دست نمیگرفتند .
    ما چند خط بیشتر از این چرندیات وطن فروشانه را نخواندیم ولی همین بس است که ایرانیان پاک را بر سر غیرت اورده و نسل شما ترکان فاسد زاده را از خاک پاک ایران زمین پاک نماییم
    لعنت یزدان پاک بر شما و خاندان ناپاکتان باد
    مرگ بر وطن فروشان ترک وتبار خوک صفت ایشان که از سگ کثیف ترند

    • ahad@yahoo.com Says:

      فارس اگر لقمان شود، رانندۀ پیکان شود، باز همان فارس سگ است. باید بخاطر یک کیلو استخوان یک ساعت پارس کند یا یک ساعت دم تکان دهد.

      امیر کبیر فارس باید هر روز دست ناصر الدین شاه ترک را هزار بار ماچ میکرد.
      حالا که آقا بالاسر فارس ها عوض شده. احمدی نژاد همان امیر کبیر است و آقا سید علی خامنه ای همان ناصرالدین شاه است و احمدی نژاد باید دست آقا سید علی خامنه ای را روزی هزار بار ماچ کند و به آن افتخار کند.

      • aliYahoo.com Says:

        ایمان پهلوی دختر رضا پهلوی در اینه یه نگاهی بخودش می انداره بعد رو بطرف مادرش میکنه میگه، مادر تو مرا زایئده ای یا ریده ائی؟ آخی چه قیافه ایست من دارم؟ هرکی نگاهم میکنه در جا اسهال میگیره.

    • marvan@yahoo.com Says:

      فارس زبان ها عقب ماندگی های خودشان را با پارس کردن بطرف دیگران جبران می کنند.

  3. خيلي احمقي دكتر Says:

    متاسفم كه با وجودي كه دكتري ولي هنوز هم خري و مغزت به اندازه يك نخوده و از تاريخ مملكت خودت اطلاعات كامل نداري و هرچي دوست داشتي نوشتي و زر زر كردي
    تو همچون خري مي ماني كه با خود كتاب حمل و نقل مي كند

  4. صبا ضيايي Says:

    تو يك احمق بيشتر نيستي كه كوركورانه از سگ هاي بي اصل نسبي پيروي مي كني كه چشم هاشون از ديدن شكوه تاريخ ايران كور شده و از سر بيچيزي واق واق ميكنند و ديگران رو به خودشون متوجه مي كنند

  5. شایان Says:

    کس ننت کسافت وطن فروش
    ببینمت جرت میدم

  6. nima behrad Says:

    پوفییوز مادر قوه سگ جد و آبادته جا کش مفلس خیانت کار بی اصلو ریشه اگر پیدات کنم مادرتو می گام تا درس عبرت بشه برای سایرین که دیگه گوه زیادی نخورین حروم زاده

  7. GARTAL Says:

    مرگ بر سگ پروردگان هخامنشی

  8. حقیقت Says:

    دوستان پارسی گوی من نیز از خواندن مطالب بالا بسیار ناراحت شدم و به دونبال تاریخ گشتم و گفته های این آقا در در آن کتاب ها یافتم و بسیار …

  9. حقیقت Says:

    ایران کشور پهناوری است و آبستن حوادث فراوان …
    بهتر است با به جای بدو بیار جویای حقیقت باشیم
    و در مقابل این مطالب مطالبی سند دار را به این وب لاگ اضافه کنیم

  10. محسن Says:

    واقعا اين خريت محضه كه يكي پاشه و كل تاريخ يه ملت بزرگ و مسخره كنه. فكر ميكنم اين ميتونه نهايت سگ زادگي كسي باشه كه بخواد اوصافي رو كه خودش لايقشه رو به اولين ثبت كننده حقوق انسانها در دنيا نسبت بده!
    شما يا از انسانيت بويي نبردي يا حيواني!
    يا تحصيلات در حد مهد كودك هم نداري و يا بي سوادي!
    شما مطمئنا ديوانه اي كه مي خاي با يه اسم جعلي و يه سري اراجيف كه ساخته و پرداخته ذهن كپك زدتونه چيزايي بگي كه تو كل دنيا از اول تا آخر كسي قبول نداشته و نداره و نخواهد داشت جز خود احمقت…

  11. aria Says:

    خاک بر سرت فاشیست کثیف
    درد هرچی آذری وطن پرست ایرانیه تو سرتو

  12. aria Says:

    به کوری چشم تو و هم فکران فاشیستت مردم تبریز در تظاهرات باشکوهی در اعتراض به نام مجعول خلیج عربی و دفاع از نام خلیج فارس شرکت کردند.تا مشت محکمی به دهن تو و سایر هم فکرانت باشه.و بدونی که تفکراتت در دل توده مردم جایگاهی نداره.

  13. PATOGOMOZCHI Says:

    درود بر گرگهاي خاكستري درود ملت ترك درود بر ترك هاي خونخوار آري اي فازس زبانان زن صفت نزديك است روزي كه شما فارسها را تكه تكه كنيم و شهر كوران (كرمان) ديگري بسازيم مرگ بر كلمه بي ريشه ي ايران مرگ بر اين كشور بي فرهنگ و بيتمدن پوخ من بر استخوانهاي كوروش ترسو
    تمدن سومر تمدن پرو تورك برو مطالعه كن و تا ته كونت بسوز

    • انسان Says:

      یادش به خیر یه زمانی آذربایجان سرزمین ستارخان ها بود

      اگه به خونخواریت افتخار می کنی من دیگه حرفی ندارم

    • ssd Says:

      سند تركان براي اينكه ميگويند سومري ها ترك بودند كتاب تخمي تخيلي ترك داناست. دوستان ااريايي ما لطفا متن مصاحبه با دكتر جهانشاه در خشاني را در اينترنت بخوانيد تا ببينيد كه چطور دانشمندان دنيا امروزه تاريخ عظيم نژاد اريايي را در ايران و سومر با توجه به تازه ترين تحقيقات زمين شناسي و زبان شناسي و كتيبه هاي تمدن مصر و ميان رودان باز نويسي ميكنند

  14. نادر Says:

    درود بر تو اي سالار زاده كه در مورود سگ ربانهاي تخم عرب حقيقت را عنوان كردي

    • ssd Says:

      هم ميهنان اريايي درود بر شم لطفا دكتاب ايران سرزمين هميشگي اريايي ها را بخوانيد و يا ايران در عصر اهن نوشته محقق روسي خانم يا نا مدوسكا و نيز كتاب اصل اريايي (الف با) نوشته پروفسور وادل و يا كتاب ميراث ايران نوشته سيزده تن از خاور شناسان وبه شما گرگان ميگوييم كه بريد در گله گوسفندان زوزه بكشيد ضشير مردان و شير زنان اريايي را از گرگ هيچ واهمهاي نيست وشما تركان هيچ گوهي نبوديد ونستيد بزرگتون كه تركيه است در مقابل كردان اريايي هيچ غلطي نتونست بكنه و خودش هم خايه مالي كشورهاي اريايي اروپا رو ميكنه و نا موسش را در اختيار ارياييها قرار ميده فكر

  15. majid Says:

    تا اكنون حتي بيگانها جرات اين را به خود نداده اند كه به آورنده منشور حقوق بشر ومرد استسنائي جهان پيامبر ايران اينگونه اهانت كنند تويه كثافت با اهانتي كه به تاريخ ايران وايراني بودنت كردي موجودي كثافت عرب پرستي هستي كه اژدادتان به كشو اهوريي ما يورش آورده وتمام فرهنگمان را به باد دادند ولعنت بر دين كثيفتان كه حالم ازش بهم ميخوره مادر جنده اگه كوروش نبود كه مادرت را جلوي خودت مي گائيدن.

  16. armin Says:

    (کروان گچر ایت هورر).آقای دکتر ما ترکها معمولا به سگها نباید سنگ بیندازیم چون سگ ها عقل ومنطق در ست وحسابی ندارند.ممکن است گازمان بگیرند.اینها فقط ادعا دارند.چرا چون زمانی سگ یهود بودن الان هم صاحب ندارند.خطرناکند.البته در کنار مردانشان زنانشان هم کون لجن (گوتوپوخلی) هستند

  17. ترک نیستم Says:

    بابا یارو ترکه

  18. ترک نیستم Says:

    راستی تو که دکتر هستی و ترک( همون خر خودمون ) بگو بینم

    کی پیشرفتت کامل میشه و گور خر میشی

    شاید وقتی مامانتو بردی آفریقا که اصلاح نژادی کلی بکنی

    ضمنا خواهرتم بفرست ترکیه تا درآمد زایی بکنه (( یاشاسین آنتالیا… برو کس ترکی بکن حال میده ولی اول بکو خواهر ات را جمع کنن…چون من دیدم از تمام دنیا میان میکننشون تا درامد سرانه (کسدهی )ترکیه بالا بره ))

    • ssd Says:

      فكر كنم اقاي دكتر شبا خوب به مامانت امپول ميزنه كه اينجوري دوستش داري در ضمن خودتونم جر بدين باز ترك خر هستين اين را همه عالم از گذشته تا حال ودر اينده گفته و خواهند گفت برو كتاب پان تركيسم در اذربايجان را بخون (نوشته محسني) تا بدوني ابو علي سينا چجوري ريده به هيكل هر چي ترك خر

  19. ترک نیستم Says:

    راستی تو که دکتر هستی و ترک( همون خر خودمون ) بگو بینم

    کی پیشرفتت کامل میشه و گور خر میشی

    شاید وقتی مامانتو بردی آفریقا که اصلاح نژادی کلی بکنی

    ضمنا خواهرتم بفرست ترکیه تا درآمد زایی بکنه (( یاشاسین آنتالیا… برو کس ترکی بکن حال میده ولی اول بکو خواهر ات را جمع کنن…چون من دیدم از تمام دنیا میان میکننشون تا درامد سرانه (کسدهی )ترکیه بالا بره )) .

  20. ترک نیستم Says:

    راستی تو که دکتر هستی و ترک( همون خر خودمون ) بگو بینم

    کی پیشرفتت کامل میشه و گور خر میشی.

    شاید وقتی مامانتو بردی آفریقا که اصلاح نژادی کلی بکنی

    ضمنا خواهرتم بفرست ترکیه تا درآمد زایی بکنه (( یاشاسین آنتالیا… برو کس ترکی بکن حال میده ولی اول بکو خواهر ات را جمع کنن…چون من دیدم از تمام دنیا میان میکننشون تا درامد سرانه (کسدهی )ترکیه بالا بره )) ..

  21. ترک نیستم Says:

    راستی تو که دکتر هستی و ترک( همون خر خودمون ) بگو بینم

    کی پیشرفتت کامل میشه و گور خر میشی..

    شاید وقتی مامانتو بردی آفریقا که اصلاح نژادی کلی بکنی

    ضمنا خواهرتم بفرست ترکیه تا درآمد زایی بکنه (( یاشاسین آنتالیا… برو کس ترکی بکن حال میده ولی اول بکو خواهر ات را جمع کنن…چون من دیدم از تمام دنیا میان میکننشون تا درامد سرانه (کسدهی )ترکیه بالا بره )) ..

  22. ترک نیستم Says:

    راستی تو که دکتر هستی و ترک( همون خر خودمون ) بگو بینم

    کی پیشرفتت کامل میشه و گور خر میشی…

    شاید وقتی مامانتو بردی آفریقا که اصلاح نژادی کلی بکنی

    ضمنا خواهرتم بفرست ترکیه تا درآمد زایی بکنه (( یاشاسین آنتالیا… برو کس ترکی بکن حال میده ولی اول بکو خواهر ات را جمع کنن…چون من دیدم از تمام دنیا میان میکننشون تا درامد سرانه (کسدهی )ترکیه بالا بره )) ..

  23. سگ با شرافت تر از فارس Says:

    اقا لطفا به سگ توهين نكنين سگ از صاحبش دفاع مي كنه ولي اين فارسها صاحبانشان را 80 سال است كه گهز مي گيرند و دخترانشون رو هم به عربها مي فروشند ژسرانشون هم كه الان هم تو شيراز و تهران من با چشم خودم ديدم لواط مي دند

  24. سگ با شرافت تر از فارس Says:

    اقا لطفا به سگ توهين نكنين سگ از صاحبش دفاع مي كنه ولي اين فارسها صاحبانشان را 80 سال است كه گاز مي گيرند و دخترانشون رو هم به عربها مي فروشند پسرانشون هم كه الان هم تو شيراز و تهران من با چشم خودم ديدم لواط مي دند

  25. آقا سگ با شرافت تر از فارسه Says:

    اقا لطفا به سگ توهين نكنين سگ از صاحبش دفاع مي كنه ولي اين فارسها صاحبانشان را 80 سال است كه گاز مي گيرند و دخترانشون رو هم به عربها مي فروشند پسرانشون هم كه الان هم تو شيراز و تهران من با چشم خودم ديدم لواط مي دند

  26. محمد Says:

    اگر سوادداری یکم بیشترتحقیق کن کتیبه کورش روسردر سازمان ملل نصب کردن وقت کردی بخون

  27. کاوه ایرانی Says:

    یه مدت پیش رفته بودیم المان بعد رفتیم سوئد. به خاطر کار رفته بودیم. جالب بود که هم المانها و هم سوئدی ها و ظاهرا تمام اروپایها جکهاشون در مورد ترکهاست و توی جکهاشون اونهارو خر میدونن. حالا ما نفهمیدیم چرا ترکها فقط به فارسها گیر میدن و از اینکه به شوخی براشون جک میگن ناراحت میشن؟ چرا به اروپایها چیزی نمیگن و تاریخو اونهارو کش نمیرید و خراب نمیکنن معلوم نیست!!!!!! گویا دیوار فارسها از همه کوتاهتره!!!!!!

    • hbahussein Says:

      خوب دیگه فقط یک عیب دارن و اینکه علت و معلول رو نمیدونن چه ارتباطی با هم دارند.
      آقا من خودم میرم روسیه اونجا اینا رو آدم حساب نمیکنند.
      ما چیزی بهشون نمیگیم اینا رو میگن.
      بعضی از این کره خرها در تظاهرات در مورد دریاچه ارومیه ( که مه ایران از هر قومی معترض بودند) میگفتند اگر دریاچه خشک بشه شما از فارسها بیشرفتر هستید. خریت رو میبینین.
      من خودم با چند تا از این الاغها دوست بودم و دیدیم.

  28. تندر Says:

    خاک بر سر ت پدر خر بی بته و مزدور اخوندای عرب مسلک

    چطور اگر یک عرب بر قبر پدرد بشاشد میگی معجزه الهی است ولی این که بالفرض هیچ جایگاه تاریخی بدون غرضی هم ندارد وبه قول شما مزدوران سگ به کورش شیر داده یک معجزه خدایی نمی دانی بدان که اولا این کینه توزی یونانیان شکست خورده از کورش کبیر است که گهگاهی تاریخ راتحریف کرده اند ثانیا تو ای پدر سگ مزدور که جیره خوار وپادوی عربها هستی مطمین باش یا مزدوری یا بیجنبه ای یا زیر سرت بلند شده و ظرفیت وجایگاه ان را نداری ویا شوخی کردی که این بی ابرویی و خیانت کلامی واهانت به صاحبان این مرز و بوم شوخی بردار نیست زیرا اگر تو را بشناسم یا اگر رد پایی ازت پیدا کردم مثل کرم لهت میکنم…/

  29. night wolf Says:

    لازم دییر دشمنیهوز گوردیددسوز.واختندا هامی سینین آغذ لارین سچا جاروخ

  30. mohsen Says:

    تا زمانی که انسانهای بی اصل و نسبی مثل این بی پدر مادر در این سرزمین مقدس و اهورائی زندگی می کنند تعجبی نداره که کشوره های غربی که دور از تمدن هستند در مورد ایران اهورائی حرف بزنن و فیلم بسازند.
    اگر کوروش کبیر و داریوش بزرگ نبودند نه ایران بود نه ایرانی
    دورود اهورامزدا بر کوروش کبیر و داریوش بزرگ و تمام آریایهای ایرانی

  31. Zhina Says:

    اي مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه توست
    عـٍـرض خود مي بري و زحمت ما مي داري

    تا ابله در جهان است، مفلس در نمي ماند.
    تا آخوندا توي آشغال و امثال تو رو دارن مي تونن به حكومت فاسدشون ادامه بدن ولي بالاخره تاكي …….
    بيچاره اين تويي كه سگ پرورده اي، چون شما سگ هاي دست آموز آخوندهاي رذل هستيــد.
    با اميد به روزي كه حتي نام شما سگ پروردگان مانند لكه ننگي از ايران و تاريخ ايران زمين پاك شود………..

    زنده باد كوروش
    زنده باد ايـــران

  32. امید Says:

    ترک یعنی بی ناموس برین جلو کسهاتونو بگرین تبریز بو اب کس میده حرف تاریخ نزنین . هر چی کس کردم یه جورایی ترک بوده همه هم خود فروش برا پول تا تخم میخورنش.

  33. فرزاد Says:

    احمق مگه مجبوري زره اضافه بزني كه اينجوري مادرتو بگان. راستي هواسم نبود كه تو تركي اگه اين كس و شعرارو نگي بايد تعجب كرد .

  34. سیروس Says:

    ای اگر از تاریخ اطلاعاتی نداری احمق مگه مجبوري این هجویات را بنویسی . راستي هواسم نبود كه تو تركي اگه اين كس و شعرارو نگي بايد تعجب كرد .

  35. داود Says:

    جواب ابلهان خاموشی است.

  36. الپاميش Says:

    بي تاريخي شما فارسها روشن است سلسله هخامنشي يكي از اولين جنايتكاران روي زمين است كتيبه بيستون سند ننگين اولين جنايت بشري است كه پارسيان مرتكب شده اند .مرگ بر فارس

    • بهرنگ Says:

      دوست عزیز کتاب ترجمه کتیبه بیستون در بازار موجود است
      بهتر است قبل از پیشداوری کتاب رو مطالعه کنی. ضمناً تاریخ رو نباید با تعصب خواند. توهین بیمعنی است. این توهین ها و تحریف تاریخ در خاور میانه بسیار شایع است. شاید به این دلیل که نژادهای مختلفی مورد ظلم قرار گرفته اند.

  37. gamron Says:

    اگر ترك خر نبود كه اين دروغ ها و گزاف ها را از نمي پروراند
    ترك يعني حرام زاده يعني بي اصالت يعني بدبخت خدازده

  38. مسعود Says:

    رییدم تو دهن کوروش کبیر

  39. مهدی Says:

    52005
    آقای دکتر؟؟؟؟؟؟؟
    حتما به این شماره رجوع کرده تا در مورد تحقیق بی نظیرتان تحفه ای ناقابل از جانب دوستدار کوروش کبیر نصیب شما گردد.
    باشد تا لایقش گردی

  40. بیطرف Says:

    آقا همه اینا رو من جاهای دیگه هم خوندم و موافقم با مطالب – اصولا تنها قومی که اصل و نسب داره ترکها هستند – فارسها معلوم نیست از تخم مغولان؟ از تخم یونانیان؟ از تخم عربان ؟ از تخم یهودیان ؟ از تخم هندیان هرکی اومده زنای فارسا رو گائیده و اینهمه توله سگ پس انداخته

    • با طرف Says:

      قبول همه اومدم فارسها رو گاییدن ولی زبونشون رو با هر بدبختی بود حفظ کردن

      ولی ترکها زبون بی‏فرهنگهای آسیای میانه رو قبول کردن، باور نمیکنی زبانشناسی بخون ببین ترکی با کدوم زبونا هم‏خانوادس

  41. آریا Says:

    هارای هارای ایلده اششکم!
    سلاملاری ایلده یک ترک سومری التصاقی زبان! هستم.ولی فارسی می نویسم که آمریکا بفهمه. می خوام بگم افتخارات ما ترکها کم نیستن . از بابا چنگیز مهربان و تیمور لنگ و سلطان محمد خوارزم شاه در به در گرفته تا سلطان محمود جونم که در هند وافغانستان حکومت می کرد بگیر تا سلطان حسین کمری که اصفهانو به افغانی ها داد و فتحعلی شاه کبیر که ایرانو نصف کرد و این اواخر آیت الله خلخالی بزرگ که همه رو اعدام کرد و دست آخر با پارکینسون سقط شد و یا آیت الله حسنی که همه چیزو می فهمه ولی می خواد ملت بخندنو شاد و سرخوش باشند. برا همین خودشو می زنه به ترک بازی ! ای آریایی های بی تمدن جدید التاسیس از خاک ما برین بیرون! ای نوادگان کوروش مفعول! برین گم شین! مگه نمی دونین ما از اول همه جا بودیم! از آذربایجان و سومر و عیلام گرفته تا استانبول و سمرقند و مغولستان! یاشاسین آتاتورک تسالونیکی! یاشاسین بابک ! (نمیدونم چرا اسمش التصاقی نیست!) یاشاسین عیلام التصاقی ! یاشاسین ماد تورانی! یاشاسین ماهسون و امراه و تاتلیس و هولیا افشار( ترک های کوهی- کردهای سابق!!!) یاشاسین مقام معظم رهبری!!! مرگ بر ارمنی مسیحی! مرگ بر کردهای اسراییلی! مرگ بر منافقین وصدام! مرگ بر آمریکا. در خاتمه از الهام علی اوف کبیر! و اردوغان بی نظیر خواهشمندیم عراق را هم از چنگال آدم ها !! در بیارین. چون ما سومری ها در جنوب عراقیم و برادران ترکمن هم به تازگی معلوم شده در شمال عراق در اکثریتند! تعداد محدودی کرد وعرب میمونه که اونا رو هم میریزیم تو دریا. مگه ما چیمون از آتاتورک مسلمون!!کمتره که یک ونیم میلیون ارمنی نامسلمونو!! کشت؟ نا سلامتی همه ما تورانی ها از نسل گرگهای خاکستری هستیم! شیعه وسنی هم نداره. سنی بودن فقط برای کردها عیب داره!! چون باید به یکی گیر بدیم دیگه. بابا عقده ای شدیم از بس این فارس های سگ به ما میگن دراز گوش! ( توهمات متناقض ذهن یک ترک سومری دل شکسته)

    • داریوش Says:

      آریا دمت گرم ایول خوب گفتی‌ کلی‌ خندیدم …خوب زدی به جای حساس آریا جون تا ۲ تا مثل آریا هست تو این کشور هیچ غلطی نمیتونید نوکرهای ترکیه و باکو و زیر خوابهای آقای علیف و اردوغان و .آتاترک ….انجام بدن .

    • hbahussein Says:

      بله آقا اگر این ترکها (منظورم برادران آذری نیست) بخوان تاریخشون رو بنویسن جز توحش و خیانت به ایران چیزی توش نمیبینی.
      برای همین میخوان تاریخ رو انکار کنن.
      اگر را ست میگن تاریخ خودشون رو بنویسن بزران در اینترنت.

  42. آریا Says:

    آخه ترک مادرجنده دهنتو آب بکش . از کدوم افتخارتون بگم ؟؟؟ نصف دوستهای ترک من خربودن خودشونو قبول دارند. همون حسنی و خلخالی (خر خالی !!!) رو نمیتونین جمع کنین بدبختا! بقیه پیشکشتون. دلم براتون می سوزه. برای اینکه از دست فاس!ها رها شین. خایه های ترکیه رو می مالین! ولی اونا هم که چهرگانی خرتونو دیپورت کردن. آخه اونا هم می بینن که قیافه هاتون تخمیه! فکرشو بکن مثلا خطیبی و چهرگانی و فتح الله زاده و استاد اسدی با ترکهای سفید آناتولی هم نژادن! بابا شما خودتونم نمی دونین چه گوهی هستین!!!
    این کاراتون باعث می شه که فقط ارادت من به کوروش بیشتر بشه. در حالی که قبلا نمی دونستم چه شخصیت بزرگی بوده.

  43. آریا Says:

    ببین بدبخت با این مقاله !! با دستهای خودت کس ننه ات را پاره پوره کردی!! آخه پیرزن چه گناهی داشت!!! باز هم ادامه بده ولی واقعا مشکل شما پانترکها اینه که حرفهاتون مستند و مستدل نیست و بوی عقده ازش میاد!! به گفته ولادیمیر مینورسكی خاورشناس معروف: هر جا كه پرسش حل نشده ای در زمینه فرهنگ قوم های شرق باستان پدید آید ترکان بی درنگ دست خود را همان جا دراز می کنند.
    می دونی چرا چون واقعا تاریخ شما قبل از اسلام مجهوله. خب در درشتهای مغولستان تاریخ نگاری مرسوم نبوده!! و شما از این نظر واقعا در مضیقه این.احساسات تحقیر شده تو رو درک می کنم دکتر!!!!!!!!!!!( بعید میدونم سیکل هم داشته باشی!)

  44. آریا Says:

    انستیتو خرشناسی آنکارا ترکیه : همه تمدنها ترکن مگه خلافش ثابت بشه!!!
    اینو برای آگاهی ایرانیها نوشتم تا بدونن آشغالهایی مثل تو سرشون تو کدوم پالونیه. نواده های همونهایی که مردم آذربایجانو بعد از چالدران سرویس کردن!
    درسته دولت بی بخارمون زمینه رو برای آشغالهایی مثل تو فراهم کرده ولی دنیا اینجور نمی مونه. ایران و ایرانی همیشه بیدارن. فقط خوبیش اینه که مادر به خطاهایی مثل تو ذاتشونو به بقیه نشون میدن.

  45. vahid Says:

    براستی در جوابیه این اقای دکتر بعضی ها چیزی جز فحش و ناسزا نمی توانند تحویل دهند. جواب ان هم این است: کسانی که از تاکتیک فحش و تحقیر استفاده می کنند به سلاح دانش و مطالعه مجهز نیستند. ایرانی سرزمینی برای تمام اقوام است و هیچ قومی بر قوم دیگر برتری ندارد. به امید روزی که حقیقت را هر چند تلخ بتوانیم درک کرده و یاد بگیریم که با تفاهم در کنار یکدیگر زندگی کنیم.

    • ایرانی Says:

      درود به تو
      فکر کنم تنها کسی بودی که فحش ندادی

      این کارها فقط باعث میشه مردم ایران از هم جدا بشن و راه برای مستبدان داخلی و دشمنان خارجی هموار بشه

      نمی‏دونم آیا روزی می‏رسه که ایرانیها (فارس و ترک و کرد و لر و بلوچ و …) اونقدر متمدن بشن که از تعصب قبیله ای بیرون بیان؟

      • hbahussein Says:

        بهتر نیست که این صفحه رو ول کنیم.
        اینقدر به فکر نوشته شده که حتی ارزش پاسخ نداره دوست عزیز.
        انگار یکی حرفای خلخالی رو کپی کرده باشه اینجا.

  46. کیوان Says:

    شايد واژه هاي «نيكوروي» و «ناپاك» به نوعي افاده كننده استنباط جناب «آيت ا…خلخالي» باشد .
    اين «كوروش سگ دهان»، در واقع اولين حكمران پارسي است كه دستور بستن در دانشگاهها و دانشكده‌ها را صادر كرده و دانشگاه بزرگ حكمت و فلسفه يونان در شهر اوس را بكلي تعطيل كرده از كار انداخته است.
    «كوروش پسر چوپاني بود…. كه از شدت احتياج مجبور گرديد راه زني پيش گيرد»(2)خطيب مشهور جناب «آيت ا…صادق خلخالي» در كتاب «كوروش دروغين و جنايتكار» به استناد اين نوشته كتزياس كه مي‌نويسد : «كوروش در ايام جواني بكارهاي پست اشتغال ميورزيد و از اين جهت مكرر تازيانه [مي]خورد»(3) استنباط كرده است كه كوروش گاه – گاهي مجبور بود كه «لواط بدهد»(4) او كوروش را جزء آن منحرفين اخلاقي مي‌داند كه «در تمام عمر خويش هميشه مبتلا به انحراف اخلاقي بوده و از تن دادن بذلتها كه لواط هم جزو آنها است مضايقه نداشته‌اند»(5)

    • hbahussein Says:

      بله خوب وقتی خلخالی قاتل جانی حرومزاده کس کش که هنوز هم همه نفرینش میکنن استادت باشه بقیه اش هم معلومه.
      کشور رو به گنداب تبدیل کردند بعدش میگن چه بوی بدی داره میاد.
      این بوی گند خودتونه عزیز

  47. کیوان Says:

    در بالا قسمتی از افاضات این دکتر عالیقدر!! را می بینید. کسی که به خطيب مشهور جناب «آيت ا…صادق خلخالي» (جلاد بزرگ اوایل انقلاب که در نهایت مثل سگ توپید ) استناد کند حتما دکتر است!!
    و فکر می کنم فحش و ناسزا کمترین سزای چنین وطن فروشانی است. با نگاهی به جملات بالا می بینیم که نگارنده بارها از فحش وتحقیر به کوروش استفاده کرده است و بدون شک ، کاربران جواب خوب و مناسبی به این عقده ای بی اصل و نسب داده اند.

  48. کیوان Says:

    یه چیز دیگه:
    مادر کوروش ،دختر پادشاه ماد آستیاگس بود که ماندانا نام داشت. یعنی کوروش نیمی ماد و نیمی پارس بود. همان مادهایی که به قول پانتورکها از اقوام ترک بوده اند.(که ما می دانیم نبوده اند!!)
    حال سوال اینجاست: چرا پانتورکها اینقدر از شخصی که مادرش یک تورک!! بوده است متنفرند!؟

    جواب:
    عقده پانتورکها نسبت به ایران بزرگ و گذشته اش آنها رامجبور می کند که سرقتهای تاریخی و فرهنگی انجام دهند و مولوی، نظامی، بابک، سومریها ، عیلامیها، مادها و سرخپوستها!!! را ترک بدانند.
    در مرحله بعد حماقت و کم حافظه بودن آنها منجر به توهین به کوروشی می شود که مادرش ترک است! چون دروغگو کم حافظه است. واین احمق ها فراموش کرده اند که مادها هم ترک بوده اند.
    خدای را سپاس که دشمنان ایران اینقدر خر و کودن تشریف دارند و باعث تفریح وخنده ما می شوند.

    • دوست Says:

      سپاس
      هر وقت پان اول هر قوم اومد میرینه به اون قوم و دور و ورش

      می خواد پان ترک باشه پان عرب باشه یا پان ایرانی

    • hbahussein Says:

      برای اینکه میخوان یک تاریخ جعلی به نام ترک درست کنند و گذشته آذربایجان رو انکار کنند ولی تاریخ درخشان و نام بلند کوروش نمیذاره و به او توهین میکنند.

  49. Fars Says:

    18 قالپاق‌تریلی‌تو‌کس‌اول‌و‌آخر‌ننت

    زر‌زیادی‌بزنی‌همتون‌را‌تو‌دریای‌خزر‌دفن‌میکنیم

    فرزندان‌چنگیز‌آدم‌خوار‌را‌چه‌به‌گه‌خوری‌زیادی‌وحرف‌زدن‌از‌تاج‌کیانی

  50. Fars Says:

    هارای‌هارای‌ایلده‌من‌اشکم
    دکتر‌کون‌خرایی تو
    مادرت‌حیض‌بوده‌نطفت‌را‌بسته
    سایتت‌راهک‌میکنم‌کس‌کش‌پدر‌‌
    تر‌خر‌اجنبی

  51. Fars Says:

    وحید‌ننت‌جندست

  52. Fars Says:

    هرگز نخواب کوروش، ای مهر آریایی
    بی نام تو، وطن نیز نام و نشان ندارد

  53. Fars Says:

    ایلده‌ترک ‌یعنی تراکتور ,هاهاها…

    خدا‌راشکر‌ترکها‌هستن‌وگرنه‌ما‌به‌چی‌میخندیدیم

  54. هاپ هاپو Says:

    هاپ هاپ هاپ فاس هاپ

  55. عاشق کوروش و فارس Says:

    خواستم حسابی فحش وناسزا بارت کنم ولی آن چیز که ایان است چه حاجت به بیان است همه می دونن که شما ترکای عقده ای خر هستید و برای نشان دادن خودتان این اراجیف را سر هم میکنید ما هیچ نیازی به خود نمایی نداریم تاریخ خود بهترین گواه است

  56. خدایا این خرها رو از ما نگیر! Says:

    عر عر ایلده عر عر

  57. بسیار عالی بود Says:

    واقعا عالی بود همش منابع معتبر بود
    آریایی وحشی هست متعلق به سیبری

    • یادآوری Says:

      منظور از منابع معتبر همان کتاب دانشمند عالی قدر فوق دکترای تاریخ آیت الله العظمی خلخالی است!!!

  58. صفر زن مامانت Says:

    kose nanat avalan
    dovoman jakesh shoma ke ta mitunestid az kire ma iraniaaa khordid
    ta balake ye gohii beshiiiiid
    nanane un khalkhalioo ba too madar jendaeoo dine doorooghitooono gaiiidaaaam
    shoma eslamam zire soal bordiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiin
    bye harooom zade

  59. فارسا سوخان Says:

    در اثبات سگ بودن فارسها همين بس كه انوري شاعر پارسي گوي در مدح سلطان محمود تورك گفته :
    به شكار رفته بودي سگ خود نبرده بودي؟
    كثافتها سندي به قدمت 1000 سال توسط شاعر شما سگهاي آريايي نوشته شده كمتر پارس كنيد.بريد بميريد.

  60. فارسا سوخان Says:

    زن و اژدهاهر در خاک به جهان پاک از این هر دو ناپاک به
    زنان را ستائی سگان را ستای که یک سگ به از صد زن پاسای

    منظور خرطوسی(فردوسی) از سگ در این شعر چیست؟
    ۱.فارس ۲. تاجیک ۳. افغان ۴. هر سه

  61. فارسا سوخان Says:

    یه فارس که خیلی عاشق کوروش شده بود برای اینکه عشق خود را به کوروش تکمیل کنه و ادامه دهنده راه او باشد مدتی در شهر قزوین ساکن می شه و بعد از مدتی برای عمل بواسیل به تهران میآد دکتر از فارسه می پرسه برای چه اینقدر کون میدی؟ فارسه می گه …. گر عشق کوروش باشه سهل است کون دادنها

    • بواسیر Says:

      تو اول سواد یاد بگیر به بواسیر نگی بواسیل بعد بیا حرف بزن

      پیشاپیش از همکاری شما متشکرم

  62. آریا Says:

    گورت رو گم کن لاشی. پان ترک احمق.

  63. کامران Says:

    ترک ها از کس کش ترین جانوران دنیا هستند. والسلام

  64. امين رشتي Says:

    آشغال با اين كس شرا فقط تركها و فارس ها به جون هم انداختي
    كيرم تو اون دانشگاهي كه تو از اون دكترا گرفتي

    به كوروش كبير تهمت ميزني مادر جنده
    زيبايي هميسه هدف ونشانه تهمت بوده و خواهدبود

    مي خواي مدرك بيارم كه خلخالي كونده بوده زن قهوه

  65. سیادت Says:

    فکر کنم کوروش ترتیب مادر خواهر این دکتر نویسنده را داده است. واسه همین اینقدر از کوروش بد گفته!
    اسم کوروش گنده تر از قواره دهن گشادته عزیزم.
    شما برو از چنگیز و تیمور بنویس.

    دکتر حرومزاده!

  66. کورش کبیر Says:

    کیرم صاف تو دهن کورش که از سگ پرورش یافته

    • یادآوری Says:

      ایشون هنگام تولد کورش کنارش بوده و خودش دیده که از سگ پرورش یافته
      مدرک از این بالاتر، حتی معتبرتر از کتاب خلخالی

  67. الاهوازی Says:

    ریدم تو دهن هر چی ترک وطن فروش مادر جنده ، که اولیش خود تویی .
    کیرم تو دهن آتاتورک مادر جنده

    • شیرازی Says:

      دم بچه های اهواز گرم
      نمی دونم فرزندان بابک خرمدین و ستارخان چرا اینقدر وطن فروش شدن

  68. ......... Says:

    کس ننت

    خوار کسه بی ناموس

    من خواهرتو گاییدم

    این کس شعرا رو ننت یادت داده ؟؟

    میام با کمر بند سیاهش می کنم

    ای تو روح خواهرت

  69. ......... Says:

    ولی یه چیزی در کل

    من یه زمانی رفتم تبریز

    یادم میاد 34 بار کس کردم

    شما ترکا کلا بی ناموسین

    چون شوهرش نشسته بود کنارم به ترکی می گفت بکنش تا خون بیاد

    هر کدومتون بچه منید ایمیل بزنین و بگین

    قول می دم آخرتونو پر کنم

  70. گاییدمت Says:

    سلام
    حالتون خوبه
    وبلاگ خیلی باحال و کیری داری
    بهت تبریک می گم
    شما که ترکی باید بدونی که این کارا رو خودتون می کنی
    آخه ترک احمق شما که یه بازار میری باید بدونی که قلاب ماهیگیری ریش تراش نیست
    دیوانه برو این کسو شراتو جایی دیگه ای بنویس که چهار تا ترک مثل خودت ببینن و تحویلت بگیرن

    تو برو گو تو بخور راستی دور لبتو پاک کن
    آثا گوه مونده

  71. مازیار Says:

    درود بر کوروش بزرگ

    ای نواده اقامحمدخان قاجار جنایتکار وچنگیز خون خوار ساکت شو و بیش از این ابروی نداشته خود را نبر

  72. yilmaz Says:

    چرا شما زود سگ ميشين اينقدر شما به ما توهين ميكنين يكي هم ما كرديم فوري سگ ميشين
    اه سگ باهالي نيستين نميشه باهاتون شوخي كرد مادر جنده ها برين راهه كوروش رو كه مادر خودشم …ميكرد

  73. yilmaz Says:

    فارسه سگ فارسه سگ
    مرگ بر فارسو پارسي
    مرگ بر كوروش
    سگ پارس ميكند يعني چي ؟؟؟؟؟

  74. محمد Says:

    بي شرف پست وطن فروش
    همين قدر كه مال كسي را نخورده اند بس

  75. پاینده کوروش و فرزندان پاکش Says:

    سگ اون پیغمبرته که فسادش اونقدر عین ترکا زیاد بود که عایشه رو تو سن 6 سالگی میکنه.
    سگ اون امام علیته که فهمش اونقدر ترکیه که 21 روز بعد از مردن فاطمه (بچه شتر ماده) میره زن عقد میکنه. زنا زاده آخه اول در مورد اون کس کشها که مال 1400 سال قبله یه آمار بگیر 7000 سال پیشکشت. ترک و چه به تاریخ. ترک و چه به ایران.
    راستی شماها که هنوز از شیر خر بزرگ می شین و نون ایرانو نفله میکنین چی ؟
    زیاد خوردین هار شدین. تقصیر خودمونه دکتر 2زاری حق داری به ریشمون بخندی ترک چه میفهمه ریشه چیه؟؟؟؟؟؟؟؟
    پاینده ایران ، کوروش کبیر ، همه پارسی زادگان

  76. ali Says:

    كتيبه کورش لواط کار

    کون دادن باعث فعال شدن سلول های مغز شده در نتیجه ضریب هوش انسان خییییییییییییییییییلی بالا میرود

    • یادآوری Says:

      آفرین به این دوستمون

      طبق کتیبه خودساخته اش معلوم میشه خودش خیلی داده که ضریب هوشیش اینقدر رفته بالا

  77. ابو عمار Says:

    میگما
    پارس کردن در طعبیت هر سگه حالا این سگا نئشه هم بکنن- چکار میکنن؟ پناه بر خدای محمد.

    فارس ها واقعا سگن و نباید در اون شک کرد.

  78. ali Says:

    وقتی از فارس سگان پرسیده میشود

    1- چرا اگثر فارس ها معتاد هستند؟ میگویند: بخاطر همجوار بودن با کشور افغانستان میباشد !!!!

    2- چرا اگثر زنان فارس فاسد هستند؟ میگویند: بخاطر همجوار بودن با کشورهای عربی میباشد!!!!

    3- چرا اگثر فارس ها کون میدهند؟ میگویند: کورش گفته کون دادن باعث فعال شدن سلول های مغز شده در نتیجه ضریب هوش انسان خییییییییلی بلا میرود!!!!

  79. مسعود Says:

    آقای دکتر حسین نافیض الهی.. شما از پدری عرب و مادری حرام زاده تر از پدر متولد شده اید مادر شما کسی است که تخم عرب را با هم آغوشی با اعراب به ایران رواج داد ..شما ها یکی از حرامزاده های جمهوری دیکتاتوری نا اسلامی هستید.. و به عبارت روشن شما یک کونی زاده حرامزاده هستید که تخم شما را به حرامی گرفته اند .. پس اون خامنه ای عرب کوسکش خوبه یا اون خمینی عرب زاده… گوه سگ به روح اجداد شما و امثال شما.. عاقبت حکومت کوروش بزرگ را در ایران نهادینه می کنیم و شما حرامزاده ها را به سرزمین فساد تات اعراب با توک پا بیرون میکنیم

  80. مسعود Says:

    آهای ترک خر و عرب سوسمار خور… از شما کثیف تر و لجن تر خدا خلق نکرده.. ما ایرانیان باستان به حضرت کوروش کبیر افتخار میکنیم.. و دریا به دهن شما سگان و ابلهان وطن فروشان کثیف نمی شود.. روحت شاد کوروش کبیر.. و لعنت بر دشمنان ایران اصیل و باستان..

  81. تبریزلی Says:

    سگ را با فارس هم نام کردند
    سگ بیچاره را بد نام کردند
    سگ از فارس بودنش در ننگ و عار است
    فارس از سگ بودنش در عشق و حال است

  82. یکی از نوادگان کوروش Says:

    من قصد بی هحترامی به ترکها ندارم ولی کسی که این چرتو پرتارو نوشته خیلی مادر جنده بوده اگر گیرش بیارم مادرشو میگام خواهر کسده دنیا قبول کرده کورش شاه دنیا بوده تو خر کی هستی که این حرفهای احمقانرو میزنی .

  83. یکی از نوادگان کوروش Says:

    به نام خدایی که کوروش را افرید من قصد بی هحترامی به ترکها ندارم ولی کسی که این چرتو پرتارو نوشته خیلی مادر جنده بوده اگر گیرش بیارم مادرشو میگام خواهر کسده دنیا قبول کرده کورش شاه دنیا بوده تو خر کی هستی که این حرفهای احمقانرو میزنی .

  84. ابراهیم Says:

    فرهنگستان فارسی
    فرهنگستان زبان وادبیات فارسی منتشر کرد

    زین پس به جای لغت غریب وبیگانه کاندوم بگوییم گایانه
    به جای لغت شیطان بگوییم گولانه
    به جای لغت جن بگوییم ترسینه
    و به جای مستراح بگوییم دهن فارس

  85. فارس سیکن Says:

    مثل سگ از سرودن شاهنامه پشیمانم

    فردوسی در اواخر عمر از سرودن شاهنامه (فحش نامه) وتوهین کردن به ترکها وعربها وزنها ونوشتن داستانهای دروغ پشیمان شده بود به همین دلیل نزد عرفا میرفت تا چاره ای به او نشان دهند تا اینکه در سفرکه به عراق داشت “ابو علی حسن بن محمد ابن اسماعیل” به او پیشنهاد میکند که داستانی از قران را به صورت شعر در اورد و فردوسی داستان یوسف وزلیخا راانتخاب و منظوم میکند این اثر در سال 1989 توسط دکتر صدیق به ایرانیان معرفی شد..ولی گویا رازی که نباید فاش میشد ، برملا شده بود.نژاد پرستهای فارس از معرفی این کتاب به عامه مردم به خشم امده بودند واز راههای مختلف به توجیه وتخریب وتمسخر این اثر کهن پرداختند.تنها بدین خاطر که چند بیت اول این اثر، به اظهار پشیمانی فردوسی از سرودن شاهنامه وتوبه ایشان مربوط است.
    در مقدمه داستان یوسف وزلیخا فردوسی اینگونه پشیمانی خود را از سرودن شاهنامه اعلان میکند

    به نظم آوریدم بسی داستان** **ز افسانه گـــــفته باســــتان
    ز هر گونه ای نظم آراستم** **بگفتم درو هر چه خود خواستم
    اگرچه دلم بود از آن بامزه** **همی کاشتم تخم رنج و بزه
    از آن تخم کشتن پشیمان شدم** **زبان را ودل را گره بر زدم
    نگویم کنون نامه های دروغ** **سخن را به گفتار ندهم فروغ
    نکارم کنون تخم رنج و گناه** **که آمد سپیدی به جای سیاه
    دلم سیر گشت از فریدون گرد** **مرا زان چه؟ کو ملک ضحاک برد؟
    ندانم چه خواهد بدن جز عذاب** **ز کیخسرو و جنگ افراسیاب
    برین می سزد گر بخندد خرد** ** زمن خود کجا کی پسندد خرد؟
    که یک نیمه عمر خود کم کنم** ** جهانی پر از نام رستم کنم؟
    دلم گشت سیر و گرفتم ملال** ** هم از گیو و طوس و هم از پور زال
    کنون گر مرا روز چندی بقاست** **دگر نسپرم جز همه راه راست
    نگویم دگر داستان ملوک** **دلک سیر شد زآستان ملوک
    دوصد زان نیارزد به یک مشت خاک** **که آن داستانها دروغ است پاک

    با توجه به بیت اخر خود فردوسی میگوید که ارزش شاهنامه از یک مشت خاک هم کمتر است

    • یادآوری Says:

      هرکس اندگی با فردوسی و شاهنامه آشنا باشد میداند که فردوسی خردمندتر از آن بود که عمرش را به کاری تلف کند که در پایان کار پشیمان شود.

      اگر فردوسی چنین کاری کاری کرده بود پس از مرگش ملاها اجازه می دادند او را در گورستان شهر دفن کنند. در حالی که می دانیم ملایان متعصب آن زمان اجازه ی چنین کاری ندادند و وی در باغ خودش به خاک سپرده شد.

    • ترک سره ( ترک خالص یا همان ترک هشت سیلندر ) ایران شمالی Says:

      چکامه ی :
      « ناتوان بودن ترک ها در گاییدن زن خود »
      ‌‌‌× × ×
      شبی شهریار، خواب زشتی بدید
      سرآسیمه وار ، از خوابش پرید

      بدیدا ، شورتش شده خیس و تر
      زآب سپید و غلیظ کمر

      دستی برد ، بر کوس جفت خویش
      بگفتا زنم کیر، بر جفت خویش

      زن خویش ، از خواب بیدار کرد
      به او داد، وعده ها و امیدوار کرد

      به اوگفت شهریار، که امشب تلافی کنم
      کنم کس ، چرا من لا پایی کنم

      بشد شاد شادان ، زن شهریار
      بگفتا که این بار، مرا از عزا در بیار

      بشو داغ ، کیر خود راست کن
      بگا و ، مرا سیر و سیراب کن

      به او گفت شهریار ، ای عزیزه 1
      که غـُــمــبـُـل کردنت ، خیلی لذیذه

      همانا عزیزه ، غمبل آغاز کرد
      با دو انگشت خویش ، کوس و باز کرد

      کوسی چون غنچه ی گل ، نو شکفته
      گلی چون نرگس ، اما نیم خفته

      برونش ، لیموی خوشبوی شیراز
      درون ، خرمای شهد آلود اهواز

      کوسی بشاش تر، از روی مومن
      منزه تر، ز خُلق وخوی مومن

      چــوایــن کـــــوس را بــدیــد، شـــــهـــریــار
      عــزیــزه بــدو گــفــت ، کـــیــرت دربـــیـار

      درآورد شهریار ، کیر خود
      که شاید زند کیر، بر جفت خود

      شهریار ، کیر روی کوس گذاشت
      عزیزه تنش ، رو به سستی گذاشت

      هر آن چه بـِـزَد زور شهریار
      نرفت کیر، تو کوس زن شهریار

      بر آشفت عزیزه ، بگفت : ای ترک خر
      کسی را ز ترکان نباشد کمر

      کسی را ز ترکان ، ز مادر نـَــزاد
      که درست ، زن خویشتن را بگاد

      عزیزه ، بگفتا ، ترکان وَر پـَرَند
      چون نـَـتـوانـَــنـد ، با زن خویش خوب وَر رَوَ نـد

      کنون زنگ زنم ، به یکی دوست پسر
      که او را ، نژادی است پارسی پُـرگـُـهـَـر

      گرفت گوشی تلفن و زنگ زد
      عزیزه تو فکرش ، به دل چنگ زد

      همی خواست ، از مرد پارسی نژاد
      بیاید به خانه ، زن ترک را بگاد

      چو آمد به خانه ، آن پارسی نژاد
      عزیزه بگفتا : سـِـزَد پارسی ، زن ترک را بگاد

      عزیزه به او گفت : ای بهترین مردمان
      ترکانند در کوس کردن ، ناتوان

      چون شهریار در کوس کردن عاجز است
      تو جور ش بکش ، خواهش این عاجز است

      عزیزه ، بیانداخت خود را روی تخت
      بگفتا ، بخواهم یکی کیر سخت

      بیامد به پیش ، آن پارسی نژاد
      که تا سیر ، زن ترک را بگاد

      نخست ، کرستش باز کرد
      سپس ، سینه اش را کمی ناز کرد

      چو پستان عزیزه ، بدید
      همانا ، همان دم، کیرش برجهید

      به کون عزیزه ، شستی کشید
      به پستان آن ترک ، دستی کشید

      نگاهی بـــزد ،‌ کوس تنگ دید
      به کیرش ، سپس کاندوم اندر کشید

      بگفتا ای عزیزه ، کوست تنگ است
      عزیزه بگفتا : کیر تو هم، تیر خدنگ است

      کیر پارسی است ، چیز خوش خوراک است
      زعشق اوست ، که این کوس سینه چاک است

      سپس کیرخود را بزد، توی کوس
      به ریخت شهریار بر سرش خاک رس

      چو کیرش را تماما‌ ً ، تــو کـوس ترک کرد
      عزیزه بگفتا که پارسی است، مرد

      به نزد مهان و به نزد کهان
      فقط کس دهم ، به پارسیان

      چون ترکان در کوس کردن ، عاجزند
      برای سرپوشی خود ، لاف می زنند

      اگر ترک هستی ، مانند شهریار
      زنت را پیش ِ فارس ها بیار

      1- عزیزه : عزیزه عمید خالقی ، همسر محمد حسین بهجت تبریزی « شهریار »
      2- شهریار دانشجوی سال آخر رشته ی پزشکی بود که عاشق دختری شد. پس از مدتی خواستگار دیگری نیز برای دختر پیدا می‌شود. گویا ٔ این دختر با توجه به وضعیت جسمانی و عقیم بودن محمدحسین، به خواستگار خود یعنی محمدحسین پاسخ منفی می دهد. این شکست عشقی بر شهریار بسیار گران آمد و با این‌که فقط یک سال به پایان دوره ی ۷ ساله ی رشته ی پزشکی مانده‌بود، ترک تحصیل کرد. شهریار پس از این شکست عشقی که منجر به ترک تحصیل وی می‌شود. به‌ صورت خرکی به شعر روی می‌آورد و منظومه‌های بسیار خرکی می‌سراید.از آن جا که محمدحسین شهریار عقیم بود ( کیر و خایه نداشت ) هیچ دختری حاضر به ازدواج با وی نشد ، و محمدحسین شهریار مجبور شد در مرداد ۱۳۳۲ در تبریز با یکی از بستگان خود به‌ نام «عزیزه عمید خالقی» ازدواج کند.
      ازدواج محمدحسین بهجت تبریزی « شــــــــربـــــیـار » شهریار = شربیار ( Sharbiar) با یکی از بستگان خود به‌نام «عزیزه عمیدخالقی» به خاطر عقیم بودن ( کیر و خایه نداشتن ) شهریار، هیچ حاصلی نداشت . سه فرزند محمدحسین بهجت تبریزی « شــــــــربـــــیـار » شهریار = شربیار ( Sharbiar) – دو دختر به نام‌های شهرزاد و مریم و یک پسر به نام هادی- ولد زنا هستند و تخم و تلکه ی کــــل های « عزیزه عمیدخالقی» است .

      *****************************

      شهرام آذری – ایران شمالی

  86. مسعود Says:

    لعنت به هرچه ترک خر وطن فروش است… دم (رضا خان) گرم 10 تا ترک را با یه خر قبرسی عوض کرد… ها ها هاها…ها ها ها…

  87. مسعود Says:

    من یک کرد مبارز هستم و به هموطنان فارس هم افتخار میکنم ترک خر رضا خان جنس شما رو خوب میشناخت که با خرهای قبرسی عوضتون می کرد…

  88. سلمان Says:

    اولا خطاب به آقاي دكتر!!شما منابع واستنادتون مورخان يوناني ويا اعراب صدر اسلام كه وارد ايران شدن مي باشد پرواضح است كه يونانيان دشمن ايرانيان بوده اند پس از دشمن چه انتظار!! اعراب هم به دليل مخالفتشان با حكومت شاهنشاهي (البته در ابتداي امر) بر ريشه شاهنشاهي كه همانا كورش باشد مي زدند.كه بعد ها خلفاي امويه عباسي و….برخي از رسوم شاهان هخامنشي را احيا كردند(نوروز و…).دوم خطاب به برادران مسلمانم چه ترك چه فارس چه كرد …توهين وناسزابه هر كس( با هر زبان وقوميتي) توسط هر انسان باشعوري محكوم ميشه .

    • دوست Says:

      سپاس که شما مثل بقیه فحشکاری نکردین

      اما جالبه بدونیم که همون یونانیهای دشمن ایران، کورش رو مرد بزرگی میدونستن. گزنفون کتابی داره با نام کوروپدیا که به فارسی کورشنامه یا تربیت کورش ترجمه شده. در این کتاب گزنفون، کورش رو به عنوان یه انسان آرمانی و سرمشقی برای تمام بشر معرفی میکنه

  89. مسعود Says:

    مرگ بر هز چی انسان خائن به وطن.. و وطن فروش است.. مرگ بر عرب سوسمار خور….

  90. Ardabili Says:

    کورش که با نفت آمد
    پالانی سرسخت آمد
    آریا بازی وارد شد
    عاقل بودن راکد شد
    نفتو حسابی بردند
    با نام آریا خوردند
    رضا پالانی شاه شد
    کورش و آریا ماه شد
    شاه نوکر انگلیس
    هم دزد بود و کاسه لیس
    دزدان دورش نشستند
    تا ملتو شکستند
    انگلیس نفتو میبرد
    پالانی خیلی میخورد
    آریا بازی ایده شد
    حقیقت دزدیده شد
    تحریف تاریخ آمد
    کورش ز مریخ آمد
    آمده دشت مرغاب
    ساکن شد و رفت بخواب
    انگلیس نفتو میبرد
    پالانی خیلی میخورد
    دزدان همه شاد بودند
    عضو حزب باد بودند
    تاریخ دروغ میساختند
    آریا فروغ میساختند
    شاه که تریاکی بود
    او دزد چالاکی بود
    در عالم هپروت
    کورش پرست و طاغوت
    از نفت دزدی میکرد
    نوکری مفتی میکرد
    وقتی که کورش اومد
    انگلیس بجوش اومد
    از خوردن نفت ما
    شد مثل یک اژدها
    آتش زد هستی ما
    آریا شد هستی ما
    اگر چه نفتو خوردند
    ولی آریا آوردند
    آریا چه دل خوش کنک
    بزرگ مثل بادکنک
    هم خوشگل و ناز بود
    توی تاریخ دراز بود
    اما تاریخ غربی
    برای خلق شرقی
    فکر ما رفت به آریا
    نفت ما رفت بدریا
    آن کس که آریا رو دید
    رفتن نفتو ندید
    خادم انگلیس شد
    ظالم و کاسه لیس شد
    ادعای وطن کرد
    ملتو تو کفن کرد

  91. Reza Says:

    سفير آمريکا در تهران رضا شاه را در زمان سلطنتش چنين توصيف کرده است: «پسر بي سواد يک روستايي بي سواد»، مردي که «تنها مقدار ناچيزي با توحش فاصله دارد.»

  92. فرزند كوروش كبير Says:

    خدايا پناه به تو ميبريم
    كوروش كبير كه دنيا بهش افتخار ميكنه بعد اين آخوندا ميگن همه پادشاها آدماي بدي بودن ولي زمان كوروش كبير نه نفت بود نه گاز نه معادن طلا رو كشف كرده بودن ولي اون بدون هيچي ايرانو آباد كرد ولي اين آخوندا با اينكه الان هم نفت و گازو معادن و … داريم نميتونن مملكت داري كنن يا درست بگم كه ذات پليدشون نميذاره كه مملكت داري كنن چون فقط به فكر غارت ايران هستن و چيز ديگه اي نميفهمن و به جز دروغ و ريا چيزي بلد نيستن بگن
    اي كوروش كبير كجايي كه ببيني ايراني را كه تو آباد كردي و از خدا خواستي تا از قحطي و دشمن و دروغ در امان باشه اكنون چگونه ويران گشته و ظالمان جنايت كار بر اين مملكت و بر امت كوروش حكومت ميكنند پروردگارا تو را به عظمت خودت و فرستادگانت و به روح مقدس ذوالقرنين قسمت ميدهيم كه ايران و ملت كوروش را نجات بده يا ارحم الراحمين
    الهي آمين يا رب العرش العظيم

  93. انوشيروان زند Says:

    بدنم را بدون تابوت و
    مومیایی به خـاک سپارند تـا اجزای
    بدنم خـاک ایـران را تشکیل دهد ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کوروش بزرگ
    شاه پارس، شاه انشان، شاه ماد، شاه بابل، شاه سومر و اکد
    شاه چهار گوشه جهان

    دوران ۵۵۹ ق.م-۵۲۹ ق.م.[۱] (۳۰ سال)
    تاجگذاری انشان، پارس
    زادروز ۶۰۰ یا ۵۷۶ ق.م.
    زادگاه انشان، پارس
    مرگ ۵۳۰ یا ۵۲۹ ق.م.
    محل درگذشت سیردریا
    آرامگاه پاسارگاد
    پیش از کمبوجیه دوم
    پس از کمبوجیه یکم
    همسر کاساندان
    دودمان هخامنشیان ََََََََََََََََََََََ
    پدر کمبوجیه یکم
    مادر ماندانا
    فرزندان کمبوجیه
    بردیا
    آتوسا
    آرتیستون
    مروئه
    واژهٔ کوروش
    نام کوروش در زبان‌های گوناگون باستانی به‌گونه‌های مختلف نگاشته شده‌است:

    در کتیبه‌های عیلامی: Ku-rash
    پارسی باستان: Kūruš
    درکتیبه‌های بابلی: Ku-ra-ash
    در زبان یونانی باستان: Κῦρος آمده‌است.
    در زبان عبری: کورِش Koresh
    در زبان لاتین: سیروس Cyrus؛
    دورهٔ جوانی
    تبار کوروش از جانب پدرش به پارس‌ها می‌رسد که برای چند نسل بر انشان(شمال خوزستان کنونی)، در جنوب غربی ایران ، حکومت کرده بودند. کوروش درباره خاندانش بر سفالینهٔ استوانه شکلی محل حکومت آن‌ها را نقش کرده‌است. بنیانگذار سلسلهٔ هخامنشی، شاه هخامنش انشان بوده که در حدود ۷۰۰ می‌زیسته‌است. پس از مرگ او، فرزندش چا ایش پیش به حکومت انشان رسید. حکومت چا ایش پیش نیز پس از مرگش توسط دو نفر از پسرانش کوروش اول شاه انشان و آریارامن شاه پارس دنبال شد. سپس، پسران هر کدام، به ترتیب کمبوجیه اول شاه انشان و آرشام شاه پارس، بعد از آن‌ها حکومت کردند. کمبوجیه اول با شاهدخت ماندانا دختر ایشتوویگو (آژی دهاک یا آستیاگ) پادشاه ماد ازدواج کرد و کوروش بزرگ نتیجه این ازدواج بود.

    گستره امپراتوری هخامنشیان در زمان کوروش بزرگ[ویرایش] افسانه‌های زایش کوروش
    تاریخ نویسان باستانی از قبیل هرودوت، گزنفون وکتسیاس درباره چگونگی زایش کوروش اتفاق نظر ندارند. اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کرده‌اند، اما شرحی که آنها درباره ماجرای زایش کوروش ارائه داده‌اند، بیشتر شبیه افسانه می‌باشد. تاریخ نویسان نامدار زمان ما همچون ویل دورانت و پرسی سایکس و حسن پیرنیا، شرح چگونگی زایش کوروش را از هرودوت برگرفته‌اند. بنا به نوشته هرودوت، آژی دهاک شبی خواب دید که از دخترش آنقدر آب خارج شد که همدان و کشور ماد و تمام سرزمین آسیا را غرق کرد. آژی دهاک تعبیر خواب خویش را از مغ‌ها پرسش کرد. آنها گفتند از او فرزندی پدید خواهد آمد که بر ماد غلبه خواهد کرد. این موضوع سبب شد که آژی دهاک تصمیم بگیرد دخترش را به بزرگان ماد ندهد، زیرا می‌ترسید که دامادش مدعی خطرناکی برای تخت و تاج او بشود. بنابر این آژی دهاک دختر خود را به کمبوجیه اول شاه آنشان که خراجگزار ماد بود، به زناشویی داد.

    ماندانا پس از ازدواج با کمبوجیه باردار شد و شاه این بار خواب دید که از شکم دخترش تاکی رویید که شاخ و برگهای آن تمام آسیا را پوشانید. پادشاه ماد، این بار هم از مغ‌ها تعبیر خوابش را خواست و آنها اظهار داشتند، تعبیر خوابش آن است که از دخترش ماندانا فرزندی بوجود خواهد آمد که بر آسیا چیره خواهد شد. آستیاگ بمراتب بیش از خواب اولش به هراس افتاد و از این رو دخترش را به حضور طلبید. دخترش به همدان نزد وی آمد. پادشاه ماد بر اساس خوابهایی که دیده بود از فرزند دخترش سخت وحشت داشت، پس زادهٔ دخترش را به یکی از بستگانش بنام هارپاگ، که در ضمن وزیر و سپهسالار او نیز بود، سپرد و دستور داد که کوروش را نابود کند. هارپاگ طفل را به خانه آورد و ماجرا را با همسرش در میان گذاشت. در پاسخ به پرسش همسرش راجع به سرنوشت کوروش، هارپاگ پاسخ داد وی دست به چنین جنایتی نخواهد آلود، چون یکم کودک با او خوشایند است. دوم چون شاه فرزندان زیاد ندارد دخترش ممکن است جانشین او گردد، در این صورت معلوم است شهبانو با کشنده فرزندش مدارا نخواهد کرد. پس کوروش را به یکی از چوپان‌های شاه به‌ نام مهرداد (میترادات) داد و از او خواست که وی را به دستور شاه به کوهی در میان جنگل رها کند تا طعمهٔ ددان گردد.

    چوپان کودک را به خانه برد. وقتی همسر چوپان به نام سپاکو از موضوع با خبر شد، با ناله و زاری به شوهرش اصرار ورزید که از کشتن کودک خودداری کند و بجای او، فرزند خود را که تازه زاییده و مرده بدنیا آمده بود، در جنگل رها سازد. مهرداد شهامت این کار را نداشت، ولی در پایان نظر همسرش را پذیرفت. پس جسد مرده فرزندش را به ماموران هارپاگ سپرد و خود سرپرستی کوروش را به گردن گرفت.

    روزی کوروش که به پسر چوپان معروف بود، با گروهی از فرزندان امیرزادگان بازی می‌کرد. آنها قرار گذاشتند یک نفر را از میان خود به نام شاه تعیین کنند و کوروش را برای این کار برگزیدند. کوروش همبازیهای خود را به دسته‌های مختلف بخش کرد و برای هر یک وظیفه‌ای تعیین نمود و دستور داد پسر آرتم بارس را که از شاهزادگان و سالاران درجه اول پادشاه بود و از وی فرمانبرداری نکرده بود تنبیه کنند. پس از پایان ماجرا، فرزند آرتم بارس به پدر شکایت برد که پسر یک چوپان دستور داده‌است وی را تنبیه کنند. پدرش او را نزد آژی دهاک برد و دادخواهی کرد که فرزند یک چوپان پسر او را تنبیه و بدنش را مضروب کرده‌است. شاه چوپان و کوروش را احضار کرد و از کوروش سوال کرد: «تو چگونه جرأت کردی با فرزند کسی که بعد از من دارای بزرگ‌ترین مقام کشوری است، چنین کنی؟» کوروش پاسخ داد: «در این باره حق با من است، زیرا همه آن‌ها مرا به پادشاهی برگزیده بودند و چون او از من فرمانبرداری نکرد، من دستور تنبیه او را دادم، حال اگر شایسته مجازات می‌باشم، اختیار با توست.»

    آژی دهاک از دلاوری کوروش و شباهت وی با خودش به اندیشه افتاد. در ضمن بیاد آورد، مدت زمانی که از رویداد رها کردن طفل دخترش به کوه می‌گذرد با سن این کودک برابری می‌کند. بنابراین آرتم بارس را قانع کرد که در این باره دستور لازم را صادر خواهد کرد و او را مرخص کرد. سپس از چوپان درباره هویت طفل مذکور پرسشهایی به عمل آورد. چوپان پاسخ داد: «این طفل فرزند من است و مادرش نیز زنده‌است.» اما شاه نتوانست گفته چوپان را قبول کند و دستور داد زیر شکنجه واقعیت امر را از وی جویا شوند.

    چوپان ناچار به اعتراف شد و حقیقت امر را برای آژی دهاک آشکار کرد و با زاری از او بخشش خواست. سپس آژی دهاک دستور به احضار هارپاگ داد و چون او چوپان را در حضور پادشاه دید، موضوع را حدس زد و در برابر پرسش آژی دهاک که از او پرسید: «با طفل دخترم چه کردی و چگونه او را کشتی؟» پاسخ داد: «پس از آن که طفل را به خانه بردم، تصمیم گرفتم کاری کنم که هم دستور تو را اجرا کرده باشم و هم مرتکب قتل فرزند دخترت نشده باشم» و ماجرا را به طور کامل نقل نمود.[۲] آژی دهاک چون از ماجرا خبردار گردید خطاب به هارپاگ گفت: امشب به افتخار زنده بودن و پیدا کردن کوروش جشنی در دربار برپا خواهم کرد. پس تو نیز به خانه برو و خود را برای جشن آماده کن و پسرت را به اینجا بفرست تا با کوروش بازی کند. هارپاگ چنین کرد. از آنطرف آژی دهاک مغان را به حضور طلبید و در مورد کورش و خوابهایی که قبلاً دیده بود دوباره سوال کرد و نظر آنها را پرسید. مغان به وی گفتند که شاه نباید نگران باشد زیرا رویا به حقیقت پیوسته و کوروش در حین بازی شاه شده‌است پس دیگر جای نگرانی ندارد و قبلاً نیز اتفاق افتاده که رویاها به این صورت تعبیر گردند. شاه از این ماجرا خوشحال شد. شب هنگام هارپاگ خوشحال و بی خبر از همه جا به مهمانی آمد. شاه دستور داد تا از گوشتهایی که آماده کرده‌اند به هارپاگ بدهند ؛ سپس به هارپاگ گفت می‌خواهی بدانی که این گوشتهای لذیذ که خوردی چگونه تهیه شده‌اند.سپس دستور داد ظرفی را که حاوی سر و دست و پاهای بریده فرزند هارپاگ بود را به وی نشان دهند. هنگامی که ماموران شاه درپوش ظرف را برداشتند هارپاگ سر و دست و پاهای بریده فرزند خود را دید و گرچه به وحشت افتاده بود. خود را کنترول نمود و هیچ تغییری در صورت وی رخ نداد و خطاب به شاه گفت: هرچه شاه انجام دهد همان درست است و ما فرمانبرداریم.این نتیجه نافرمانی هارپاگ از دستور شاه در کشتن کوروش بود.[۲]

    کوروش برای مدتی در دربار آژی دهاک ماند سپس به دستور وی عازم آنشان شد. پدر کوروش کمبوجیه اول و مادرش ماندانا از وی استقبال گرمی به عمل آوردند. کوروش در دربار کمبوجیه اول خو و اخلاق والای انسانی پارس‌ها و فنون جنگی و نظام پیشرفته آن‌ها را آموخت و با آموزش‌های سختی که سربازان پارس فرامی‌گرفتند پرورش یافت. بعد از مرگ پدر وی شاه آنشان شد.[۲]
    ‌‌‌‌ معماری کوروش

    مجسمه بالدار پاسارگاد، منسوب به کورشکتیبه‌ای دوسطری که به زبان‌های پارسی، عیلامی و بابلی بر روی دو جز سنگی در کاخ‌های عمومی و خصوصی کوروش در پاسارگاد قرار دارد، به باستان‌شناسان اطمینان می‌دهد که بناهای پاسارگاد به دستور کوروش بنا شده اند.[۳]

    پاسارگاد در دشتی مرتفع به ارتفاع ۱۹۰۰متر ازسطح دریادرحصارکوهستان واقع شده‌است.از این آثاربه جای مانده درپاسارگاد فقط به چهارنمونه اشاره خواهیم کرد.بارگاه،محراب،جایگاه نگهداری آتش ودیوارصفه ایی که قلعه برآن قرار دارد. امروزکاخ محل سکونت در مقایسه باهمین اواخر چشم اندازی دیگر دارد.در سده هفتم قمری اتابکی از سلغریان فارس درنزدیک آرامگاه کورش مسجدی ساخت که در آن از سنگ کاخ‌ها استفاده شده‌است.به مناسبت جشن‌های ۲۵۰۰ساله شاهنشاهی ایران در سال ۱۹۷۱این سنگ‌ها دوباره به جاهای اصلی خود بازگردانده شدند. کاخ محل سکونت بی تردید نشان از تاثیر و نقش معماری یونانی دارد.ظاهراهنگامی که کورش در سال۵۴۵سارد را به تصرف درآوردبه شدت تحت تاثیربناهای مرمرین شاهان لودیا قرارگرفته‌است.چه بسا او همان زمان شماری از اساتیدلودیایی رادرپاسارگاد به کار گماشته‌است. درکاخ تناسب جذاب سنگهای مرمرتیره وروشن،مخصوصا در پایه‌ها،جلب نظر می‌کند.این سنگها از پیرامون سیوندآورده شده، در میانه راه پاسارگاد به تخت جمشید.قطعات سنگ حدود ۳۰ میل سوار بر کلک بر رود کر به محل آورده شده ‌است.[۴]

    فرزندان
    همسر کورش بزرگ کاسادان بود و همچون کورش از تبار هخامنشیان. پیوند این دو چهار فرزند به ارمغان آورد به نامهای کمبوجیه دوم، آتوسا، بردیا و ركسانا.کوروش کاسادان را بسیار دوست می‌داشت، و پس از مرگش سراسر امپراتوری کورش سوگواری کردند و در بابل ۶ روز را همگان به زاری نشستند.

    پس از مرگ کورش، فرزند ارشد او کمبوجیه به سلطنت رسید. وی، هنگامی که قصد لشگرکشی به سوی مصر را داشت، از ترس توطئه، دستور قتل برادرش بردیا را صادر کرد.{ولی بنا به کتاب سرزمین جاوید از باستانی پاریزی(کمبوجیه به دلیل بی احترامی فرعون به مردم ایران وکشتن 15 ایرانی به مصر حمله کرد که بردیه که در طول جنگ در ایران به سر می‌برد برای انکه با کمبوجیه که برادر دوقلوی او بود اشتباه نشود با پنهان کردن خود از مردم به وسیله نقابی از خیانت به برادرش امتناع کرد ولی گویمات مغ با کشتن بردیه و شایعه کشته شدن کمبوجیه و با پوشیدن نقاب بر مردم ایران تا مدت کوتاهی پادشاهی کرد.)} در راه بازگشت کمبوجیه از مصر، یکی از موبدان دربار به نام گئومات مغ، که شباهتی بسیار به بردیا داشت، خود را به جای بردیا قرار داده و پادشاه خواند. کمبوجیه با شنیدن این خبر در هنگام بازگشت، یک شب و به هنگام باده‌نوشی خود را با خنجر زخمی کرد که بر اثر همین زخم نیز درگذشت. کورش بجز این دو پسر، دارای سه دختر به نام‌های آتوسا و آرتیستون و مروئه بود که آتوسا بعدها با داریوش اول ازدواج کرد و مادر خشایارشا، پادشاه قدرتمند ایرانی شد.

    داریوش بزرگ با پارمیدا و آتوسا ازدواج کرد که داریوش بزرگ از آتوسا صاحب پسری بنام خشیارشا شد.
    منشور حقوق بشر کوروش
    در این لوح استوانه‌ای، کوروش پس از معرفی خود و دودمانش و شرح مختصر فتح بابل، می‌گوید که تمام دستاوردهایش را با کمک و رضایت مردوک خدای بابلی به انجام رسانده‌ است. وی سپس بیان می‌کند که چگونه آرامش و صلح را برای مردم بابل و کشور سومر به ارمغان آورده، و پیکر خدایانی که نبونید از نیایشگاه‌های مختلف برداشته و در بابل گردآوری کرده بوده را به نیایشگاه‌های اصلی آنها در میان‌رودان و غرب ایران برگردانده‌است. پس از آن، کوروش می‌گوید که چگونه نیایشگاه‌های ویران‌شده را از نو ساخته و مردمی را که اسیر پادشاه‌های بابل بودند به میهن‌شان برگردانده‌است. در این نوشته اشارهٔ مستقیمی به آزادی قوم یهود از اسارت بابلیان نشده، اما با مطالعه و پژوهش منابع تاریخی مشخص شده‌است که آزادی یهودیان بخشی از سیاست کوروش پس از فتح بابل بوده است.[۸][۹][۱۰][۱۱]

    برگردان این منشور چنین است:

    خط ۱. «کورش» (در متن بابلی : «کو – رَ – آش»)، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه «بـابـِل»(با – بی – لیم)، شاه «سـومـر»(شو- مـِ – ری) و «اَکـَّد»(اَ‌ک – کـ َ- دی – ای)، …
    خط ۲. … همهٔ جهان.
    از این جا تا پایان سطر نوزدهم، نه از زبان کورش، بلکه به روایت ناظری ناشناخته که می‌تواند نظر اهالی و بزرگان بابل باشد، بازگو می‌شود.

    خط ۳. … مرد ناشایستی به فرمانروایی کشورش رسیده بود.
    خط ۴. او آیین‌های کهن را از میان برد و چیزهای ساختگی به جای آن گذاشت.
    خط ۵. معبدی بَدلی از نیایشگاه «اِسَـگیلَـه»(اِ- سَگ – ایلَـه) برای شهر «اور»(او – ریم) و دیگر شهرها ساخت.
    «اِسَـگیـلَـه / اِزاگیلا» نام نیایشگاه بزرگ «مردوک» یا خدای بزرگ است. این نام شباهت فراوانی با نام نیایشگاه ایرانی «اِزَگین» در «اَرَتـَه» دارد که در حماسهٔ سومری «اِنمِـرکار و فرمانروای اَرَته» بازگو شده‌است. آقای «جهانشاه درخشانی» در «آریاییان، مردم کاشی و دیگر ایرانیان»(تهران، ۱۳۸۲، ص ۵۰۷)، «اِزَگین» را به معنای «سنگ لاجورد» می‌داند. از سوی دیگر «کاسیان» نیز رنگ آبی را رنگ خداوند به شمار می‌آوردند و «کاشـّو / کاسـّو»، نام خدای بزرگ آنان به معنای «رنگ آبی» است. امروزه همچنان واژهٔ «کاس» برای رنگ آبی در گویش‌های محلی بکار می‌رود. برای نمونه در گیلان، مردان با چشم آبی را «کاس آقا» خطاب می‌کنند. همچنین برای آگاهی از پیوند اَرَتـَه با نواحی باستانی ِحاشیهٔ هلیل رود در جنوب جیرفت بنگرید به : مجیدزاده، یوسف، جیرفت کهن ترین تمدن شرق، تهران، ۱۳۸۲

    خط ۶. او کار ناشایست قربانی کردن را رواج داد که پیش از آن نبود … هر روز کارهایی ناپسند می‌کرد، خشونت و بدکرداری.
    خط ۷. او کارهای … روزمره را دشوار ساخت. او با مقررات نامناسب در زنـدگی مـردم دخالت می‌کرد. اندوه و غم را در شهرها پراکند. او از پرستش «مَـردوک»(اَمَـر – اوتو) خدای بزرگ روی برگرداند.
    گمان می‌رود نام «مردوک» با واژهٔ آریایی و اوستایی «اَمِـرِتات» به معنای «جاودانگی / بی مرگی» در پیوند باشد. اما ویژگی‌های دیگر مردوک شباهت‌هایی با «اهورامزدا» دارد و همچون او در سیارهٔ «مشتری» متجلی می‌شده‌است. همان گونه که مردوک را با نام «اَمَـر – اوتو» می‌شناخته اند؛ از او با نام آریایی و کاسی ِ«شوگورو» نیز یاد می‌کرده‌اند که به معنای «بزرگ ترین سرور» بوده و با معنای اهورامزدا (سرور دانا / سرور خردمند) در پیوند است

    خط ۸. او مردم را به سختی معاش دچار کرد. هر روز به شیوه‌ای ساکنان شهر را آزار می‌داد. او با کارهای خشن ِخود مردم را نابود می‌کرد … همهٔ مردم را.
    خط ۹. از ناله و دادخواهی مردم، «اِنلیل / ایـلـّیل» خدای بزرگ (= مردوک) ناراحت شد … دیگر ایزدان آن سرزمین را ترک کرده بودند.
    منظور آبادانی و فراوانی و آرامش

    خط ۱۰. مردم از خدای بزرگ می‌خواستند تا به وضع همهٔ باشندگان روی زمین که زندگی و کاشانهٔ شان رو به ویرانی می‌رفت، توجه کند. مردوک خدای بزرگ اراده کرد تا ایزدان به «بابـِل» بازگردند.
    خط ۱۱. ساکنان سرزمین «سومِـر» و «اَکـَّد» مانند مردگان شده بودند. مردوک به سوی آنان متوجه شد و بر آنان رحمت آورد.
    خط ۱۲. مردوک به دنبال فرمانروایی دادگر در سراسر همهٔ کشورها به جستجو پرداخت. به جستجوی شاهی خوب که او را یاری دهد. آنگاه او نام «کورش» پادشاه «اَنـْشان»(اَن – شـَ – اَن) را برخواند. از او به نام پادشاه جهان یاد کرد.
    خط ۱۳. او تمام سرزمین «گوتی»(کو – تی – ای) را به فرمانبرداری کورش درآورد. همچنین همهٔ مردمان «ماد»(اوم – مـان مَـن – دَه) را. کـورش با هر «سیاه سر» (همهٔ انـسان‌ها) دادگرانه رفتار کرد.
    در تداول، نام ِبابلی «اومان منده» را با «ماد» برابر می‌دانند. اما به نظر می‌آید که این نام بر همه یا یکی از اقوام آریایی که در هزارهٔ دوم پیش از میلاد به میان دورود مهاجرت کرده‌ بوده اند؛ اطلاق می‌شده‌است.

    خط ۱۴. کورش با راستی و عدالت کشور را اداره می‌کرد. مردوک، خدای بزرگ، با شادی از کردار نیک و اندیشهٔ نیکِ این پشتیبان ِمردم خرسند بود.
    خط ۱۵. او کورش را برانگیخت تا راه بابل را در پیش گیرد؛ در حالی که خودش همچون یاوری راستین دوشادوش او گام برمی داشت.
    ممکن است منظور دیده شدن سیارهٔ مشتری بوده باشد. در باورهای ایرانی، سیارهٔ مشتری نماد آسمانی ِ«اهورامزدا / مردوک» بوده‌است. نک به : بارتل ل. واندروردن، پیدایش دانش نجوم، ترجمهٔ همایون صنعتی زاده، ۱۳۷۲. او حتی منظور از «سپاه پر شمار او» را نیز ستارگان آسمان می‌داند.

    خط ۱۶. لشکر پر شمار او که همچون آب رودخانه‌ای شمارش ناپذیر بود، آراسته به انواع جنگ افزارها در کنار او ره می‌سپردند.
    خط ۱۷. مردوک مقدر کرد تا کورش بدون جنگ و خونریزی به شهر بابل وارد شود. او بابل را از هر بلایی ایمن داشت. او «نـَبـونـید»(نـَ – بو – نـ َ- اید) شاه را به دست کورش سپرد.
    خط ۱۸. مردم بابل، سراسر سرزمین سومر و اَکـَّد و همهٔ فرمانروایان محلی فرمان کورش را پذیرفتند. از پادشاهی او شادمان شدند و با چهره‌های درخشان او را بوسیدند.
    خط ۱۹. مردم سروری را شادباش گفتند که به یاری او از چنگال مرگ و غم رهایی یافتند و به زندگی بازگشتند. همهٔ ایزدان او را ستودند و نامش را گرامی داشتند.
    خط ۲۰. منم «کورش»، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابـِل، شاه سومر و اَکـَّد، شاه چهار گوشهٔ جهان.
    از این جا روایت به صیغهٔ اول شخص و از زبان کورش بازگو می‌شود. استرابو نقل می‌کند که «کورش» نامی است که او پس از پادشاهی و با الهام از رود «کـُر» در جنوب پاسارگاد بر خود نهاد. پیش از این ، نام او «اَگـرَداتوس»(Agradatus) (اَگـرَداد / اَگـراداد) بوده‌است. نک به : جغرافیای استرابو، ترجمهٔ هـ. صنعتی زاده، ۱۳۸۲، ص. ۳۱۹

    خط ۲۱. پسر «کمبوجیه»(کـ َ- اَم – بو – زی – یَه)، شاه بزرگ، شاه «اَنـْشان»، نـوهٔ «کـورش»(کـورش یکم)، شاه بزرگ، شاه اَنشان، نبیرهٔ «چیش پیش» (شی – ایش – بی – ایش)، شاه بزرگ، شاه اَنشان.
    خط ۲۲. از دودمانی کـه همیشه شاه بوده‌اند و فرمانروایی اش را «بـِل / بعل» (بـ ِ- لو) (خداوند / = مردوک) و «نـَبـو»(نـ َ- بو) گرامی می‌دارند و با خرسندی قلبی پادشاهی او را خواهانند. آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم؛
    «نـَبو» ایزد نویسندگی و دبیری بوده، و نیایشگاه او به نام «اِزیدَه» خوانده می‌شده‌است. ورود کورش «بدون جنگ و پیکار» به بابل، نه تنها در گزارش او، بلکه در متون بابلی همچون «سالنامهٔ نبونید» و نیز در «تواریخ هرودوت»(کتاب یکم) تایید شده‌است. برای آگاهی از سالنامهٔ نبونید نگاه کنید به : Hinnz, W., Darios und die Perser, I, ۱۹۷۶, p. ۱۰۶.

    خط ۲۳. همهٔ مردم گام‌های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مَردوک دل‌های پاک مردم بابل را متوجه من کرد، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.
    پذیرش کورش توسط مردم، در «کورش نامه / سیروپدی»(Curou Paideia) نوشتهٔ گزنفون نیز تایید شده‌است. گزنفون اظهار می‌دارد که مردمان همهٔ کشورها با رضایت خودشان پادشاهی و اقتدار کورش را پذیرفته بودند (سیروپدی، کتاب یکم)

    خط ۲۴. ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید.
    خط ۲۵. وضع داخلی بابل و جایگاه‌های مقدسش قلب مرا تکان داد … من برای صلح کوشیدم. نـَبونید، مردم درماندهٔ بابل را به بردگی کشیده بود، کاری که در خور شأن آنان نبود.
    خط ۲۶. من برده داری را برانداختم. به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همهٔ مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچ کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. مردوک از کردار نیک من خشنود شد.
    خط ۲۷. او بر من، کورش، که ستایشگر او هستم، بر پسر من «کمبوجیه» و همچنین بر همهٔ سپاهیان من،
    خط ۲۸. برکت و مهربانی اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم. به فرمان مَردوک همهٔ شاهانی که بر اورنگ پادشاهی نشسته اند؛
    خط ۲۹. و همهٔ پادشاهان سرزمین‌های جهان، از «دریای بالا» تا «دریای پایین»(دریای مدیترانه تا دریای فارس)، همهٔ مردم سرزمین‌های دوردست، همهٔ پادشاهان «آموری»(اَ – مور – ری – ای)، همهٔ چادرنشینان،
    خط ۳۰. مـرا خراج گذاردند و در بابل بر من بوسه زدند. از … تا «آشـور» (اَش – شور) و «شوش» (شو – شَن)
    ۳۱. من شهرهای «آگادِه»(اَ – گـَ – دِه)، «اِشنونا»(اِش – نو – نَک)، «زَمبان»(زَ – اَم – بـَ – اَن)، «مِتورنو»(مـِ – تور – نو)، «دیر»(دِ – ایر)، سرزمین «گوتیان» و شهرهای کهن آن سوی «دجله»(ای – دیک – لَت) که ویران شده بود را از نو ساختم.

    خط ۳۲. فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی که بسته شده بود را بگشایند. همهٔ خدایان این نیایشگاه‌ها را به جاهای خود بازگرداندم. همهٔ مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند را به جایگاه‌های خود برگرداندم. خانه‌های ویران آنان را آباد کردم. همهٔ مردم را به همبستگی فرا خواندم.
    با این که هیچ دلیل قاطعی در زرتشتی بودن ِکورش بزرگ در دست نیست؛ اما او همچون زرتشت به این باور کهن ایرانی پایبند بوده‌است که هر کس در پرستش خدای خود و انتخاب دین خود آزاد است. افسوس که موبدان زرتشتی ِعصر ساسانی با سختگیری‌ و خشونت‌های بی شمار و اعمال سلیقه‌های شخصی در تحریف آیین زرتشت، به این دستاورد با ارزش فرهنگ ایرانی آسیب زدند.

    خط ۳۳. هم چنین پیکرهٔ خدایان سومر و اَکـَّد را که نـَبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود؛ به خشنودی مَردوک به شادی و خرمی،
    خط ۳۴. به نیایشگاه‌های خودشان بازگرداندم، بشود که دل‌ها شاد گردد. بشود، خدایانی که آنان را به جایگاه‌های مقدس نخستین شان بازگرداندم،
    گشایش و بازسازی نیایشگاه‌ها به فرمان کورش، دست کم در یک متن دیگر شناخته شده‌است. بر این لوح چهار سطری که از «اَرَخ» در میان دورود کشف شده، آمده‌است : «منم کورش، پسر کمبوجیه، شاه توانمند، آن که «اِسَگیلَه» و «اِزیدَه» را باز ساخت.» برای آگاهی بیشتر نگاه کنید به صفحهٔ ۱۵۶ مقالهٔ W. Eilers در کتاب شناسی

    خط ۳۵. هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگانی بلند باشند. بشود که سخنان پر برکت و نیک خواهانه برایم بیابند. بشود که آنان به خدای من مَردوک بگویند: «به کورش شاه، پادشاهی که تو را گرامی می‌دارد و پسرش کمبوجیه جایگاهی در سرای سپند ارزانی دار.»
    در باورهای ایرانی، «سرای سپند» یا «اَنَـغْـرَه رَئـُچَـنـْگـْه» (اَنـَغران / اَنارام) به معنای «روشنایی ِبی پایان و جایگاه خدای بزرگ یا اهورامزدا و بهشت برین است.

    خط ۳۶. بی گمان در روزهای سازندگی، همگی ِمردم بابل، پادشاه را گرامی داشتند و من برای همهٔ مردم جامعه‌ای آرام فراهم ساختم.
    صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم…

    خط ۳۷. … غاز، دو اردک، ده کبوتر. برای غازها، اردک‌ها و کبوتران …
    از سطر ۳۷ تا ۴۵ بخش نویافته‌ای است که در مقالهٔ «دربارهٔ منشور کورش» به آن اشاره شد. این نُه سطر دنبالهٔ بلافصل سطرهای پیشین نیست.

    خط ۳۸. … باروی بزرگ شهر بابل بنام «ایمگور – اِنلیل»(ایم – گور – اِن – لیل) را استوار گردانیدم …
    خط ۳۹. … دیوار آجری خندق شهر را،
    خط ۴۰. … که هیچ یک از شاهان پیشین با بردگان ِبه بیگاری گرفته شده به پایان نرسانیده بودند؛
    خط ۴۱. … به انجام رسانیدم.
    خط ۴۲. دروازه‌هایی بزرگ برای آن‌ها گذاشتم با درهایی از چوب «سِدر» و روکشی از مفرغ …
    خط ۴۳. … کتیبه‌ای از پادشاهی پیش از من بنام «آشور بانیپال»(آش – شور – با – نی – اَپ – لی)
    خط ۴۴. …
    حضرت ذوالقرنین یـــا کـــــوروش بـــــزرگ
    برای « ذوالقرنین » معانی گوناگونی ذكر شده است. برخی ذوالقرنین را به معنای ـ دو قرن ـ گرفته اند. به این معنی كه مردم را در حدود دو قرن یا دو نسل دعوت به حق نمود.
    برخی نیز گفته اند: ذوالقرنین، یعنی كسی كه بر شرق و غرب دنیای شناخته شده آن روز حکومت داشته است.
    در آرامگاه کوروش پیکر تقدیس از روح و « فروهر» کوروش را نیز به شکل فرشته ای ساخته بودند،که ذوالقرنین بوده و همانست که می نویسند بر بالای آن کتیبه ای داشته که نام کوروش بر آن نوشته بوده بالای آرامگاهش مجسمه بالدار هنوز هست و ابولکام آزاد براساس همین مجسمه آنرا ذوالقرنین خوانده است و کوروش را همان ذوالقرنین یاد شده در قرآن دانسته است.در تورات هم به کوروش لقب عقاب شرق داده اند.
    ذوالقرنین اولین كسی است كه سد ساخته است و از آهن به نحو انبوه استفاده كرده است وسدی كه او ساخته بود از آهن خالص بوده است.
    در روایات آمده است كه گروهی از مردم نزد ذوالقرنین آمدند و از طایفه ای شریر و خونریز كه به « یأجوج و مأجوج ( همان قوم مغول)» معروف است، به شكایت پرداختند و گفتند كه از آزار و اذیتهای این قوم به ستوده آمده اند. چه بهتر كه چاره ای برای در امان ماندن از دست آنها اندیشیده شود. ذوالقرنین به درخواست آنها جواب مثبت داد و برای آنها سدی از آهن ساخت تا از آزار و دست درازی آن قوم در امان باشند.
    گفته شده است كه این سد در مكانی كه از دو طرف با كوههای سر به فلك كشیده محصور بود، ساخته شده است.اكنون سدی با همان مشخصات در گرجستان امروزی پیدا شده است و در تنگه داریال واقع است.
    برخی با غرض یا به اشتباه اسکندر گجستیک (ملعون) را ذوالقرنین می دانند لیكن‌ این‌ معنی‌ با کلام قرآن‌ سازش‌ ندارد. چون‌ نخست قرآن‌ می گوید ذوالقرنین‌ مؤمن‌ به‌ خدا و روز قیامت‌ بوده‌ است‌ و دین‌ او دین‌ توحید بوده‌ است‌؛ ولی‌ ما میدانیم‌ كه‌ إسكندر مشرك‌ بوده‌ و در تاریخ‌ آمده‌ است‌ كه‌ ذبیحه خود را برای‌ ستاره مشتری‌ ذبح‌ نموده‌ است‌.
    و دوم قرآن‌ ذوالقرنین‌ را مرد صالح‌ از عباد خدا و صاحب‌ عدل‌ و رفق‌ می‌شمارد؛ و تاریخ‌ برای‌ إسكندر خلاف‌ آنرا بیان‌ میكند.
    سوم اینکه در هیچیك‌ از تاریخها‌ نیامده‌ است‌ كه‌ إسكندر مقدونی‌ سدّ یأجوج‌ و مأجوج‌ را بنا كرده‌ باشد. به هر حال از ذوالقرنین در قرآن به عنوان شخصیتی دادگستر و بشردوست یاد شده است.ودر تمام نوشته هایی که از زمان باستان چه در کتابهای دینی چه کتابهای غیر دینی آمده کوروش را فردی دادگستر و بشر دوست و کسی که اولین بیانیه حقوق بشر را اجرا کرده است و کتیبه اش هنوز موجود می باشد ، ذکر شده است.
    دوتا از فروع دین ما تولی و تبری است که یعنی دوست داشتن دوستان خدا و دشمن داشتن دشمنان خدا است چون کوروش بزرگ دوست خدا فردی بود که احکام خدا را در زمین جاری می کرد و در واقع نماینده خدا در زمین بود باید مورد احترام همگی ما باشد و مقامش را گرامی داریم و نگذاریم آرامگاهش از بین برود و یا به او بی توجهی و توهین شود .

    ترجمه آیه های قرآنی:
    و از تو از ذو القرنین می پرسند . بگو : براى شما از او خبرى خواهم خواند ( 83 ) .

    ما به او در زمین تمكین و قدرت دادیم و از هر چیز وسیله‏اى عطا كردیم ( 84 ) .

    پس راهى را تعقیب كرد ( 85 ) .

    چون به غروبگاه آفتاب رسید آن را دید كه در چشمه‏اى گل‏آلود فرو مى‏رود و نزدیك چشمه گروهى را یافت گفتیم اى ذو القرنین یا عذاب مى‏كنى یا میان آن طریقه‏اى نیكو پیش مى‏گیرى (86).

    گفت : هر كه ستم كند زود باشد كه عذابش كنیم و پس از آن سوى پروردگارش برند و سخت عذابش كند( 87) .

    و هر كه ایمان آورد و كار شایسته كند پاداش نیك دارد و او را فرمان خویش كارى آسان گوییم (88 ) .

    تا به طلوع‏گاه خورشید رسید و آن را دید كه بر قومى طلوع مى‏كند كه ایشان را در مقابل آفتاب پوششى نداده‏ایم ( 90 ) .

    چنین بود و ما از آن چیزها كه نزد وى بود به طور كامل خبر داشتیم ( 91 ) .

    آنگاه راهى را دنبال كرد ( 92 ) .

    تا وقتى میان دو كوه رسید مقابل آن قومى را یافت كه سخن نمى‏فهمیدند ( 93 ) .

    گفتند : اى ذو القرنین یاجوج و ماجوج در این سرزمین تباهكارند آیا براى تو خراجى مقرر داریم كه میان ما و آنها سدى بنا كنى ( 94 ) .

    گفت : آن چیزها كه پروردگارم مرا تمكن و قدرتی آن را داده از خراج شما بهتر است اما مرا به نیرو كمك دهید تا میان شما و آنها حائلى كنم ( 95 ) .

    قطعات آهن پیش من آرید تا چون میان دو دیواره پر شد گفت : بدمید تا آن را بگداخت گفت : روى گداخته نزد من آرید تا بر آن بریزم ( 96).

    پس نتوانستند بر آن بالا روند ، و نتوانستند آن را نقب زنند ( 97 ) .
    گفت : این رحمتى از جانب پروردگار من است و چون وعده پروردگارم بیاید آن را هموار سازد و به پیمان خود عمل کند و آن سد را متلاشی و پاره پاره گرداند.

    مفسرين درباره اينكه ذو القرنين كدام شخصيت تاريخى است و سدش در كجاست اختلاف نظر دارند.علامه طباطبايى در اين باره هفت نظريه را به طور كامل نقل كرده و بعد آن ها را نقد نموده است.در اينجا نظريه مهم تر را به اختصار بيان مى كنيم: كوروش هخامنشى جديدترين نظريه درباره ذو القرنين است.كوروش هخامنشى پادشاه ايران باستان بوده و سد او سد داريال واقع در مناطق كوهستانى قفقاز و بين شهرهاى تفليس و ولادى كيوكز مى باشد. نظريه چهارم نيز تا حدودى مورد تاييد تاريخ و شواهد موجود مى باشد.اين نظريه سراحمدخان هندى است و دانشمند معروف مسلمان مولانا ابو الكلام آزاد كه روزى وزير فرهنگ كشور هند بوده آن را در كتاب محققانه اى كه در همين زمينه نگاشته است به طور مفصل بيان كرده است. (۳۱) مولانا ابو الكلام اين نظريه را از چند جهت بررسى و اثبات كرده است كه ما در اينجا بخش اصلى آن را به طور خلاصه مى آوريم:
    - شخصيت ذو القرنين طبق نظريه قرآن ذو القرنين مردمى مؤمن به خدا و معاد بوده است كوروش نيز طبق نظر تاريخ و كتب عهد عتيق چنين بوده است. ذو القرنين پادشاهى عادل و رعيت پرور و داراى بخشش بوده; كوروش هم طبق تاريخ كتب عهد عتيق و نظر مورخين قديم مانند هردوت و ديگران پادشاهى با مروت فتوت سخاوت و كرم بوده است; چنان كه از تاريخ زندگى او و برخوردش با ياغيان كه با او مى جنگيدند يا او با آنها جنگيده است معلوم مى شود. ذو القرنين از طرف خداوند داراى توانايى ها و امكانات فراوانى مانند عقل تدبير فضايل اخلاقى ثروت و شوكت ظاهرى بوده و كوروش نيز همه اين ها را داشته است.

    - مسافرت هاى ذو القرنين همان طور كه قرآن درباره ذو القرنين فرموده كوروش نيز سفرهايى به مغرب و مشرق داشته است و جريان سفر به مغرب او چنين است كه پادشاه سرزمين ليديا بدون هيچ مجوز و عذرى به طرف كوروش لشكركشى كرد. كوروش نيز به طرف ايشان حركت كرده و با آنان جنگيد. پايتخت ليديا را فتح كرد و بر آنان پيروز شد و بعد آنان را عفو نمود. همچنين او سفرى به مشرق داشته و تا بكريا (بلخ) پيش رفته است تا به غائله قبايل وحشى و صحرانشين آنجا پايان دهد.

    - سدسازى ذو القرنين همان طور كه ذو القرنين سدى آهنين براى جلوگيرى از حملات اقوام ياجوج و ماجوج(مغول) بنا كرد كوروش نيز طبق نظر مورخين سفرى به طرف شمال ايران براى خاموش كردن فتنه اى در آن نواحى انجام داده است و گويا در همين سفر سد موجود در تنگه داريال را به درخواست اهالى آن مرز و بوم ساخته است . اين سد تنها سدى است كه در ساخت آن از آهن استفاده شده است و هم اكنون هم موجود است. به زبان محلى آن را دمير قاپو يعنى دروازه آهنى مى نامند. تنگه داريال واقع در سلسله جبال قفقاز است كه از درياى خزر شروع شده و تا درياى سياه ادامه دارد. اين سلسله کوه ها به ضميمه درياى خزر و درياى سياه مانعى طبيعى به طول هزارها كيلومتر بين شمال و جنوب آسيا بوده است و تنها راه بين شمال و جنوب همان تنگه داريال بوده كه با سد دميرقاپو بسته شده است.
    کورش کبير اولين پادشاه هخامنشی، افزون بر ايرانيان ، به دليل صدور نخستين اعلاميه حقوق بشر نزد همه جهانيان و دانشمندان محترم است .در دوران باستان نيز بسياری از انديشمندان (مانند افلاطون، فيثاغورث، هرودت، گزنفون، ديودور سيسيلي و…) او را ستوده اند. كوروش بزرگ بنا به پژوهشهای 100 ساله اخير دانشمندان مسلمان همان ذوالقرنين است كه در سوره كهف قرآن (آيات83 تا 99) از او ياد شده است. كوروش نزد يهوديان ،زرتشتيان ، مسيحيان و مسلمانان از جنبه آسمانی و تقدس برخوردار است. در كتاب تورات از او به عنوان حضرت مسيح ، فرستاده پروردگار، شکست دهنده فرعونيان، شاهين خدا، نجات بخش و دانشمند خدا نام برده شده است.

    درصحف عزرای پيامبر آمده است: کورش فرمود خداوند به من دستور داده است تا خانه ای برای او در بيت المقدس بسازم.ابوريحان بيرونی (قرن 4 هجری) و غياث الدين خواند مير (قرن 6 هجری در کتاب حبيب السير، جلد يک، صفحه 136) از او بعنوان بانی بيت المقدس و مسجد الاقصي (يا همان قبله نخست مسلمانان) نام می برند. در تفسير قرآن ابوالفتح رازی آمده است: که خدای تعالی بر زبان بعضی پيغمبران امر کرد پادشاهی از پادشاهان پارس را نام او کورش و او مردی بود مومن. مسعودی در کتاب مروج الذهب،صفحه606 می نويسد: اين خبر در انجيل هست كه كورش پادشاه، ستاره را كه هنگام مولود عيسای مسيح طالع شده بود،ديده بود… و ما تفصيل اين ماجرا را با آنچه مجوس ونصاری در باره آن گفته اند…در كتاب«اخبارالزمان» آورده ايم.
    آرامگاه باشكوه كوروش بزرگ در پاسارگاد طرحی گيرا ، باوقار ، متوازن ، مقدس و اهورايی دارد. ساختمان اين گونه آرامگاه ، پيش و پس از آن ديده نشده است. پس از اسلام در دوران پادشاهی اتابكان فارس (در قرن 5 و 6 هجری خورشيدی ) به دليل جنبه تقدس آرامگاه ، مسجدی در اطراف آرامگاه ساخته ، درون آرامگاه هم محرابی از سنگ تراشيده و پيرامون آن آياتی از قرآن به خط ثلث نگاشته‌اند.(دکتر رضامرادی غياث آبادی در کتاب نقش رستم وپاسارگاد). قبله نمايی نيز در سنگ در کنار مهراب تراشيده اند.در زمان گذشته نوشته ای در آرامگاه به خط ميخی بوده كه متن آن ، چنين است :

    « ای رهگذر ، من كوروش هستم كه پادشاهی جهان را به پارسيان دادم ، به مشتی خاك كه پيكرم را در برگرفته رشك مبر »

    در دشت مرغاب در پاسارگاد ، نقش برجسته‌ای از كوروش بزرگ باقيمانده است
    كـه همچون فرشتگان ، بــا بـالهايی آسمانی تراشيده شده است. نكتـه جـالب
    است كه ايـرانيان از زمان باستان تا‌كنون ايـن پيكره را مقدس می‌دانند و بـا اينكه

    پيكره‌های ديگر در سراسر ايـران در اثر نـادانی آسيب ديـده است هيچ‌كس جرأت
    نداشته بـه ايـن پيكره اهـورايی آسيب برساند! هنـــوز هم تصور مقدس بودن ايـن
    پيكره در ميـان مردم بـومی بـاقی است (دکتر بهرام فره وشی در کتاب ايرانويچ).

    مردم محلی دستــان او را رو به قبـله و در حـالت نيايش می دانند و مردم منطقه

    نـذرهای خود را تقديم آرامـگاه می‌كردند( دكتر باستانی پـاريزی در كتـاب كـوروش

    ذوالقرنين ). آب رودخانه پلوار نيز هميشه آبی مقدس و شفابخش به شمار مـی

    آمد.(دکتر شاپور شهبازی در کتاب پاسارگاد).دکتر جمشيد صداقت کيش در ويژه

    نـــامه فصل نــامه فــارس شنـاخت در نوشتــار مسجدهای فــارس در صفحه 88

    می نويسد: در روايت های اسلامی هـم از مـقدس و آسمانی بـودن ايـن جـايگاه

    سخن بسيار رفته است از جمله در كتابهای زير:

    1 ـ مسالك و ممالك ( اصطخری به سال 320 هجری ) صفحه‌های 109 و 141

    2 ـ حدود العالم من المشرق الی المغرب ( نوشته شده به سال 372 هـ ) صفحه 131

    3 ـ اشكال العالم ( ابوالقاسم جيهانی به سال 367 هـ ) صفحه‌های 113 و 123

    4 ـ نزهت‌القلوب ( حمداله مستوفی به سال 740 هـ ) صفحه 178

    استاد ابراهيم پورداود ( کتاب ذوالقرنين و کورش از محمد کاظم توانگر زمين): هر ايرانی همانگونه که مکلف است در صورت استطاعت در مدت عمر خود يک بار به حج مشرف شود شايسته است که يک بار هم به زيارت کورش که پايگاه مليت ايرانی است خود را برساند. نه فقط بخاطر ايرانی بودن بلکه به جهت زيارت فردی که قرآن بيشترين تعريف (17 آيه) در مورد يک زمامدار را از او کرده است.

    با این همه نشانه ها آشکار است که کوروش بزرگ همان ذوالقرنین است و با این همه نشانه از مقدس بودن آرامگاه کوروش کبیر نزد تمامی ملت های جهان، جای بسی تاسف است که این بنای با ارزش در آینده نزدیک بخاطر رطوبت و یا آبگرفتگی ناشی از سد سیوند برای همیشه ازبین خواهد رفت……» از ماست که برماست »
    ايزديكتا يار و نگهدارتان.

    • دوست Says:

      درود بر تو دوست گرامی که به جای ناسزا دادن اطلاعات خوبی از کورش گذاشتی
      در مقابل اطلاعات دکتر که به خلخالی استناد میکنه

  94. ساسان Says:

    با سلام
    خوبی آقای دکتر – سلامتی اعصاب وروانتان را باید مرتب چک کنید خدای نکرده نسنجیده این حرفها از زبانتان خارج نشده باشد .
    تاریخ ترکها از کی شروع میشه خبر داری .
    بعد از توفان نوح توران به شرق رفت وسام به جنوب و در تمام تاریخ ایران چه در افسانه و چه در واقعیت تورانیان یا ترکان همیشه دشمن بوده اند .
    ورود ترکان به ایران با نوکری دربار سامان و به حکومت رسیدن سلجوقیان شروع شد . کجا تاریخ نوشته که سامی ها ( سومری ها بابلی ها ایلامی ها ) ترک بوده اند .
    کاری هم به اصل و نصب کوروش بزرگ جمع کننده همه خوبی ها ندارم .
    اما همان کسی است که در برابر وحشی گری قوم ماساژوتها در شمال شرقی سد ساخت که در قران هم به او لقب ذوالقرنین داده اند و یهودیان اورا ناجی وپدر وراهاننده از چنگال بخت النصر بابلی می دانند .
    برو تاریخ واصل ونصبت رو بخون . من پدرم ترکه ولی هیچ وقت تاریخ سرزمینی رو که به اون تعلق داری بخاطر اجانب وخودفروشی خراب نکن.
    مگر ترکها از روز اول در ترکیه مستقر بودند . در این مکان یونانی ها وسپس رومی ها ساکن بودند بهیمن دلیل هم سفید روترو هم خوشگل تر از از همنژادان خود در ایران وترکستان چین ومغولستان هستند.
    در سلسله بسیار قدرتمند ترکان ایرانی سلجوقی اسیای صغیر فتح شد و اونها هم ترک شدند .
    بابا صد رحمت به ترکهای قدیمی این همه آدم فروش و وطن فروش نبودند
    اگر هر قومی که الان در ایارن تحت نام یک کشور وسرزمین ساکنند این طوری قضاوت کنند که اصلا کسی ایرانی باقی نمی مانند باید همه از ایران بروند و در سرزمین اصلی ومادریشان خارج از این مرزها باشند .
    اگر اینطور بود ستار خان وباقر خان نیز باید می رفتند زیر پرچم عثمانی
    شاه اسماعیل و شاه عباس هم جیره خور بودند ؟ بزرگان کشوری ما بجز خاندان قاجار که از ترکان بی مایه بودند همه در 400 سال اخیر ترک بودند .
    نادر شاه – سلطان محمود – ملکشاه سلجوقی – خواجه نظام الملک – و…. همه ترک بودند .
    حتی این پدر وپسر پهلوی هم که یک کشور وحشی و بدبخت رو از قاجار ترک تبار تحویل گرفتند ریشه ترک داشتند اگر نبودند که ما الان از افغانستان وبوکینافاسو وسومالی هم عقب تر بودیم
    دکتر آدرس بده تا با هم تاریخ رو بررسی کنیم
    من 25 ساله که تاریخ می خونم حتی عربها هم کوروش رو قبول دارند یونانی ها هم قبول دارند این دیدیگاه کتریانوس تو کدوم کتاب نوشته شده برم بخونم
    من منتظر ایمیل شما هستم ایمیلم رو هم نوشتم خوبیت نداره آدم تحصیل کرده حتی اگر مخالف باشده این همه فحش وناسزا بگه مگر چه هیزم تری به شما و یا تاریخ ترکیت فروخته اون موقع اصلا ترکها کجای ایران بودند .
    بعد ظاهرا جنایتهای ترکان عثمانی در تجاوز به زنان تبریز در اوایل سلطنت شاه عباس و تسخیر تبریز یادتان رفته اگر اونها خوب بودند 3 سلسله ترک آنروز یعنی صفویه وعثمانی وازبک باهم متحد می شدند چرا نشدش از تاریخ برو بپرس
    آب در اسیاب دشمن ایران نریز کاری هم به سیاستهای این دولت ندارم که ضد ترکی است یا ترک پرور اما کار شما نفاق افکنانه است
    ترک وعرب وبلوچ وکرد ولر وفارس و …. همه اقوام ایران فعلی هستند و اینکه از کجا آمده اند وچه بودند مهم نیست الان همه ایرانی هستند

  95. ساسان Says:

    باز هم سلام
    دکی جون بهتر شدی قرصاتو خوردی
    انگلیسی های دشمن و یونانی های بدترش اینقدر بد نگفتن در تمام تاریخ باستان نیز حرفی از ترکها نیست کو بگرد اگر بود بگو بروم بخونشمش
    خالا بیا وصیت نامه داریوش رو بخون
    وصیت نامه داریوش بزرگ هخامنشی
    بازگشت

    اینک من از دنیا میروم بیست وپنج کشور جزء امپراتوری ایران است. و در تمام این کشور ها پول ایران رواج دارد وایرانیان در آن کشور ها دارای احترام هستند . و مردم کشور ها در ایران نیز دارای احترام هستند.

    جانشین من خشایار شا باید مثل من در حفظ این کشور ها بکوشد . وراه نگهداری این کشور ها آن است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب وشعائر آنان را محترم بشمارد.اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور در یک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو میباشد . زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست . البته به خاطر داشته باش تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینکه از آن بکاهی . من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن ، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند ، اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان . مادرت آتوسا برمن حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .
    ده سال است که من مشغول ساختن انبار های غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبار ها را که از سنگ ساخته می شود وبه شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبار ها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن بوجود نمی آیند و غله در این انبار ها چند سال می ماند بدون اینکه فاسد شود و توباید بعد از من به ساختن انبار های غله ادامه بدهی تا اینکه همواره آذوقه دو و یا سه سال کشور در آن انبار ها موجود باشد . و هر ساله بعد از اینکه غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبار ها برای تامین کسری خواروبار از آن استفاده کن و غله جدید را بعد از اینکه بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوغه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود .
    هرگز دوستان وندیمان خود را به کار های مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است . چون اگر دوستان وندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری رعایت دوستی بنمایی .
    کانالی که من میخواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد تو باید آن کانال را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند ، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی . با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .
    توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغ گو و متملق را به خود راه نده ، چون هردوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغ گو را از خود دور نما . هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن ، و برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند ، قانون مالیات وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت .
    افسران وسربازان ارتش را راضی نگه دار و با آنها بدرفتاری نکن . اگر با آنها بد رفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند . اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها اینطور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینکه وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند .
    امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده وبگذار اتباع تو بتوانند بخوانند وبنویسند تا اینکه فهم وعقل آنها بیشتر شود وهر چه فهم وعقل آنها بیشتر شود ، تو با اطمینان بیشتری میتوانی سلطنت کنی . همواره حامی کیش یزدان پرستی باش . اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هرکس باید آزاد باشد و از هر کیش که میل دارد پیروی نماید .
    بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم . بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کرده ام بر من به پیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار . اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هرزمانی که میتوانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی ، که من پدر تو پادشاهی مقتدربودم و بر بیست وپنج کشور سلطنت میکردم ،مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد . زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد ، خواه پادشاه بیست وپنج کشور باشد خواه یک خارکن و هیچ کس در ان جهان باقی نخواهد ماند . اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببینی ، غرور وخود خواهی برتو غلبه خواهد کرد ، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی ، بگو قبر مرا مسدود نمایند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا ینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند .زنهار زنهار ، هرگز هم مدعی وهم قاضی نشو اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد . و رای صادر نماید . زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد .
    هرگز از آباد کردن دست برندار . زیرا که اگر از آباد کردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت زیرا این قاعده است که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود . در آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده وشهر سازی را در درجه اول قرار بده .
    عفو وسخاوت را فراموش نکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ، ولی عفو باید فقط موقعی بکار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطا را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .بیش از این چیزی نمیگویم این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضر هستند ، کردم . تا اینکه بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس میکنم مرگم نزدیک شده است .

    حالا هم خشایار رو بشناس
    به ابتکار خشایارشا پلی از قایق بر روی بغاز داردانل ساختند که نیروی زمینی ایران توانست از روی آن عبور کرده و وارد خاک یونان شود. در ابتدا خشایارشا با پادشاه کارتاژ(Carthage)صلح کرد تا وی یونانیان را همراهی نکند. علاوه بر این، تعداد زیادی از یونانیان ازجمله مردم منطقه تسالی به ارتش خشایارشا پیوستند. هنگام حمله خشایارشا به یونان بعضی از ایالتهای یونان دست بر دست گذاشتند و در صدد دفاع بر نیامدند و این ناشی از اختلافات داخلی بین این ایالتها می‌شد و همین اختلاف باعث شد تا خشایارشا برای ساختن پل بر روی داردانل دچار مشکل جدی نشود. بعد از اینکه ارتش ایران از کشور سات رائی گذشت عبور قشون دشوار شد چون میبایست از وسط جنگل یا دشتهای ناهموار به راه ادامه بدهند و ارابه‌ها و منجنیق ها از آن منطقه ناهموار نمیگذشت و در مواضع جنگلی درختها مانع از عبور ارتش می‌شد. از آن به بعد به دستور خشایارشا پیشا پیش ارتش اقدام به جاده سازی شد و حتا برای این کار از سکنه محلی نیز برای تسریع کار استفاده کردند. نیروی دریایی ایران به موازات ساحل حرکت می‌کرد و در دریا ارتش ایران را از حمله ناگهانی نیروی دریایی یونان حفظ می‌کرد. عبور ارتش ایران از کشور تراس طولانی شد چون جاده سازان پیوسته در حال ساخت و هموار کردن راه بودند. پروفسور بارن در تحقیقات خود می‌نویسد چهل پنج روز طول کشید تا ارتش ایران توانست از کشور تراس بگذرد و به مقدونیه برسد. با اینکه جاده خشایارشا برای عبور ارتش و به صورت موقتی بود تا مدتها بعد ار آن تاریخ قابل استفاده بود. بعد از این که خشایارشا وارد یونان شد تمیستوکل گفت ما نباید بگذاریم ایرانیان به آتن نزدیک شوندو قبل از این که آنها به جنوب یونان برسند باید در شمال یونان جلوی آنها را گرفت تا جنگ به آتن نرسد.او پیشنهاد کرد که ده هزار سرباز مجهز در شمال مقدونیه جلوی ایرانیان را بگیرند. اما این پیشنهاد با دو مشکل روبرو بود. نخست اینکه آتن به تنهایی نمی‌توانست ده هزار سرباز بسیج کندو برای این کار بایستی سایر کشورهای جنوب یونان هم کمک نمایندو به تناسب شمار سربازان خود هزینه جنگ را تحميل نمایند.دوم آنکه سربازان آتنی و سایر کشورهای جنوبی یونان به شمال آن سرزمین نمی‌رفتندو می‌گفتند ما مدافع وطن خود هستیم نه وطن دیگران و هر وقت مورد تهاجم ایرانیان قرار گرفتیم در وطن خود میجنگیم و دفاع میکنیم.خشایارشا از اختلافات داخلی یونانیان کاملا آگاه بود و قبل از شروع جنگ جاسوسانی را وارد یونان کرده بود. آنها موظف بودند که به اختلاف میان یونانیان دامن زنند و مانع از اتحاد میان ملل یونان شوند. فعالیت جاسوسان ایرانی باعث شد تا یونانیانی که مردد بودند که به جنگ با ایرانیان برون بعد از ورود ارتش ایران تصمیم بگیرند که نجنگند به خصوص اینکه ارتش ایران بعد از ورود به یونان با هیچ یک از ملل یونان شمالی کاری نداشت و در هر نقطه‌ای که ارتش خشایارشا خواربار خریداری می‌کرد بهای آن را نقد می‌پرداخت.در کل اینچنین می‌توان گفت که هیچ یک از ملل یونان خوهان جنگ با ایرانیان نبودند غیر از آتن و اسپارت و آتن آتش غیرت یونانیان را شعله ور می‌کرد تا آنهارا وادار نماید که علیه ایرانیان بجنگندو علتش این بود که آتن می‌دانست که خشایارشا فقط برای جنگ با آتن به یونان آمده چون آتن سارد پایتخت کشور لیدی را که از کشورهای تحت الحمایه ایران بودسوزانده و ویران کرده بودند.

    [ویرایش] جنگ در تنگه ترموپیل
    یونانیان به علت کثرت سربازان ارتش ایران چینین صلاح دانستند که در یک منطقه کوهستانی جلوی ارتش خشایارشا را بگیرند و برای این منظور در صدد بر آمدند که در منطقه کوهستانی ترموپیل ارتش ایران را متوقف نمایند در تنگه ترموپیل(Thermopylae) به علت تنگی جا نیروی ایران با مقاومت آتنی‌ها و اسپارتی‌ها که برای نخستین بار باهم متحد شده بودند مواجه شد. سرانجام یک یونانی به ایرانیان که در حدود سه روز در ورودی تنگه متوقف شده بودند راهی را معرفی کرد که به پشت تنگه می‌رفت. یونانیان با آگاهی از این خیانت گریختند و فقط لئونیداس(Leonidas)(حاکم اسپارت) بهمراه سیصد اسپارتی که به اجبار مانده بودند [۱] همگی کشته شدند [۲] . سپاه ایران بعد از این جنگ برای عبور از گردنه ترموپیل به حرکت در امد. خشایارشا بعد از این که از ترموپیل گذشت از طریق جاسوسان خود مطلع شد که آتن میکوشد که ملل تسالی و مقدونیه را علیه او وارد جنگ کند تا راه بازگشت او را ببندند و کاری کنند که او از پیشروی در خاک یونان صرف نظر کند. راه جلوگیری از این توطئه این بود که خشایارشا هر چه زودتر آتن را اشغال نماید تا این که تحریک و توطئه آتن خاتمه یابد.اما از قضا چند روز بعد از حرکت ارتش ایران از جلگه آهار برف سنگینی بارید و خشایارشا در برف مجبور به توقف گردید تا این که راه باز شود اما یک هفته بعد از برف اول دومین برف همانطور سنگین نازل گردید . خشایارشا از روزی که وارد یونان شد حرکت ارتش را طوری تنظیم کرد که به طور دایم بین نیروی زمینی و نیروی دریایی ارتباط برقرار باشد و لذا از حیث خواروبار در مضیقه قرار نگرفت.پنج روز به آغاز بهار مانده بود که خشایارشا فرمان حرکت ارتش را صادر کرد و ارتش ایران از منطقه کوهستانی گذشت و به جلگه تلکو رسید.

    [ویرایش] اشغال آتن
    در جلگه تلکو بین ارتش ایران و یونانیان جنگ در گرفت که به شکست یونانیان انجامید و بعد از این برد خشایارشا ارتش خود را از رودخانه تلکو واقع در همان جلگه عبور داد . عبور ارتش خشایارشا از این رودخانه که بسترش در تنگه تلکو بود چهار روز و به روایتی شش روز طول کشید و وقتی از آن خارج شدند به شهر تارت رسیدند و پنج روز در این شهر توقف کردند. یک روز قبل از این که خشایارشا از تارت حرکت کند اعلامیه‌ای برای سکنه اتن فرستاد و در آن گفت هریک از سکنه آتن که تسلیم ارتش ایران شود در پناه پادشاه ایران خواهد بود.و جان و مالش مصون است.خشایارشا به طوری که پروفسور بارن می‌گوید میخواست که به گرفتن غرامت جنگ از آتن اکتفا نماید و از جنگ بپرهیزدتا این که حسن نیت خود را به ملت آتن و سایر ملل یونان ثابت نماید اما مجلس شورای آتن نپذیرفت و تسلیم شدن در قبال ارتش ایران را یک ننگ غیر قابل تحمل دانست و مصمم شد که بجنگد. به همین علت حکومت آتن تمام زنها و بچه‌ها و کسانی را که توان شرکت در جنگ را نداشتند از آتن خارج کرد و هر آنچه از اموال قابل حمل را نیز به همراه آنان به جزایر پولوپونز و سالاميس فرستاد. در تاریخ اروپا نوشته شده که خشایارشابعداز ورود به آتن این شهر را ویران کرد . در صورتی که او بجز دژ جنگی اکروپول و دیوار شهر که اطراف آتن بود چیزی را ویران نکردو روزی که ایرانیان از آتن رفتند تمام عمارتهای شهر باقی بود . آتن را خود یونانیان در جنگهای داخلی که از سال ۴۰۴ تا ۴۳۱ قبل از میلاد طول کشید ویران کردند که شرح کامل آن در تاریخ توسدید آمده است. واقعیت تاریخ این است که خشایارشا رفته بود تا آتن را ویران کند ولی شجاعت یونانیان در ترموپیل در وی موثر افتاد و همچنین چون توانست آتن را تقریبا بدونه جنگ فتح کند از تصمیم خود منصرف شد. در روز دهم ورود ارتش ایران به آتن خشایارشا به معبد اکروپل رفت و حتی به خدام معبد الهه بزگ اتن انعام داد.آنچه که تا اینجا راجع به ورود ارتش ایران به آتن نقل شد از تحقیقات بیطرفانه پروفوسور بارن انگلیسی بود که به طور خلاصه بیان گردید.

    [ویرایش] جنگ سالامیس
    این بخش از مقاله نیازمند ویکی‌سازی است. لطفاً با توجه به راهنمای ویرایش و شیوه‌نامه آن را تغییر دهید. در پایان، پس از ویکی‌سازی این الگوی پیامی را بردارید.
    پس از آن یونانیان اقدام به مشورت نمودند یکی از بزرگان آتن به نام تمیستوکلس(Themistocles) معتقد بود که در جزیره سالامیس(Salamis) به دفاع بپردازند اما سایر یونانیان می‌گفتند که باید در تنگه کورینت(Corinth) مقاومت کرد. تمیستوکلس که دید نمی‌تواند نظر خود را به دیگران بقبولاند نامه‌ای به شاه ایران نوشت و خود را از طرفداران یونان نشان داده گفت که چون آنان قصد فرار دارند وقت آن است که سپاه پارس آنان را یکسره نابود کند. خشایارشا پیغام را راست انگاشته ناوگان مصری تحت فرماندهی ایران جزیره پنسیلوانیا را تسخیر کرد. یونانیان در جزیره سالامیس گیر افتادند و بنابراين گفتند یا باید در همین جا مقاومت کنیم یا نابود شویم و این همان چیزی بود که تمیستوکلس میخواست.

    نیروی دریایی ایران برخلاف کشتی‌های یونانی که آرایش صف را اختیار کرده بودند به دلیل تنگی جا بطور ستونی اقدام به حمله کرد و ناگهان زیر آتش نیروهای دشمن قرار گرفت. جنگ تا شب ادامه داشت و در این جنگ بیش از نیمی از کشتیهای ایران نابود شد و بنابراين سپاه ایران اقدام به عقب نشینی کرد. یونانیان که ابتدا متوجه پیروزی خود نشده بودند در صبح روز بعد با شگفتی دیدند که از کشتیهای ایرانی خبری نیست! [۳]

    در همین زمان خشایارشا اخبار بدی از ایران دریافت کرد و بنابراين اقدام به مشاوره با سرداران خود نمود. نظر مردونیه این بود که خود وی با سیصد هزار سپاهی برای تسخیر کامل یونان در این سرزمین باقی بمانند و خود خشایارشا به ایران بازگردد. شاه این نظر را پذیرفت ولی در زمان بازگشت تعداد زیادی از اسبان و سپاهیان وی در اثر گرسنگی و بیماری مردند.

    [ویرایش] نبرد پلاته
    از سوی دیگر مردونیه به یونانیان پیشنهاد داد که تبعیت ایران را بپذیرند و گفت که در این صورت در امور داخلی خویش آزادند. اما آنان این پیشنهاد را رد کرده جنگ دوباره در گرفت. مردونیه آتن را باز هم به تسخیر درآورد اما در محل پلاته(Plataea) صدهزار یونانی در مقابل وی صف آرایی کردند. در ابتدا تصور می‌شد که ایرانیان پیروز هستند چراکه نهایت دلاوری را نشان دادند اما این گونه نشد. مردونیه در آغاز جنگ در اثر تیری که به وی اصابت کرد کشته شد و سپاه بی سردار ایرانی نبرد بی حاصلی را آغاز کرد که تنها سه هزار ایرانی از آن جان سالم بدر بردند.

    نبرد دیگر، جنگ در دماغه می کیل(Mycale) است: ناوگان ایران که پس از نبرد پلاته در حال بازگشت به میهن بود، در این محل توسط سپاه دشمن منهدم شد.

    [ویرایش] حمله یونان به مستملکات ایران
    پس از عقب نشینی ایرانیان، یونانیان به پادگان پارس واقع در یونان حمله کرده و آنجا را تصرف نمودند. چندین سال بعد نیز به مستملکات ایران یورش برده و برخی از جزایر غرب آسیای صغیر نظیر قبرس را به تصرف درآوردند.

    [ویرایش] علل شکست سپاه ایران
    بنابر نوشته مورخان علل شکست ایران در تسخیر یونان به این شرح است:

    زیادی شمار نفرات که تأمین آذوقه و هدایت ارتش را مشکل میساخت.
    نامناسب بودن سلاحهای ایرانیان در برابر یونانیان سنگین اسلحه(به غیر از هنگ جاویدان باقی سپاه ایران از سلاح‌های سبک نظیر تبر (!) استفاده می‌کردند.)
    عدم آشنایی ایرانیان به موقعیت جغرافیایی یونان
    اغفال شدن ارتش ایران در سالامیس
    بازگشت ناگهانی خشایارشا
    ناهمواری جلگه‌های یونانی و عدم عادت ایرانیان به جنگ در این سرزمینها که نیروهای دریایی و زمینی را از حمایت یکدیگر محروم می‌کرد.
    مهم‌ترین علت شکست ایران در این نبرد روحیه عالی یونانیان بود. چرا که آنان مردمانی استقلال طلب بودند و حاضر نبودند که تبعیت ایران را بپذیرند.

    [ویرایش] درباره خشایارشا
    خشایارشا صفاتی عالی داشته بطوریکه یونانیان بزرگ منشی او را ستوده‌اند. مشهور است که اسکندر وقتی که تخت جمشید را به آتش کشید، مجسمه خشایارشا به روی زمین افتاد و اسکندر گفت: آیا باید بخاطر روح عالی و صفات نیکویت تو را از روی زمین بردارم یا بگذارم که روی زمین بمانی تا بخاطر تاخت و تازت به یونان مجازات شوی؟

    خشایارشا در تخت جمشید که بدستور پدرش داریوش ساخته شده بود قصرهای دیگری بنا کرد که بر عظمت و شکوه این اثر باستانی افزود. همین طور کتیبه‌هایی در کوه الوند و نیز در ارمنستان از خود به جای گذاشت.

    اگرچه آنچه از اين پادشاهان مانده جز نيكي چيزي نيست ولي در زندگي و شخصيت خشايارشاه اسرار و دوگانگي‌هايي وجود دارد از آنجمله مي‌توان به تغييراتي كه خشايارشاه در پلان تخت جمشيد داده است اشاره نمود وي كه پس از به سلطنت رسيدن از اينكه در نقش برجسته برجاي دوم و به عنوان وليعهد پس از داريوش كبير قرار گرفته بوده راضي نبوده، نقش برجسته داريوش و فرنكه وزير تشريفات (خودش به عنوان وليعهد در پشت داريوش) را به ساختمان خزانه‌داري انتقال مي‌دهد وي در ادامه حتي ورودي تخت جمشيد را نيز عوض مي كند [منبع: كتاب "از زبان داريوش..."]. همچنين يكي از اتفاقات بحث برانگيز در زمان او حمله به يهوديان است كه سپاه در نيمه راه متوقف مي شود. آنچه كه به نظر مي‌رسد اين است كه وزير تشريفات عيلامي پادشاه، او را از عدم پرداخت ماليات يهوديان اگاه و وي را براي حمله به يهوديان تحريك مي‌كند اما در راه حمله، استر و عمويش مردخاي براي نجات يهوديان نقشه نزديكي استر به خشايارشاه را مي‌كشند كه به انجام مي‌رسد! يهوديان جان سالم به در‌مي برند و نخست وزير عيلامي بركنار و مردخاي جاي او را مي گيرد يهوديان تا به امروز اين اتفاق را با نام «پوريوم» جشن مي‌گيرند و از آن تاريخ به بعد تمدن عيلامي (در زمان پادشاهان قبلي عيلامي‌ها مشاوران رده بالاي شاه بوده اند) رو به انقراض مي‌رود. درحال حاضر برخي افراد سودجو كه خود را وارثان تمدن عيلامي ميدانند از اين واقعه به عنوان توطئه صهيونيسم و پارسيان براي نابودي عيلامي‌ها نام مي‌برند. از دو مطلب فوق اين گونه برداشت مي‌شود كه خشايارشاه ثبات لازم براي پادشاهي را نداشته و حتي تغييرات در تخت‌جشيد را مي‌توان نتيجه تحريكات استر و مردخاي دانست زيرا چنين كاري از وزراي عيلامي بر نمي‌آيد. حتي شكست يونان را نيز مي‌توان ناشي از عدم همكاري عيلامي‌ها دانست. این پادشاه پس از بیست سال سلطنت (۴۸۵ تا ۴۶۵ پیش از میلاد)توسط یک خواجه به نام میترادات (مهرداد) به قتل رسید.

  96. ساسان Says:

    سنگ‌نبشته بیستون یا کتیبهٔ بیستون از آثار باستانی ایران واقع در حدود سی کیلومتری کرمانشاه در غرب ایران است.

    نام بیستون از بغ (خدا) + ستان (ادات مکان) آمده که به معنای سرزمين يا جايگاه خدا است. [1] از آن در پارسی باستان به صورت «بغیستانه» [2] و در معجم‌البلدان «بهستان»[نیاز به ذکر منبع] و برخی از دانشمندان عرب از آن به «بهستون» یاد کرده‌اند[نیاز به ذکر منبع].

    نقش بيستون پيروزي داريوش يکم را بر گوماته مغ و نه شورشي نشان مي دهد. نماد فروهر در حال پرواز بالاي نقش ديده مي شود. داريوش دست راستش را به نشانه ستايش اهورامزدا بالا برده و پاي چپش را بر سينه گئوماتا که زير پاي او افتاده نهاده است . شورشيان که دستهايشان از پشت و گردنشان با ريسمان به هم بسته شده است پشت سر هم در برابر داريوش ايستاده اند. يک نيزه دار و يک کماندار پشت سر داريوش ديده مي شوند. بلندي قامت داريوش در نقش 180 قامت نيزه دار و کماندار حدود 150 و قامت شورشيان حدود 120 سانتيمتر است. متن و نقش بر اثر عواملي چند از جمله عوامل زمين شناختي فرسايش باران و باد رسوب مواد آلي رشد جلبک در درز سنگها و تأثير ساير پديده هاي طبيعي فيزيکي شيميايي و نيز تخريب به دست بشر بويژه در عصر رواج تفنگ ـ که از قسمتهاي برجسته و نمايانتر نقش و از فاصله دور به عنوان نشانه استفاده مي کرده اند ـ و ناآگاهيها و بي مبالاتيهاي ديگر آسيب جدي ديده است.

    نکته هاي اصلي کتيبه بيستون از اين قرار است : معرفي داريوش از زبان خود او دودمان هخامنشي چگونگي اعاده پادشاهي به هخامنشيان شيوه حکومت داريوش مرگ کمبوجيه طغيان گئوماتا و کشته شدن او در پاييز 522 ق م شورش و طغيان در بسياري از سرزمينها و سرکوبي آنها و اعاده نواحي بسياري که از فرمانبرداري سر باز زده بودند پيروزيهايي که در نوزده نبرد نصيب داريوش شده است و از جمله پيروزي مهم و دشوار بر سکاها چگونگي استقرار آرامش و امنيت در امپراتوري پهناور رد ادعاهاي ياغيان ضدحکومت هشدار نسبت به دروغگويي دفاع از راستي و راستگويي دعاي نيک در حق کشور و مردم سپاسگزاري داريوش از ياريهاي اهورامزدا در غلبه بر معارضان و بازگشتن صلح اندرز به شاهان آينده و کساني که کتيبه بيستون را مي خوانند نام کساني که در غلبه بر گئوماتا از داريوش پشتيباني کردند و اشاره به انتشار متن کتيبه در سراسر قلمرو هخامنشي به خط میخی و سه زبان پارسی باستان، بابلی و ٔعیلامی را مي خوانند.

    در سالهاي اخير و درپي تصويب طرحي در سازمان ميراث فرهنگي کشور به منظور حفاظت از آثار تاريخي بيستون در قالب يکي از طرحهاي ملي اقداماتي براي نجات دادن مهمترين کتيبه سنگي جهان و حفاظت علمي و روشمند از آن آغاز شده است. (مهدي آبادي – سازمان ميراث فرهنگي . پروژه هاي بزرگ بيستون و طاق بستان)

    این کتیبه‌ها کلید کشف رمز کلیهٔ خطوط میخی گردید.[3] به ویژه «سر هـ. رالینسون» در این موفقیت سهمی بسزا دارد.

    پیکره سکونخا در کتیبه بیستون

    سنگ‌نبشته بیستون یا کتیبهٔ بیستون از آثار باستانی ایران

    نقوش برجستهٔ غیرمهمی از ادوار اشکانیان بر صخره‌های کوچک کنار جاده و در پائین کوه دیده می‌شود.

    وقفنامهٔ جدیدی در دوران شاه سلیمان صفوی در زمان صدارت شیخ علیخان زنگنه در وسط نقش عهد اشکانی احداث شده است. در زمستان ۱۳۳۷ هـ. ش. ضمن عملیات جاده‌سازی مجسمه هرکول و آثار معبد سلوکی در پایین کوه کشف گردید.[4]

  97. ساسان Says:

    آموزش و پرورش در عصر هخامنشی
    بازگشت

    از آموزش و پرورش كودكان در عصر هخامنشي نكات اندكي دانسته است. در دو سند ايلامي به دست آمده از تخت جمشيد، پيش‌نويسي شده در بيست و سومين سال پادشاهي داريوش يكم (499 پ.م.)، از «پسراني پارسي [كه] رونويسي كننده‌ي متون‌اند» ياد شده است؛ متن‌هاي مورد بحث، گزارش‌هاي ثبت شده‌ي تحويل گندم به 29 نفر و تحويل شراب به 16 نفر هستند. ممكن است كه اين پسران، خط ميخي پارسي را، كه احتمالاً تنها براي چند دبير دانسته بود، فرا مي‌گرفتند؛ چرا كه اين خط بيش‌تر براي نگارش سنگ‌نبشته‌هاي حاكي از پيروزي و توفيق شاهانه مورد استفاده بود. حتا بزرگان و كارمندان بلندپايه‌ي پارسي، نانويسا بودند، و بدين سبب از دبيران بيگانه (به ويژه نويسنده به زبان آرامي) در بايگاني دولتي استفاده مي‌شد.
    منابع يوناني طرح و تصويري از آموزش و پرورش نمونه‌وار پارسي به دست مي‌دهند. به نوشته‌ي هردوت (1/136)، پسران پارسي تا سن پنج سالگي مجاز نبودند كه به حضور پدرشان برسند و تا آن زمان، در ميان زنان زندگي مي‌كردند. از سن پنج تا بيست سالگي به آنان اسب‌سواري، تيراندازي، و راست‌گويي آموخته مي‌شد. پارسيان دروغ‌گويي را بدترين گناهان مي‌دانستند، در صورتي كه دلاوري و شجاعت در خدمت نظامي نشانه‌ي مردانگي و جوان‌مردي بود. «گزنفون» در Cyropaedia مي‌نويسد كه پسران اشراف پارسي تا سن شانزده يا هفده سالگي در دربار سلطنتي پرورش مي‌يافتند و سواركاري، تيراندازي، پرتاب نيزه، و شكارگري را تمرين مي‌كردند. به آنان شيوه‌ي داوري، فرمان‌بري، بردباري، و خويشتن‌داري نيز آموخته مي‌شد (1.2.2-12, 7.5.86, 8.6.10; cf. idem, Anabasis 1.9.2-6; Strabo, 15.3.18). صرف نظر از اين رهنمودهاي اخلاقي، به آشكارا، هدف آموزش و پرورش پارسي به بار آوردن سربازان كارآمد و شايسته بود. اين استنتاج را سنگ‌نبشته‌ي آرامگاه داريوش يكم گواهي مي‌كند: «ورزيده‌ام، هم با دست‌ها، هم با پاها؛ سواركارم، سواركار خوب؛ تيراندازم، تيرانداز خوب، هم پياده، هم سواره؛ نيزه افكن‌ام، نيزه افكن خوب، هم پياده، هم سواره» (DNb 40-45). در Alcibiades (منسوب به افلاتون، 1/23-120) چنين ذكر شده است كه شاه‌زادگان پارسي در سن چهارده سالگي به چهار آموزگار پارسي برجسته واگذار مي‌شدند، به ترتيب به نام‌هاي «خردمندترين»، «دادگرترين»، «پارساترين»، «دليرترين»، كه به آنان به ترتيب، پرستش خدايان، شيوه‌ي حكم‌راني، خويشتن‌داري و دليري را مي‌آموختند. «پلوتارخ» (Artaxerxes 3.3) به دينياري اشاره كرده است كه «دانش مغان» را به كورش كوچك آموزش داد.
    درباره‌ي آموزش و پرورش در شهرباني‌هاي شرقي امپراتوري هخامنشي عملاً اطلاعاتي در دست نيست، اما مدارك و شواهد مربوط به بابل و مصر، كه نظام‌هاي سنتي آموزشي آن‌ها در زمان فرمان‌روايي پارسي نيز ادامه داشت، گسترده و فراوان است. در هر دو كشور، آموزش و پرورش رسمي محدود به پسران بود. در آموزشگاه‌هاي دبيري، خواندن و نوشتن، و نيز اندكي دستور زبان، رياضيات و اخترشناسي آموخته مي‌شد. در بابل عصر هخامنشي، باسوادي در ميان جمعيت غيرايراني آن رواج بسياري داشت؛ دبيران بابلي پرشمار، و شامل پسران شبانان، ماهي‌گيران، بافندگان و مانند آن بودند.
    از ميان‌رودان متن‌هاي درسي بسياري به جاي مانده است. اين آثار شامل واژه‌نامه‌هاي سومري- بابلي، الواحي با نشانه‌هاي ميخي، و انبوهي از سرمشق‌ها و نمونه‌هاي كاربرد و تكاليف دستوري هستند. ميزان باسوادي حتا در ميان مستعمره‌نشينان نظامي هخامنشي در الفانتين مصر نيز بالاتر بود، و اين موضوع را قراردادهايي به زبان آرامي كه آنان معمولاً با نام‌هاي خودشان امضا مي‌كردند، گواهي مي‌كند. داريوش يكم فرمان بازسازي آموزشگاه پزشكي در ساييس مصر را صادر كرده بود. با وجود اين، چنين به نظر مي‌رسد كه در ميان مصريان، آموزش و پرورش به صورت امتيازي براي اشراف باقي مانده بود: «اوجاهوررسنه» (Ujahorresne)، يك شخصيت برجسته‌ي مصري، اظهار داشته است كه كودكان «افراد بي‌اهميت» در ميان دانشجويان اين آموزشگاه پزشكي وجود نداشته‌اند.*

  98. ساسان Says:

    امپراطوری داریوش
    بازگشت

    كورش و كمبوجيه ايلام، ماد، لوديه، بابل، مصر، و چند ايالت شرقي ايران را در يك فدراسيون آزاد از شهرباني‌هاي مستقل و تابع يك نظام مالياتي نامنظم، جاي دادند و ادغام كردند (هردوت3/89؛ 3/29-120؛ 4/67-165، 05-200؛ بسنجيد با: DB 3.14, 3.56). آنان سخت متكي به مأموران غير پارسي و نهادهاي داير ايالت‌هاي فرمان‌بردار بودند، و همين امر، باور به خودگرداني كشورهاي تابعه را در ميان بزرگان ايران و گونه‌اي ملي‌گرايي را در ميان ملت‌هاي مغلوب پرورش داده بود. اين تمايلات در 522 پ.م. منجر به نابساماني و شورش و فروپاشي فدراسيون هخامنشي گرديد. بدين سان، داريوش با وظيفه‌ي فتح دوباره‌ي شهرباني‌ها (satrapies) و جمع و سامان‌دهي آن‌ها درون يك امپراتوري نيرومند رويارو شد. هنر نخستين سال پادشاهي داريوش، آفرينش حقيقي يك امپراتوري واقعي، براي نخستين بار بود: يك ساختار دولتي مبتني بر ارتش، طبقات اجتماعي معيني كه وفاداري‌شان به پادشاه بود و نه به برخي از نواحي جغرافيايي خاص، و فرّه‌ي (charisma؛ يعني آگاهي و نيروي اخلاقي يك انسان) داريوش. وي بدين نكته پي برده بود كه يك امپراتوري زماني مي‌تواند رشد و پيش‌رفت كند كه داراي نيروي نظامي، اقتصاد و نظام‌هاي حقوقي درست و بي‌عيبي باشد، چنان كه از اين دعاي او بر مي‌آيد: «[باشدكه] اهوره‌مزدا اين كشور را از سپاه [دشمن]، قحطي و دروغ بپايد» (DPd 15-17). داريوش به محض آن كه قدرت را به دست گرفت، امپراتوري خويش را بر پايه‌هايي استوار ساخت كه براي نزديك به دو سده ماندگار بود و حتا سازمان دولت‌هاي آينده را نيز، شامل امپراتوري‌هاي سلوكي و روم، تحت تأثير قرار داد.
    داريوش – كه خود يك سرباز بلندپايه بود، «هم سواره و هم پياده» (DNb 31-45) – امپراتوري را به يك سپاه به راستي حرفه‌اي مجهز نمود. هخامنشيان پيشين بر سهميه‌هاي نظامي منطقه‌اي، به ويژه سواره‌سپاه، متكي بودند و ظاهراً بر حسب ضرورت سربازگيري مي‌كردند. داريوش اساساً به ايرانيان، شامل مادها، سكاها، بلخي‌ها، و ديگر مردمان هم‌تبار اطمينان و پشت‌گرمي داشت، اما بالاتر از همه به پارسيان: «اگر چنين مي‌انديشي «مرا از ديگري ترس مباد»، [پس] اين مردم پارس را بپاي» (Dpe 18-22). از آن پس تكيه‌گاه اصلي ارتش امپراتوري يك نيروي پياده‌ي ده هزار نفره از سربازان به دقت برگزيده‌ي پارسي، يعني جاويدانان بود، كه از امپراتوري تا واپسين روزهاي آن دفاع كرد (Curtius Rufus, 3.3.13).
    داريوش بر حدود پنجاه ميليون نفر در بزرگ‌ترين امپراتوريي كه جهان به خود ديده بود، فرمان‌روايي مي‌كرد. اتباع (kara) او يا سرزمين‌هاي‌شان (dahyu) چندين بار به ترتيبي مختلف در بيستون و تخت جمشيد فهرست، و نيز ترسيم شده‌اند. اما صورت قطعي و نهايي آن‌ها بر آرامگاه وي حجاري شده است. در برجسته‌نگاري آرامگاه او، داريوش و آتش شاهانه بر بالاي «تخت» شاهنشاهي، كه آن را سي پيكره‌ي هم‌تراز، كه ملل امپراتوري را آن گونه كه در سنگ‌نبشته‌ي ضميمه‌ي آن تشريح شده (DNa 38-42) نمادپردازي مي‌كنند، ترسيم گرديده است. اين متن منزلت، آرمان‌ها، و كارهاي بزرگ داريوش را منعكس مي‌كند. وي خود را در آن به عنوان «شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه كشورهاي داراي همه گونه مردمان، شاه در اين زمين دوركران، پسر ويشتاسپ، يك هخامنشي، يك پارسي، پسر پارسي، يك آريايي، داراي تبار آريايي» (DNa 8-15) معرفي مي‌نمايد. پس از آن، «كشورهاي غير پارس» در فهرستي كه آشكارا مبتني بر ترتيبي جغرافيايي در نظر گرفته شده، يكايك بر شمرده مي‌شوند. به نوشته‌ي هردوت (3/89) داريوش «ملت‌هايي را كه همسايه بودند در يك ايالت به هم پيوست، اما گاهي از [پيوستن] مردمان نزديك‌تر چشم پوشي مي‌كرد و جاي آنان را به مردمان دورتر مي‌داد». به كار بستن اين طرح براي سرزمين‌هاي ثبت شده در گزارش برجسته‌نگاري نقش رستم، كه در آن مي‌توان غير از پارس شش گروه از ملت‌ها را تشخيص داد، تقسيم سنتي ايراني جهان را به شش ناحيه به ياد مي‌آورد (بسنجيد با افلاتون Leges, 3.695c، كه گزارش مي‌دهد قدرت [امپراتوري] در ميان هفت بزرگ پارسي تقسيم شده بود).
    تقسيم هفت‌گانه‌ي امپراتوري داريوش، كه طرح و تصور جغرافيايي وي را نمايان مي‌سازد، بدين شرح است:
    1- ناحيه‌ي مركزي، پارس (Parsa)، كه خراج نمي‌پرداخت، هر چند برخي از بخش‌هاي آن اجناسي را [به مركز] مي‌فرستادند (هردوت3/97)، شايد براي دادن هزينه‌ي پادگان‌ها؛ 2- ناحيه‌ي غربي شامل: ماد (Mada)، ايلام (Uja)؛ 3- فلات ايران شامل: پارت (Parthava)، هرات (Haraiva)، باختر (Baxtri)، سغد (Sugda)، خوارزم (Uvarazmiya)، و زرنگ (Zranka؛ بسنجيد با هردوت3/93، كه به نوشته‌ي وي اين سرزمين‌ها خراج اندكي مي‌پرداختند)؛ 4- سرزمين‌هاي مرزي: رخج/ آرخوزيا (Harauvaiti)، ستگيديا (Thatagu)، پيشاور (Gandara)، سند (Hindu)، و سكاييه‌ي شرقي (Saka)؛ 5- سرزمين‌هاي پست غربي: بابل (Babiru)، آشور (Athura)، عربيه (Arabaya)، و مصر (Mudraya)؛ 6- ناحيه‌ي شمال غربي شامل: ارمنستان (Armina)، كاپادوكيه (Katpatuka)، لوديه (Sparda)، سكاهاي فراسوي دريا (Saka tyaiy paradraya)، تراكيه (Skudra)، يونانيان كلاه‌بر (Yauna takabara)؛ و 7- نواحي ساحلي جنوبي: ليبي (Putaya)، اتيوپي (Kusha)، مكران (Machiya)، و كاريه (Karka، يعني مهاجرنشين كاريه‌اي در خليج فارس).مسؤوليت انتظام و هماهنگي اداره‌ي شاهنشاهي بر عهده‌ي «ديوان» بود، با اداره‌هايي مركزي در تخت جمشيد، شوش، و بابل. هر چند اين پاي‌تخت‌هاي امپراتوري مانند: بلخ، همدان، سارد، دسكوليون، و ممفيس نيز شعبه‌هايي داشتند. سازمان ديوان‌سالاري (bureaucratic) در خاورميانه بسيار ريشه‌دار بود، اما داريوش اين نظام را مطابق نيازهاي يك امپراتوري متمركز اصلاح كرد. زبان آرامي به عنوان زبان مشترك، به ويژه در بازرگاني، حفظ گرديد و «آرامي شاهنشاهي» به زودي از هند تا يونيه گسترش يافت و آثاري ماندگار از سازمان هخامنشي را برجاي گذاشت و به ميراث نهاد.
    زبان‌هاي ايلامي و بابلي، نوشته شده به خط ميخي، در غرب آسيا مورد استفاده بودند، و زبان مصري، نوشته شده به خط هيروگليف، در مصر متداول بود؛ با وجود اين، به نظر مي‌آيد كه داريوش در اوايل دوران پادشاهي‌اش گروهي از دانشمندان را براي ابداع يك سامانه‌ي (system) نوشتاري مخصوص به زبان پارسي، گمارده و به كار گرفته است؛ نتيجه‌ي اين برنامه، ايجاد آن چه داريوش خط «آريايي» مي‌نامد (يعني خط ميخي پارسي باستان؛ بسنجيد با DB 4.88-89) و ساده‌ترين سامانه‌ي خط ميخي كه آثاري روشن از طرح و ساخته شدن بر پايه‌ي نشانه‌هاي خط ميخي اورارتويي را در بردارد (M. Mayrhofer, «Uber die Verschriftung des Altpersischen,» Historische Sprachforschung 102, 1989, p. 179) بود. هر چند اين خط صرفاً «تشريفاتي» بود و تنها براي نگارش سنگ‌نبشته‌هاي رسمي استفاده مي‌شد، با وجود اين، خط مذكور در ساخت هويت اختصاصي و ممتاز امپراتوري پارسي سهيم بود.*

  99. ساسان Says:

    بعد از آنکه کوروش شاه آنشان شد در انديشه حمله به مادافتاد.دراين ميان هارپاگ

    نقشي عمده بازي کرد.هارپاگ بزرگان ماد را که از نخوت و شدت عمل شاهنشاه

    ناراضی بودند بر ضد ایشتوویگو(آژي دهاک)شورانید و موفق شد، کوروش را وادار کند

    بر ضد پادشاه ماد لشکرکشی کند و او را شکست بدهد.با شکست کشور ماد

    به‌وسیله پارس که کشور دست نشانده و تابع آن بود، پادشاهی ۳۵ ساله ایشتوویگو

    پادشاه ماد به انتها رسید، اما به گفته هرودوت کوروش به ایشتوویگو آسیبی وارد

    نیاورد و او را نزد خود نگه داشت. کوروش به این شیوه در ۵۴۶ پادشاهی ماد و ایران را

    به دست گرفت و خود را پادشاه ایران اعلام نمود.کوروش پس از آنکه ماد و پارس را

    متحد کرد و خود را شاه ماد و پارس نامید، در حالیکه بابل به او خیانت کرده بود،

    خردمندانه از قارون، شاه لیدی خواست تا حکومت او را به رسمیت بشناسد و در

    عوض کوروش نیز سلطنت او را بر لیدی قبول نماید. اما قارون (کرزوس) در کمال کم

    خردی به جای قبول این پیشنهاد به فکر گسترش مرزهای کشور خود افتاد و به این

    خاطر با شتاب سپاهیانش را از رود هالسی (قزل‌ایرماق امروزی در کشور ترکیه) که

    مرز کشوری وی و ماد بود گذراند و کوروش هم با دیدن این حرکت خصمانه، از همدان

    به سوی لیدی حرکت کرد و دژسارد که آن را تسخیر ناپذیر می‌پنداشتند، با صعود

    تعدادی از سربازان ایرانی از دیواره‌های آن سقوط کرد و قارون (کروزوس)، شاه لیدی

    به اسارت ایرانیان درآمد و کوروش مرز کشور خود را به دریای روم و همسایگی یونانیان

    رسانید. نکته قابل توجه رفتار کوروش پس ازشکست قارون است. کوروش، شاه

    شکست خورده لیدی را نکشت و تحقیر ننمود، بلکه تا پایان عمر تحت حمایت کوروش

    زندگی کرد و مردم سارد علی رغم آن که حدود سه ماه لشکریان کوروش را در شرایط

    جنگی و در حالت محاصره شهر خود معطل کرده بودند، مشمول عفو شدند. پس از

    لیدی کوروش نواحی شرقی را یکی پس از دیگری زیر فرمان خود در آورد و به ترتیب

    گرگان (هیرکانی)، پارت، هریو (هرات)، رخج، مرو، بلخ، زرنگیانا (سیستان) و سوگود

    (نواحی بین آمودریا و سیردریا) و ثتگوش (شمال غربی هند) را مطیع خود کرد. هدف

    اصلی کوروش از لشکرکشی به شرق، تأ مین امنیت و تحکیم موقعیت بود وگرنه در

    سمت شرق ایران آن روزگار، حکومتی که بتواند با کوروش به معارضه بپردازد وجود

    نداشت. کوروش با زیر فرمان آوردن نواحی شرق ایران، وسعت سرزمین‌های تحت

    تابعیت خود را دو برابر کرد. حال دیگر پادشاه بابِل از خیانت خود به کوروش و عهد

    شکنی در حق وی که در اوائل پیروزی او بر ماد انجام داده بود واقعاً پشیمان شده بود.

    البته ناگفته نماند که یکی از دلایل اصلی ترس «نبونید» پادشاه بابِل، همانا شهرت

    کوروش به داشتن سجایای اخلاقی و محبوبیت او در نزد مردم بابِل از یک سو و نیز

    پیش‌بینی‌های پیامبران بنی اسرائیل درباره آزادی قوم یهود به دست کوروش از سوی

    دیگر بود.

    بابل بدون مدافعه در ۲۲ مهرماه سال ۵۳۹ ق.م سقوط کرد و فقط محله شاهی چند

    روز مقاومت ورزیدند، پادشاه محبوس گردید و کوروش طبق عادت، در کمال آزاد منشی

    با وی رفتار کرد و در سال بعد (۵۳۸ق.م) هنگامی که او در گذشت عزای ملی اعلام

    شد و خود کوروش در آن شرکت کرد. با فتح بابل مستعمرات آن یعنی سوریه،

    فلسطین و فنیقیه نیز سر تسلیم پیش نهادند و به حوزه حکومتی اضافه شدند. رفتار

    کوروش پس از فتح بابل جایگاه خاصی بین باستان‌شناسان و حتی حقوقدانان دارد. او

    یهودیان را آزاد کرد و ضمن مسترد داشتن کلیه اموالی که بخت النصر (نبوکد نصر)

    پادشاه مقتدر بابِل در فتح اورشلیم از هیکل سلیمان به غنیمت گرفته بود، کمک‌های

    بسیاری از نظر مالی و امکانات به آنان نمود تا بتوانند به اورشلیم بازگردند و دستور

    بازسازی هیکل سلیمان را صادر کرد و به همین خاطر در بین یهودیان به عنوان منجی

    معروف گشت که در تاریخ یهود و در تورات ثبت است علاوه بر این به همین دلیل دولت

    اسرائیل از کوروش قدردانی کرده و یادش را گرامی داشته‌است.

  100. ساسان Says:

    باز هم سلام
    لازم دیدیم مقداری در خصوص تاریخ ایران قبل از هخامنشیان بدانید تا آنها را ترک ندانید

    ایران پیش از تاریخ
    پیش از تاریخ به زمانی گفته می‌شود که انسان هنوز موفق به اختراع خط (نوشتار) نگردیده بود. از حدود ۳۶۰۰ سال ق. م. انسان موفق به اختراع خط گردید. پیش از این پنداشته می‌شد نخستین مخترعین خط ابتدا سومریان (۳۶۰۰ پ. م.) و سپس ساکنان نواحی جنوبی میان‌رودان و تمدن ایلام در خوزستان باشند. با کاوش‌های جدید مشخص شد اختراع خط و نوشته، مربوط به تمدن جیرفت در ایران است بر اساس سنگ نوشتهٔ جدیدی که در نوامبر سال ۲۰۰۷ در کاوشگاه جیرفت یافت شد. [۱] [۲] [۳] [۴] [۵] [۶] [۷] [۸] [۹]

    دوره پیش از تاریخ خود به سه دوره تقسیم می‌شود که عبارت‌اند از: ۱- پارینه‌سنگی (عصر حجر قدیم). ۲- فرا پارینه سنگی. ۳- نوسنگی (عصر حجر جدید). در ایران تپه‌های باستانی بسیاری از دوره نوسنگی باقی مانده‌است از جمله تل باکون ٍ جری ٍ موشکی و… در فارس ٍ تپه شوش ٍ چغا بنوت ٍ چغا میش و… در خوزستان، گنج دره، سراب و آسیاب در کرمانشاه و در دیگر نقاط ایران.

    دوران پارینه سنگی ایران به سه دوره پارینه سنگی آغازین، میانی، پایانی و یک دوره کوتاه بنام فرا پارینه سنگی تقسیم می‌شود. فرهنگهای مرتبط با پارینه سنگی قدیم ایران شامل فرهنگ ساطور ابزار الدوان و فرهنک تبر دستی آشولی هستند. کهنترین شواهد این دوره که مربوط به فرهنگ الدوان است در اطراف رود خانه کشف رود در شرق مشهد یافت شده‌است. این شواهد شامل تعدادی ابزار سنگی ساخته شده از کوارتز است که شامل تراشه و ساطور ابزار هستند. طبق نظر کاشفین این مجموعه حداقل ۸۰۰ هزار سال قدمت دارد. از فرهنگ آشولی نیز مدارک بیشتری در شمال غرب و غرب کشور بدست آمده‌است. برخی از مکانهای مهم شامل گنج پر در رستم آباد گیلان، شیوه تو در نزدیکی مهاباد، پل باریک در هلیلان لرستان هستند. از دوران پارینه سنگی میانی که فرهنگ ابزار سازی آن موستری گفته می‌شود، شواهد بیشتری در غارها و پناهگاهها یافت شده‌است که اغلب مربوط به زاگرس مرکزی هستند. این دوره از حدود ۲۰۰ تا ۱۵۰ هزار سال پیش شروع شده و تا حدود ۴۰ هزار سال پیش ادامه داشته‌است. انسان‌های نئاندرتال در این دوره در ایران می‌زیستند که بقایای اسکلت آنها در غار بیستون یافت شده‌است. مکانهای مهم این دوره غارهای بیستون، ورواسی، قبه و دو اشکفت در شمال کرمانشاه، قمری و گر ارجنه در اطراف خرم آباد، کیارام در نزدیکی گرگان، نیاسر و کفتار خون در نزدیکی کاشان، قلعه بزی در نزدیکی اصفهان و میرک در نزدیکی سمنان است. دوران پارینه سنگی جدید ایران از حدود ۴۰ هزار سال پیش آغاز و تا حدود ۱۸ هزار سال پیش ادامه یافته که مقارن با مهاجرت انسان هوشمند جدیدی به ایران است. آثار این دوره در اطراف کرمانشاه، خرم آباد، مرو دشت و کاشان یافت شده‌است. فرهنگ ابزار سازی این دوره تیغه و ریز تیغه برادوستی است. آثار دوره بعدی فراپارینه سنگی در غرب زاگرس و شمال البرز بدست آمده که فرهنگ زرزی خوانده می‌شود.

    ساکنین ایران را قبل از رسیدن ایرانیان می‌توان زیر عنوان کلی کاسپین که دریای خزر بنام آنهاست جمع نمود، کاسپینها کشاورزی می‌کردند. این مردم نخستین کشاورزان جهان بوده‌اند و کشاورزی از سرزمین آنها به خاکهای رسوبی رودخانه‌های سند و سیحون و جیحون و دجله و فرات رسیده‌است. در دوران نوسنگی در برخی نواحی آسیای غربی (خاورمیانه)، انسان از مرحله جمع‌آوری و شکار به مرحله کشت و اهلی کردن برخی جانوران، انتقال یافت.

    [ویرایش] روستانشینی
    قدیمیتری آثار سکونت روستا نشینان اولیه در غرب زاگرس و شمال خوزستان یافت شده‌است.برخی از این روستا‌های اولیه گنج دره، سراب و آسیاب در نزدیکی کرمانشاه، علی کش در دهلران، گوران در هلیلان و چغا بنوت در شمال خوزستان است. قدیمیترین مدارک اهلی شدن بز در مکان گنج دره در نزدیکی کرمانشاه کشف شده که حدود ۱۰ هزار سال قدمت دارد.

    بین هفت تا هشت هزار سال پیش مراکز روستانشین در چند نقطه از ایران، در منطقه تمدن جیرفت در تمدن تپه سیلک نزدیک کاشان و در اطراف مرودشت و در فاصله کمی از شوش، قدیمیترین شهر موجود دنیا، وجود داشته‌است. شوش یکی از قدیمیترین سکونتگاههای شناخته شدهٔ منطقه‌است، با وجود اینکه نخستین آثار یک دهکدهٔ مسکونی در آن مربوط به ۷۰۰۰ سال پیش از میلاد هستند.

    در طول تاریخ، مهاجرت‌های انسانی و جابجایی انسان‌ها همواره به دلیل دستیابی به شرایط بهتر برای زندگی بوده‌است، در دوران باستان این شرایط بهتر عبارت از آب فراوان‌تر و خاک حاصلخیزتر برای کشاورزی بوده‌است. به عنوان نمونه‌ای از اینگونه مهاجرت‌ها می‌توان از دو کوچ بزرگ نام برد: نخست، کوچ هندیان آریایی از پیرامون کوهستان‌های هندوکش به سرزمین‌های پنجاب و پیرامون رود سند و دیگری، کوچ ایلامیان و سومریان، به سرزمین‌های باتلاقی تازه خشک شده خوزستان در ایران و میانرودان انجام شده‌است. از اینگونه مهاجرت‌ها تمدنهای بزرگ یا گروههائی از تمدنهای بزرگ برخاستند. ویل دورانت، این آثار تمدن را کهن‌ترین آثار تمدن بشر دانسته‌است.

    کهن‌ترین نشانه‌های تمدن انسانی، مربوطه به ۵۰۰۰ سال ق. م. است که در ایران تمدن شهر سوخته در سیستان، تمدن عیلام در خوزستان، تمدن جیرفت در کرمان، تمدن تپه‌حصارِ در دامغان، تمدن تپه سیلک (در کاشان)، تمدن اورارتو (در آذربایجان)، تپه گیان نهاوند، تمدن کاسی‌ها (در لرستان امروز)، پیدا شده‌است. از روی یک قسمت از آثار تمدن تپه سیلک، که گمان می‌رود مربوط به هزاره چهارم پ.م. باشد، پیدا شده‌است که اهالی آنجا به بافندگی و کارکردن با فلزات و استعمال مهر و چرخ گوزه گری پی برده بودند.

    ایران نخستین سرزمینی است که در آن مردم به استخراج و استعمال فلزات پی برده‌اند. تعدادی از نخستین کوره‌های ذوب مس در تل ابلیس کرمان مربوط به هزاره پنجم ق.م. بدست آمد و اشیاء مسی شامل سنجاق و درفش، مهر و دستبند و حلقه انگشتر از آنها کشف گردید. قدیمی‌ترین فلزی که مورد استفاده انسان قرار گرفته مس بوده‌است. این فلز در ۴۵۰۰ ق. م. در آسیای غربی مورد استفاده بوده‌است.

    ایران

    تاریخ ایران

    ایران پیش از آریایی‌ها
    ایلامیان
    تاریخ ایران پیش از اسلام
    ماد
    هخامنشیان
    سلوکیان
    اشکانیان
    ساسانیان
    تاریخ ایران پس از اسلام
    خلفای راشدین
    امویان
    عباسیان
    ایران در دوران حکومت‌های محلی
    طاهریان
    صفاریان
    سامانیان
    زیاریان
    بوییان
    غزنویان
    سلجوقیان
    خوارزمشاهیان
    ایران در دوره مغول
    ایلخانیان
    ایران در دوران ملوک‌الطوایفی
    سربداران
    تیموریان
    مرعشیان
    کیائیان
    قراقویونلو
    آق‌قویونلو
    ایران در دوران حکومت‌های ملی
    صفوی
    افشاریان
    زند
    قاجار
    پهلوی
    جمهوری اسلامی
    موضوعی
    تاریخ معاصر ایران
    تاریخ مذاهب ایران
    مهرپرستی
    زرتشتی
    تسنن
    تصوف
    تشیع
    تاریخ اسلام

    تاریخ زبان و ادبیات ایران
    جغرافیای ایران
    استان‌های تاریخی ایران
    اقتصاد ایران
    گاهشمار تاریخ ایران
    پروژه ایران
    از اواسط دوران فلز، بجز مس، فلزات دیگری چون قلع، طلا، نقره در چرخه فن‌آوری مردمان آن عصر پدیدار شدند و شاید به این دلیل است که این دوره را دوره فلز نام نهاده‌اند نه دوره مس. برنزهای مشهور به لرستان اهمیت ایران را به‌عنوان یک مرکز فلزکاری بطور روشن نشان می‌دهد. رویدادی مهم در هزاره سوم پ.م. که تأثیرگذار در زندگی ساکنان فلات ایران و خصوصاً دشت خوزستان است عبارت است از کشف فلز آلیاژی مفرغ. از مراکز مهم فرهنگهای عصر مفرغ ایران غرب ایران و حوزه زاگرس مرکزی (لرستان پیشکوه و پشتکوه) بوده‌است. مفرغ ساخته شده در کوهپایه‌های زاگرس به سومر و عیلام صادر می‌شده‌است.

    [ویرایش] شهرنشینی
    شهرنشینی، شهر به مفهوم اخصّ آن از اواخر هزاره چهارم پ.م. و خصوصاً هزاره سوم پ.م. در ایران موجودیت یافت. شهر شوش یکی از قدیمیترین (۴۰۰۰ سال پ. م.) سکونتگاههای شناخته شدهٔ منطقه‌است. شهرهای مهم ایران در هزاره سوم پ.م. عبارت‌اند از: تپه حسنلو و هفتوان تپه در آذربایجان ـ تمدن تپه سیلک (در کاشان) ـ تپه‌حصارِ در دامغان ـ تپه گیان نهاوند، ـ گودین، کنگاور ـ شاه‌تپه و تورنگ تپه گرگان ـ تپه قبرستان بویین زهرای قزوین ـ شوش، خوزستان ـ تمدن جیرفت، تپه یحیی و شهداد، کرمان ـ ملیان، فارس ـ شهر سوخته در زابل.

    پایان عصر مفرغ و کشف آهن (شروع دوره آهن) مقارن است با رویدادهای مهم تاریخی و فرهنگی که در هزاره دوم پ.م. زمینه‌ساز تشکیل سلسله‌ها و ظهور نخستین حکومتهای مستقل در هزاره‌های دوم و اول پ.م. همچون: ماننا، اورارتو و ماد و سرانجام امپراتوری وسیع هخامنشی شدند عبارت‌اند از مهاجرت آریایی‌ها به فلات ایران، روی کار آمدن دولتهای مستقل به جای دولت شهرهای پیشین، و تجمع اقوام و قبایل مختلف (مقیم و مهاجر) خصوصا در مناطق غربی و شمال غربی ایران که هر کدام قلمرو خاص خود را داشتند. این اقوام در شمال غربی ایران با اورارتو و آشور همسایه شدند.

    [ویرایش] به قدرت رسیدن حکومت عیلام
    ایلامیان یا عیلامی‌ها مجموعه اقوامی بودند که از هزاره چهارم پ. م. تا هزاره نخست پ. م.، بر بخش بزرگی از مناطق جنوب غربی پشتهٔ ایران فرمانروایی داشتند.

    آنطور که از اسناد و کتیبه‌های آشوری برمی آید عیلام نامی است که آشوریان بر این سرزمین نهاده‌اند خود آنها سرزمینشان را انشان می‌نامیدند و در کتیبه‌های هخامنشی هم به کرّات از همین نام استفاده شده‌است. بر حسب تقسیمات جغرافیای سیاسی امروز، ایلام باستان سرزمین‌های خوزستان، فارس، ایلام و بخش‌هایی از استان‌های بوشهر، کرمان، لرستان و کردستان را شامل می‌شد.

    پیش از این پنداشته می‌شد اولین مخترعین خط ابتدا سومریان (۳۶۰۰ پ. م.) و سپس ساکنان نواحی جنوبی میان‌رودان و تمدن ایلام در خوزستان باشند. اما با کاوش‌های جدید مشخص شد اختراع خط و قدیمی‌ترین نوشته‌ها مربوط به تمدن جیرفت در ایران است که بر اساس سنگ نوشتهٔ جدیدی که در نوامبر سال ۲۰۰۷ در کاوشگاه جیرفت یافت شد٬ دیگر سومریان را نمی‌توان اولین مخترعین خط دانست٬ چرا که خط یافت شده اندکی قدیمی‌تر از آن است.[۱۰] [۱۱] [۱۲] [۱۳] [۱۴] [۱۵] [۱۶] [۱۷] [۱۸]

    پس از تمدن جیرفت می‌توان ایلامیان را نخستین مخترعان خط در ایران دانست. البته برخی معتقدند تمدن جیرفت منشاء خط نوشتاری ایلامیان بوده‌است که بعدها در کشور گسترش یافت و به شوش رسید. [۱۹]

    به قدرت رسیدن حکومت ایلامیان و قدرت یافتن سلسله عیلامی پادشاهی اوان در شمال دشت خوزستان مهم ترین رویداد سیاسی ایران در هزاره سوم پ. م. است. تا پیش از ورود مادها و پارسها حدود یک هزار سال تاریخ سرزمین ایران منحصر به تاریخ عیلام است.

    سرزمین اصلی عیلام در شمال دشت خوزستان بوده. فرهنگ و تمدن عیلامی از شرق رودخانه دجله تا شهر سوخته زابل و از ارتفاعات زاگرس مرکزی تا بوشهر اثر گذار بوده‌است. عیلامیان نه سامی نژادند و نه آریایی آنان ساکنان اولیه دشت خوزستان هستند.

    [ویرایش] ورود آریائیان
    آریائیان حدود دوهزار سال پ. م. به شکل قبیله‌های کوچک در دورترین نقطه شرقی فلات ایران و در مغرب فلات پامیر و برخی معتقدند آنها در شمال کوههای هندو کش و یا در روسیه اطراف دریاچه آرال می‌زیستند.[۲۰] اینان زبان و آداب و رسوم مشترکی داشتند. در دوران باستان، اقوام هندی و ایرانی (آنان که به زبان‌های هند و ایرانی سخن می‌گفتند) خود را آریایی می‌نامیدند. نمونهٔ این اشاره‌ها را می‌توان در اوستا، سنگ‌نبشته‌های هخامنشی و متن‌های کهن هندو (مانند ریگ‌ودا) دید.

    بعدها، باافزایش تعداد اعضا، این قبایل ناچار به مهاجرت شدند و به نواحی شرق و غرب و جنوب سرزمین اصلی خود کوچ کردند. دلیل اصلی مهاجرت آنها مشخص نیست، اما به نظر می‌رسد دشوار شدن شرایط آب و هوایی و کمبود چراگاه‌ها، از دلایل آن باشد. مهاجرت آریائیان به فلات ایران یک مهاجرت تدریجی بوده و در دوره‌های مختلفی صورت گرفته‌است که در پایان دوران نوسنگی (۷۰۰۰ سال پ.م.) آغاز شد و تا ۴۰۰۰ پ.م. ادامه داشته‌است. آریاییان ساکن سرزمین‌هایی هستند که از دورترین مرزهای شرقی هندوستان تا اروپا امتداد دارد. به همین جهت به آنان نژاد هندو-اروپایی گفته می‌شود.

    نخستین آریایی‌هایی که به ایران آمدند شامل کاسی‌ها (کانتوها ـ کاشی‌ها)، لولوبیان و گوتیان بودند. کاسی‌ها تمدنی را پایه گذاری کردند که امروزه ما آن را بنام تمدن تپه سیلک می‌شناسیم. لولوبیان و گوتیان نیز در زاگرس مرکزی اقامت گزیدند که بعدها با آمدن مادها بخشی از آنها شدند. سه گروه بزرگ آریایی به ایران آمدند و هر یک در قسمتی از ایران سکنی گزیدند: مادها در شمال غربی ایران، پارس‌ها در قسمت جنوبی و پارت‌ها در حدود خراسان امروزی. نخستین دسته از آریاییان که در نواحی غرب ایران موفق به تشکیل حکومت شد، قوم ماد بود. پارس‌ها، قوم دیگر آریایی، ابتدا در نواحی شمال و غرب ایران ساکن شدند و سپس به تدریج به سوی جنوب کوچ کردند. پارس‌ها شاهنشاهی هخامنشیان را بر پا کردند. پارت‌ها، دیگر قوم آریایی، ابتدا در نواحی شرقی حدود ماورالنهر می‌زیستند. آنان موفق به تشکیل شاهنشاهی اشکانی شدند.

    تورانی‌ها و سکاها نیز از اقوام آریایی بودند که از سوی شمال به سرزمین ایران وارد شدند. این اقوام تمدنی پایین تر از دیگر اقوام آریایی داشتند. دسته‌ای از سکاها که از راه قفقاز به داخل ایران راه یافتند، ابتدادردامنه کوههای زاگرس جای گرفتند. اما بعدها به سکستان رفتند و آن سرزمین را به کانون تمدنی بزرگ، (شهر سوخته زابل) بدل ساختند. بیشتر افسانه‌های شاهنامه، درمیان قوم سکا و سرزمین ایشان که سکستان و بعدها سیستان خوانده شد اتفاق افتاده‌است.

    واژه آریا که معنای آزاده، شریف و بزرگوار می‌دهد به قومی از نژاد هندواروپایی گفته می‌شدکه نیاکان مردمان سرزمینهای ایران، بخشی از آسیای میانه و هندوستان و بخش‌هایی از اروپاهستند. (البته گسترهٔ تاریخی این دو سرزمین که در برگیرندهٔ بخش‌هایی از شبه قارهٔ هند، آسیای میانه، خاور میانه و آسیای کوچک امروزین است).

    درباره خاستگاه آریائیان که در نوشته‌های کهن اوستا از آن به نام ایرانویج نام برده شده‌است چند دیدگاه طرح شده‌است:

    یکی از این دیدگاه‌ها می‌گوید که آریائیان در حدود هشت‌هزار سال پیش در جنوب سیبری و در اطراف دریاچه آرال می‌زیستند که با مهاجرتی که به طرف جنوب داشتند بخشی به هند و افغانستان و بخشی نیز به طرف کوههای قفقاز حرکت کرده‌اند که قوم‌های ماد و پارس از کوهها گذشتند و در اطراف دریاچه ارومیه سکنی گزیداند و بخش دیگری به سمت اروپا حرکت کردند. دیگر دیدگاه‌ها آناتولی؛آذرآبادگان؛قفقاز و… را خاستگاه نخست این قوم می‌داند.
    تازه‌ترین دیدگاه در این باره را جهانشاه درخشانی طرح کرده‌است. درخشانی خاستگاه این قوم را بستر کنونی خلیج فارس می‌داند که در دوران یخبندان بی آب بوده و پس از بالا آمدن آبهای دریای آزاد آریاییان به تدریج به فلات ایران و پهنه‌های میان‌رودان تا فلسطین کوچ کرده‌اند و تمدن‌های آغازین آن دیارها را بنیاد گذارده‌اند. بر پایه همین دیدگاه پهنه‌های شمالی نمی‌توانسته‌اند خاستگاه آریائیان بوده باشند زیرا هوای سرد دوران یخبندان امکان زیست در آن مناطق را نمی‌داده‌است.

    [ویرایش] منابع
    تاریخ ماقبل ماد – دکتر خنجی
    تاریخ ماد. ایگور میخائیلویچ دیاکونوف. ترجمه کریم کشاورز، تهران: نشر امیرکبیر.
    تاریخ ایران باستان. دیاکونوف، میخائیل میخائیلوویچ. روحی ارباب. انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم ۱۳۸۰
    کمرون، جرج. ایران در سپیده دم تاریخ. ترجمه حسن انوشه. تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۹

  101. ساسان Says:

    از همه دوستان ممنون وسپاس گذارم مرا در دانستن بیشتر تاریخ کمک کنند
    همه اقوام ایرانی آنچنان با هم ممزوج شده اند که جدا کردنشان از هم غیر ممکن است
    پس بنظر من جناب آقای دکتر اگر مسائلی با دولت و تبعیض های اعمال شده بر ترکها دارند نباید بر ملت و قومها بسط دهند .
    اگر از هر قومی بپرسید همه خود را در تبعیض می بینند بروید وببینید در خوزستان بلوچستان – هرمزگان – کردستان – لرستان و…. چه خبر از فقر و تبعیض است کاری به دولت فارسها ندارند .
    الحمداله که دولت 90% آن ترک هستند مدیرکلها ووزرا ترکند مدیرکلها ترکند پس چه دولت فارسی ؟
    منتظر دریافت ایمیلهایتان هستم

  102. آریو برزن Says:

    فارسی زبان های امروز، و نیز آذربایجانی ها، به لحاظ نژادی تاثیر خاصی از نژاد زرد ترک نپذیرفته اند و مطالعات ژنتیکی تاکنون چنین تاثیر و ارتباطی را آشکار نساخته است. امروزه ایرانیانی که هویت ایرانی دارند هویت شان به آریایی ها، یعنی پارس ها و مادها باز می گردد. همان ایرانیانی که دین زردشتی و اسطوره ها و آیین ها و زبان مشترک داشته اند. بنابراین هویت ایرانیان کاملا روشن و پایدار است، اما برخلاف این، پان ترک ها خود را به صدها قوم مختلف غیر ترک می چسبانند چه را که ریشه و خاستگاه خود را نمی شناسند! زبان هایی مانند فارسی، کردی، و… همگی ریشه در زبان های کهن تر ایرانی (پهلوی وپارسی باستان) دارند و پارسی زبانان امروزی همراه با سایر ایرانیان برخوردار از میراث اقوام آریایی پیشین هستند. اما از لحاظ نژادی پارسیان باستان هم با اقوام دیگر آمیخته اند و لذا ما اینک قوم ایرانی (آریایی) داریم ولی نژاد خالص آریایی نداریم اما نژاد غالب داریم. زردشتیان ایران هم هیچ فرقی از لحاظ تبار با سایر ایرانیان ندارند. اما مساله ترک ها کاملا متفاوت است و نژاد اصلی آنان کاملا دچار دگرگونی شده است. کافی است فقط به یک آزمایش گسترده ژنتیکی و نتایج آن توجه کرد:
    این هم منبع: تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
    عضويت در سايت / ورود به سايت

    پژوهش ژنتيكي گسترده اي كه در سطح تركيه انجام شده است، به وضوح نشان مي دهد كه بيشينه مردم تركيه داراي مخزن ژنتيكی ای هستند كه بزرگترين بخش آن، يعنی ۹۴.۱٪، با مردم مجاور آن در بالكان و خاورميانه مشترك است:
    The major components (haplogroups E3b, G, J, I, L, N, K2, and R1; 94.1%) are shared with European and neighboring Near Eastern populationsو اين در حالي است كه تبار پدري تركي آناتوليايي ها به کم تر از ۹٪ مي رسد!:
    high resolution SNP analysis provides evidence of a detectable yet weak signal (<9%) of recent paternal gene flow from Central Asia

    گمان مي كنم پان ترکیسم ترکیه تنها مسلکی در جهان باشد كه به تباری که فقط ۹٪ مردم شان دارند افتخار مي كند!

    در مقاله دیگر درباره آرانی های ترکزبان و ارمنی ها می خوانیم که این دوم قوم از لحاظ جنیتیکی با هم بقدری نزدیک هستند که حتی آرانی ها به ارمنی ها بسیار به ارمنی ها نزدیکترند تا ترکهای ترکیه. نقل قول:

    The presence, in the Caucasus, of groups who geographic neighbors are not their linguistic neighbors aloows us to address the question as to which better explains the genetic relationships of these groups: geography or language? In particular, Azerbaijananians speak a Turkic language but are surrounded by non-Turkic speakers, and Armenians speak an Indo-European language but are surrounded by non-Indo-European Speakers. Previous mtDNA analyses have shown that both Azerbaijanians and Armenians are more closely related genetically to other Caucasus groups than to their linguistic neighbors (Nasizde and Stoneking 2001), which indicates that the Azerbaijanian and Armenian languages were introduced via replacements. .. Indo-European-speaking Armenians and Turkic-speaking Azerbaijanians are genetically more closely related to their geographic neighbors in the Caucasus than to their linguistic neighbors elsewhere… Thus, all of the genetic evidence agrees that the Armenian and Azerbaijanian languages reflect language replacements, which occurred without any detectable genetic contribution of the original Indo-European and Turkic groups, respectively. This may still reflect an “elite dominance” scenario, a presumably the original Indo-European/Turkic migrant groups were very small and/or did not mix exensively with the resident groups. In any event, the migrant groups had a negligible genetic impact on the resident groups.

    Hum Genet. 2003 Mar;112(3):255-61. Epub 2002 Dec 14

    Testing hypotheses of language replacement in the Caucasus: evidence from the Y-chromosome.
    Nasidze I, Sarkisian T, Kerimov A, Stoneking M.
    تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
    عضويت در سايت / ورود به سايت

    نتیجه این مقاله اینست که ارمنی ها و آرانی ها از لحاظ د-ن-آ با سایر مردم قفقازی زبان نزدیکترند تا هندو اروپایی ها و ترکزبانان برون از قفقاز.

    در کتاب دیگری می خوانیم:

    “Another important replacement occurred in Turkey at the end of the eleventh century, when Turks began attacking the Byzantine Empire. They finally conqured Constantinopole (modern Istanbul) in 1453. The replacement of Greek with Turkish was especially significant because this language belongs to a different family—Altaic. Again the genetic effects of invasion were modest in Turkey. Their armies had few soldiers and even if they sometimes traveled with their families, the invading populations would be small relative to the subject populations that had along civilization and history of economic development. After many generations of protection by the Roman Empire, however, the old settles had become complacent and lost their ability to resit the dangerous invaders”

    (Luigi Luca Cavalli-Sforza , in “Genes, People and Languages”, 2000, pg 152).

    و باز به طور مختصر این محقق والامقام ژنتیک شناسی می گوید که نژاد مردم ترکیه با حمله های ترکان سلجوقی بسیار اندک تغییر کرد اما روند ترکی زبان شدن جمعیت بخاطر برتر شدن حاکمان ترک و مسلمان اتفاق افتاد.

    اما چون نژاد اصلي ترکها زرد بوده است امروزه پان ترک ها بيشتر دچار بی هويتی هستند و کوشش می کنند که ديگران را ترک تبار نشان دهند وقوام غیر ترکی مانند ایلامی ها را تصاحب کنند. چون آذربایجانی از لحاظ تاریخی و نژاد و فرهنگ ایرانی و غیر ترک هستند و چون قوم ترک دارای فرهنگ ناچیزی است٬ پان ترک ها به ناچار باید برای قوم ترک دروغ بنویسند و تاریخ اختراع کنند. آشکار است که ايرانيان در طول زمان با اقوام دیگر آميخته اند (پارسها با ایلامی ها، و مادها با ماناها و…) اما عنصر نژاد ترک/ مغول زرد در میان ایرانیان بسيار کم است و اغلب مردم ایرانی کمتر اثری از ترکها/مغولها گرفته اند و کما اینکه ترکهایی هم که به ایران هجوم اوردند اغلب خالص نبودند بلکه از منطقه های ایرانی زبان آلانی/سکایی/سغدی.. گذر کرده اند. تركان براي نخستين بار در نيمه ي دوم سده ششم ميلادي به ماوراء النهر راه يافتند و در جوار مرزهاي ايران ساساني قرار گرفتند. تا پيش از آن، ايران ارتباطي با تركان نداشته است. رچارد فراي استاد دانشگاه هاروارد می نویسد: «مردم ايران را مي توان روي هم رفته جزو قفقازيان يا هندواروپاييان به شمار آورد كه در ميان شان از هر سه شعبه اين نژاد، يعني شمالي Nordic و آلپي و مديترانه اي يافت مي شود. آلپي ها يا جمجمه گردها اكثريت را دارند … ولي بي شك دست كم تا هزاره اول پيش از ميلاد اين مردم خلوط شده بودند و بنابراين ما بايد توجه خود را به جاي نژاد به زبان و گروه هاي شبان و كشاورز معطوف كنيم» (ميراث باستاني ايران، ترجمه مسعود رجب نيا، انتشارات علمي و فرهنگي، 1368، ص 17). پان عربیست ها نیز در حالی سخت از یکپارچگی قومی عرب زبانان ایران می گویند که خود عرب ها نیز دچار چندگانگی قومی و دارای تفاوت های فاحشی هستند. مصر و لبنان و سوریه و عراق تا آن جا که تحقیق شده است با عرب های ساکن عربستان تفاوت هایی دارند. همچنین عرب های سودان و الجزایر و… در هر جای جهان هم آنانی که خود را از نسل پیغمبر می دانند مانند مردم کشور خود هستند و نه مردم عربستان. یعنی در نژاد غالب حل شده اند.

    در کتاب:
    Cavalli-Sforza, Menozzi and Piazza, The History and Geography of Human Gene
    تصاویری هستند که نشان می دهد که نژاد غالب ایرانیان از ترک ها و مغول ها کم تر اثر پذیرفته است. در این کتاب نژاد غالب مردم ایران و افغانستان و مردم کردستان همانند است. به این نکته هم بایست توجه کرد که با وجود اینکه زبان ترکیه و آران و بخش هایی از ایران ترکزبان شدند، اما تغییر نژادی و جنتیکی این منطقه ها بسیار اندک بوده است و کمتر آثاری از نژاد اصلی ترک در این منطقه ها می شود یافت. در حالیکه پارسی زبانان و اغلب ایرانیان زبانهای ایرانی خود را نگه داشتند و ناچار به این نتیجه می رسیم که تاثیر نژادی ترکها بر بیشینه مردم بسیار اندک بوده است.
    در پایان نکته قابل ذکر دیگر این است که پان ترک ها به شاهان ساسانی و اشکانی و شاهان بزرگ هخامنشی و اقوامی با تاریخ و تمدن کهن تر و برتر از خویش با بهانه ای کودکانه می تازند. اگر شاهان ساسانی را نمونه ی افرادی بدانیم که خود را زردشتیان مؤمنی و برجسته ای می دانستند، به یقین، ازدواج با خویشان هم خون در میان آنان بسیار اندک بوده است. اگر به تاریخ این سه سلسله نگاه کنیم نمونه های اندکی از رسم خویدوده یافت می شود و همانطور که گفتیم این رسم در میان ایلامیان و کاسیان و مصریان و اعراب پیش از اسلام هم رواج داشته است و چیز غیر عادی در زمان خود نبوده است. همچنین در تورات نمونه های واضحی آمده است مانند ابراهیم و سارا، لوط و دخترانش ، یعقوب و دخترانش leah و Rachel و… همچنین پان ترک ها به سبب نداشتن قهرمانان تاریخی به ربودن مصادره کردن قهرمانان ایرانی روی آورده اند که یکی از این قهرمانان همان بابک خرمدین است. چنان که همه می دانند بابک خرمدین یک آریایی بود و زبان اش هم ایرانی و غیر ترکی بود زیرا در آن زمان، اساسا زبان ترکی در ایران وجود نداشت. « ابن الندیم» در جایی که از خرم دینان٬ پیروان بابک٬ سخن می گوید، چنین اظهار می کند: اینان با نزدیکترین خویشاوندان خودشان معاشرت و مخالطت دارند و نزدیکترین رابطه ها را در میان همخونها و زنان همخون حرام نمی دانند ( ولهم مشارکه فی الحرام والاهل ولا یمتنع الواحد منهم من حرمه الاخر ولایمنعه لا با حتهم المحرمات و المحارم). در رابطه با رسم آیین خویدوده هنوز بحث هایی است که خود مقاله دیگر می طلبد. اما معلوم نیست پان ترک ها چگونه این روایت را در مورد بابک خرمدین که دینش شاخه ای از دین زردشت بوده است را برای خود توجیه می کنند! کما اینکه ازدواج میان پسرعمو و دختر عمو در بعضی اقوام و ملل ناپسندیده و در حکم ازدواج با محارم است؛ در حالی که در میان ملل شرق میانه این مزاوجت شاید مستحب نیز به شمار آید. یا ازدواج های دیگر که مقدس ترین اشخاص شرق به عمل آورده اند ولی امروز بسیاری که دیدگاه سنجیدن مسئله های تاریخی در زمان و مکان خود را ندارند، ان را قبیح شمرده اند.

    جمع بندی:

    دروغ بافی و جعل تاریخ و ادعاهای یاوه و بی سند و دلیل پان ترک ها تنها و تنها نشان دهنده عقده های تسکین ناپذیر آنان نسبت به تمدن ایرانیان و دولت بزرگ ساسانی است. به نظر داشته باشیم که سه دولت بزرگ هخامنشی و اشکانی و ساسانی ابرقدرت های زمانه خود بودند و ایرانیان همواره جلال و شکوه این سه دولت را در نظر داشته اند.
    همانطور که قطران تبریزی در مدح یکی از فرمانروایان ایرانی به نام لشکری می گوید:

    این جهان بودست دایم ملک ساسانیان خواست سالارش خدا در ملک ساسان کند نیست کست در گوهر ساسانیان چون لشکری تا پس آن چون نیاکان شاهی ایران کند
    همچو افريدون بگيرد ملك عالم سر بسر و آنگهي تدبير ملك خيل فرزندان كند
    روم و گرجستان به فرمان منوچهر آورد هند و تركستان بزير حكم نوشروان آورد
    او بتخت ملک ايران بر نشيند در سطخر کهترين فرزند خود را مهتر آران کند
    تا همی فرمان داور خاک را ساکن کند تا همی تقدير يزدان چرخ را گردان کند
    ملک او را از زوال ايمن همی گردون کند جان او را از فنا ایمن همی یزدان کند
    شاد بنشيند بکام دل بر ايوان شهی وز فروغ روی خويش آراسته فرمان کند

    و خاقانی نیز درباره یکی از شروانشاهان (که تبار خود را به ساسانیان می رساندند) می سراید:

    شاه عجم اخستان که دین را//پیرایه ز عدل پروری ساخت فرمان ده اسلامیان ، دارای دوران اخستان//عادلتر از بهرامیان ، پرویز ایران اخستان

    و نظامی گنجوی دو تا از پنج گنجش را درباره ساسانیان سراییده است. محبوبیت و ارجمندی ساسانیان تا به حدی بود که غزنویان با جعل شجره نامه جعلی نسب خود را به ساسانیان می رساندند. «بعدها تبارنامه نویسان چاپلوس تبارنامه ای برساخته اند که نسب سبکتگین را به یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی می رساند» (تاریخ ایران کمبریج، جلد چهارم، انتشارات امیرکبیر، 1379، ص 145.) و سلطان محمود چنان در فرهنگ برتر ایرانی ذوب شده بود که چامه سرایی به نام فرخی در وصف محمود می گوید:

    زهی اندر جهانداری و بیداری چو افریدون//

    زهی اندر نکوکاری و هشیاری چو نوشروان//

    و در دوران صفویان نسب سیادت را از سوی مادر به پادشاهان ساسانیان باز می بردند و حتا کار به جایی رسید که واپسین پادشاه ایلخانی (نوادگان چنگیز مغول) انوشیروان عادل نام داشت. جالب آن که او را ملک اشرف برادر شیخ حسن چوپانی به ایل خانی برگزید و گویا در آن دوران شایع بوده است که او از نژاد کاویانی است (البته برخی نیز او را قبچاقی و برخی از نوادگان هولاکو دانسته اند). با توجه به نام او که انوشیروان است و شایعه نژاد کاویانی اش می توان حدس زد که مردم ایران حتی در دوره سلطه مغولان نیز پادشاهانی را که به نوعی (به راستی ویا به دروغ) به گذشته پرشکوه ایران مربوط می شدند به شاهی می پذیرفتند. وگرنه چه ضرورتی داشت که ملک اشرف پس از به قتل رساندن هر دو عمویش و از میان بردن همه رقیبان داخلی و خارجی خود بر تخت ننشیند و کسی را به مقام ایلخانی برساند که نه نام اش مغولی است و نه نسب اش؟ در دوران اسلامی بسياری از فرمانروايان تلاش داشتند با ساختن نسب نامه تبار خود را به شاهان باستانی ايران برسانند. اين نشان دهنده آن است که گذشته شکوهمند ايران برای عامه مردم مهم بوده و به فرمانروايان محلی اعتبار و مشروعیت می بخشيده است. تاريخ ساختگي و جعلي ترك‌ها، بر مشتي اوهام و تخيلات روان‌پريشانه و جاهلانه استوار است؛ قومي كه در طول تاريخ بشريت، جز خون‌ريزي و ويران‌گري، نام و نشان ديگري نداشته و ندارد و اينك، اين تكاپو و هياهوي مذبوحانه‌ي اعقاب چنگيز و تيمور، فقط براي پنهان داشتن و پوشاندن همين سابقه‌ي اسف‌بار و مفتضح است

    • دوست Says:

      درود بر تو اریو برزن که مانند همنامت در اندیشه ایران و ایرانی هستی
      اطلاعاتت خیلی خوب بود
      تفرقه انداز و حکومت کن شیوه ی همیشگی آخوندها بوده و هست و این میون گروهی پانترک هم کورکورانه آلت دست اونا شدن
      باز هم سپاس

  103. ساسان Says:

    با سلام خدمت آقاي دكتر و آقاي اريو برزن عزيز
    از اينكه مدت 15 روز كسي به اين وبلاگ سرنزده جاي تعجب است اما خوشحالم از اينكه اين آقاي عزيزنكات بسيار ارزشمندي در خصوص خلوص نژادها كه بنظر منهم ديگر وجود خارجي ندارد اشاره مي كنند
    همه ايراني هستيم از هر قومي كه باشيم در طي اين 2500 سال و بخصوص 100 سال معاصر ممزوج شده ايم .
    كجايند تركان زرد نژاد در ايران وبا چشمهاي بادامي پس اگر بودند و آمدند ديگر آنها هم خالص نيستند كه بخواهند تكه اي از اين مملكت را براي خودشان بكنند وجدا كنند .
    وگرنه ما سلسله هاي ترك زيادي داشته ايم كه هرچند ديگر آن سرزمينهاي قديمي با عظمت را ديگر نداريم و لي همان سلسله ها با ديگر تركان بخاطر هويت ايراني بودن جنگهاي خونيني نمودند
    نمونه هاي آن شاه اسماعيل – شاه عباس – نادر شاه – ملك شاه سلجوقي -الب ارسلان – سلطان محمود ومسعود و… كجا به بيگانه هايي مثل عثمانيان و ازبك ها كه همزبانشان بودند باج دادند و ايران را تكه تكه تقديمشان نمودند

    • دوست Says:

      در تکمیل حرفات
      یه نمونه خوب مقاومت مردم تبریز در مقابل عثمانی در زمان شاه اسماعیل صفوی و پس از شکست چالدرانه

  104. اذربایجان Says:

    دوستان عزیز از فارسها هیچ انتظاری نمیره!وقتی کوروش دخترش رو به عقد کمبوجیه در می اره و این رویه در زمان داریوش و پادشاهان دیگر هخامنشی هم رعایت می شه و حالا در سال 2009 همه ی فارس ها به کوروش افتخار می کنند دیگه هیچ شکی من باب حرومزاده بودن این قوم نمی ره!حرف اخر این که چه انتظاری از این قوم دارین وقتی بدترین جگها رو به خودشون(رشتی ها)می گن هر چی نباشه حلا دیگه هر سگی می دونه رشتی ها فارس هستند به هر حال وقتی خود فارسها مادر و خواهرشونو هرزه می دونن ما ترکها به حرفشون احترام می ذاریم!حرف اخر اینکه اقایان پارس بیشتر از این با پارس کردن خودتون را خسته نکنید حداقل قبل از اینکه حرف بزنید و به استاد فیض الهی لقب سگ بدید برید و یه لغت نامه باز کنید جلوتون اون وقت جلوی اسم پارس می بینید که نوشته شده:صدای وحشی و عصبانی سگ!
    و یادتون باشه حکومت با کفر باقی می مونه ولی با ظلم هرگز…

    • دوست Says:

      دوست گرامی
      در جنبش میهنی و سبز کشورمون کمترین سهم رو ترکها داشتن، ظاهرا از حکومت راضی ان.

      به عنوان یه دوست توصیه میکنم نظر اریو برزن رو هم بخونی

  105. م-خ Says:

    من برای هر کس که در مورد مرد بزرگی چون کورش سخنانی چنین کزاف نوشته آرزوی آمرزش و بخشش از اهورامزدا را دارم و امیدوارم با تحقیق بیشتر در مورد این بزرگ مرد تاریخ ایران از نوشته و گفتهای خویش پشیمان گردد ولی هر کس در اعمال و رفتار خود آزاد است مشروط بر آنکه حق کسی پایمال نگردد.این ایدوئولژی کورش بود احترام به دیگران.

  106. هانی Says:

    خدایا چی به این که مدرک دکتری هم داره بگم که لایقش باشه .اما از کورش کبیر یاد گرفتم بهدیگران احترام بذارم اما مگه تو لایق احترام هستی؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  107. حامی حیوانات Says:

    به عنوان یک حامی‌ حیوانات و یک گیاهخوار کامل می‌خوام بپرسم که چه فرقی بین شیر سگ و شیر گاو یا بز یا خر هست؟

    اگر این طور باشه که همه شما گاو پروده یا بز پرورده یا خر پروده هستید…!

  108. رویا Says:

    سگ یکی از برترین افریده های خداوند است.
    شما ادمهای دیوس پفیوز اصلا خودتون را با حیوانات مقایسه نکنید که یک موی گندیده اونا تو سر پر از پهن شماها وجود نداره

  109. دوست پسر ننه تو، Says:

    زن جنده ديوس، قرمساق مادر قحبه، که هرشب دخترت زير يک ايرانی ديگر می خوابد، آيا تو خودت را ايرانی می نامی- مادر جنده، تو تاريخ را اينطوری در مدرسه خواندی، لابد اصلا سواد خواندن نداری و وقتی کس زنت می گذاشتند و ضجه های ننت هم از اتاق ديگه می آمد که کونش را پاره می کردند اين خزعبلات را نوشتی ديوث

  110. علی Says:

    بدبخت بیچاره
    با 4 تا کسشر که نمیتونی یه تمدن بزرگ رو انکار کنی
    این هم از خریتته دیگه .
    واقعا میگن ترکا خرند خیلی حرف به جائی می زنند
    بیچاره هخامنش اصیل همون کردها هستند .
    ما بقیش هم فارسها که اصلاح نژاد شدند
    یه مشت ترک خر ریختند توی فارسها ازدواج کردند نژادشون خنگ شده (من خودم فارس هستم)
    بدبخت بیچاره
    غیرت رو از کرد یاد بگیر
    به هیچ قیمتی وطن فروشی نمی کنه حتی اگر سرش بره بالای دار

    ترکها که ریختند آذر بایجان و با فارسها ازدواج کردند ژن وطن فروشی رو به بعضی از فارسها هم انتقال دادند .
    آقا خره توجه کن – تف به غیرتت – خاک آلم بر سرت که به خاطر یه اختلاف زبون اصالت خودت رو فراموش کردی و تمدن پارس رو میخوای اینجوری ببری زیر سوال .

    بدبخت به کردها نگاه کن – غیرت رو از اونا یاد بگیر
    با اینکه بارها توسط نظام محاکمه شدند و کشته شدند اصالت خودشونو از دست ندادند .
    خاک بر سرت واقعا
    تا مملکت دست شما ترکها باشه بهتر از این هم نمیشه . همه عقب موندگیمون به خاطر نفوذ ترک در دستگاههای دولتیه .

  111. یک شیرازی Says:

    درود بر همه شما که خواسته و ناخواسته به چنگ سرویس های اطلاعاتی دشمنان ایران افتاده اید و برای تجزیه ایران تلاش می کنید !! کمی به دور و بر کشورتان نگاه کنید و ببینید که چقدر از کشور های بی اصل و نسب نسبت به شما و تاریختان حسادت می کنند و دوست دارند که کشور شما تجزیه شود !
    کی قرار است ما عاقل شویم ! خدا داند !

  112. یک شیرازی Says:

    این آقای دکتر !! موضوعی را مطرح کرد و توپ را در زمین بقیه انداخت تا هموطنان بجان هم بیفتند ! حالا پیدا کنید حقوق بگیران الهام علی اف را !

  113. hassan Says:

    اهای ترک خر تو فعلا بهتر برید خودت و اونی که تخم حرام تو را گذاشت کونتان را بدهید مادر و خواهرانت هم کس اخه تو رو چه به این غلطا برو کونتو بده

  114. hassan Says:

    ( سر همه اریاییها تو کونت و تو کس اول و اخر خواهر ، مادر و … )

  115. شادی Says:

    زنده باد کوروش

  116. شادی Says:

    کوروش مردی که سبز بود

  117. آتروپات Says:

    مرگ بر پان ترکیسم
    اگر دست من بود آذربایجان را از وجود پان ترکهای حروم زاده پاک می کردم
    اگر دست من بود تبریز را پایتخت همیشگی ایران قرار می دادم تا ترکها ترکتازی نکنند
    اگر دست من بود جمهوری جعلی و تقلبی آذربایجان را بازپس میگرفتم
    اگر دست من بود………

    • تورك Says:

      شما برو اول بحرين رو پس بگير.
      چند ماه پيش خبري شنيدم مبني بر اينكه مسابقات جهاني فرمول 1 در بحرين در حال برگزاري است!!! حال اينكه در پايتخت سرزمين آريايي اصلا نميدونن فرمول 1 چيست!!!!!! بهرحال اگر بحرين جزئي از سرزمين آريايي بود اكنون نه تنها مسابقات فرمول 1 برگزار نميشد بلكه با پيكان جوانان آريايي عشق و حال مي كردند!!! و ثروت سرشار بحرين به غارت مي رفت و يا در تهران و اصفهان كويري صرف مي شد. و بحريني ها در تهران و اصفهان گدايي مي كردند!!!
      همچنان كه از نفت اعراب جنوب ايران اصفهان و تهران آباد مي شود . و مورد تمسخر هم قرار مي گيرند!!!

      • دوست Says:

        تورک جان
        یعنی منظورت اینه که جمهوری آذربایجان الان بهشته؟

        یعنی می خوای بگی ایران به دست فارسها اداره میشه و به خاطر این بدبخت شده؟

        یعنی می خوای بگی سران نظام همه فارس هستن؟

        اون گنده ی گندشون (خامنه ای) که ترکه، نیست؟

        توی جنبش ملی و میهنی و سبز ایران هم که ترکها کمترین نقش رو داشتن؟

  118. Dana Says:

    آقای نویسنده تمام کتاب هایی که توسط افراد مختلف (اعم از داخلی و خارجی) درباره ی کوروش و بقیه ی سلسله های ایران باستان نوشته شده جواب گوی شما هست.من به عنوان یه ایرانی به صفویه و سلجوقیه و … که سلسله های تورک بودند افتخار می کنم همان طور که به بقیه ی تاریخ کشورم افتخار می کنم.

  119. سرباز ایران Says:

    :))اونوقت میگن چرا ترکا خرند؟؟
    آخه این احمق با این داستان پارنو گرافی سالمه؟؟
    باید دادگاهی بشه و بجای زندان به تیمارستان بره:))
    پان ترکهای لواط کار در همه داستانهاشون از لواط حرف میزنند , اونوقت اسم قزوینیهای بیچاره بد در رفته:))
    احمقند دیگه انقدر ازدواج بین خال اوغلی و خال غیزی کردن که این دکترهای موهوم و روانی به بار اومدن:))
    خدا شفات بده بیچاره:))))))

  120. منصور Says:

    به نظر من همه اینها تقصیر اون قاجار مادر قحبه بود که باید به جای دادن 17شهر قفقاز به روسها ،آذربایجان را میداد به امپراتوری کسمانی تا از دخترهای آذربایجان هم برای پیشرفت استفاده کنند تا این بیچاره ها برای دادن تا آنتالیا و ترابوزان نرن و برگردن.

  121. ایران Says:

    ایران یعنی همه از آذربایجان تا سیستان وبلوچستان با تمام اقوام یعنی یکی شدن

    • دوست Says:

      آخه درد یکی دو تا نیست

      ایرانیها کی می خوان یاد بگیرن که دوران قوم گرایی خیلی وقته تاریخ مصرفش گذشته

  122. م مثل ميهن Says:

    من از مادري آذري هستم..
    خاك بر سرت دكتر..كه نمي فهمي وطن يعني چي

  123. م مثل ميهن Says:

    يادم رفت بگم:
    1000 بار از روي جمله ي قبلي بنويس..شايد اينو بفهمي.

  124. persian Says:

    از قدیم گفتن ترک و خر
    این چرت و پرتها رو از کجای مامانت درآوردی وطن فروش
    واقعا نماد بارز یک قاطر بی پدرومادر هستی

  125. خوزستانی Says:

    دکتر! حسين فيض‌الهي وحيد
    تا اونجا که لازم بود ایشون و شما مورد عنایت دوستان واقع شدید و من دیگه چیزی نمیگم
    نکته جالب برای من اینه که این سایت فیلتر نیست

    • شیرازی Says:

      درود به همه بچه های خون گرم خوزستان

      فیلتر نبودن سایت جالبه ولی تعجب نداره

      سیستم قدیمی آخوندها تفرقه انداز و حکومت کن بوده و هست، این پانترکها هم شدن نوکر بی جیره و مواجب. چه به سر فرزندان بابک خرمدین و ستارخان اومده.

  126. خوزستانی Says:

    خدارو شکر خود آدربایجان منبع غیرت و همونجا خفت میکنن تا دیگه از این اراجیف نبافی

  127. ایرانی Says:

    چرا اینجا فیلتر نیست؟

    کی از این نفاق سود میبره؟

  128. ایرانی Says:

    تو یک ادم بی اصل و نصب و پست و بی مقداری
    از تو پست تر در زمین نیست
    تو از زیر بته به وجود امدی
    مرگ بر تو که به حضرت ذوالقرنین توهین کردی
    حقا که تو از تجاوز قوم مغل به وجو امدی
    مرگ بر تو

  129. پارسا Says:

    سلام
    خدایی مونگول تر از تو هم هست؟
    نه الله وکیلی هست؟
    گاگولی سلسله هخامنشیان به جرات دوران طلایی ایران بود
    من که واقعا دوست دارم در زمان کوروش به دنیا می امدم
    شما وقتی وصیت نامه کوروش رو می خونید به میهن پرستی کوروش یقین پیدا می کنید:
    دستور دادم بدنم را مومیایی نکنند و در تابوت نگذارند تا بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد.
    این یعنی عشق واقعی و خالص

    • چنگیز Says:

      کلمه منگل در انگلیسی (Mongol) دقیقا از مغول که همان (Mongol) است گرفته شده

      همون چنگیزی که پانترکها بهش افتخار میکنن

  130. علی Says:

    بیشتر به نویسنده فحش داده بودید تا انکه یک دلیل منطقی را بیاورید!

  131. Araz Says:

    salm be hame az hame az hame mikham matne mano bekhonin ziyadam bashe moshkeli nist man ye turke ke etegad be joda shodane turka az iran daram va ye panturke asilam avalin matlab harki in magalaro neveshte ye basiji ya chize shbihe ine chon khalkhaliro ye adame dana midone darhali ke on ye jalad bod fekr mikonin ma az on jalad kheyr bordim midonin chi be sare ma ovorde midonin 3min talare to donya to tabriz bode kharab kard ke markaze fesade midonon chnta az tbriziharo saresho borid va chandin kar ke velesh pas ma az shoma bishtar az in jalad keshidim ziyad matlabe 2: az inke maro be araba marbot mikonin dar eshtebahin chon ma tanha kasyi bodim ke dar mogable arab istadim va ba khiyanate ye padeshahe fars be name afshin be babak baese edAM KARDANE BABAK shod ke midonin che fajih babako edam kardam matlabe 3: on bale yeki gofte ma gablaz eslam malom nabode kojaha bodim ke gablaz eslam zartosht az manateg turk zohor kard hata peyambari be name dada gor god dashtim ke ketabi barye khod dasht ke tebge on ketam sabet shode aksare khodayane romi az on ketab bardashte shode ke vase sabet kardan vakht nist -matlabe4:az inke fohsh be ma midinkami narazi bashin be gole shaer ma ba adabim ba adab bash_va az bi adabi gazide lab bash taege tarikh ma az shoma tarikhe batari darim va hata sabet shode dar zamane khegat tabriz behesht barin bode yani beheshte roye zamin va adamo hava bad az inke hmdigar ra peyda kardand inja zendegi mikardand va hata zabane turk zabane ast ke bevasileye khoda baraye ertebat ba makhloge khod garar dad vase sabet kardane on ham kasi khast payam bede migam -matlabe 5;inja ye sayte bikhodiyeke na turke na farse na fars chon age intor bod kheyli vagte filter shode bod inja vase kasiyeki az in majara sod mibare man ye turk hastam va etegad be tjziye talabi daram yashasn turk milati ki har bir kasdan oja va osdadi yashasn turk yashasn bozqurd yashsan bizim ingilabmz mahv olson fashizm fars ki bizi odara saldlar farhangimizida shoshaliyib ichiblar bono hami bolson var olson turk

    • ایرانی Says:

      پان ترک عزیز

      بر فرض که تو قوم برتری

      چرا توی جنبش ملی و میهنی و سبز مردم ایران که اتفاقا هیچ کدوم از رهبراش (موسوی و کروبی) فارس نیستن، فارسها اینقدر تلاش کردن تا اون حکومتی که تو اسمش رو فاشیست فارس میذاری سرنگون بشه ولی ترک ها با همه ادعاشون هیچ قدمی برنداشتن. برعکس خیلی از سران این نظام و از جمله رهبر ترک هستن. در حالی که کردها سالهاست که دارن با این رژیم آخوندیسم مبارزه می کنن.

      در طول تاریخ هم مردم ایران (نمی گم فارس ها ایرانی ها چون همه از یک ریشه ایم) بارها علیه عرب قیام کردن. تو فقط یه بابک که مال سده 3 هست رو گفتی که نمی دونم رو چه حسابی می گی ترک بود. می دونی عرب ها استخر فارس رو به خاطر اینکه همیشه در حال شورش بود تو دوره عثمان یعنی سده یک با خاک یکسان کردن و مردم اونجا ناچار شدن کوچ کنن. می دونی ری تو همون دو سده اول اسلام چهار بار قیام کرد و هر بار وحشیانه سرکوب شدن. میدونی مردم گیلان و تبرستان چقدر روبروی اعراب وایسادن. می دونی … نه نمی دونی کسی خودشو به خواب زده نمی شه بیدار کرد.

  132. آیینه Says:

    درود به فارسها و ترکها
    نسبم شاید برسد به زن فاحشه در شهر بخارا( سهراب)
    خواهشمیکنم دست از این همه چرندوپرند بردارید .وبرای سعادت انسان کاری انجام بدهید.باز اینکه پای تاجیک وافغان را یه این چرند نکشانید که روزگارتان خراب خواهد شد.البته شوخی کردم این همه درست نیست.
    سپاس فراوان یک تاجیک

  133. مجید Says:

    آخه دوست عزیز چرا با این مقاله هاتون که اصلا هم پایه علمی نداره مردم و به جون هم میندازین من خودم ترکم ولی هیچ کدوم از این چرندیات رو قبول ندارم چرا کسی را که همه جهان به آن افتخار میکنند خود ما در سرزمین خودمان که باید از افتخار آن سرمست بشیم اینگونه تخریب میکنیم هر چند که هزاران هزار مقاله این چنینی نیز نمیتواند خدشه ای در مقام کوروش کبیر ایجاد نماید اگر ریشه اختلاف بین ترک و فارس رو یه کم از طریق سیاسی دنبال کنید میفهمید که آب از کجا گل آلود شده ایرانیان همه از یک نژادن و گواه گفته من نیز این است که هیچ کس را از روی قیافه نمیشود که تشخیص داد که فارسه یا ترک برا همین هم بچه کجائی در ایران مرسومه لطفا یه کم به خودتان بیاید با این کارا داریم دیوارهای بینمان را بلند تر میکنیم زنده باد ایران همیشه سرافراز

  134. كوروش سگ دهان Says:

    درود بر دکتر حسين فيض‌الهي وحيد

  135. URMU WOLF Says:

    خوب هر کس یه عقیده ای داره.
    ولی هر عقیده ای درست نیست.
    من نمی خواستم از کلمات رکیک در نظر خود استفاده کنم.اما حیف که مجبورم…
    آخه فارس سگ،کونده ی عرب،مادرجنده ی بی نام و نشون سگ زاده،تو چه می دونی آذربایجان یعنی چی؟
    آذربایجان دیار جاودانه ایست که 7000 سال تاریخچه دارد و مدارک آن در کتب موجود است.آذربایجان تنها دیاری بود که هنگام حمله ی اعراب در مقابل آنها ایستاد.ترکها تنها مردمی بودند که تن به ذلت ندادند.ولی این را همه میدانند که هنگام حمله ی اعراب مادرانتان را به آنها هدیه کردید.کدوم کس ننه ای گفته ما مغولیم؟مغول تو شرق آسیاست.و از شرق هم حمله کرد.پس معلوم میشه شما مغولید،نه ما.شما عربید نه ما و شما خرید نه ما.
    بارزترین مدرک عرب بودن شما اینه که :خداییش چند تا از کلمات و کس شعر هایی که روزانه به کار میبرین مال خودتونه.ولی ما حتی یه کلمه دخیل هم نداریم.از طرفی زادگاه زرتشت در آذزبایجان و وی ترک بوده.پس چگونه ما بعد از حمله مغول اومدیم؟
    هنگامی که اسکندر حمله کرد تنهاآذربایجان بو د که مقاومت کرد.ولی همه میدونن که وقتی اسکندر به بابل رسید دختر داریوش سوم خودشو در اختیار اون گذاشت.
    بیشترین شهید و جانباز و … در طول 8 جنگ با عراق از آذربایجان بود و شما تو کس ماماناتون قایم شده بودید.
    پس معلوم می شود شما بی اصل و نصبید نه ما.
    ما ترکها اعم از اورمو ،تبریزی،اردبیلی،زنجانی ،قزوینی و ……. هممون از نژاد و اصلیت اصیل ترک و عقیده ی بابکی هستیم و همیشه یک پارچه و متحدیم.و شما بدانید که دوران زبونی شما نزدیک است و ما آذربایجان را مستقل و فارسهای سگ مادرجنده و کردهای خر مادر کونده رو از خاکمون بیرون میکنیم و تا آخرین نفس در مقابل شما می ایستیم و شما را تکه تکه می کنیم و مادران و خواهرانتان را به بردگی و جندگی میگیریم و آذربایجان آزاد را با قدرت می سازیم.
    بسه یا بازم؟
    همه میدونن که بیشترین قدرت نظامی و اقتصادی ایران تو آذربایجانه.و همچنین ما بیش از نیمی از جمعیت ایرانو تشکیل میدیم.
    پس مطمئن باشید که روز آزادی و افتخار ما و روز ضعف و زبونی شما نزدیم است.
    به امید آن روز……………..
    جانم ،قانم آذربایجانا ………………………………………………….دوزلدجیخ اونه مین یانا
    …………………………………..یاشاسین آذربایجان……………………………………

    • قزوینی Says:

      مادر جنده با کیر قزوینیا ساک نزن خوشت میاد اونوقت باید کن بعدی مادر جندها میخوان بگن همه ترک هستن بیا قزوین اگه یه ترک دیدی از بچهای که اینجا دانشجو بودن بپرس اینجا فقط ترک می‌کنن بیا پسرم حالا ببینمت بزرگ شودی یا نه قبلان کره‌ خر بودی الان مثل اینکه جفتک می‌‌اندازی !!!!

    • قزوینی Says:

      در ضمن یه گرگ کثیف ترک بایداز ما فارسها مثل سگ بترسه
      چون میدون گیر ما بی‌ افته مادرشه گأیدس

    • ایرانی Says:

      پان ترک عزیز

      بر فرض که تو قوم برتری

      چرا توی جنبش ملی و میهنی و سبز مردم ایران که اتفاقا هیچ کدوم از رهبراش (موسوی و کروبی) فارس نیستن، فارسها اینقدر تلاش کردن تا اون حکومتی که تو اسمش رو فاشیست فارس میذاری سرنگون بشه ولی ترک ها با همه ادعاشون هیچ قدمی برنداشتن. برعکس خیلی از سران این نظام و از جمله رهبر ترک هستن. در حالی که کردها سالهاست که دارن با این رژیم آخوندیسم مبارزه می کنن.

      در طول تاریخ هم مردم ایران (نمی گم فارس ها ایرانی ها چون همه از یک ریشه ایم) بارها علیه عرب قیام کردن. تو فقط یه بابک که مال سده 3 هست رو گفتی که نمی دونم رو چه حسابی می گی ترک بود. می دونی عرب ها استخر فارس رو به خاطر اینکه همیشه در حال شورش بود تو دوره عثمان یعنی سده یک با خاک یکسان کردن و مردم اونجا ناچار شدن کوچ کنن. می دونی ری تو همون دو سده اول اسلام چهار بار قیام کرد و هر بار وحشیانه سرکوب شدن. میدونی مردم گیلان و تبرستان چقدر روبروی اعراب وایسادن. می دونی … نه نمی دونی کسی خودشو به خواب زده نمی شه بیدار کرد.

    • جمعیت شناس Says:

      جمعیت ایران دست کم 70 ملیونه
      طبق فرمایشات این پانترک عزیز بیش از نصف جمعیت ایران ترکه پس دست کم 35 ملیون ترک داریم
      جمعیت آذربایجان شرقی، اردبیل، زنجان و آذربایجان غربی(هرچند که نصف جمعیت کرده) روی هم میشه 9 ملیون.
      بقیه این 26 ملیون ترک کجا هستن؟
      تو تهران؟ تهران که سر جمع 10 ملیون جمعیت داره؟
      قشقایی های استان فارسهم حساب کنیم؟ استان فارس سرجمع 4 ملیون جمعیت داره؟
      شاید خوزستان و یزد و بلوچستان و لرستان هم ترکن؟
      اصلا خدا هم ترکه

  136. URMU WOLF Says:

    و در مورد ساخت کردستان بزرگ:
    کردها باید ساختن چنین کشوری را در خواب ببینند.آذربایجان غیور هیچگاه اجازه ساختن چنین کشوری را به کردهای مادرجنده که معلوم نیست نسلشان از کجاست نخواهد داد.هیچکس قتلها و غارتهای کردها را در طی 100 سال اخیر در ارومیه و دیگر شهرها را فراموش نمیکند.و اینکه چگونه از آوارگی و دربه دری ،در سرزمین ما صاحب پناه شدند و این ترکها بودند که کردها را آدم کردند و به آنها شخصیت دادند.ولی کردها هنوز آنقدر با شخصیت نشده اند که گهی به این بزرگی را در دهان خود و کیری به این چربی را در کس مادرشان جای دهند………………..یاشاسین آذربایجان

  137. URMU WOLF Says:

    قزوین هم مال ماست.مگه هر شهری سگ نداره.خوب شماها هم سگای قزوینین دیگه.
    تا جایی که من می دونم این قزوینیا هستن که کون بازن و بو کس و کون سگاشون خوب بلدن بازی کنن.
    تو هم اونقدر به ترکا کون دادی که می خوای با یه مشت چرت و پرت سوزش کونتو تسکین بدی.
    تازه شما سگای کثیف اول برید مامانا و آبجیاتونو از زیر افغانا و عربا بکشید بیرون بعد بیاید با کیر ترکا بازی کنید.
    آخه میدونین چیه؟ خیلی خطرناکه حسن.
    من بچه اورمو هستم و از اینکه یه آذربایجانیم افتخار می کنم.
    اینجا همه کس و کون و جنده ها فارسن و یا رشتین یا تهرانی و …
    آخه سگا رو چه به این گه خوریا
    بقیه جنده ها هم کردستانی الاصل هستن.وای نمی دونین چه کسای نرمی دارن.
    ولی حیف طاقتشون خیلی کمه.
    شما بیاین خیابون خیام جنوبی ارومیه می فهمین که تمام دخترا فارسن.ولی در عوض همه پسرا ترکن.هر پسری هم هر روز یه داف پرشین می زنه زمین.
    اگه باور ندارین خواهراتونو بفرستین اینجا تا مطمئن شین.
    تازه یه سازمان تاسیس کردیم به نام سازمان حمایت از حقوق جنده های ایرانی که اصل کارش اینه که نمی زارن کس و کون هیچ جنده ای رو زمین بمونه و از بیکاری تلف بشن.
    حالا باز پارس کنین
    هاپ…هاپ…هاپ…هاااااپ……..

    • قزوینی یا یک فارس به قول شما ! Says:

      پاسخ شما رو چند بار خواندم توش فقط فحاشی با حس کینه ،نفرت،و احساس حقارت،و نادانی با حماقت و بیسوادی تمام دیدم ..ولی‌ دوس دارم بهت فش‌های را که به من دادی به خاطره ایران بهت جواب ندم چون توهینها ی که به فارس کرد به قول خودت تهرانی‌. گیلانی،رشتی …و همه اقوام کردی یا از روی حقارت و کینهٔ تو می‌باشد که منطقی‌ نیست یا از روی غرض است (تجزیه طلبی ،مزدوری.نفاق.جاسوسی،سرسپردگی،)یا اصلا خود باختگی از فرهنگ اصیل ایرانی‌ ،…حرفهای که بالا زدی یک بار برای خودت بخوان که چطور می‌خوای بین کرد و فارس یا حتا ترک ایرانی‌ اختلاف بیندازی و با افتخار کردن به آذربایجانی بودنت چطور می‌خوای حس حقارتت رو ترمیم کنی‌ ..اما بدان من هم به آذربایجان افتخار می‌کنم اما با ایران نه جدا از ایران ..افتخار می‌کنم به تمامیت ارضی و نه جدا از کرد و فارس و بقیه اقوام همراه با تاریخ مشترک و افتخار آمیز …اما شهر من به همهٔ (آذربایجانی‌ها و اردبیلی‌ها و زنجانی‌ها و کلاً آذری زبان‌ها تعلق داره چون آنها ایرانیند و همینطور آذربایجان به من فارس تعلق داره ..و فکر نکن اونجا چون زندگی‌ میکنی‌ اون خاک رو خریدی نه اشتباه نکن چون برات خطر داره عزیز ..اونجا و همه جای ایران بزرگ متعلق به همهٔ ایرانیان است (همهٔ اقوام ) …در ضمن زبان فارسی زبان ارتباط بین همهٔ اقوام ایرانی‌ است همان طور که ما را به گذشته‌های دور مرتبط می‌کند اگر زبان فارسی نبود (فردوسی‌ بزرگ) ایران تکه تکه شده بود و ایرانی‌ باقی‌ نمیماند و دیگر با گذشتهٔ پر افتخارمان نمیتوانستیم ارتباط بر قرار کنیم همان طور که مصری‌ها الان هیچ ارتباطی‌ با گذشتهٔ خودشان ندارند و خودشان را یه عرب میدانند یا مثل سوره یا حتا همین عراق که زمانی‌ ایرانی‌ بودند اما دیگه خودشان را عرب میدانند چون عربی‌ حرف میزنند ..کلام آخر ..اما ایرانی‌ بودن فقط به زبان نیست تو میتونی‌ فارسی حرف بزنی‌ اما خائن باشی‌ یا جاسوس .IRANI بودن به داشتن فرهنگ اصیل ایرانی‌ است که از توش ابن سینا، ذکریا ،مولوی ،شهریار،بیرونی،فردوسی‌ ،گنجوی و هزاران مفاخر دیگر بیرون میاید ….دلم می‌سوزه واسهٔ عرب‌ها و ترک‌های ترکیه که از بی‌ هویتی افتادن به دزدی فرهنگی‌ و نمی‌دونن که ابن سینا یا مولوی اگه دانشمند یا شاعر بزرگی‌ ایرانی‌ شدند به خاطر محل تولد یا مرگ(جغرافیا) یا زبان آنها نیست بلکه به خاطر فرهنگ غنی ایرانی‌ است که داری بیش از ۱۰۰۰۰ سال تمدن است که ۲۵۰۰ سال آن مکتوب است .تو میتوانی‌ در کنار بقیه ایرانی‌‌ها به مانند یه آذری زبان یا ترک زبان ایرانی‌ به این تاریخ افتخار کنی‌ یا بهتر بگم با هم افتخار کنیم …راستی‌ چرا با هم افتخار نکنیم به این فرهنگ به این تاریخ به این اقوام رنگارنگ ایرانی‌ راستی‌ فکر کردی اتحاد این همه شکوه و عظمت در کنار هم چه قدرت زیادی ایجاد می‌کنه !!! به خدا سوگند همسایگان ما و بقیه کشورها حق دارند از این عظمت بترسند و در فکر اختلاف افکنی ،تحقیر قومها به وسیلهٔ هم !(مثل من فارس و توی ترک)،جدایی طلبی و تجزیه طلبی، صف بندی مردم،و تحقیر فردوسی‌ و زبان فارسی ،و تحقیر تاریخ ایران و انکار آن !! باشند ،، درود بر ایران سرزمین همیشه جاوید….

    • hbahussein Says:

      ترک اگر لقمان شود دکتر شود باز هم ترک خر است.
      کون ترکان مو نمیروید نمیگویی چرا؟
      جاده را کوبیده اند دیگر نمی آید گیاه.
      به هر حال قزوینیها ترکها رو آوردند تو شهرشون یک حال ببرند دیگه.
      تا ولایت به دست ترکان است، مرد آزاده کنده تنبان است
      جهد کن تا دریده کون بینی، دور دور دریه کونان است.
      از طرف یک سرباز پارسی که جونش رو برای کشورش میده

  138. URMUWOLF Says:

    من جواب تورو اینجوری می دم که :فکر کن الان روی کشورت اسم عربستان یا عراق یا آمریکا یا….
    رو میزاشتن و وادارت می کردن به زبان اونا حرف بزنی.
    چه حالی بهت دست می داد؟
    تا تو این وضعیت قرار نگیری نمی فهمی چیه.
    چه حسی داره که یه قوم وحشی (کرد) که 100 سال پیش مردم شهرتو قتل عام کردن حالا بیای اونا رو به برادری قبول کنی؟
    چه حسی داره که یه قوم لوس و ننر راجع به قومیتت و زبانت جک درست کنن و تو هرجایی بهت بگن خر؟
    چه حسی داره که تو یه روزنامه ی رسمی دولتی بهت توهین بشه و بخوای اعتراض کنی اما6 ماه بی خبر غیب بشی؟
    چه حسی داره که یه دولت غاصب برات تصمیم گیری کنه؟
    فکر می کنی من دین ندارم؟
    من بیشتر از تو به خدا و ولایت ایمان دارم اما به ولایتی که درست باسه.
    تا حالا شده یه غریبه تو شهر خودت بگره کتکت بزنه و نتونی چیزی بهش بگی؟
    تا حالا شده وادارت کنن به یه زبون دیگه حرف بزنی،بنویسی و درس بخونی اونم تو خاک و کشور خودت؟
    و هزاران سوال دیگر…………..
    هر وقت به اینا جواب دادب باهات بحث می کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    • ایرانی Says:

      به یکی دیگه از نوشته هات هم نظر دادم

      به عنوان یه ایرانی و هم وطن میگم تنها راه موفقیت ما اتحاده
      من شیرازیم
      تازه برای شیراز ریل کشیدن اونم چه خط آهنی بیا و ببین مگه دوران رضا شاه که ترکها اینقدر ازش متنفرن 70 سال پیش برای تبریز ریل نکشیدن. اگه میگید به شما ظلم شده یعنی به ما نشده. همون کارخونه تراکتورسازی شما رو هم برای ما نذاشتن. تازه ما یه شهر بزرگیم. وضع بوشهر، کرمان، آبادان، سنندج، زاهدان، خرم‏اباد، بیرجند یا … خیلی بهتر از تبریزه.
      سران همون نظامی که شما بهش میگید فاشیست فارس بیشتر ترک هستن. نمونه بزرگش همون رهبر.
      این که شما به ما میگید فارس چیزیه که ما به خودمون نمیگیم یعنی هیچ وقت نخواستیم با نام فارس بودن از بقیه ایران جدا باشیم ما ایرانی هستیم و نام فارس رو ترکها وقتی میخوان به ما فحش بدن به زبون میارن.
      اگه مشکلت زبان فارسیه و این که چرا زبون رسمیه ایرانه، حتما میدونی که در دربار سلجوقیان، صفویان، قاجار و همه حکومت های ایران فارسی صحبت می کردن و فارسی همیشه زبان رسمی بوده و به نظر تو چه زبونی الان میتونه ارتباط میان همه ایرانی ها برقرار کنه، غیر از فارسیه که همه ایرانیها باهاش تجربه مشترک دارن. دلیل فارسی نوشتن تو هم همینه که همه ایران حرفتو بفهمن. با همه این حرفها اینو بگم که من هم اعتقاد زیباترین زبان زبان مادری هر کسه.

      پاینده ایران
      جاوید ایرانی

  139. ادریان Says:

    با دورود,

    واقعا برای همه متاسفم مخصوصا نویسنده این وبلاگ ,از نضر من تمام اقوام ایرانی هستند فرقی هم نمی کند ترک,لر,فارس,کرد و….وتمام اذریها هم به ایرانی بئدن خود افتخار میکنند اما این اقا حتی لیاقت ایرانی بودن را نرارد چه برسد به ترک بودن.در تمام اسناد دنیا وموزهها از کوروش بزرگ به عنوان ابر مرد تاریخ یاد میشود و باعث تاسف است که خودمان با دست خود تاریخ کهن این میهن باستانی را به چالش میکشیم البته تمام این تاریخ درتمام دانشگاههای دنیا ثبت است و قابل تغییر نیست فقطبا این کار باعث بی ابریی خود میشوید مخصوصا از اینکه از افرادی مثل خلخالی متحجر کسی که خمینی دجال بعد از اعدام ایرانیان او را باز خواست کرد,البته این اقا نه دکترن,نه ایرانی ونهاذری از نظر بنده اصل ونسب ایشون مجهول است.

    ایدون باد

    و سرفراز ایران باستانی

  140. ahmad Says:

    دكتر مادرتو گاييدم.نه تنها من بلكه تمام ايراني هاي با غيرت و دوستار كورش
    بدبخت ملتي كه تاريخشو ندونه….بد بخت تر كسي كه تاريخشو نخواهد بدونه…. شوره بخت كسي كه تاريخشو به پوسخند بگيره

  141. ahmad Says:

    شورت آبجيت خونه ماست دكي.بيا ببرش

  142. محمود Says:

    دوستان گرامی
    چه فارس چه ترک و چه اقوام دیگه
    مراقب باشید…
    مراقب باشید…
    مراقب باشید…
    مراقب باشید…
    مراقب باشید…
    مراقب باشید…
    مراقب باشید…
    یه نفر یه حرفی راجع به یه نفر زده.
    (که من هم باهاش مخالفم و کوروش رو مرد بزرگی میدونم)
    اما مشکل اینجاست که نمی دونم شما چرا سر بحث اصلی یعنی کوروش دعوا کنید، دارید سر ترک و فارس دعوا میکنید؟!؟!؟!؟!
    من خودم اصلیتم به اطراف کاشان برمیگرده…
    نمیدونم منظور من رو متوجه شدین؟؟
    این یارو دکتره معلوم نیست اصلا کی هست و چی هست…
    حرفهای بو داری که زده نشون میده که قصدش فقط دعوا راه انداختن بین ترک و فارسه.
    میخواد اتحاد ایرانی رو به هم بریزه.
    ول کنید این بحث ترک و فارس رو.
    مگه همین ترک ها نبودن که تو مشروطه نقش داشتن؟؟ ستارخان، باقر خان، شیخ محمد خیابانی، قیام مردم تبریز و خیلی چیزای دیگه! مگه شهریار ترک نبود؟؟ مگه آقای خامنه ای ترک نیس؟؟ می بینید مفاخر ترک برای ایرانیها کم نیس (حالا من نمیشناسم خیلی هاش رو)
    منظور کلی من اینه که همونقدر که بقیه اقوام تو ایران سهم دارن ترک ها هم دارن.
    مگه تو بختیاریها سردار اسعد، بیبی مریم و خیلی های دیگه نیستن؟؟
    از بوشهر رییس علی دلواری
    از گیلان کوچک جنگلی
    و خیلی های دیگه…
    میبینین؟؟!! نباید بین خودمون دعوا راه بندازیم.
    اونم سر حرفهای یه مردک نفهم که خودش هم نمیدونه بر اساس چه مدارکی این حرف هارو میزنه.
    یه دیوونه یه سنگ انداخته تو چاه ما داریم دعوا میکنیم؟؟!؟!؟

    هیچ چیز مثل اتحاد نیست…
    فدای همه ایرانی های وطن پرست و مسلمان.

  143. شهاب Says:

    لعنت بر سعدابن ابي وقاص كس گش.لعنت بر محمد عرب .درود بر خسروپرويز.كوروش كبير.داريوش كبير.اخه مگه به اين تازي هاي حروم زاده چه ربطي داشت كه براي ما تعيين و تكليف كنن.مگه دين زرتشت چه بدي داشت.اينا كه انقد دم از تمدن ميزنن چرا حرفي نه از كوروش كبير .خشايارشا نميزنند.اصلا» اقا جون خسروپرويز بهترين كارو كرد كه نامهي اون محمد عرب زورگو رو پاره كرد.

  144. شهاب Says:

    هي دكتر سگ تويي.سگ اون عمره.سگ اون سعدوقاصه.تو غلط ميكني به هخامنشي هاي وحشي.الاغ بي شعور مگه براي اولين بار كوروش كبير منشور حقوق بشرو ننوشت.كثافت تو در حدي نيستي كه بخواي راجب كوروش نظر بدي.معلمه كه جيره خور عرباي كسگشي.ديگه راجب كوروش صحبت نكن لجن.اينو بدون كه كوروش تو قلب نه تنها ايرانها تو قلب همه ي دنياس .توام نميخواد انقد زرزر الكي كني…..

  145. kir Says:

    یه کیره گنده تو کسه خار مادرت
    مادرتو به خر میکشم اگه ببینمت
    مادر جنده کیر خور

  146. شهاب Says:

    هي دكتر مادر جنده ببينمت جرت ميدم زن كس پاره.كس گش ايرانيا بيشتر از 2500سال تمدن دارن.برو يه سر تخته جمشيد ميبيني كه اونموقع هخامنشي ها.چاه فاضلاب داشتن.كثافت تو در حي نيستي كهرهجع كوروش كبير زر بزني.زن جدهي كسگش بي همه چيز.معلومه زن بچتم لاشين كسگش.ببينمت تيكه تيكت ميكنم مدر جنده ي حرومزاده ي كسگش

  147. مادر دكتر الهي فيض وحيد Says:

    ننه تو منو گاييدي.انقدر كس نگو خواركسه

  148. Jedi_71 Says:

    با سلام

    واقعا براي من جالب است كه براي داشتن هويت، چه دروغ پردازي هايي توسط يك عده از هموطنان زودباور ما صورت گرفته و ميگيرد و ظاهرا اين رشته سر دراز دارد.

    يك زماني آقاي دكتر كالين نامي بت اين دوستان بود و ادعا مي شد كه يونسكو هم اين آقاي دكتر خيالي را تاييد كرده است. بعد به يك مجله خيالي كه در انگلستان چاپ مي شد و معلوم نشد اين انگلستان حضرات كجاست، چون در كشور انگلستان بعد از حدود 1 ماه جستجو، چنين چيزي را نيافتم.

    اول، وارثان امپراطوري ماد بودند، بعد ديدند كه دروغ باعث هيچ ضرري نمي شود، شدند وارثان تمدن سومري و بعدها خدا مي داند، شايد سر از آتلانتيس در ‌آوردند. جالب هم اين است كه خودشان را به تمدنها يا سلسله هايي مي بندند كه وارثي ندارد.اين هم يك طريقي براي مطرح شدن عاشقان مطرح شدن است كه به باور هاي رايج حمله كنند و بخواهند كه اين طوري سرميان سرها بياورند.

    كساني كه بازماندگان افرادي هستند كه نه به قدمت سومر و مادها ، در همين سلسله پهلوي، حتي جرئت جنگيدن رو هم نداشتند و پلي رو كه يادگار ساسانيان بود را خراب كردند و بعد شجاعانه در رفتند.يا وارثان افرادي كه در زمان اشغال توسط شوروي وقتي ازشان خواسته شد كه اسلحه تحويل دهند، در كمال شجاعت در يك اقدام شجاعانه و فارس كش!!!!!! پرچم كشور رو هم با اسلحه تحويل اجنبي دادند، امروز جالبه كه دم از سابقه و تبار تاريخي مي زنند.

    عيبي نداره، از كشور قبله آمالتان تركيه يا اون جمهوري موز!آذربايجان بپرسيد كه دستور تازه اي برايتان ندارند؟ كتاب تازه اي برايتان جعل نكرده اند؟

    راستي، تمدتهاي ديگري هم هست ها؟ بگرديد، شايد قدمت شما رو واقعا از شما پنهان كرده اند؟!!!!!!!!!

  149. شهاب Says:

    دكتر كس گش تو از نژاد اون عرباي كس گشي.همونايي كه سر سردارهاي نامي ايرانو مثل گوسفند بريدن.كسگش عرب ببينمت تيكه تيكت ميكنم.درود بر كوروش كبير.داريوش بزرگ.خشايارشا.ارشك كبير.فرهاد چهارم.خسروپرويز
    مرگ بر محمد عرب.سعدبن ابي وقاص.عمر كسگش.

  150. تورك Says:

    آتروپات می‌گوید:

    فوریه 11, 2010 در 12:49 ق.ظ. | پاسخ
    مرگ بر پان ترکیسم
    اگر دست من بود آذربایجان را از وجود پان ترکهای حروم زاده پاک می کردم
    اگر دست من بود تبریز را پایتخت همیشگی ایران قرار می دادم تا ترکها ترکتازی نکنند
    اگر دست من بود جمهوری جعلی و تقلبی آذربایجان را بازپس میگرفتم
    اگر دست من بود………

    تورك می‌گوید:

    جولای 23, 2010 در 11:54 ق.ظ. | پاسخ
    شما برو اول بحرين رو پس بگير.
    چند ماه پيش خبري شنيدم مبني بر اينكه مسابقات جهاني فرمول 1 در بحرين در حال برگزاري است!!! حال اينكه در پايتخت سرزمين آريايي اصلا نميدونن فرمول 1 چيست!!!!!! بهرحال اگر بحرين جزئي از سرزمين آريايي بود اكنون نه تنها مسابقات فرمول 1 برگزار نميشد بلكه با پيكان جوانان آريايي عشق و حال مي كردند!!! و ثروت سرشار بحرين به غارت مي رفت و يا در تهران و اصفهان كويري صرف مي شد. و بحريني ها در تهران و اصفهان گدايي مي كردند!!!
    همچنان كه از نفت اعراب جنوب ايران اصفهان و تهران آباد مي شود . و مورد تمسخر هم قرار مي گيرند!!!

    • ایرانی Says:

      تورک جان
      یعنی منظورت اینه که جمهوری آذربایجان الان بهشته؟

      یعنی می خوای بگی ایران به دست فارسها اداره میشه و به خاطر این بدبخت شده؟

      یعنی می خوای بگی سران نظام همه فارس هستن؟

      اون گنده ی گندشون (خامنه ای) که ترکه، نیست؟

      توی جنبش ملی و میهنی و سبز ایران هم که ترکها کمترین نقش رو داشتن

  151. شهاب Says:

    اهاي كسگش اينو بدون كه تو سگ در خونه ي كوروش كبير هم نيستي نكبت.

  152. حامد Says:

    ترکان بدبخت وطن فروش قوم چنگیز پست فطرت شما یک کتاب 100 ساله نیز ندارید وخنده داره دم از تمدن میزنید

  153. حامد Says:

    ترک بی غیرت چنگیز و مادرتون یادت باشه

  154. سهیل Says:

    من ترک نیستم ولی به عنوان کسی که از ایران و ایرانی خوشم نمیاداز مطالبتون یه خرده تشکر میکنم 0تاریخی که مثلا خیلی پر افتخاره چیزی غیر از داستان سرایی یهودیای نجس و کثافت نیست

  155. عجم سگ پدر Says:

    باید فقط به این ایرانیا رید حرومزاده تر از این جاکشای دروغ گو هیچ جای دنیا ندیدم تازه به تاریخ گوهشون که فقط ادم کشی بوده مینازن یکیشون همون شهاب مادر جنده است ریدم توی اون دهن خود کس کشتو اون داریوشو اون کوروش حرومزادت مرگ بر تو با اون اشغالای به درک رفته

  156. ایرانی = گوه Says:

    سگ بشاشه توی این مملکت که تمام ساکنانش همه سگ بازو سگ پرست دیوس بودن وهمه به تخم سگی معروف اند یه مشت سگ بیش تر نیستن مرگ بر همه ایرانیای وحشی

  157. شهاب Says:

    هي مادر جنده دوست دخترت باهات قهر كرده؟رم كردي ننه كس پاره؟تا كسگشايي مثل تو و اون دكتر نفهم هستن اين مملكت پيشرفت نميكنه….كسگش بازم مگم:
    درود بر كوروش كبير.داريوش بزرگ.خشايارشا.ارشك كبير.خسروپرويز
    مرگ بر عمر.سعدبن ابي وقاص كسگش.محمد عرب.علي(همون كسي كه سودي كه از جنگ قادسيه نصيبش شد 2000 درهم فروخت)مادر جنده ي جوجه كه با سه تا اسم اومدي.كسگش عرب پرست.سولاخي ديگه واسه من چسي ناشتا نيا مادر جنده……

  158. سهیل Says:

    کیر تو دهن کوروش کوروش کوروش کوروش داریوش داریوش داریوش میدونم همون وقتی که ک بودین از تمام دنیا کیر میخوردین اخه شما با این طول سگایی که پس انداختید تو درک بازم باید کیر بخورید / اگر تخم داشتید و ادم بودید که 1400سال قبل عربارو بیرون میکردید بد ختا هم باید از عربا بخورید هم از یهودیای مادر جنده پس نتیجه میگیریم کاری جز کیر خوردن ندارید تابیان کشور گوهتونو با بمب تیکه تیکه کنن تا این کسکشا هستن باید کیره تمام دنیارو ملت قهرمان ایران ببببببببببخخخخخخخوووووورررررننننننننن

  159. شهاب Says:

    كسگش تو مگه خودت ايراني نيستي؟؟؟!!!1400سال پيش خسروپرويز نامه ي محمدو پاره كرد دمش گرم.مطمنئن باش اگه دوروبريايه خسروپرويز ادم بودن ايران اينطوري نميشد.و اما در مورد عرضه يه ايرانيا اخه كسگش اونموقعم ادماي حرومزاده مثل تو بودن كه به عربا كمك كنن براشون پل بسازن.به دين اسلام دران.يه كسگشايي تو جنگ قادسيه از ترس كونشون فرار كردن.فهميدي يا نه؟!اون موقع ادماي پستو ميهن فروش و خودخواه مثل تو وامثال تو و اون دكتر كسگش زياد بود.در ضمن تو وامثال تو در حدي نيستين كه اسم كوروش كبيروداريوش كبيروبيارين.پس خفه شو سنده گلابي…..

  160. شهاب Says:

    ببين دكتر كسگش ميبيني كه كوروش چه قدر طرفدار داره.كسگشه بي پدر مادر تو هيچ عددي نيستي هر چي گفتي همش كس وشعره مادر جنده.كير تو دهن اوني كه با كوروش كبير بده.كوروش اقاي اسياست.

  161. سهیل Says:

    حالا این بابا کوروشت کی میاد کمکتون تا شما رو از دست این عربای حرومزاده (به قول تو)نجات بده به بابا کوروشت بگو یه سر دبی بره تا دخترای کوندشو جمع کنه تا به کشور اهوراییش برگردونه .اخه کدوم کارتون درست بوده که انقدر به خودتون مینازید .تخت جمشیدتون معلوم شد که نصفه کاره بوده پس همه ی اون داستانایه خیالی که نوشته ی اون یهودیای مادر جنده بوده پر.به زمان خودمون برمیگردیم 17سال طول کشیده ایرانیای باهوش یه برج میلاد ساختن . 40ساله دارن یه نیروگاه هسته ای میسازن .فارسا از اول کون گشاد بودن و سر کون و کس هموشون مملکتت و تیکه تیکه کردن .اونایی که عربارو تو ایران راه دادن نکنه اروپایی بودن ایرانی نبودن پس اون همه دروغ که ایران خیلی قدرت داشته از این جا معلوم میشه جلویه عربای به قوله تو عقب مونده نتونستن وایسن. از بس تمام مردم دنیا از ایرانی جماعت بدشون میاد ادم میره خارج خجالت میکشه بگه من ایرانیم چون همشون مثل تو خالی بندن!!! این همه طرفدار یه مشت بدبخت عقده ای بیشتر نیستن فقط داستانای خیالی خوندن

    • hbahussein Says:

      ترک اگر لقمان شود دکتر شود باز هم ترک خر است.
      کون ترکان مو نمیروید نمیگویی چرا؟
      جاده را کوبیده اند دیگر نمی آید گیاه.
      به هر حال قزوینیها ترکها رو آوردند تو شهرشون یک حال ببرند دیگه.
      تا ولایت به دست ترکان است، مرد آزاده کنده تنبان است
      جهد کن تا دریده کون بینی، دور دور دریه کونان است.
      از طرف یک سرباز پارسی که جونش رو برای کشورش میده
      بهتره بری ببینی بیشتر دخترهای دوبی رو از جمهوری آذربایجان میارند.

  162. سهیل Says:

    اریایی ها یا ایرانیایی که به کوروش افتخار مکنن :زبان-عربی با لهجه ی فارسی .ازبس به همه ی دنیا کون دادن از عرب و ترکو …از همه ی مردم دنیا تو کشور ایران گوه دارن با نهایت کس کش بودن زندگی میکنن .لباسشون به تقلید از غربیا مثل میمون کتو شلوار هست .از نظر موسیقی صفر اند رپ و پاپ میخونن.ازنظر ادم بودن زیر صفران در 24 ساعت 25 ساعت فقط خالی میبندن و دروغ میگن .از نظر قیافه- کیری ترین قیافه های دنیا ماله فارساست. اینا نوادگان و طوله های اون کوروش صغیراند .من برای خودم که با این ادمای مادر جنده هم وطنم بسیار متاسفم.اون دکتر ترک خرو گاو فهمید تاریخ با شکوه ایران همش کسو شر این فارسا از این تر ک خر خر ترن

  163. شهاب Says:

    اولا»كه بهتره يه سر بري سازمان ملل ببيني منشور حقوق بشر كوروش كبير اونجاس
    دوما»اين حرفتو كه ايرانيا نيايد به عربا باج بدن قبول دارم.ولي تو حق نداري به فارسا توهين كني.اتفاقا» از خداتم باشه كه با فارس ها هموطني.اينو بدون كه نه تو نه اون دكتر بي وجود ونه هيچ ادم بي وجودي ديگه اي نميتونه تاريخ باشكوه ايران باستان رو به سخره بگيره.اينو اويزه گوشت كن.

  164. سهیل Says:

    برای چی ادم وقتی داره پیش ملتی دروغ گو زندگی میکنه خوشحال باشه . برای چی عجما باید به مردم جهان توهین کنن چرا باید به ترکا بگن خر به عربا بگن سوسمار خور به اروپایی بگن وحشی بودنو بوی گند میدادند .عجم ها ادمای دروغگو و خود خواهن ثابت شده تخت جمشید هیچ وقت کامل نبوده پس تمام اون جشنا مثلا باشکوه دروغ بوده ملت ایران چه حالا وچه 2500سال پیش مسخره و دروغ گو و دیوس بودن هیچ وقت ادم نمیشن

  165. سهیل Says:

    ایرانیا به هموطنای خودشون هم رحم نمیکنن بعد دارای تمدن 7000تا 2500ساله دارن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!مرگ بر درغ گو

  166. شهاب Says:

    اهاي ادم منطقي.اولا» تخت جمشيد بر اثر حمله يه اون اسكندر كسگش نابود شد.دليلشم اين بود كه خشايارشا ارگ اتن رو ويران كرده و به اتش كشيده بود.دروغگو تويي كه تاريخ مملكتتوزير سوال ميبري.بله تمدن ايران باستان از 2500سال هم بيشتره.همه ي اون جشنها هم كه از نظر شما دروغ بوده همش واقعيت داره.جشنهايي مثل:نوروز.مهرگان و…قبول دارم ما الان خيلي داريم به عربا باج ميديم.نمونش فلسطين و لبنان نميدونم.راستي تو كه انقد ادعات ميشه از كوروش چي ميدوني؟؟؟اين دكتر كسگش كه فقط تا تونسته كس گفته.اينو بدون كه تمام دنيا كوروش كبيرو تقديس ميكنن………واقعا»براتون متاسفم……..

  167. سهیل Says:

    تمدن سومر .بابل از تمدن ایران بسیار قدیمی تر بسیار باشکوهتر بوده که بیش تر قلمرو اونا در عراق امروزی بوده نه ایران .حالا قرن 21 جشنای مهرگان کو!!!حالا مردم ایران مردم عقب مونده هستن به 2500سال پیشتو نناز حالا ایران کشوری عقب موندست چون مردمشو با داستانای خیالی اون یهودیای سگ پدر خر کردن .(چرا بیماری خود بزرگ بینی دارید)همه عجما دارای این مریضی هستن. دین زردشت نابود شده تخت جمشید هم نابود شده کوروش هم نابود شده اون خارجیای کثافت برای عقب انداختن ما وسرگرم کردن ما فیلم کوروش کبیر رو میسازن .حالا ایران عقب مونده است مهمترین دلیلش خود خواهی و خود بزرگ بینی و کون گشادی فارسا وعجما است.

  168. سهیل Says:

    ایرانیا ادمای شهوت پرست خودخواه دروغ گو هستن وهیچ چیزی مثل خدا و دین و….نمیتونه جلوشونو بگیره برای همین نابود شدنو هیچ اثری در دنیا ندارن

  169. شهاب Says:

    اينو بدون كه تمدن ايران باستان از تمدن سومر و بابل هم قديميتره.واما راجب جشنهاي مهرگان بايد بگم كه الان يه مشت ادم عرب خر و نفهم سكان فرمانروايي اين مملكتو بدست دارن كه به ياري اهورامزدا يه روزي ميرن پي كارشون.در ضمن شما چرا اينقدر عرب وعجم ميكني؟عربا موجوداته كسگشين.اميدوارم خدا نسلشون رو از زمين برداره……..
    واي كه اگه اطرافيايه خسروپرويز يه ذره ادم بودن……اگه خسروپرويز از اين هراكليوس كسگش شكست نمي خورد…..بهانه دست اطرافيانش نميداد كه اينجوري عليهش شورش كنن و بعدم……اينم بهت بگم ما از خارجيا خيلي كمتريم.اره.اونا دارنم فيلم پادشاه بزرگ ما كوروش رو ميسازن…..اون وقت ما ميريم فيلم يوزارسيف ميسازيم…..واقعا» بايد واسه ي اين مملكت تاسف خرد……

  170. شهاب Says:

    اينو بدون كه كوروش هميشه تو قلب ايرانيها هست………كوروش پيامبر ما ايرانياس……

  171. سهیل Says:

    اخه تو به چه حقی باید به موجوداتی که خدا افریده باید توهین کنی به اونا بگی کسکش چرا برای اینکه تو فارسی!!!مگه کوروشتون درمنشور حقوق بشر نگفته باید همه ی ادما زندگی کنن و همه حق مساوی دارن .چرا تو باید به پیامبر 1 میلیارد مسلمون توهین کنی !!! اگه ایرانیا انقدر زمان ساسانیان بی غیرت بودن که به خاطر یه شکست توی جنگ مملکتو دینشو نو فروختن همین بهتر که نابود شدن .اگر ایرانیا ادمای پیشرفته و غیرتی بودن چرا اسلامو قبول کردن .دوحالت داره اگر پیشرفته بودن پس چرا جلوی عربا کم اوردن اگرهم عقب مونده بودن پس عربا توی جنگ پیروز شدن .مگه نمیگی ایرانیا ادمای شجاع و غیرتی بودن وهیچ چیزو زورکی قبول نمیکنن پس چرا اسلامو قبول کردن. تو الان میگی زورکی قبول کردن پس نتیجه میگیریم ایرانیان انسان های بی غیرت و بی خایه و کون گشادی بودن پس هرچی سرشون اومده حقشونه.(من به حکومت الان ایران هیچ کاری ندارم .ندارم. ندارم)

  172. سهیل Says:

    البته بی غیرتی اقوام مختلف ایرانی برای همه ثابت شده است . البته یه فردوسی دارین که ناسیونالیسمه و خود خواه اشعارشم برای خایه مالی شاهای اون موقع بوده حالا نمیدونم تو قبر چه احساسی داره اشعارش مثل این بیت تغییر کرده : عرب در امارات دختر فارس میکند مرد اصفهانی در بیابان پارس میکند. البته جای تاسف داره که همچین مردمی با این همه ادعا و تاریخ دچار چنین وضعیتی شدن .

  173. شهاب Says:

    ببين اولا»من كي گفتم ايرانيا اسلامو بزور قبول كردن؟؟؟الكي از دهن من حرف نزن پس
    دوما»حقوق منشور بشرم خوندم.اون چيزاييم كه گفتي توش هست.در ضمن من حق دارم نسبت به اون محمد عرب ناراحت باشم.اخه يه ذمرد عرب كيه كه بخواد برا ي پادشاه ايران يعني خسروپرويز تعيين تكليف كنه؟؟؟؟در ضمن تو برو جنگ قادسيه.جنگ نهاوندو بخون اونوقت ميبيني كه سردارهاي عرب.اون كسگشاي بي همه چيز كه به دختراي ايران رهم نكردن.چطوري سر سردارهامونو مثل گوسفند ميبريدن…….اينو بدون كه عربا همشون يه مشت كسگشاي پيشرفتن…….به اميد روزي كه دوباره دين ايران دين زرتشت باشه…..

  174. شهاب Says:

    در ضمن تو همون منشور حقوق بشر نوشته شده كه هيچگاه دين خودتونو بر ديگران تحميل نكنيد.بگذاريد ديگران نيز به كيش خود باشند.پس اون عرباي كسگش پوفيوز حق نداشتن از مرزهاي ايران بگذرن وبه ايران حمله كنن.پيغمبر حق نداشت دين خودشو به ديگران القا بكنه.
    البته فكر كنم كه شنيدي مورخ هاي غرب ميگن اصلا»صفيري از جانب محمد نزد خسروپرويز نيومد!!!!در ضمن پيغمبر يه ادم جنگجو بود كه اعراب رو تشويق به جنگ با كسرا و قياصر ميكرد.عربا تمدن ايرانو خراب كردن.فرهنگهاي تخميشونو وارد مملكت ما كردن.كتابهي مارو اتيش.عربا خيلي پستنم حالم ازشون بهم ميخوره…..

  175. سهیل Says:

    خ تحمیل دین و عقیده فقط مخصوص ایرنیا و اخوندایا ا یرنیه نه پیغمبر مگه کشورای دیگه دین ندارن همشون با ارامش زندگی میکنن این یرنیا هستن که کرم کون دارنو میخان فقط کسکش بازی در بیارن . در پذیرفتن دین اجباری نیست این ایه ی قرانه اما ایرانیای کسکش همه ی دین و زیر پا گذاشتن این رو هم زیر پا گذاشتن .ایرانی یعنی ریدن به همه دنیا. منم حالم از ایرانیا به هم میخوره. واقعا خاک بر سر اوون عربا کنم که با اوردن دین به اایران ریدن به دینی که یگانه پرستی نه شاه پرستی و خاک پرستی .کوروش باهجوم به مصر و اوروپا و…مردمو میکشته و غارت میکرده بعد میگفته شما دین خودتونو داشته باشید!!!!!!!!!

  176. شهاب Says:

    اصلا»هم اينطوري نبوده تو جنگ كوروش با پادشاه ليديه كرزوس رو بخون ميبيني كه كوروش چه طوري با كرزوس بخت برگشته رفتار ميكنه.انقدر از اين اسلام وحشي كه پيامبرشم وحشي بوده دفاع نكن.عربا ادماي نامرد وكسگشي هستن.ببينم خودت كجايي هستي؟؟؟تو برو نامه حضرت محمد به خسروپرويز رو بخون كه فكر كنم خونده باشي؟!همون نامه رو برو با نامهاي كه به هراكليوس نوشت رو بخون تا متوجه تفاوت ها بشي.عربا دشمنهاي قسم خورده ايرانيان
    تو جنگ زنجير اون خالد بن وليد كسگش اب رود از كشتن هزاران نفر از اسيران ايراني قرمز ميكنه.اميدوارم خدا نسل اين عربا اين اهريمنها رو از رو زمين برداره.
    اي كاش ايران با اسرائيل متحد شه نسل اين كسگشارو از رو زمين بردارن……

  177. شهاب Says:

    كير تو دهن هر كي كه به كوروش شاه شاهان بي احترامي كنه………

  178. شهاب Says:

    دكتر مادر جنده تخم داري خودتو نشون بده.كه ببينمت تيكه تيكت ميكنم.كسگش حرومزاده

  179. شهاب Says:

    اقاي به اصطلاح منطقي.اقا سهيل اگه وقت كردي برو دعاي داريوش كبيرو بخون.اره.

  180. سهیل Says:

    ددرودبر دکتر حسین فیض که گفت فارسا و حکومت فارسا سگ وسگ پروردن خودتو گول نزن کو اون تاریخ پر افتخارتون .کوش اون همه کاخ هایی که اون شاه کوروشتون از سیبری فرار کرده بود و عقده ی حکومت دنیا داشت …….خدایا نسلی از این ایرانیا تو دنیا نباشه انشا الله .تاریخ ایران بااباستان ساخته یهودیای دیوس کسکش تخم سگ مثل ایرانیان است و همش دروغه مورخان اثبات کردن تخت جمشید نیمه کاره بوده وهمه ی داستاناش دروغ بوده مرگ بر ایرانیای خودخواه من حاضرم مغول باشم اما از این سگانباشم

  181. سهیل Says:

    اللهی روز نابودی عجما و فارسا با حیوونای نجس یهودایه روز باشه که تمام دنیااز دست این دوتا لکه ی ننگ خلاص بشه مرگ بر کوروش با این فرزندان برومند جاکشش کیر به ایران کثیف با همه ی ساکنین دیوسش همینطور که 1400سال پیش نابود شد(به گفته ی تو) انشا الله به دست حضرت خالد بن ولید نابود بشه دروغگو…………..

  182. سهیل Says:

    دتاریخ ایران -کوروش – داریوش- زرتشت- اوستا- تخت جمشید-دین ایرانی =دروغ دروغ دروغ دروغ دروغ دروغ ( همشون نابود شدن )

  183. سهیل Says:

    شما ایرانیا همون خلخالی وحشیو میخان که به قبر و مرده هم رحم نکنه

  184. سهیل Says:

    ااااگر حضرت خالدبن ولید این کارایی که تو میگی کرده باشه دمش گرم اگرهم نکرده باشه و مثل بقیه ی حرفاتون دروغ باشه خاک تو سرش

  185. سهیل Says:

    ذ تو حالت خوب نیست یه جا مینو یسی (حضرت محمد )یه جا مینویسی مرگ بر( م….د)

  186. شهاب Says:

    اولا»كه كير تو دهن تو و اون دكتر كسگش بي ناموس كير تو كس ننه يه هر چي عرب كسگشه
    اون دكتر خر نفهمو اگه من پيداش كنم مادرشو هفت قلو حامل ميكنم.اقاي عرب پرست تخت جمشيد به كوري چشم تو نيمه كاره نبوده.بد بخت زمان هخامنشي ها چاه فضلاب بوده.
    لعنت به اون محمد عرب كه با حرفاي دروغش همرو مجذوب خودش ميكرد.راستي حضرت محمد چند تا زن داشته؟؟؟؟خدا ميدونه….امام حسن چطور؟؟؟؟؟خدا ميدونه…..

  187. شهاب Says:

    من حالم از تو احمق خيلي بهتره…..كسگشا شماها در حدواندازهاي نيستين كه راجب كوروش شاه شاهان اظهار نظر كني……هنوزم ميگم مرگ بر محمد عرب…لعنت به اون با اون اسلام وحشيش كه به خودش اجازه ميداد با زور شمشير همرو مسلمون كنه…..ولي كور خونده بود.خسروپرويز خوب حالشو گرفت…نامشو پاره پاره كرد.دمش گرم…..كير تو دهن هر چي عربه.اينو بدون كه ايران هميشه به خاطر كوروش كبير نگين اسيا بوده و هست.البته اگه اين اخوندا برن……اينو بدون نه تو نه اون دكتر كسگش نميتونين تاريخ ايران باستان رو به سخره بگيريد……..درود بر كوروش.داريوش.خسروپرويز…..

  188. شهاب Says:

    اون خلخالي كسگش كه اخرش مثل يه سگ مرد.شماهام كه تاريخ ايران رو مسخره ميكنيد كمي از اون كسگش نداريد.راستي ميگم تو حالت خوبه اخه چند بار از قول من هي حرف زدي….بي خيال…كير تو كس ننه يه هر كي به كوروش كبير.اقاي اسيا.بلكه اقاي جهان بي احترامي كنه….

  189. سهیل Says:

    برو بابا شماهاباید برید همون کیر تو کون پسراکنید همه ی ایرانیا همجنس بازن اصلا 4000000زن دااشتن کور شه هرکی نمیتونه ببینه لا اقل gay نبودن که .یه مشت همجنس باز کس کش توی این مملکتن از 2500سال پیش بگیر تا الان .چرا انقدر حرس میخوری به تو که کسی نامه نداده بیا مسلمون باش کسی هم زورت نکرده ….بدبخت اقای اسیا کره و چینه بااون صنعتشون نه کوروشه مرده .اقای دنیا امریکاو کانادا نه کوروش مرده این حرفا رو اون یهودیای مادر جنده نوشتنو تو خوندی که این کشور امریکا و کره وفرانسه نباشه فهمیدی که الان تو با هموطنای منگولت به سنگ و مرده افتخار کنید .بیچاره نمیدونم تهران زندگی میکنی یانه شهر 12میلیونی کشورت هنوز فاضلاب نداره (قرن 21 )بعد تو حرف از فاضلاب میزنی .شهر شوش ایران پایتخت اقتصادی خاورمیانه یا دبی؟ شیراز ایران پایتخت فرهنگی دنیا یا ونیزو پاریس ؟ با ی میخای خودتو گول میزنی با مرده ؟ حضرت محمد برای اینکه گفته دروغ نگید باهاش مشکل داری؟ تمدن مصر با اونهمه شکوه اثبات شده این همه به خودش نمینازه. ایران کیره دنیا و اسیاست .

  190. سهیل Says:

    توتو با اون هموطنای جاکشت باید تویه این توالت به اسم ایران زندگی کنید . بد بخت همون انگلیسیای جاکش که منشور حقوق بشرو برات معنی کردن 100 سال پیش 5میلیون ایرانیو به درک فرستادن فهمیدی همونابا یهودیای نجس برات کتاب کوروش کبیر مینویسن و فیلم میسازن. نفت مملکتتو مجانی میبردن بعد بهت میگفتن شما کوروش کبیر دارین بعد عربا اومدنو ریدن به اونو مملکتتون .کی ایران این گربه ی بد بخت با اون مردم حیوونش میخان بفهمن که اینا همه داستانه . کشورت حالا بدبخته دروغه نه دین و محمد. ایرانو توسازمان ملل راه نمیدن به کتیبه و سنگ و شعر مینازی.تخت جمس

  191. شهاب Says:

    خفه شو كسگش زر نزن.بازم ميگم كوروش اقاي اسياست.كير تو دهن تو واون دكتر كسگش كه فقط بلدين كس بگين.يه سر برو تخت جمشيد ببين با اينكه خراب شده ولي هنوزم عظمت داره.بدبخت عربا چه تمدني دارن.يه مشت ادم بدبختن.انقدرم از اون محمد عرب.دفع نكن همه ميدونن كي بوده.عايشرو تو سن 6سلگي ميكنه.پس زر نزن.محمد عرب گفته دروغ اخه.پس چرا گفته دروغ مصلحتي جايزه؟؟؟!!!پس كس نگو….هيچ عددي نيستي…

  192. شهاب Says:

    اينو بدون كه حرفهايي كه راجب كوروش هست داستان نيست همش واقعيته.كوروش كه به كسي زور نگفت.براي اون كه سياهو سفيد فرق نداشت.كوروش مرد بزرگي بوده هست وتا دنيا دنياس خواهد بود.همه حرفهاي اون دكتر الهي فيضي كه اندازه خرم نميفهمه دروغه.اخه تو چرا انقد دروغ ميگي…..كي گفته تخته جمشيد نيمه تموم بوده……دست بردا از اين كونكونك بازيات.اخه تو كجايي هستي؟؟؟!!!اگه ايراني هستي جاي تاسفه…..چرا به كوروش شاه ما ايرانيا كه پيامبر ما ايرانيا بوده توهين ميكني؟؟؟واقعا»برات متاسفم كه شعورت اندازه جوبه ابه…..

  193. شهاب Says:

    لعنت به اون محمد عرب كه با اون اسلام وحشيش ريد به فرهنگ وتمدن ايران.لعنت به هر چي عربه.به ياري اهورامزدا نسلشون بالاخره از رو كره زمين برداشته ميشه وبه قول معروف محو ميشه……..كوروش عشق من وهمه ايرانياست اينو خوب اويزه گوشت كن.ادم وطن فروش….
    كاشگي من زمان كوروش كبير بدنيا ميومدم……

  194. شهاب Says:

    ايران اقاااااااااااااي اسياست………

  195. شهاب Says:

    دكتر.مادر جنده.كسگش تو به بدترين شكل ميميري نكبت….اميدوارم خدا جواب اين دروغاتو بده تو خيلي ادم پستي هستي…..حتما» زن و بچه يه درست حسابيم نداري….مگر يه ادمايه كسگشو عقده اي مثل اين سهيل مادر جنده ازت حمايت كنه كسگش……

  196. آذربايجان Says:

    شهاب جون اخه كيرم تو كون تو هر چي آريايي كوس كش و اون كورش صغير مادر كوس ده. اخه جاكش تخت جمشيد كه اصلا درست نشد تا خراب بشه كه. كون كش اگه بنايي به اسم تخت جمشيد خراب شد بايد يه آثاري از خرابي مونده باشه سقف اين بنا كجا رفت ؟ سگ خورد يا كردن تو كون تو، كوس كش حرومزاده افغاني الاصل اون تاريخ جعلي هخامنشيان زاده ذهن دييوس هاي امثال توه. جاكش

  197. شهاب Says:

    كسگش تا الان نميخواستم به تركا بي احترامي كنم.ولي از الان ميگم كير تو كس ننه يه هر چي تركه.راجب تخت جمشيد هم زر نزن مادر جنده كسگش.كير تو دهن تو وهر چي ترك كسگشه.مادر جنده ي سنده گلابي.
    راستي يه سوال مهمه كنكوري:چرا انقدر شما تركا خريد؟؟؟؟؟

  198. آذربايجان Says:

    يه وحشي مثل كوروش صغير( كوس كش صغير) يه سگ بود كه در اثر تكامل( نضريه داروين رو كه بلدي؟) ميشه كوروش و در اثر توليد مثل شما دييوس ها توليد ميشين اما بعد از حمله خليفه بني اميه به سرزمين سگها( پارس) و در اثر لقاح اسپرم يه مرد عرب با تخمك يه زن سگ پارسي، و قرنها بعد در اثر حمله محمود افغان به سرزميت سگها دوباره عمليات لقاح صورت ميگيره ولي اين دفعه با يك سگ افغاني. اين داستان تكامل شما آريايي هاي كوس كش، يعني هر كاري بكنين باز هم شما ها سگ هستين. شما تركيبي از سه نژاد مختلف از سگها هستين: سگ عرب سگ پارس سگ افغان

  199. بهرداد Says:

    آخه این چرندیاتو از کجا اوردی مادر…!!! بیا وبلاگ منو ببین تا اون چشای کثیفت کور بشن دیوس!!!آخه کی این کس شعراتو گوش میده کثافت…!!! ایشالا به یاری اهورامزدا به بدترین شکل به درک میری آشغال!!! اگه یه روز گیرت بیارم جرت میدم مسلمون بیگانه ی آشغال!!!لیاقتت همونه بری تو دینه محمد عرب …!!! ترکه گوزوی خررررررررررررررررررررررر!!!!جرت میدم لاشخور اگه بدونم کدوم بیگانه ای هستی و از کدوم کشور آشغالی هستی.

  200. آذربايجان Says:

    به خاطر اينكه مادر شما فارسهارو گاييديم كون كش اون روزي كه شيشه آبليمو بكنيم تو كونتونو به ياد داشته باش مادر كوس ده خواهر جنده

    • پاسخی به آذرگوهیجان!!!(آذربایجان) Says:

      خفه شو مادر…جنده!!!ننتو کردم کونی!!!دیگه چیزی نمونده بهت بگم کس کش مادر…کونی!!!

  201. آذربايجان Says:

    كير تو كون تو هر چي تخم سگ امثال تو هستن، امثال شما هارو بايد كرد تو كون سگ. ريدم به وبلاگت . كوس كش هاي پارسي گو

  202. شهاب Says:

    خفه شو ترك خر كسگش.شماها از همون نسل چنگيز مغوليد.كسگش بي ناموس اخه اگه كوروش نبود كه ننتو جلوي چشت ميكردن.واقعا» تركا خرن…..اخه كسگشا دست از سر سرزمين اهورايي ما بردارين كسگشا……

  203. شهاب Says:

    كسگشا انقد به دين اون محمد عرب ننازيد.همه ميدونن اون وقتي كه ديد نميتونه اسلام وحشيو به همه جا برسونه.به زور تهديد متوسل شد.اون محمد عرب عوضي با زور شمشير اسلامو به همه جا رسوند.اخه اشغال وطن فروش كسگش تو اصلا» در حدي نيستي كه راجب كوروش كبير حرف بزني……كسگش اينو بدون كه بالاخره به ياري اهورامزدا ايران از وجود هر چي عرب كسگشه پاك ميشه ديوس….كير تو دهن همتون كه وطن فروشيد…..ولي اينو بدونين كه كوروش تو قلب همه ي ما ايرانياس……

  204. شهاب Says:

    كسگش اگه گيرت بيارم ننتو هفت قلو هامله ميكنم.كسگش وطن فروش ترك خخخخخخخخرررررررررررررررررررررررر…………..

  205. شهاب Says:

    اينو بدون كير ما فارسا رم نميتونين بخورين كسگشااااااا…….

  206. سهیل Says:

    ادم از نسل خر و مغول و گاو باشه بهتر از اینه که از نسل فارسای کس کش بی پدر دروغ گو باشه .فارسا دیوسه مرده پرستن .جاکشا الهی به درک برید و همون زبون گوهیتون هم به درک بره .فارس یعنی کس کش بودن و مرده پرستیدنو اتیش پرست .کیر همه ی دنیا(ترک. عرب و هندی . ارمنی و روس و انگلوساکسون و….)تو دهنتون جاکشای خود خواه خود بزرگ بین دروغگو دروغگو دروغگو…………………………

  207. سهیل Says:

    کس کشا هر خری بره تخت جمشید ببینه میفهمه سقف نداشته بعد دو تا فارس عقب مونده و یهودی جاکش میگن اون داریوش پسر باز و بچه باز اینجا جشنای باشکوه میگرفته .خفه شید کونیای منگول نکنه اسکندر تخت جمشیدو از سقف خراب کرده .همین کسخل بازیارو میکنید که تمام دنیا کیرشونم حسابتون نمیکنه. بدبختا شما فارسا نه با ترک نه با لر نه با کرد نه با عرب نه با هیچ جاکش دیگه نمیسازید فقط باید بمیرید.

  208. سهیل Says:

    اره اون شاهاتون داریوش و خسرو پرویزو …تو کون همه ی دنیا هستن .کیر عربا تو چشتون

  209. سهیل Says:

    من فقط فارسارو میکنم البته میدونم نجس و گوهن ولی تا عجم جماعتو نکنی مادر جنده ها خفه نمیشن .(اریایی ها اقوام وحشی هستن که از پشت کوه های سیبری اومدن)همه ی ما ایرانیا باید به این جمله افتخار کنیم باید به وحشی بودنمون افتخار کنیم .باید به اون جمشید افسانه ای که پدر سگ سگ اصلا وجود نداشته افتخار کنیم .

  210. سهیل Says:

    اوه اوه یادم رفت علاوه بردختران فارس از دختران زرتشتی و یهودی که مایلن دعوت به عمل میارم که اگر پسرای هموطنتون که اکثرا همجنس بازن و کشور دچار کمبود پسر هست کیر تا دلتون بخاد موجوده.اصلا تعارف نکنید شماها چه دختر چه پسر به همه ی دنیا کون و کس دادین یه بارم به ….. بدین . با تشکر سازما ن حمایت از جاکش ترین و دروغگو ترین انسانهای روی زمین .

  211. سهیل Says:

    اقا شهاب تو که انقدر کتاب درباره ی تاریخ و تمدن خوندی چرا تخت جمشیدو جز عجایب هفتگانه قرار ندادن ؟به نظرت با اون همه تعریفی که ازش میکنن نباید جزء عجایب هفتگانه بود .اهرام مصر و با قبر کوروش مقایسه کن قبر کوروش به اندازهی تخم اهرام ثلاثه هم نمیشه .شهرهای ایلاو ماری و اوگاریت تو سوریه ی امروزی ده برابر همه ی شوش و مجموعه ی تخت جمشیدن . تخت جمشید و همه ی کاخ ها ش به اندازه ی کیر شهر تدمر که ماله رومی هاست نیست . سومری ها باغ های معلق بابل و ساختن پس مردم عراق باید بگن همه ی دنیا الاغ هستن ما فقط خوبیم . این همه اثار که همشون بسیار با شکوه تر از تخت جمشیدن نشونه ای از دروغ بودن داستانای تخت جمشید نیسیت؟؟؟؟؟

  212. شهاب Says:

    اهاي سهيل كسگش از كير مافارسا بالا نرو.كيرتم بكن تو كس ابجي جونت.معلومه كهgfنداري اره بدبخت.كسگش برو عكس خيالي كه مورخها از تخت جمشيد گرفتنو ببين بعد كس بگو.
    راستي از كدوم خراب شدهاي پيغام ميفرستي؟؟؟بچه ي كجايي جوجه؟؟؟
    كير هر چي وطن پرسته تو دهن تو و اون وطن فروشاي كسگش…..مادر جنده انقد دم از تمدن سومر وبابل نزن……كه اگه كوروش نبود بابل هم نبود…….همه ميدونن ايران نگين اسياست چهار تا فصل داره….پس كس نگو بچه كوني سولاخي……

  213. شهاب Says:

    لياقت شماها همون دينه اون محمد وحشي بي تمدنه………

  214. ایرانی Says:

    درود بر تمام ایرانیان آزاد اندیش و خردورز
    در میان این همه نظر نظرات خوب و سودمندی هم بود و واقعا لذت بردم (مثل ساسان و اریو برزن و …)
    ولی این نظرات آخر فقط صرف حواله کردن کیر به کس و کون ننه همدیگه شده، واقعا برام عجیبه که شهاب و سهیل رو ایرانی بدونم
    چرا به این راحتی فریب دروغ های رژیم را بخوریم. هیچ فکر کردین چرا سایت فیلتر نمی شه. من دانشجوی تاریخم در طول تاریخ آخوندها با سیستم تفرقه انداز و حکومت کن و رواج خرافه بر مردم ایران حکومت کردن. فکر می کنم دیگه کافیه و تو سده 21 نباید فریب اونها رو بخوریم اتحاد و یکدلی رو از دست بدیم. مشروطه رو به یاد بیارید، وقتی مجلس رو به توپ بستن از همه ایران مردم به تهران اومدن و از ازادی دفاع کردن. چرا راه دور بریم همین جنبش سبز خودمون که همه ایران با هم یک صدا فریاد زدن: مرگ بر دیکتاتور
    به عنوان یک ایرانی به شما سفارش میکنم آهنگ «ای ایران جدید» فریدون فرهی رو گوش بدین
    اگه گیرش نیاوردین به من بگین براتون میفرستم aminti2001@yahoo.com
    ای ایران مرزت چه ها کشید
    چه خون ها در دامنت چکید
    دور از تو شد مهر مردمان
    کی برپا مانی در این جهان
    ای دشمن تو آشنا و در همین سراست
    در کمین عشق و حس و جان و خون ماست
    بر حال خویش اندیشه کن
    راهی نوین را پیشه کن
    در راه نو ازادگی را مبر از میان
    ویرانه کن ریشه بربران

    پاینده ایران
    جاوید ایرانی

  215. شهاب Says:

    ايراني عزيز اخه ببين اين اقا سهيل چه چيزايي راجب پيامبر ما ايرانياميگه…..من از اينكه شما از دورويي ونفاق بيزاريد شمارو تحسين ميكنم…..اين اقاي دكتر بي شعور كه من راجبش تحقيق كردم وفهميدم يه ادم ترك خره اذريه…..واقعا»براي اونايي كه به تاريخ ايران باستان بي احترامي ميكنن متاسفم…….ولي اقاي ايراني من از اينكه شما منو با سهيل يكي ميكنيد متاسفم…….من فقط از تاريخ كشورم دفاع كردم……در مورد اين كه شما ميگيد چرا اين سايت فيلتر نيست بايد بگم.اره.ميخوان مردم ايرانو به خصوص فارسا وتركارو به جون هم بندازن…..دراخرم بايد بگم كه بالاخره هر كي كه با تمدن ايران باستان مشكل داره بره به درك…..

  216. شهاب Says:

    اقاي ايراني من نميخوام بهتون توهين كنم.ولي يه سوال:چرا با 3تا اسم اومدي:1.شيرازي2.ايراني3.دوست.نميخوام از دستم ناراحت شي.ولي ميخوام بدونم منظورت چي بود.
    البته نظرايي كه دادي خيلي خوبه……ولي كو گوش شنوا…يه نمونش همون سهيل كه هي عرب وعجم ميكنه…..

  217. نويسنده بلاگ (آذرباي) Says:

    با سلام به همه

    شنيدم از روزي كه تو تهران شعار “خليج عربي” سر داديم همه اين فارسي زبانهابه نوعي قاطي كردن D: اما جالبه – همه اين مدافعان فارس كه اينجا … شون رو پيش ميكشن حتي تو تهران ، تو شهر خودشون هم ترسو هستن و از ترس طرفداراي تراكتور ساعت 12 شب از استاديوم خارج شدن . واقعا عجب بزدلهايي هستن اين فارسها D:

  218. شهاب Says:

    اخه وقتي تركا وحشين.خوب.كاريش نميشه كرد…..

  219. شهاب Says:

    بزدل وترسو شماهاييد كه تاريخ ايران باستان رو به سخره ميگريد…..

  220. سهیل Says:

    ییییییییییییییییی اخه کسکش مادرجنده دهاتی من به ننت چیزی گفتم من به خوااهر جندت حرفی زدم ؟اخه اون ستونای تخت جمشیدتو بکنم تو کونت تخم سگ فارس سگ کونی تو که وسط خیابو شلوارتو بکشن پایین مثل این میمونه که یه ساله خواهر کوسدت بردنو نیاوردن حرومزاده من به ننت کار داشتم .کونی ننتو میبرم سر قبر اون کسکشه سگ زاده کوروش میکنما

  221. شهاب Says:

    خيلي زر ميزني كسگش.داهاتي جدو ابادته ديوس.كثافت عرب مادر جنده.كسگش تو گوه خوردي دفعه يه اول كه نظر كيريتو گفتي به مادر من فحش دادي.ننتو هفت قلو حامله ميكنما.كسگش….اين براي بار هزارم از كير ما فارسا بالا نرو…..فارسا شماهارو كيرشونم حساب نميكنن….اخه شاش خالي تو گوه ميخوري راجب تاريخ باشكوه ما اظهار نظر ميكني….لياقتت همون دينه محمد عربه….كوروش اقاي اسياست…..

  222. شهاب Says:

    اقا سهيل حرص چيرو ميخوري؟؟؟كوروش خيلي بزرگ كه اصلا»تو ذهن تو جا نميگيره…..اينو بدون عربا ديگه هيچ گوهي نميتونن بخورن…..تو چرا انقد راجب كوروش دروغ ميگي….خجالت داره والا…..برات متاسفم….

  223. سهیل Says:

    کیر تو دهن هرمادرجنده ای که تو خاور میانه زندگی میکنه از عرب و فارس و یهودی کسکشو و….اماحرومزاده تر از همه فارساهستن.بدبخت اگه فارسا کیر داشتن که دختراشونو نمیدادن عربا بکنن .کسخل .اخه تو کدوم هویت اصل ایرانارو داری .از 10تاکلمه ای که میگی 9عربیه وهزارتامثا دیگه

    • hbahussein Says:

      ترک اگر لقمان شود دکتر شود باز هم ترک خر است.
      کون ترکان مو نمیروید نمیگویی چرا؟
      جاده را کوبیده اند دیگر نمی آید گیاه.
      به هر حال قزوینیها ترکها رو آوردند تو شهرشون یک حال ببرند دیگه.
      تا ولایت به دست ترکان است، مرد آزاده کنده تنبان است
      جهد کن تا دریده کون بینی، دور دور دریه کونان است.
      از طرف یک سرباز پارسی که جونش رو برای کشورش میده
      بهتره بری ببینی بیشتر دخترهای دوبی رو از جمهوری آذربایجان میارند.سشثلبشلبضشصلب

  224. شهاب Says:

    الكي زر نزن سهيل جون.اوني كه عربي بلغور ميكنه تويي نه من.اخه تو هي عرب و عجم ميكني نه من……

  225. سهیل Says:

    من رفتم امروز درباره ی این اقای دکتر تحقیق کردم دیدم این اقا ساکن کانادا هستن!!!اقای دکتر الان میفهمم شما چقدر جاکشید شما داری اون جا حالتو میکنی بعد مردم و به جون هم انداختی کثافت .یه نفر ادم تویه این مملکته خراب شده بدنیا اومده که کس کش نباشه !اونور دنیا داری کس میکنی بعد مردم و به جون هم میندازی .البته من از حرفایی که زدم اصلا پشیمون نیستم جز یه حرفم که گفتم (درود بر دکتر حسین فیض ).اخه تو که از این فارسا سگ تری لعنت به تو که از سگم کمتری از فارسم فارس تری.

  226. سهیل Says:

    اقای دکتر از مقاله ای که نوشتی خوشم اومد .اما از امروز که فهمیدم خارجی حالم ازت به هم میخوره !چرا نمیای ایران میترسی !بدبخت از کانادا مقاله مینویسی!اصلا چرا این سایتو فیلتر نمیکنن !البته باید ازادی بیان وجود داشته باشه اما تو که خارجی چرا چرت و پرت میگی.اگه یه سایت اموزش سکس باشه یه ثانیه نمیشه فیلتر میکند .بعد سایت این اقا که از خارج دستور میده فیلتر نمیشه!جاکشا.

  227. شهاب Says:

    سهيل جون.افرين به تو كه درباره يه.اين سگ پدر تحقيق كردي….اين جاكش عوضي يه ترك كسگشه كه همه چيو بهم ربط ميده…..دكتر خيلي جاكشي…كير تو اون دانشگاهي كه به تو مدرك داده……خاك بر سر اين رژيم كه جووناشو عقده اي كرده….يه مشت بسيجي جاكش ريختن تو خيابون كه به همه گير ميدن…..دكتر كسگش حرومزاده خوشحالم كه من و خيليا ريديم به نوشته هايه دروغت….كسگش سگ تويي و خانوادت….نه هخامنشي ها…بدبخت اولين امپراطوري روي اين كره خاكي مال هخامنشي ها بوده….دكتر سگ تويي كه ترك و فارسو به جون هم انداختي…..كسگش مطمئن باش كه اگه رد پايي ازت پيدا كنم اخرتتو به باد ميدم…تو خيلي حيووني مردم رو انداختي به جون هم بعد خودت اوونور اب اب جوتو ميخوري كستم ميكني بعد به ريش اين مردم بد بخت ميخندي….اخه اين چه مملكتيه كه انقد پسرا بايد تو حسرت ارتباط با دخترا بمونن….چرا بايد اينجوري باشه كه يه ادم جاكش كسگش به نام مهسا رضايي بياد يه سايت كيري بزنه با اين تيتر:دوستيابي ويژه تهرانيها….يعني ازدواج موقت….لعنت به شما اشغالهايه عوضي…تو اين تهران خرابشده يه سريها هم پول دارن هم دوست دختر….يه سريهام نه پول دارن نه دوست دختر…اخه چرا بايد اينجوري باشه؟؟؟؟يه سريا داشته باشن يه سريا داشته باشن….لعنت به شما حيوونا و اون علي گدا كه هر چي پول نفته ميدين به لبنان و فلسطين…بيخود نيست امار خود كشي بالارفته….لعنت به شما سگاي پست…لعنت به شماها

  228. علی Says:

    اقای دکتر تاریخ شما چرا به کوروش که با نام ذوالقرنین در قران اومده توهین میکنید .چرا؟؟؟اگر مشکل با فارسا دارین چرا به کوروش توهین میکنید؟چرا؟

  229. سهیل Says:

    من نمیدونستم اقای دکتر کانادا هستن و دارن از تورنتو ونکوور دارن اینارو مینویسن .واقعا برای این کشور متاسفم که یک نفر پاک و خالص وجود داشته باشه که دو تا حرف درست و حسابی بزنه اقای دکتر شما که فقط حرف خوب زدید اما ماشالا سر از پیست اسکی و دریاچه ی فلان سر دراوردید.نه خداییش یه نفر انسان ازنسل ادم تویه این ایران بدنیا اومده .چرا همه ی کساییکه تو ایران بدنیا میان خیانت کارن .وبا دروغهاشون کشوری که 100سال از دنیا عقب افتادرو 100سال دیگه از دنیا عقب میندازن .کشور اذربایجان که خبرهای کس کش بودنو خیانت اونا به حکومت حرومزادشون به دین و… به گوش میرسه مردم کشور اذربایجان اول عرقشون و با ویسکی میخورن بعد میرن سر صف نماز .اما مردم اذزبایجان ایران مردمای با غیرت هستن و فکر کنم هیچ وقت دوست ندارن با اون کثافتا هموطن بشن

    • hbahussein Says:

      ترک اگر لقمان شود دکتر شود باز هم ترک خر است.
      کون ترکان مو نمیروید نمیگویی چرا؟
      جاده را کوبیده اند دیگر نمی آید گیاه.
      به هر حال قزوینیها ترکها رو آوردند تو شهرشون یک حال ببرند دیگه.
      تا ولایت به دست ترکان است، مرد آزاده کنده تنبان است
      جهد کن تا دریده کون بینی، دور دور دریه کونان است.
      از طرف یک سرباز پارسی که جونش رو برای کشورش میده
      بهتره بری ببینی بیشتر دخترهای دوبی رو از جمهوری آذربایجان میارند.س

  230. شهاب Says:

    دكتر خيلي احمقي…..كثا فت تو بجاي اينكه بياي خلخالي رو بكوبي به كوروش كه خيلي پاكه و به عبارتي ذوالقرنين هست توهين ميكني…..تو خيلي پستي دكتر…..مطمئنم كه خدا سرت نميشه….وگرنه انقدر دروغ نميگفتي…..راستي اقا سهيل مهسا رضايي رو ميشناسي كه؟؟؟
    همون كه وب سايتش راجب ازدواجه موقته…..اونم يه كثافت مثل همين دكتر فيض كيري….

  231. سهیل Says:

    ادمای کثافت تویه این کشور زیادن یکیشون مثل دکتر با اون مهسا رضایی و…..این حرومزاده ها ابرویه دین و کشور و اصلا ابرویه بشرو میبرن .تعدادشون هم خیلیه .

  232. شهاب Says:

    درسته اقا سهيل….خانم مهسا رضايي احمق اينو بدون كه با اين كارات به هيچ جايي نميرسي….ميدوني چرا بعضي پسرايه ايران نميتونن مخ بزنن؟؟؟چون كه ادمايه كثافتي مثل تو زيادن…خانم به اصطلاح دكتر.كير تو دهن تو و اون دكتر الهي فيضي….تو خانم دكتر با اين كارات هيچ كمكي به جوونا نميكني…..از اين كونكونك با زيات دست بردار….

  233. تالشي Says:

    نام جاوید ای وطن ***صبح امید ای وطن
    چهره کن در آسمان *** همچو مهر جاودان
    وطن ای هستی من*** شور و سرمستی من
    چهره کن در آسمان*** همچو مهر جاودان
    بشنو سوز سخنم ***که هم آواز تو منم
    همه ی جان و تنم*** وطنم وطنم وطنم وطنم
    بشنو سوز سخنم * که نواگر این چمنم
    همه ی جان و تنم *وطنم وطنم وطنم وطنم
    همه با یک نام و نشان ***به تفاوت هر رنگ و زبان
    همه شاد و خوش و نغمه زنان*** ز صلابت ایران جوان
    ز صلابت ایران جوان***ز صلابت ایران جوان

  234. شهاب Says:

    دكتر.ميدوني چيه؟؟؟تو اين فكرم كه يعني بيكارترو احمق تر از تو هم پيدا ميشه؟؟؟؟
    تو خيلي پست وكثافتي دكتر……تو دروغگويي……همه ميدونن حرفايه تو همش دروغه…..
    براي خودت متاسف باش……همه يه دنيا هخامنشي ها به ويژه كوروش كبيرو تقديس ميكنن
    بد بخت تو فكر كردي مردم سادن حرفا يه تورو باور كنن……تو هدفت فقط وفقط يه چيزه اونم تفرقه بين ما ايرانياس…..اينو بدون كه اگه پيدات كنم خودم تيكه پارت ميكنم….

    • hbahussein Says:

      ترک اگر لقمان شود دکتر شود باز هم ترک خر است.
      کون ترکان مو نمیروید نمیگویی چرا؟
      جاده را کوبیده اند دیگر نمی آید گیاه.
      به هر حال قزوینیها ترکها رو آوردند تو شهرشون یک حال ببرند دیگه.
      تا ولایت به دست ترکان است، مرد آزاده کنده تنبان است
      جهد کن تا دریده کون بینی، دور دور دریه کونان است.
      از طرف یک سرباز پارسی که جونش رو برای کشورش میده
      بهتره بری ببینی بیشتر دخترهای دوبی رو از جمهوری آذربایجان میارند.ضمعهلهممله

  235. سخن آخر Says:

    ترک وطن فروش=خر=عرب=بیگانه!!!همین!آقای دکی جون بیشتر از اینا دیگه بهت نمیگم چون فکر می کنم واسه ی یه ترکه وطن فروش همینا بسه!!!

    کوروش کبیر می فرمایند:

    مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خودمحورند ولی آنان را ببخش!
    اگر مهربان باشی، تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند ولی مهربان باش!
    اگر شریف و درستکار باشی، فریبت می دهند ولی شریف و درستکار باش!
    نیکی های امروزت را فراموش می کنند، ولی نیکوکار باش!
    بهترین های خود را به دنیا ببخش، حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد. و در نهایت می بینی که هر آنچه هست همواره میان تو و خداوند است، نه میان تو و مردم

  236. سخن آخر2 Says:

    هرگز نخواب کوروش

    دارا جهان ندارد
    سارا زبان ندارد
    بابا ستاره ای در
    هفت آسمان ندارد
    کارون ز چشمه خشکید،
    البرز لب فرو بست
    حتا دل دماوند،
    آتش فشان ندارد
    دیو سیاه دربند،
    آسان رهید و بگریخت
    رستم در این هیاهو،
    گرز گران ندارد
    روز وداع خورشید،
    زاینده رود خشکید
    زیرا دل سپاهان،
    نقش جهان ندارد
    بر نام پارس دریا
    نامی دگر نهادند
    گویی که آرش ما،
    تیر و کمان ندارد
    دریای مازنی ها،
    بر کام دیگران شد
    نادر! ز خاک برخیز،
    میهن جوان ندارد
    دارا ! کجای کاری،
    دزدان سرزمینت
    بر بیستون نویسند،
    دارا جهان ندارد
    آییم به دادخواهی،
    فریادمان بلند است
    ،اما چه سود
    اینجا نوشیروان ندارد
    کوآن حکیم توسی
    شهنامه ای سراید
    شاید که شاعر ما
    دیگر بیان ندارد
    هرگز نخواب کوروش،
    ای مهرآریایی
    بی نام تو، وطن نیز
    نام و نشان ندارد

  237. شهاب Says:

    خيلي شعرت قشنگ بود.بالاخره ما اين عربارو از سرزمين اهوراييمون بيرون مكنيم……
    اقاي دكتر الهي فيضي شما وطن فروش ها هرگز نميتونيد فكر مردم رو به كچراهه ببريد…..
    ميدوني چرا؟چون كوروش پيامبر ماست.اقاي اسياست……..

  238. كوروش Says:

    سر تا پات قهوه اي
    حروم زاده
    كمتر خايه ي آخوندا رو بمال

    ببينمت ميذارم درت گلم

  239. شهاب Says:

    خفه شو وطن فروش بي اصل ونسب…….

  240. سخن آخر3 Says:

    شهاب جون آقا کوروش منظورشون به این دکی ترکه نویسنده ی این وبلاگ دروغین آشغالی بود که شما به ایشون فحش دادین!!!

  241. بهداد Says:

    هخامنشیان:(۳۳۰ – ۵۵۰ پیش از زادروز) نام دودمانی پادشاهی در ایران پیش از اسلام است. پادشاهان این دودمان از پارسیان بودند و تبار خود را به «هخامنش» می‌رساندند که سرکردهٔ خاندان‌ پاسارگاد از خاندان‌های پارسیان بوده‌است. هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس انشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد فرو ساخت و سپس گرفتن لیدیه و بابل، پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از این رو کوروش بزرگ را بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند.
    به پادشاهی رسیدن پارسی‌ها و دودمان هخامنشی یکی از رخدادهای برجسته‌ی تاریخ باستان است. اینان دولتی ساختند که دنیای باستان را به استثنای دو سوم یونان زیر فرمان خود در آورد. شاهنشاهی هخامنشی را نخستین امپراتوری تاریخ جهان می‌دانند.
    کشور و سرزمین:
    پارس‌ها مردمانی از ایل آریایی بودند که نمایان نیست از چه زمانی به فلات ایران آمده‌اند. آنان از ایل آریایی پارس یا پارسواش بودند که در سنگ‌نوشته‌های آشوری از سده نهم پیش از زادروز مسیح، نام آنان دیده می‌شود. پارس‌ها هم‌زمان با مادها به بخش‌های باختری ایران سرازیر شدند و پیرامون دریاچه ارومیه و کرمانشاهان جای گرفتند. با ناتوانی دولت ایلام، نفوذ خاندان پارس به خوزستان‌ و بخش‌های مرکزی فلات ایران‌ گسترش یافت.

    برای نخستین بار در سالنامه‌های آشوری سلمانسر سوم در سال ۸۳۴ پ.م، نام خاندان «پارسوا» در جنوب و جنوب باختری دریاچه ارومیه برده شده‌است. برخی از پژوهش‌گران مانند راولین‌سن بر این ایده هستند که مردم پارسواش همان پارسی‌ها بوده‌اند. تصور می‌شود خاندان‌های پارسی پیش از این که از میان دره‌های کوه‌های زاگرس به سوی جنوب و جنوب خاوری ایران بروند، در این سرزمین، ایست کوتاهی نمودند و در حدود ۷۰۰ سال پیش از زادروز در بخش پارسوماش، روی دامنه‌های کوه‌های بختیاری در جنوب خاوری شوش در سرزمینی که بخشی از کشور ایلام بود، جای گرفتند. از سنگ‌نوشته‌های آشوری چنین بر می‌آید که در زمان شلمنسر (۷۱۳-۷۲۱ پ. م) تا زمان پادشاهی آسارهادون (۶۶۳ پ. م)، پادشاهان یا فرمانروایان پارسوا، پیرو آشور بوده‌اند. پس از آن در زمان فرورتیش (۶۳۲-۶۵۵ پ. م) پادشاهی ماد به پارس چیرگی یافت و این دولت را پیرو دولت ماد نمود.
    مردم و خاندان‌ها:
    هرودوت می‌گوید: پارس‌ها به شش خاندان شهری و ده‌نشین و چهار خاندان چادرنشین بخش شده‌اند. شش خاندان نخست عبارت‌اند از: پاسارگادیان، رفیان، ماسپیان، پانتالیان، دژوسیان و گرمانیان. چهار خاندان دومی عبارت‌اند از: دایی‌ها، مردها، دروپیک‌ها و ساگارتی‌ها. از خاندان‌های نام‌برده، سه خاندان نخست بر خاندان‌های دیگر، برتری داشته‌اند و دیگران پیرو آنها بوده‌اند.
    بر اساس بن‌مایه‌های یونانی در سرزمین کمنداندازان ساگارتی (زاکروتی، ساگرتی) (همان استان کرمانشاه کنونی) مادی‌های ساگارتی می‌زیسته‌اند که گونه‌ی بابلی – یونانی شده نام خود یعنی زاگرس (زاکروتی، ساگرتی) را به کوهستان باختر فلات ایران داده‌اند. نام همین خاندان است که در پیوند خاندان‌های پارس نیز باشنده (موجود) است و خط پیوند خونی خاندان‌های ماد و پارس از سرچشمه‌ی همین خاندان ساگارتی‌ها (زاکروتی، ساگرتی) است. خاندان پارس پیش از حرکت به سوی جنوب، دورانی دراز را در سرزمین‌های ماد می‌زیستند و بعدها با ناتوانی دولت ایلام، نفوذ خاندان‌های پارس به خوزستان‌ و بخش‌های مرکزی فلات ایران‌ گسترش یافت و رو به جنوب رفته‌اند.
    بر اساس نوشته‌های هرودوت، هخامنشیان از خاندان پاسارگادیان بوده‌اند که در پارس جای داشته‌اند و سر دودمان آنها هخامنش بوده‌است. پس از نابودی دولت ایلامیان به دست آشور بنی پال، چون سرزمین ایلام ناتوان شده بود، پارسی‌ها از دشمنی‌های آشوری‌ها و مادی‌ها استفاده کرده و انزان یا انشان را گرفتند.
    این رخداد تاریخی در زمان چیش‌پش دوم روی داده‌است. با توجه به بیانیه کوروش بزرگ در بابل، می‌بینیم او نسب خود را به چیش‌پش دوم می‌رساند و او را شاه انزان می‌خواند.
    پس از مرگ چیش‌پش، کشورش میان دو پسرش «آریارومنه»، پادشاه پارس و کوروش که بعدها عنوان پادشاه پارسوماش، به او داده شد، بخش گردید. چون در آن زمان کشور ماد در اوج پیشرفت بود و هووخشتره در آن فرمانروایی می‌کرد، دو کشور کوچک تازه، ناچار زیر فرمان پیروز نینوا بودند. کمبوجیه فرزند کوروش یکم، دو کشور نام‌برده را زیر فرمانروایی یگانه‌ای در آورد و پایتخت خود را از انزان به پاسارگاد منتقل کرد.
    شاهنشاهان هخامنشی:
    مهم‌ترین سنگ‌نوشته هخامنشی از دید تاریخی و نیز بلندترین آنها، سنگ‌نبشته بیستون بر دیواره کوه بیستون است. سنگ‌نوشته بیستون بسیاری از رویدادها و کارهای داریوش یکم را در نخستین سال‌های فرمانروایی‌اش که سخت‌ترین سال‌های پادشاهی وی نیز بود، به گونه‌ای دقیق بازگو می‌کند. این سنگ‌نوشته عناصر تاریخی کافی برای بازسازی تاریخ هخامنشیان را داراست.
    به درستی که با باشندگی (وجود) فراوانی بن‌مایه‌های میان‌رودانی، مصری، یونانی و لاتین نمی‌توان با تکیه بر آنها تبارشناسی درستی از خاندان هخامنشی، از هخامنش تا داریوش را به دست آورد. برای همین نوشتار سنگ‌نوشته بیستون زمان مناسبی را در اختیار تاریخ‌نگار می‌گذارد که در آن شاه شاهان، نوشته بلند خود را با تایید دوباره‌ی خویشاوندی‌ش با خاندان شاهنشاهی پارسیان آغاز می‌کند و به آرامی پیشینیان خود را نام می‌برد: ویشتاسپ، آرشام، آریارمنه، چیش‌پش و هخامنش. این تبارشناسی به شوندهای (دلایل) گوناگون زمان‌های درازی نادرست دانسته شده بود. زیرا در این سیاهه (فهرست) نام دو نفر از شاهان هخامنشی که پیش از داریوش فرمانروایی می‌کردند، یعنی کوروش بزرگ و کمبوجیه یکم به چشم نمی‌خورد.
    همین جریان موجب شده‌است که مفسران سنگ‌نوشته نسبت به نوشتارهای سنگ‌نوشته داریوش با شک و دو دلی نگاه کنند و او را غاصب پادشاهی هخامنشیان بدانند که با نوشتن این سنگ‌نوشته تلاش داشته‌است برای مشروعیت بخشیدن به پادشاهی خود از نگاه آیندگان، تبارنامه‌ی خود را دست‌کاری کند.
    بر اساس نوشته‌های هرودوت، گل‌نوشته‌ی نبونید، پادشاه بابل، بیانیه‌ی کورش بزرگ (استوانه کورش)، کتیبه بیستون داریوش یکم، و سنگ‌نوشته‌های اردشیر دوم و اردشیر سوم هخامنشی، ترتیب شاهان این دودمان تا داریوش یکم، چنین بوده‌است: (لازم به گفتن است درستی این جدول از هخامنش تا کوروش بزرگ جای تردید است).

    • هخامنش
    • ۱ چیش‌پش یکم
    • ۲ کمبوجیه یکم
    • ۳ کورش یکم
    • ۴ چیش‌پش دوم
    • شاخه اصلی:
    • ۵ کوروش بزرگ (دوم)
    • ۶ کمبوجیه دوم (پیروز مصر)
    • ۷ کوروش سوم
    • ۸ کمبوجیه سوم

    • شاخه فرعی:
    • آریارومنه
    • ارشام
    • ویشتاسب
    • ۹ داریوش بزرگ (یکم)
    با بررسی کلی همه‌ی بن‌مایه‌ها می‌توان به این گونه نتیجه گرفت. در یک‌چهارم نخست سده ششم پ.م، چیش‌پش، پسر هخامنش فرمانروایی پارس را به پسر بزرگ‌ترش آریارامنه داد، در حالی که پسر کوچک‌ترش، کوروش یکم به فرمانروایی انشان گماشته شد. پس از مرگ آریارامنه، پسر وی آرشام جایگزین وی شد ولی پس از کوروش یکم، پسرش کمبوجیه یکم و پس از او نیز پسر وی کوروش دوم جانشین او شد. این رویدادها در میانه‌ی سده ششم پیش از زادروز به رخ داد.
    در این دوران، کوروش بزرگ توانست مادها را به پیروی خود در آورد و به افتخار و ثروت دست یابد. چندی پس، کوروش بزرگ بخش‌های بزرگی از سرزمین‌های خاورمیانه را به تصرف خود در آورد. پس از او نیز کمبوجیه راه پیروزی‌های پدرش را ادامه داد و بر گستره شاهنشاهی هخامنشی افزود.
    پس از مرگ کمبوجیه تاج شاهنشاهی به داریوش از شاخه فرعی هخامنشی می‌رسد. آنچه به دیده راستین می‌رسد، این است که داریوش در زمان زندگی پدر و پدربزرگش (آرشام پدربزرگش یا پسرش ویشتاسب، پدر داریوش)، و با هم‌رایی آنها، پادشاهی را به دست گرفت. چرا که در زمان ساخت کاخ داریوش در شوش در آغاز فرمانروایی وی، بر اساس آگاهی‌های گل‌نوشته‌های یافته از پی ساختمان‌ها، این دو زنده بودند.
    • کوروش بزرگ
    • کمبوجیه
    o بردیای دروغین (گوماته مغ)
    • داریوش بزرگ
    • خشایارشا (خشیارشا)
    • اردشیر یکم (اردشیر درازدست)
    o خشایارشای دوم
    o سغدیانوس
    • داریوش دوم
    • اردشیر دوم
    • اردشیر سوم
    • داریوش سوم
    o اردشیر چهارم (ارسس)
    هخامنش
    شاه انشان

    چیش‌پیش
    شاه انشان

    آرشام
    شاه پارس*
    کوروش یکم
    شاه انشان

    آریارمن
    شاه پارس* کمبوجیه یکم
    شاه انشان

    ویشتاسپ
    شاهزاده کوروش بزرگ
    شاه ایران

    داریوش بزرگ
    شاه ایران آتوسا
    شاه‌دخت کمبوجیه
    شاه ایران بردیا
    بردیای دروغین* آرتیستون
    شاه‌دخت

    پارمیدا

    خشایارشا
    شاه ایران

    اردشیر یکم (درازدست)
    شاه ایران

    خشایارشای دوم
    شاه ایران سغدیانوس
    شاه ایران داریوش دوم (اُخُس)
    شاه ایران پروشات
    شاه‌دخت آرسی‌تِس
    شاهزاده بَغَه‌پائوس
    شاهزاده

    اردشیر دوم
    شاه ایران امستریس
    شاه‌دخت کورش کوچک
    شاهزاده کوروش چهارم
    شاهزاده اُستَن
    شاهزاده

    اردشیر سوم (اُخُس)
    شاه ایران اُخا
    شاهزاده رُدُگونه
    شاه‌دخت آپاما
    شاه‌دخت سی‌سی‌گامبیس
    شاه‌دخت آرشام دوم
    شاهزاده

    ارشک
    شاه ایران پروشات
    شاه‌دخت داریوش سوم
    شاه ایران استاتیرای یکم
    شاه‌دخت اُکزات‌رِس
    شاهزاده

    اسکندر مقدونی
    شاه مقدونیه و ایران استاتیرای دوم
    شاه‌دخت دری‌په‌تیس
    شاه‌دخت

    *فرمانروایان تأیید نشده، نظر به سنگ‌نبشته بیستون.

    پادشاهی کوروش بزرگ:
    هرودوت و کتزیاس، افسانه‌های باورنکردنی درباره زادن و پرورش کورش بزرگ (۵۳۹-۵۹۹ پ. م) بازگو کرده‌اند. اما آنچه از دیدگاه تاریخی پذیرفتنی است، این است که کورش پسر فرمانروای انشان، کمبوجیه دوم و مادر او ماندانا، دختر ایشتوویگو پادشاه ماد می‌باشد.
    در سال ۵۵۳ پ.م. کوروش بزرگ، همه‌ی پارس‌ها را بر علیه ماد برانگیخت. در جنگ بین لشکریان کوروش و ماد، چندی از سپاهیان ماد به کورش پیوستند و در نتیجه سپاه ماد شکست خورد. پس از شکست مادها، کورش در پاسارگاد شاهنشاهی پارس را پایه‌گذاری کرد، پادشاهی او از ۵۳۹-۵۵۹ پ.م. است.
    کورش بزرگ که پادشاهی ماد را به دست آورد و برخی از استان‌ها را به وسیله نیروی نظامی پیرو خود ساخت، همان سیاست کشورگشایی را که هووخشتره آغاز نموده بود، ادامه داد.
    کورش بزرگ دارای دو هدف مهم بود: در باختر تصرف آسیای صغیر و ساحل دریای مدیترانه که همهٔ جاده‌های بزرگی که از ایران می‌گذشت به بندرهای آن می‌رسید و از سوی خاور، تأمین امنیت.
    در سال ۵۳۸ پ.م. کورش بزرگ پادشاه ایران، بابل را شکست داد و آن سرزمین را تصرف کرد و برای نخستین بار در تاریخ جهان فرمان داد که هر کس در باورهای دینی خود و انجام آیین دینی خویش آزاد است، و بدین‌سان کورش بزرگ قانون سازگاری بین دین‌ها و باورها را پایه‌گذاری کرد و منشور حقوق بشر را بنیان نهاد. کورش به یهودیان دربند در بابل، امکان داد به سرزمین یهودیه باز گردند که شماری از آنان به ایران کوچ کردند.
    گسترش کشور و سرزمین:
    در جنگی که بین کورش بزرگ و کرزوس (همان قارون نام‌ور که دایی مادر کورش یعنی ماندانا هم بود) پادشاه لیدیه در گرفت، کورش در «کاپادوکیه» به کرزوس پیشنهاد کرد که پیرو پارس شود. کرزوس این پیشنهاد را نپذیرفت و جنگ بین‌شان آغاز گردید. در نخستین برخورد، پیروزی با کرزوس بود. سرانجام در جنگ سختی که در «پتریوم» پایتخت هیتی‌ها روی داد، کرزوس به سمت سارد فرار کرد و در آنجا بست نشست. کورش شهر را دوره کرد و کرزوس را دستگیر نمود. لیدیه گرفته شد و به عنوان یکی از استان‌های ایران به شمار آمد. کرزوس از این پس مشاور بزرگ هخامنشیان شد. پس از گرفتن لیدی، کورش متوجه شهرهای یونانی شد و از آنها نیز، تسلیم بی اما و اگر را خواست که یونانیان نپذیرفتند. در نتیجه شهرهای یونانی یکی پس از دیگری گرفته شدند. رفتار کوروش با شکست‌خوردگان در مردم آسیای صغیر اثر گذاشت. کورش، گرفتن آسیای صغیر را به پایان رساند و سپس متوجه مرزهای خاوری شد. زرنگ، رخج، مرو و بلخ، یکی پس از دیگری در زمره استان‌های تازه درآمدند. کورش از جیحون گذر کرد و به سیحون که مرز شمال خاوری کشور بود، رسید و در آنجا شهرهایی سخت‌بنیاد، برای جلوگیری از یورش‌های مردم آسیای مرکزی ساخت. کورش در بازگشت از مرزهای خاوری، عملیاتی در درازای مرزهای باختری انجام داد. ناتوانی بابل، به واسطه بی‌کفایتی نبونید، پادشاه بابل و فشارهای مالیاتی، کورش را متوجه آنجا کرد. بابل بدون جنگ شکست خورد و پادشاه آن دستگیر شد. کورش در همان نخستین سال پادشاهی خود بر بابل، فرمانی بر اساس آزادی یهودیان از بند و بازگشت به کشور و دوباره‌سازی پرستش‌گاه خود در بیت‌المقدس پخش کرد. او دیگر بردگان را هم آزاد کرد، و به گونه‌ای برده‌داری را از میان برداشت.
    نام سرزمین‌های وابسته، در سنگ‌نوشته‌ای در آرامگاه داریوش که در نقش رستم می‌باشد، به تفصیل این گونه آمده‌است : ماد، خووج (خوزستان)، پرثوه (پارت)، هریوا (هرات)، باختر، سغد، خوارزم، زرنگ، آراخوزیا (رخج، افغانستان جنوبی تا قندهار)، ثته‌گوش (پنجاب)، گنداره (گندهارا) ([[کابل، پیشاور)، هندوش (سند)، سکاهوم ورکه (سکاهای فرای جیحون)، سگاتیگره خود (سکاهای تیزخود، فرای سیحون)، بابل، آشور، عربستان، مودرایه (مصر)، ارمینه (ارمن)، کته‌په‌توک (کاپادوکیه، بخش خاوری آسیای صغیر)، سپرد (سارد، لیدیه در باختر آسیای صغیر)، یئونه (ایونیا، یونانیان آسیای صغیر)، سکایه تردریا (سکاهای آن سوی دریا: کریمه، دانوب)، سکودر (مقدونیه)، یئونه‌تک‌برا (یونانیان سپردار: تراکیه، تراس)، پوتیه (سومالی)، کوشیا (کوش، حبشه)، مکیه (طرابلس باختر، برقه)، کرخا (کارتاژ، قرطاجنه یا کاریه در آسیای صغیر).
    مرگ کورش بزرگ:
    در اثر شورش ماساژت‌ها که یک ایل ایرانی‌تبار و نیمه‌بیابان‌گرد و تیره‌ای از سکاهای آن سوی رودخانه سیردریا بودند، مرزهای شمال خاوری شاهنشاهی ایران مورد تهدید قرار گرفت. کورش بزرگ، کمبوجیه را به عنوان شاه بابل برگزید و به جنگ رفت و در آغاز پیروزی‌هایی به دست آورد. تاریخ‌نویسان یونانی در داستان‌های خود مدعی شده‌اند که ملکه ایرانی‌تبار ماساژت‌ها، تهم‌رییش[۱] او را به درون سرزمین خود کشاند و کورش در نبردی سخت، شکست خورد و زخم برداشت و بعد از سه روز درگذشت و این‌که پیکر وی را به پاسارگاد آوردند و به خاک سپردند. پس از مرگ کوروش بزرگ، فرزند بزرگ‌تر او کمبوجیه به شاهنشاهی رسید.
    پادشاهی کمبوجیه:
    بر اساس یکی از داستان‌ها، کمبوجیه، هنگامی که قصد لشگرکشی به سوی مصر را داشت، از ترس توطئه، دستور کشتن برادرش بردیا را داد. در راه بازگشت کمبوجیه از مصر، یکی از موبدان دربار به نام گئومات مغ، که به بردیا مانند بود، خود را به جای بردیا گذاشته و پادشاه خواند. بر اساس یکی دیگر از داستان‌ها، گئومات مغ با آگاهی از این که بردیا کیست، وی را کشته و سپس چون هم‌مانند بردیا بود، به تخت پادشاهی نشست.
    کمبوجیه با شنیدن این خبر در هنگام بازگشت، یک شب و به هنگام باده‌نوشی خود را با خنجر زخمی کرد که بر اثر همین زخم نیز درگذشت (۵۲۱ پ. م.).
    کمبوجیه در بازگشت از مصر مرد. ولی برخی دلیل مرگ وی را بیماری و برخی دیگر توطئه خویشاوندان می‌دانند اما روشن است که وی در راه بازگشت از مصر مرده‌است ولی شوند (دلیل) آن تا کنون ناگفته به جای مانده‌است. پس از مرگ کمبوجیه کسی وارث پادشاهی هخامنشیان نبود.
    بر اساس گفته‌ای کوروش بزرگ، در بستر مرگ، بردیا را به فرماندهی استان‌های خاوری شاهنشاهی ایران گماشت. کمبوجیه دوم، پیش از رفتن به مصر، از آنجا که از احتمال شورش برادرش می‌ترسید، دستور کشتن بردیا را داد. مردم از کشته شدن او خبر نداشتند و در سال ۵۲۲ پ. م. شخصی به نام گوماته مغ خود را به دروغ بردیا و شاه ایران نامید. چون مردم بردیا دوست داشتند و به پادشاهی او راضی بودند و از سویی هیچ کس از راز کشتن بردیا آگاه نبود، دل از پادشاهی کمبوجیه برداشتند و پادشاهی بردیا (گئوماتا) را با جان و دل پذیره شدند و این همان خبرهایی بود که در سوریه به گوش کمبوجیه رسید و سبب خود‌کشی او شد. برخی از تاریخ‌نگاران نیز، کشته شدن بردیا را کار گئومات می‌دانند.
    در نوشتارهای تاریخی از وی به عنوان بردیای دروغین یاد شده‌است. در کتیبه بیستون نزدیک کرمانشاه، گوماته‌ی مغ زیر پای داریوش بزرگ نشان داده شده‌است. داریوش شاه که از سوی کورش بزرگ به فرمانداری مصر برگزیده شده بود، پس از دریافتن این رخداد به ایران می‌آید و بردیای دروغین را از پای درآورده، به تخت می‌نشیند.
    کارهای گوماته مغ سبب سوءظن درباریان هخامنشی شد که سرکرده‌ی آنان داریوش، پسر ویشتاسب هخامنشی بود. هفت تن از بزرگان ایران که داریوش بزرگ نیز در شمار آنان بود، توسط یکی از زنان حرم‌سرای گئوماتا که دختر یکی از هفت سردار بزرگ ایران و موفق به دیدن گوش‌های بریده او شده بود، پرده از کارش برکشیدند و روزی به کاخ شاهی رفتند و نقاب از چهره‌اش برگرفتند و با این خیانت بزرگ، او، برادرش و دوستان او را که به دربار راه یافته بودند، نابود کردند و به فرمانروایی هفت ماهه او پایان بخشیدند.
    پادشاهی داریوش بزرگ:
    داریوش بزرگ (داریوش یکم) (۵۴۹-۴۸۶ پ. م.) سومین پادشاه هخامنشی (پادشاهی از ۵۲۱ تا ۴۸۶ پ. م.). فرزند ویشتاسپ (گشتاسپ) بود. ویشتاسپ، فرزند ارشام و ارشام پسر آریارمنا بود.
    ویشتاسپ پدر او در زمان کورش، ساتراپ (استان‌دار) پارس بود. داریوش در آغاز پادشاهی با دردسرهای بسیاری روبرو شد. غیبت کمبوجیه از ایران چهار سال به درازا کشیده بود. گئومات مغ هفت ماه خود را به عنوان بردیا، برادر کمبوجیه بر تخت نشانده و بی‌نظمی و هرج و مرج را در کشور گسترش داده بود. در بخش‌های دیگر کشور هم کسان دیگر به دعوی اینکه از دودمان شاهان پیشین هستند، پرچم استقلال برافراشته بودند. گفتاری که از زبان داریوش در کتیبه بیستون از این رویدادها آمده، جالب است و سرانجام همه به کام او پایان یافت. داریوش این پیروزی‌ها را در همه جا نتیجهٔ خواست اهورامزدا می‌داند، می‌گوید:
    «هرچه کردم به هر گونه، به خواست اهورامزدا بود. از زمانی که شاه شدم، نوزده جنگ کردم. به خواست اهورامزدا لشکرشان را درهم شکستم و ۹ شاه را گرفتم… سرزمین‌هایی که شوریدند، دروغ آنها را شوراند. زیرا به مردم دروغ گفتند. پس از آن اهورامزدا این کسان را به دست من داد و با آنها چنان که می‌خواستم، رفتار کردم. ای آنکه پس از این شاه خواهی بود، با تمام نیرو از دروغ بپرهیز. اگر اندیشه کنی: چه کنم تا کشور من سالم بماند، دروغگو را نابود کن…».
    پزشکی به نام دموک دس که در دستگاه اری‌تس بود و دربند به زندان داریوش افتاده بود، هنگامی که زخم پستان آتوسا دختر کورش و زن داریوش را درمان می‌کرد، او را واداشت که داریوش را به لشکرکشی به سرزمین یونان ترغیب کند. باید خاطرنشان ساخت که این پزشک، یونانی بود و داریوش او را از بازگشت به کشورش محروم کرده بود. دموک‌دس به ملکه گفته بود که خود او را به‌عنوان راهنمای گرفتن یونان به داریوش بشناساند و بگوید که شاه با داشتن چنین راهنمایی، به خوبی می‌تواند بر یونان چیره شود. این پزشک یونانی خود را به همراه گروهی از پارسیان به یونان رساند و در آنجا به خلاف خواسته‌ی داریوش، در شهر کرتن که میهن راستین او بود، ماند و دیگر به ایران نیامد و گروه پارسی که برای آشنا شدن با وضع یونان و فراهم کردن زمینهٔ گرفتن آن دیار رفته بود، بی‌نتیجه به میهن بازگشت.
    داریوش پس از فرو نشاندن شورش‌های درونی و سرکوبی یاغیان، دستگاه‌های کشوری و دیوانی منظمی درست کرد که براساس آن همه‌ی کشورها و استان‌های پیرو شاهنشاهی او بتوانند با یکدیگر و با مرکز شاهنشاهی مربوط و از دیدگاه سازمان اداری هماهنگ باشند.
    لشکرکشی داریوش به اروپا: در زمان‌های گوناگون تاریخی ایل‌های آریایی سکاها در بخش‌های گوناگون سرزمین پهناوری که از ترکستان تا کنارهٔ دانوب، در مرکز اروپا امتداد داشت، جای گرفته بودند. به طور کلی از دید شهرنشینی در پایه‌ی پایینی بوده‌اند.
    هرودت در گفتار یورش داریوش به سکاییه نوشته‌است که سکاها از جنگ با او دوری کردند و به درون سرزمین خود پس کشیدند و چون بیابان پهناوری در پیش پای آنها بود، آن قدر داریوش را به‌دنبال خود کشیدند که او از ترس پایان خوراک بر آن شد به ایران برگردد. اما با اینکه در این یورش، پیروزی شاهانه‌ای به دست نیاورد، سکاها را برای همیشه از یورش به ایران و ایجاد دردسر برای مردم شمال این آب و خاک منصرف ساخت.
    گرفتن هند: داریوش متوجه پنجاب و سند شد. در سال ۵۱۲ پ. م. ایرانیان از رود سند گذشتند و بخشی از سرزمین هند را گرفتند. داریوش فرمان داد تا کشتی‌هایی بسازند و از راه دریای عمان به پنجاب و سند بروند. این دو سرزمین زرخیز و پرثروت برای ایران آن روز بسیار مهم بود. این چیرگی پارسیان در تاریخ هند، آغاز دوران تازه‌ای گردید و سرنوشت هند را دگرگون ساخت.
    داریوش جانشین خود را برگزید و هنگامی که آخرین تدارکات خود را برای جنگ مصر و یونان می‌دید پس از ۳۶ سال پادشاهی درگذشت. این رویداد در سال ۴۸۶ پ. م. بوده‌است. آرامگاه داریوش یکم در چهار هزار و پانصد متری تخت جمشید، در نقش رستم است.
    در زمان او مرزهای سرزمین‌های شاهنشاهی ایران از یک سو به چین و از سوی دیگر به درون اروپا و آفریقا می‌رسید.
    وضع اجتماعی و اقتصادی در دوره هخامنشی:
    کورش در دوران زمامداری خود، از سیاست اقتصادی و اجتماعی عاقلانه‌ای که کمابیش بر اساس خواسته های کشورهای وابسته بود، پیروی می‌کرد. از این سخن او که می‌گوید: «رفتار پادشاه با رفتار شبان تفاوت ندارد، چنانکه شبان نمی‌تواند از گله‌اش بیش از آنچه به آنها خدمت می‌کند، بردارد. همچنان پادشاه از شهرها و مردم همان‌قدر می‌تواند استفاده کند که آنها را خوشبخت می‌دارد.» و نیز از رفتار و سیاست همگانی او، به خوبی پیداست که وی تحکیم و تثبیت پادشاهی خود را در تأمین خوشبختی مردم می‌دانست و کمتر به دنبال زراندوزی و تحمیل مالیات بر کشورهای وابسته‌ی خود بود. او در دوران کشورگشایی نه تنها از کشتن و کشتارهای دهشتناک خودداری کرد بلکه به باورهای مردم احترام گذاشت و آنچه را که از کشورهای شکست‌خورده ربوده بودند، پس داد. «بر اساس تورات، پنج هزار و چهار سد ظرف طلا و سیم را به بنی‌اسراییل می‌بخشد، پرستش‌گاه‌های مردم شکست‌خورده را می‌سازد و می‌آراید.» و به گفته‌ی گزنفون، رفتار او به گونه‌ای بوده که «همه می‌خواستند جز خواسته‌ی او چیزی بر آنها حکومت نکند.» کمبوجیه با آنکه از کیاست کورش بهره‌ای نداشت و از سیاست آزاده‌ی وی پیروی نمی‌کرد، در دوران توانمندی خود به گرفتن مالیات از مردم شکست‌خورده نپرداخت، بلکه مانند کورش بزرگ به گرفتن هدیه‌هایی چند قانع بود، ولی این سیاست از آغاز پادشاهی داریوش دگرگون شد و پس از سپری شدن دوران زندگی داریوش، روزبه‌روز، بر سنگینی مالیات افزوده شد و این روش دور از بینش و خرد تا پایان شاهنشاهی هخامنشی ادامه یافت.
    ریچارد ن. فرای ضمن گفتگو در پیرامون اوضاع اقتصادی دوران هخامنشی می‌نویسد: «باج‌ها و مالیات‌های شاهنشاهی هخامنشی بسیار فراوان بود. چنین می‌نماید که حقوق بندر و باج بازار و عوارض دروازه و راه و مرز به گونه‌های فراوان، و باج چهارپایان و جانوران خانگی که گویا ده درسد بود، و همچنین باج‌های دیگری، برجای بود. شاه در نوروز، پیشکش می‌گرفت و هر گاه سفری می‌کرد، رنجی بیشتر بر مردم تحمیل می‌شد. بیشتر این پیشکش‌ها و باج‌های گوناگون به گونه‌ی پول و یا کالا پرداخته می‌شد. بیگاری برای ساختن و ترمیم راه‌ها و ساختمان‌های مورد بهره‌ی همه‌ی مردم، و مانند آنها به دست شهربانان و شاه بر مردم به فراوانی تحمیل می‌شد. پس چنین می‌نماید که زندگی برای مردم عادی بسیار دشوار بود. هزینه‌های همگانی محلی را، با باج‌های مخصوص آن محل انجام می‌دادند، زر و سیم چون سیلی گران به صندوق‌های شاه می‌ریخت. هنوز سخنی از ساختمان‌ها و معدن‌ها و تأسیسات آبیاری شاه نگفته‌ایم که درآمدهای کلان داشت. بیشتر طلاهای گرد آمده به هنگام جنگ و یا همچون پیشکشی به مصرف می‌رسند.»
    در سازمان قضایی هخامنشیان خطاها به دو دسته تقسیم می‌شدند، برای خطای کوچک‌تر بین پنج تا دویست ضربه شلاق زده می‌شد یا برابر آن پول دریافت می‌گردید و برای خطاهای بزرگ‌تر مانند ناسزاگویی به شاه معمولن بریدن گوش یا بینی، نقص عضو، در آوردن چشم یا مرگ به روش‌های سنگسار، چهارمیخ یا دار بود و در صورتی که فرد خطای بسیار بزرگی انجام می‌داد او را به گونه‌ی دوکرجی می‌کشتند.[۲]
    برافتادن شاهنشاهی هخامنشی:
    شناخت تمدن ایران دوران هخامنشیان که تأثیری بنیادین بر دوران‌های پسین گذارده‌است، برای شناخت جامع فرهنگ ایران گریزناپذیر می‌باشد. از نظر نام و عنوان، این درست است که شاهنشاهی بزرگ ماد دورانی دراز پایید و سپس جای خود را به شاهنشاهی هخامنشی سپرد، ولی نکته بسیار مهم آنکه شاهنشاهی هخامنشی چیزی جز تداوم دولت و تمدن ماد نبود. همان خاندان‌ها و همان مردم، روندی را که برگزیده بودند با پویایی و رشد بیشتر تداوم بخشیدند و در پهنه‌ای بسیار پهناور، آن را تا پایه بزرگ‌ترین شاهنشاهی شناخته شده جهان، گسترش دادند.
    زمان ماندگاری شاهنشاهی هخامنشی، ۲۲۰ سال بود. فرمانروایی آنان در قلمرو شاهنشاهی – به خصوص در آغاز – موجب گسترش کشاورزی، تامین بازرگانی و حت تشویق پژوهش‌های علمی و جغرافیایی نیز بوده‌است. پایه‌های اخلاقی این شاهنشاهی نیز به ویژه در دوره‌ی کسانی مانند کورش و داریوش بزرگ متضمن احترام به باورهای مردم پیرو و پشتیبانی از ناتوانان در برابر نیرومندان بوده‌است، از دیدگاه تاریخی جالب توجه‌است. بیانیه نام‌ور (معروف) کوروش در هنگام پیروزی بر بابل را، پژوهشگران یک نمونه از پایه‌های حقوق مردم در دوران باستان برشمرده‌اند.
    هخامنشیان ۲۲۰ سال (از ۵۵۰ پیش از زادروز تا ۳۳۰ پیش از زادروز) بر بخش بزرگی از جهان شناخته‌شده آن روز از رود سند تا دانوب در اروپا و از آسیای میانه تا شمال خاوری آفریقا فرمان راندند. شاهنشاهی هخامنشی به دست اسکندر مقدونی برافتاد.»»

  242. بهداد Says:

    منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان.
    پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه انشان ،نوه کوروش، شاه بزرگ، …، نبیره چیش پیش، شاه بزرگ ، شاه انشان … از دودمانی که همیشه شاه بوده اند و فراماروائی اش را « ‌بل »و « نبو » گرامی می دارند و [از طیب خاطر، و]با دل خوش پادشاهی او را خواهانند .
    آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم مقدم مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم . مردوک خدای بزرگ دل های مردم بابل را به سوی من گردانید، …، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم . او بر من ، کوروش که ستایشگر او هستم و بر کمبوجیه پسرم ، و همچنین بر کَس و کار [و ، ایل و تبار]، و همه سپاهیان من ، برکت و مهربانی ارزانی داشت . ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم . به فرمان « مردوک » ، همه شاهان بر اورنگ پادشاهی نشسته اند . همه پادشاهان از دریای بالا تا دریای پائین [مدیترانه تا خلیج فارس ؟] ، همه مردم سرزمین های دوردست ، از چهارگوشه جهان ، همه پادشاهان « آموری » و همه چادرنشینان مرا خراج گذاردند و در بابل روی پاهایم افتادند [ پا هایم را بوسیدند] . از… ، تا آشور و شوش من شهرهای « آگاده » ، اشنونا ، زمبان ، متورنو ، دیر ، سرزمین گوتیان و همچنین شهرهای آنسوی دجله که ویران شده بود ــ از نو ساختم . فرمان دادم تمام نیایشگاه هایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود بازگرداندم . همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به جایگاههای خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم . همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که « نبونید » ، بدون هراس از خدای بزرگ، به بابل آورده بود، به خشنودی مردوک «خدای بزرگ» و به شادی و خرمی به نیایشگاه های خودشان بازگرداندم. باشد که دل ها شاد گردد …
    بشود که خدایانی که آنان را به جایگاههای نخستین شان بازگرداندم،… [ قبل از « بل » و « نبو »] هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگی بلند باشند ، چه بسا سخنان پُربرکت و نیکخواهانه برایم بیابند ، و به خدای من « مردوک » بگویند: کوروش شاه ،پادشاهی است که تو را گرامی می دارد و پسرش کمبوجیه [نیز]…
    اینک که به یاری «مزدا» تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای چهارگوشه جهان را به سرگذاشته ام اعلام می کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد دین و آئین و رسوم ملت هائی را که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من دین و آئین و رسوم ملت هائی که من پادشاه آنها هستم یا ملت های دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند.من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملتی آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا نکند و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد. من تا روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به طریق دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال ، تصرف نماید و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.
    من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغلی را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند. هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد .من برده داری را برانداختم. به بدبختی های آنان پایان بخشیدم .
    من تا روزی که به یاری مزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیر دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد.
    از مزدا خواهانم که مرا در را فراهم کردن آسایش برای مردم ایران، بابل و چهارگوشه ی جهان یاری دهد.

  243. بهداد Says:

    دکی جون حالا با این همه مدرک و آثار به جا مونده از دوران هخامنشیان بیا ثابت کن که اون ها دروغین بودند و مثالش همین چرت و پرتایی که اینجا نوشتی…،،،ثابت کن،ثابت کن،ثابت کن…،منتظرتما!!!!!اگه باز هم دلیل و نوشته خواستی تا دلت بخواد من از این مدرک ها دارم بگو واست بذارم رو سایت!

  244. شهاب Says:

    اقا كوروش شرمنده….ببخشيد من اشتباه برداشت كردم…..اقا بهرداد افرين…….با اين اطلاعات جامعت خوب تو دهنيي به اين دكي حرومزاده زدي……..اقاي سخن اخر دست شمام درد نكنه كه منو نسبت به اشتباهم اگاه كردي……

  245. Ali Says:

    عید پوریم
    نام این عید از کلمۀ پور به معنای قرعه گرفته شده است بخاطر اینکه مردخای برای یافتن مناسب ترین روز برای قتل عام مردم قرعه را انداخت و سپس با پرداخت ده هزار وزنۀ نقره بابت هزینۀ کار به خشایار شاه بربر که اجیر خودش بود، دستور کشتن دشمنان یهود را در سه روز متوالی داد. خشایار بربر بعد از دریافت حکم از مردخای و مخارج تهاجم حیوان وار خود، با نیزه دارانش بعد از تجاوز به زنان و دختران، 77000 هزار زن، مرد و طفل بی گناه را بطور وحشتناک با دشنه و نیزه تکه و پاره کرده و اموالشان را به غارت برد. این قتل عام دسته جمعی چنان ریشه کن بود که باعث توقف تولید، سقوط کامل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در سراسر شرق میانه از 480 قبل از میلاد تا 750 بعد از میلاد شد. در این مدت طولانی هیچگونه اثر کورسوی حضوری، حیات ملی، قومی و یا بومی یافته نمی شود.
    ( لازم به یاد آوری است که کورش و نیزه اندازهایش هم که دوران نیمه چادر نشینی خود را میگذراندند، با ابزارهای فنی و عقلی یهود توانست مردم بابل را بخاک و خون بکشد و اموال انها را تصاحب کند )
    یهودیها هنوز هم که هنوزه، با گذشت 26 قرن از این فاجعه غمبار، به مناسبت آن پیروزی و قتل عام بی سابقۀ تاریخی که بدست خشایار شاه بربر بوقع پیوست، عید می گیرند.
    از یک طرف – یهودی ها در این روز لباس های شبیه جنایتکارانی مثل خشایار شاه را پوشیده و با بازی کردن، نقش او، این جنایت بزرگ را تجدید خاطره میکنند. همچنین برای شکر گزاری به در گاه خدا روزه گرفته و به رقص و پایکوبی می پردازند.
    از طرف دیگر- از آن زمان به بعد، باز ماندگان پراکنده در کوه پایه ها، جنگل ها و اعماق صحراها، هر سال، روز سیزدهم فروردین را به عنوان نماد مبارزه و اعتراض به جنایت خشایار شاه بربر که آنها را سراسیمه از خانه و کاشانۀ شان فراری داده بود، برگزیده و سر به کوه و صحرا می گذارند.

  246. امید Says:

    سلام به همه

    حضراتی که از قول کتیسیاس به تمدن ما وکوروش کبیر فحش میدن بهتره حرفهای هرودوت ،پلوتارک ، گزینوفون (صاحب کتاب کوروشنامه یا سایرو پدیا ) پلوتارک استرابون، آریان، دیودور
    وبقیه رو که همه ازدم یونانین و کتیبه های بابلی رو درباره کوروش بخونن بعد فحش بدن مطمئنا پشیمون میشن
    حضرات دیگه که ازتورات میگن باید بدونن که قضیه پوریم فقط در تورات ذکر شده وکوچکترین نشانی از اون در نوشته های مورخان فوق نیست
    اگه کوروش بده محمود و مسعود غزنوی ،طغرل وآلب ارسلان ، سلاطین غوری، قراختاییان ، محمد وجلال الدین خوارزمشاه، تیمورررررررر لنگ آدمکش ، اسماعیل صفوی ، که به پسران تبریزی تجاوز میکرد (در قضیه تصزف تبریز به نقل از خواند میر مورخ دربار) و امثال آقا محمد خان و فتعلیشاه، و ناصر الدین شاه وغیره مثل محمد فاتح سلطان عثمانی چه هستند؟

  247. امید Says:

    ضمنا قوم ترکخالص ،مثل قزاقها قرقیز ها ترکمن های شمال ایران وغیره، از قوم زرد هستند ،ونیازی به تخصص در ژنتیک نیست پس چرا ترکهای ایران همه اینطور نیستند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    ضمنا آقایان اینها بحثهای تاریخی است به خاطر کسانی مثل پور پیرار و چهرگانی و… به هم توهین نکنید چون به قول حاقظ بزرگ
    ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون
    نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا

    همه میدمنیم که پانترکها دروغ میگن اما فحش دادن بسیار زشته
    ضمنا حضراتی که خیال میکنن آذربایجان از اول آرایی نشین نبوده به کتاب ( تاریخ آتورپاتکان نوشته آقای اقرار علی اف) مراجعه کنن

    با تشکر امید یک گیلک عاشق ایران از رشت

  248. Tarbizli Says:

    شبکه ای از شاه دزدها، جانی ها، خود فروخته ها، لمپن ها و مانقورت ها که صفت مشترک همۀ آنها در لواط، اعتیاد و کاسه لیسی هست، هر کسی را که از حق و هویت خودش دفاع کند، انگ تجزیه طلب و پانترک می زنند. از این شاه قوادها باید پرسید، چرا همۀ پان ها بد هستند بغیر از پان فارس سگ؟ جالب اینجاست که سیستم پان فارس سگ که ایران را فارس و زبان ان را فارسی تعریف میکند بر فرضیات است. بعبارت دیگر- سیستم پان فارس سگ بر روی پشم پایه گذاری شده است. کلمۀ فارس یا پارس اسم نیست بلکه صفت است که بمعنی افراد ولگرد و سگ صفت امده است. زبان فارسی هم لهجۀ بسیار ناقص عربی می باشد که یک زبان بی بار و فاقد ارزش تکلم است.

  249. ماني Says:

    به اهورا مزدا سوگند كه از پاي ننشينم مگر اينكه شما اذري زبانهاي بي غيرت (جسارت به بقيه اذري زبان هاي با غيرت نشود) و تازيان را از پاي در نياورم

  250. Ali 2 Says:

    دنیای غریبی است، دنیای بنگ، دود و عشق بی پایان به استخووون: زبانهای آریایی !!!! سرزمین زردشتی که در تاریخ مثلاً ولادتش، 7000 سال اختلاف نظر!!! وجود دارد و محل ولادتش هم اصلاٌ معلوم نیست. خواستم خواص اعجاب انگیز « مواد » را بیازمایم که منجر به افاضات ذیل شد:
    1) یک چاه گه و شاش به « امی تیس »، همسر و خاله کوروش بربر.
    2) یک چاه گه و شاش بر کوروش تمام بربر، که سرزمین شرق میانه را « به درخواست مردمان این سرزمینها » !!!!؟؟؟بخاک و خون کشید.
    3) یک چاه گه و شاش بر کمبوجیه که با دو خواهر خودش ازدواج کرد.
    4) یک چاه گه و شاش به نژاد تراشان و قصه سرایانی که، از کورش بربری که دوران نیمه چادر نشینی خود را میگذراند و نه تنها ابتدائی ترین آشنائی با جوامع، مذاهب و نژادها دیگر را نداشت بلکه، حتی خواندن را هم بلد نبود، بنیانگذار حقوق بشرش کردند
    5) یک چاه گه و شاش بر داریوش جفتک انداز که بنای نیمه تمام تخت جمشید؟؟؟ را بنا نهاد
    6) هزاران احسن و مرحبا بر اسکندر ذوالقرنین و چنگیز خان مغول، که اولی بنای سنگی و نیمه تمام تخت جمشید را به « آتش بدون دود » شعله ور ساخت و دومی در ایران! خالی از سکنه، میلیونها انسان و حیوان را از دم تیغ گذراند .
    7) العجب از نژاد تراشان و افسانه سازان ماهر، که از ایران 2 میلیونی زمان ناصرالدین شاه، به دوران خشایارشا، پنج میلیون نظامی با چند هزار کشتی که معلوم نیست در کدام بندر مستقر کرده بود، به یونان روانه نمود

  251. Ali 3 Says:

    خروج کورش با نیزه دارانش از بین النهرین و ادامۀ تهاجم حیوان وار او به سوی ایران، قابل اثبات نیست. زیرا که تنها سند باقی مانده از او، گل نبشتۀ بابلی اش که اگر واقعاٌ از او باشد، هیچ اشاره و آشنائی با ایران را نمی دهد. چنانکه ما از فرزندان او، یعنی کمبوجیه و بردیا نیز کمترین نشانی در این سرزمین نیافته ایم و چون کورش و نیزه اندازهایش قبل از اشغال و قتل – غارت بابل، دوران نیمه چادر نشینی خود را می گذراندند و نه تنها با جوامع، مذاهب و نژادهای دیگر آشنا نبودند بلکه حتی سواد خواندن و نوشتن را هم نداشتند بهمانخاطر گل نبشۀ بابلی هم مثل لوحۀ گلی منقوش خلیج و مرد بال دار جعلی هستند. نژاد تراشان و تاریخ سازانی که خیمه شب بازی تهوآور هخامنشیان را، راه انداخته اند، برای اعتبار بخشیدن به قصه های شاهنامه ای این ها را تدارک دیده اند.

  252. Ali 4 Says:

    داریوش شاه گوید: مردی نبود نه پارسی نه مادی و نه دودمان ما که » گئوماتای مغ » را از شهریاری محروم کند. داریوش، بیستون، ستون یک بند 13

    داریوش شاه گوید: پس از ان من به مقعد آن » وهیزدانه » و برجسته ترین پیروانش در شهر به نام » اداوچی » در پارس تیر فرو کردم. این است آنچه که من در پارس انجام دادم. داریوش کتیبۀ بیستون، بند 43

    نه تنها داریوش بارها تکرار کرده که به پارس ها حکومت می کند بلکه ایمان او به قدرت یهوه خدای معابد اورشلم است که یهودی بودن او را مسلم می کند. او اولین جائی را که بعنوان خانه برای خود انتخاب کرد، در کنار مقبرۀ برترین رب خدای یهود یعنی » دانیال » در شهر شوش بود.
    نژاد تراشان و تاریخ سازان عمداٌ برای بزرگ نشان دادن کشور گشائی دروغین منتسب به کمبوجیه و داریوش، بدون هیچ دلیل کلمۀ » مودرایا » را مصر و همچنین به ثتگوش، افه کچی و غیره، هویت جغرافیائی تعیین کرده اند.

  253. Ali 5 Says:

    در حالیکه کسی نمی داند که خط پهلوی چیست از کجا امده و مورد مصرف آن چه بوده است، افسانه سازان جیره خوار شایعه میاندازند که ابن مقفع ده ها کتاب را از پهلوی به عربی ترجمه کرده است. کسی تا حال کتابی بزبان پهلوی ندیده است.
    ……………..
    میگن شعرهای ابونواس از فارسی تاثیر گرفته است. اصلاٌ در زمان ابونواس زبان فارسی وجود نداشت که شعرهای ابونواس هم از آن تاثیر گرفته باشد

  254. شهاب Says:

    علي جون مادرتو گاييدم……

  255. Ali 6 Says:

     ادعای تمدن و فرهنگ ایرانی پیش از اعراب، توهمی بیش نیست
     اگر زرتشتی وجود داشت، هرودت لااقل چیزی در بارۀ او می نوشت
     اگر فارسی زبان اوستائی پارس ها بود پس چرا حتی یکی از کلمه های کتیبه در اوستا نیست.
    کنت می نویسد » زبان کتیبه ها هخامنشی زبان فارس هاست که زرتشتی بودند و اوستا می خواندند. اوستا متعلق به پیامبری است که در بلغ و خراسان ظهور کرد ولی کتابش را را به زبان مادی نوشته است که شباهتی به زبان کتیبه ها ندارد » در عین حال کسی نمی داند که زبان مادی چیست چون نه فقط کلمه و حرفی به زبان مادی نیافته ایم بلکه حتی نمی دانیم که ماد ها کجا می زیسته اند پس کنت از کجا می داند که زبان اوستائی شبیه زبان مادی است. … اگر مرکز مادها در نواحی کردنشین کنونی بوده است پس چرا زبان کردها به زبان کتیبه های هخامنشی و به زبان اوستا شبیه نیست.
    علی اصغر حکم می نویسد « کوه خواجه در سیستان محل مرابقه و انتظار مردم بوده است نه بخاطر اینکه در انجا فقط ظهور » سوشیانس » را انتظار داشته اند بلکه از ان سبب است که زرتشت خود نیز در انجا زندگی می کرده است.، ( تاریخ ایران بر اساس مدارک باستان شناسی، ص 113 ) »
    تفضلی » کتاب دینی زرتشتیان اوستا نام دلرد بدین جهت زبانی را که این کتاب بدان نوشته شده است اوستائی نامیده اند. جز کتاب اوستا هیچ اثری دیگری به این زبان پیدا نشده است. در خود اوستا اشاره ای به نام اصلی این زبان نشده است و حتی کلمۀ اوستا نیز در متون اوستائی نیامده است»
    بهار مینویسد » خط اوستائی در زمان ساسانیان اختراع شده است و تا ان زمان متون اوستائی سینه به سینه میرسیده است »
    اگر اوستا را در قرن ششم میلادی نوشته اند، پس آن اوستائی دیگر که بر روی 1200 پوست گاو نوشته بودند و اسکندر مقدونی آتش زد، چی بود؟

    نه زمان و نه مکان ولادت زرتشت معلوم است و نه زبان مشخصی دارد. زرتشت هم مثل گل نبشتۀ بابلی کورش، مرد بال دار و لوحۀ گلی منقوش خلیج جعلی هستند که توسط نژاد تراشان و تاریخ سازان تدارک دیده شده اند.

  256. Ali 7 Says:

    فـــــــارس یعنی ســـــــــــــگ

    کلمۀ « پارس یا فارس » يك ناسزا و به معنای ولگرد، سگ صفت، بيخانمان، مهاجم وحشی و افراد کرایه ای در لغت نامه های دهخدا، معین و کردی ضبط است. در لغت نامه های عربی هم فارس یعنی موالی ( سگ من ) آمده است. در لغت نامه های سامی ها و کلدانی ها هم فارس یعنی مجوس بمعنی سگ نگهبان دم در است.
    خدا هم در قرآن از افراد فارس با عنوان ماجوج و یاجوج یاد کرده یعنی افراد ولگرد و سگ صفت زبان نفهم که فقط با پارس کردن، دم تکان دادن، با پاچه گرفتن و جفتک انداختن منظور خودشان را می رسانند.
    یونانی های قدیم هم به یک عده می گفتند، پرشین به معنی بـــربـــر و همانطوریکه به مردم حبشه هم میگفتند اتیوپی به معنی افراد سوخته.
    داریوش هم کسانی را که برای سرکوب سرداران اقوام مقاوم ميفرستاد، پارسی خوانده است که بیانگر صفت بودن اين کلمه است.

    « ويدرن نام پارسی، بندۀ من، او را سركــــــردۀ آن سپاه كـردم… ووميس نام پارسی، بندۀ من، او را به سـرکوب فـــــــرستادم… پس از آن سپاه فــــارس را فــــــرستادم… ارت وردي‌ي نام پارسی، بندۀ من، او را فـــرماندۀ آنان کـردم… ويوان نام پارسی، بندۀ من را سردار آنها کردم… ويدفرنا نام پارســـی، بندۀ من او را سردار آنان كردم… در زمان كشتن گئومات مغ اين مردان با مــن همـكاری كردند و همدستان من بودند : ويدفرنا، پسر وايسپار پارسی، اوتان پسر ثوخر فارسي، گئوبروو پسر مردوني پارسـی، ويدرن پسر بگابيگن فارســـــی، بگ بوخش پسر داتودهي پارسی، اردومنش پسر دهوك پارسی »

    خود فارس ها هم خودشان را سگ خطاب می کنند. انوری در مدح سلطان محمود غزنوی می گوید. به شگار رفته بودی / سگ خود نبرده بودی هستم سگگی بر استانت / خرسند ز تو به استخوانی
    بخود فارس یا پرشین گفتن نهایت نفهمی است.

  257. بهداد Says:

    روزی کوروش در حال نیایش با خدا گفت: خدایا به عنوان کسی که عمری پر بار داشته و جز خدمت به بشر هیچ نکرده، از تو خواهشی دارم. آیا می توانم آن را بیان کنم؟؟؟
    خداوند گفت: بگو ای بزرگوار بنده ی من…
    -از تو می خواهم یک روز، فقط یک روز به من فرصت دهی تا ایران امروز را بررسی کنم؛ سوگند می خورم که پس از آن هرگز تمنایی از تو نداشته باشم.
    - چرا چنین چیزی را می خواهی؟ به جز این هر چه را بخواهی برآورده می کنم؛ اما این را نخواه.
    - خواهش می کنم. آرزو دارم در سرزمین پهناورم گردش کنم و از نتیجه ی سالها نیکی و عدالت گستری لذت ببرم. اگر چنین کنی بسیار سپاسگزار خواهم بود؛ و اگر این چنین هم برایم نکنی باز هم تو را سپاس خواهم گفت.
    خداوند یکی از ملائکه ی خود را برای همراهی با کوروش به زمین فرستاد و کوروش را با کالبدی از پاسارگاد بیرون کشید؛ فرشته در کنار کوروش قرار گرفت.
    کوروش گفت: عجب! اینجا چقدر مرطوب است!
    فرشته تاسف خورد…
    - می توانی مرا بین مردم ببری؟ می خواهم بدانم نوادگانم چقدر به یادم هستند؟؟
    و فرشته چنین کرد…
    کوروش برای این کار شوق و ذوق بسیاری داشت، اما به زودی ناامیدی جای آن را گرفت. به جز عده ای اندک کسی به یاد او نبود. کوروش بسیار غمگین شد، اما با صدایی رسا گفت: اشکالی ندارد؛ خب آنها سرگرم کارهای روزمره ی خود هستند.
    فرشته تاسف خورد…
    کوروش در راه می شنید که مردم چگونه یکدیگر را صدا میزدند: عبدالله، قاسم، جابر،…
    - هرگز پیش از این چنین نام هایی را نشنیده بودم!!!
    فرشته گفت: این نام ها عربی است و پس از هجوم اعراب به ایران مرسوم شدند.
    - اعراب؟؟؟ آن ها دیگر چگونه موجوداتی هستند؟؟!!
    - درست است؛ تو آنها را نمی شناسی. آخر آن موقع که تو بر سرزمین متمدن و پهناور ایران حکومت می کردی و حتی چندین قرن پس از آن، آنها قومی کاملا وحشی بودند.
    کوروش بر افروخت…
    - یعنی می گویی وحشی ها به میهنم هجوم آورده و آن را تصرف کردند؟! پس پادشاهان این سرزمین چه می کردند؟؟؟!!!!!!
    فرشته بسیار تاسف خورد…
    سکوت سهمگینی بین آنها حاکم شده بود.
    پس از مدتی کوروش گفت: تو می دانی که من جز ایزد یکتا کسی را نمی پرستیدم؛ مردم من اکنون پیرو آیین الهی هستند؟
    - در ظاهر بله!
    کوروش خوشحال شد… – خدا را سپاس! چه آیینی؟
    - اسلام.
    - چگونه آیینی است اسلام؟
    - آیینی بسیار نیک است.
    و کوروش بسیار شاد شد… – خداوندا، تو را بسیار سپاس…
    اما بعد از چند ساعت معنی «در ظاهر بله» را فهمید!
    - نقشه ی گشایش های ایران را به من نشان می دهی؟ می خواهم بدانم میهنم چقدر گسترده شده است؟
    و فرشته چنین کرد…
    - همین؟؟؟!!!
    کوروش باورش نمی شد، با ناباوری به نقشه می نگریست…
    - پس بقیه اش کجاست؟ چرا این سرزمین از غرب و شرق و شمال و جنوب به این اندازه شگرف کوچک شده؟!
    و فرشته بسیار تاسف خورد…
    - خیلی دلم گرفت هرگز انتظار چنین چیزی را نداشتم. می خواهم سفری کوتاه به آن سوی مرزها داشته باشم و بگویم ایران من چه بوده. شاید این سفر دردم را تسکین دهد.
    فرشته چنین کرد…
    تازه به مقصد رسیده بودند که با مردی هم کلام شدند. هم نشینی با کوروش به آن مرد لذت بسیار بخشیده بود. پس از چند دقیقه که با هم گرم گرفته بودند، آن مرد از کوروش پرسید: راستی شما اهل کجایید؟
    کوروش با لبخندی مغرورانه سرش را بالا گرفت و گفت: ایران!
    لبخند مرد ناگهان محو شد و با ترس و عصبانیت گفت: اوه! خدای من! او یک تروریست متحجّر است!!
    کوروش از این رفتار بسیار متعجب شد. عکس العمل آن مرد به هیچ وجه آن چیزی نبود که کوروش انتظارش را داشت. قلب کوروش شکست.
    به آرامی گفت: – مرا به آرامگاهم برگردان…
    فرشته بغض کرده بود و با بغض گفت: اما هنوز خیلی چیزها را نشانت نداده ام! دروغ، وضعیت اقتصادی، فساد، پایمال کردنِ…
    کوروش رو به آسمان کرد و با فریادی اشک آلود گفت: خداوندا مرا ببخش که بیهوده بر خواسته ام پافشاری کردم. کاش هم چنان در خواب و بی خبری به سر می بردم…

    و این بار دیگر فرشته گریست…

    کوروش تو نخواب که ملتت در خواب است/ آرامــگــه ت غــرقـــه بـه زیـــر آب است
    این بـار نـــه بـــیــگــانــه کـه دشــمــن نیز ز خود است/ صد ننـگ به ما کـه روح تو بی تاب است

  258. بهداد Says:

    شاشیدم به هیکل هرچی وطن فروش بزدل و بیگانه
    آخه احمقایی که میاین چرت و پرت راجع به تمدن یک کشور مینویسین برین یه ذره مطلب تاریخی بخونین بعد بیاین ذر بزنین!!!!!!!!!!!!!

  259. شهاب Says:

    افرين بهدادا جون دمت گرم ادمهايه وطن فروشي مثل اين علي حرومزاده خيلي اومدن و زر زر كردن…..واقعابرايه ادمايه وطن فروش متاسفم……اين رو بدون علي وطن فروش كه كوروش پيامبر ماست وخيلي بزرگه انقد بزرگه كه تو ذهن وطن فروشايي مثل تو نميگنجه.اره….به اميد ايزد يكتا يه روزي اين عربايه حرومزاده برايه هميشه برن ومحو شن…..اون پيامبرت متحجره اون محمد عرب كه فسادش انقد زياد بود كه عايشه رو تو سن 6سالگي ميكنه….به زنهاي قبايل بني نظير و بني قينقاع رهم نميكنه با همشون ازدواج ميكنه…..اخه علي بيشعور تو مگه نميدوني كوروش اقاي اسياست……كير تو دهن اون اخوندايه مادر جنده كه ميگن ذوالقرنين اسكندر كسگشه……كسگش سگ تويي واون ادماي وطن فروشي كه اومدن نظرايه تخميشونو گذاشتن رفتن…….هرگز نخواب كوروش…………………

  260. Ahmad Says:

    مثل سگ از سرودن شاهنامه پشیمانم

    سرودن شعر حرفۀ سگ طوسی بود نه طرز تفکرش. افراد بخصوصی قصه های مورد نظرشان را با مقداری استخوون در اختیار سگ طوسی قرار می دادند و او آن قصه ها را بصورت شعر در می آورد. بهر حال، او در اواخر عمرش از سرودن شعرور نامه پشیمان شد. بعبارت بهتر، بخاطر قطع شدن جیره اش، از پارس کردن به این و آن مثل سگ پشیمان شد. خودش در این رابطه میگوید:

    از آن نامور نامداران شهر / علی ديلمی بودلف راست بهر که همواره کارم به خوبی روان / همی داشت آن مرد روشن روان ابونصر وراق بسيار نيز / بدين نامه از مهتران يافت چيز حسين قتيب است زآزادگان / که از من نخواهد سخن رايگان از اويم خور و پوشش و سيم و زر / از او يافتم جنبش پای و پر نی‌ام آگه از اصل و فرع و خراج / همی غلطم اندر ميان دواج

    او برای جبران گه خوری هایش، داستان یوسف و زلیخا را که از ان به عنوان توبه نامه سگ طوسی یاد می شود،سرود. نمونه ای از اشعار او در یوسف و زلیخا

    به نظم آوریدم بسی داستان / ز افسانه گـــــفته باســــتان
    ز هر گونه ای نظم آراستم / بگفتم درو هر چه خود خواستم
    اگرچه دلم بود از آن بامزه / همی کاشتم تخم رنج و بزه
    از آن تخم کشتن پشیمان شدم / زبان را و دل را گره بر زدم
    نگویم کنون نامه های دروغ / سخن را به گفتار ندهم فروغ
    نکارم کنون تخم رنج و گناه / که آمد سپیدی به جای سیاه
    دلم سیر گشت از فریدون گرد / مرا زان چه؟ کو ملک ضحاک برد؟
    ندانم چه خواهد بدن جز عذاب / ز کیخسرو و جنگ افراسیاب
    برین می سزد گر بخندد خرد / زمن خود کجا کی پسندد خرد؟
    که یک نیمه عمر خود کم کنم / جهانی پر از نام رستم کنم؟
    دلم گشت سیر و گرفتم ملال / هم از گیو و طوس و هم از پور زال
    کنون گر مرا روز چندی بقاست / دگر نسپرم جز همه راه راست
    نگویم دگر داستان ملوک / دلک سیر شد زآستان ملوک
    دوصد زان نیارزد به یک مشت خاک / که آن داستانها دروغ است پاک

    با توجه به بیت اخر، خود سگ طوسی میگوید که ارزش شاهنامه از یک مشت خاک هم کمتر است

  261. Miyanali Says:

    طبری می نویسد

    روزی کورش با اسبش در صحرا گشتن کردندی. پارس بز چران را دیدن کردندی که او بسیار کلان کثیف هستندی. از او پرسان کردن کردندی که هر از چند وفت خود را شستن کردن کردندی. پارس بز چران جواب دادن کردندی، من در عمرم دوبار خود را شستن کردن کردندی.
    1) یک بار زمانیکه مادرم مرا به دنیا آوردن کردن کردندی.
    2) یک بار دیگر در حال فرار بخاطر دزدی خود را به نهر زدن کردندی.
    پارس بزچران از کورش پرسان کردن کردندی، شما هر از چند وقت خود را شستن کردن کردندی؟
    کورش جواب دادن کردندی، من سالی یک بار خود را شستن کردن کردندی.

    پارس بز چران بسیار کلان تعجب کردن کردندی. بعد پرسان کردندی. مگر شما ماهی هستندی که همیشه در آب هستندی.

  262. Ali 8 Says:

    تا طلوع اسلام، قریب 80 سلطان و امپراطور،در قوارۀ ستیز مداوم با روم و یونان، غرقه در ثروت ،قدرت، فرهنگ، آگاهی و عنوان، در ایران حکومت کرده اند، اما از این همه امپراطور بلند مرتبه، جز همین اسامی افسانه ای و قصه های شاهنامه ای، دیگر خردلی نشان از تاریخی نمی یابیم. آنها شهر، بازار، معبد، کاخ، کوچه، گهواره و گور ندارند و نه تنها رد هیچ حکومتی از این همه قرن و این همه امپراطور، که به جنگ رومیان می رفته اند، بر جای نیست بلکه حتی یک نیزه و دشنۀ مفرغی و یا یک کاسۀ سفالین ساده نیافته ایم.

  263. Ali 9 Says:

    هرتسفلد که از او بعنوان معمار پاسارگاد یاد می شود، در سال 1928 یک تخته سنگ u شکل را به دشت باز و بدون عوارض باستان شناختی دشت مرغاب که قرار بود پاسارگاد در همانجا ساخته بشود، انتقال داد. بر بدنۀ بیرونی آن، تصویر یک چهرۀ بال دار ناشناس رسم است. تاج مصری الاصل آن، حالت ایستادن و همچنین مدل لباسش حاکی از مصری بودن آن می باشد و با هیچ یک از داده های باستان شناختی ایران تطبیق نمی کند. چنان که دیگر تصاویر ناسالم و واریختۀ سنگی موجود در کاخ های پاسارگاد نیز، مانند آن نقش انسان – ماهی، آن دیو – پرندۀ چنگال دارکاخ بار تماماٌ نقش بر جسته های بین النهرینی و به خصوص آشوری اند، که به پاسارگاد منتقل شده، برای ساخت شهرک و مقبره برای کورش که تا کنون هیچ ردی پای از او در ایران نیافته ایم.

  264. Ali 10 Says:

    هخامنشیان، اولیه و اصلی ترین شناسنامه نمودار ارزیابی توانائی های هنری و اقتصادی یک تجمع سیاسی و حکومتی یعنی سکه را به تاریخ عرضه نکرده اند و فاقد شناسنامه رسمی در نمودارهای مصطلح ثبت احوال هستند.

  265. Tarbizli Says:

    مشخصات یک پهلوی طلب دو آتشه:
     عدم آگاهی به مسائل سیاسی
     خائین به وطن
     همجنس بازی
     اعتیاد شدید به مواد مخدر

  266. araz elses Says:

    یاشاسین ازربایجان خاک تو سر این مملکت فاسد ایران باشه ایول به عرب ایول به کرد لیاقت شما….عربه..فارس یادت بمونه خلیج عرب میمونه

  267. araz elses Says:

    کیروش یا کیر روش یا کیرتوش از یکی از افتخارات عرب زبانان عزیز یا پارس کنان عزیزه

  268. علي اكبري Says:

    كوروش يك لواط كاره بدكاره بيشتر نبوده كه در جواني چوپاني ميكرده و لواط ميداده هخامنشيان هم به عنوان يك سلسله بي عرضه با لشكر يك مليون نفري از سيصد نفر يوناني شكست خوردند و در آخر هم داريوش سوم از ترس اسكنددر زنان و دخترانش را رها كرد و تا مرو پياده دويد مي توانيد فيلم اسكندر كبير يا سيصد را ببينيد

  269. رضا Says:

    من 2 ساله در تبریز زندگی می کنم. اعتراف می کنم بعضی از مردم اینجا خریت جزئی از وجودشون شده. تقصیری ندارن.
    راستی هیچوقت فراموش نکنید که ترک ها، مهاجران متجاوزی هستند که از ترکمنستان به ایران آمدنند. حتی کلمه آذربایجان هم یک کلمه فارسی است. آذر یعنی آتش و بایجان همان بایگاه است به معنی محل بایگانی و نگهداری که بعد از حمله اعراب به ایران چون در الفبای خود «گ» نداشتند «گ» به «ج» تبدیل شد. آذربایگان یعنی جایگاه آتش

  270. نادي Says:

    از خواندن این نوشته و کامنت ها واقعاً ناراحت شدم. اتفاقی به اینجا آمدم و بنظرم واقعاً این کار زشتیه که بخواهیم بخاطر ترک بودن یا فارس بودن (یعنی چیزی که ابداً دست خودمان نبوده) به همدیگه فخر بفروشیم و یا توهین کنیم.بهتر نیست که خودمان در زندگی کاری بکنیم یا حرفی بزنیم که باعث افتخارمان باشد؟ با وصل کردن خود به ترک و فارس و کرد و لر و بلوچ و .. …آیا افتخارات یا اشتباهات آنها به ما مربوط می شود؟
    دوران این گونه جدل ها سال هاست که به پایان رسیده. حتا اصطلاح «هموطن» هم تاریخ مصرفش به سر آمده. چراکه قبل از این ملیت های قراردادی و سببی و نسبی؛ همگی شهروند یک دنیا هستیم
    پاینده باشید

  271. ایرانیش Says:

    آخه مادر قهوه ی توله سگ نژاد کیری….کی به شما کیر خرها اجازه داده که انقدر گه خوری بکنید؟ همین ایرانیا بودن که شما عربای بوگندوی سوسمار خور رو از توی آشغال دونی کشیدن بیرونو به اصطلاح آدمتون کردن…..آخه شما توله سگا کی بودین به جز یه مشت گراز وحشی لاشه خور عوضی؟

  272. shir Says:

    akhe torke khar torke nafahm….az bas fars ha tahghiret kardan oghdei shodi?rast migan torka hamashoon kharan
    man to ro migam….nane o agha torketam migam….haroomzade ye tork

  273. سارال Says:

    دوستان حقیقت همیشه تلخه منم با این موافقم که این مساله به ترک وفارس ربطی نداره ولی خب با این همه نمیشه تاریخ رو تحریف کرد یعنی شدنی نیست اینهایی که نوشته شده واقعی بوده ان متاسفانه واین را نمی توان به حساب این گذاشت که کوروش با این کاراش آدم بدی بوده ولی پنهان هم نمی شود کرد چه لکه بدی تو تاریخ ایران وپارسی زبانها جا داده هست که نمی شود پاکش کرد بهتر هست راه دیگه ای را انتخاب کنیم تا حدا قل از بار این حقارت کم بشه نا اینکه به یک دیگر بپرین ………

  274. Bill Kaulitz Trumper Says:

    ملت بیکارنا
    هم نویسنده
    هم بقیه که میان نظر میدن و بهم ناسزا میگن..الان ما داریم تو یه کشور زندگی میکنیم
    مهم نون شبه که فعلا به برکت کشورداریه دولتیا خیلیا ازش محرومن
    به کوروش کبیر بسیاراحترام میزارم
    به پیامبر عرب بسیار احترام میزارم(البته به نژاد عرب بودن پیامبر (صلی الله و علیه وآله وصلم)شک دارم..چون خصوصیات جسمانی ایشان و آریاییها بسیار بهم شبیه بوده است و ایشان و خانواده شان بین اعراب به زیبایی و خوش سیرتی معروف بوده اند)
    اگه واقعا کوروش کبیر همان ذوالقرنین بوده (که در قرآن پیامبر بسیار مورد احترام است و به فاتح جهان ازو یاد شده است )پس پیامبر و کوروش همدیگرو برادر صدا میزدند(در صورت مواجهه)
    سوالم اینه که چرا ما به جای اینکه برادرانه بشینیم حرف بزنیم هماطور که ادعا میکنیم پیامبر (از طرف مسلمانان)و کوروش(طرفدارای دو آتیشه ی این شخصیت بزرگ ایرانی) انسانهایی بزرگوار بوده اند همش باید بزنیم تو سرو کله ی همدیگه؟

  275. Bill Kaulitz Trumper Says:

    حالا یه حرفی
    چرا میگیم ترک؟
    یا فارس؟یا عرب؟
    مهم اینه که انسانیم همه
    کتیبه های سومرو بخونین
    ینی میخواین نژادی از دنیای دیگر (آنوناکی=خدایان باستان سومر..طبق گفته ی خیلی از محققان خط شناس باستانی ومترجمان زبان سومری 445000سال پیش اینها از سیاره ای دیگر بر زمین فرود آمده اند و انسانها را به بردگی کشیدند(حرف خودم نیست حرف باستانشناسای سومر..البته نه سومر دوره ی هخامنشیان خیلی قدیمیتر)) بهتون حکومت کنه تا قدر انسان بودنتونو بدونین

  276. Bill Kaulitz Trumper Says:

    حالا اگه جدی نمیگیرین با خودتونه
    سالها در زمینه ی خدایان باستان تحقیق کردم(نگین دیوونس)

  277. شاهین ا Says:

    بالاخره ثمره سی سال ضد فرهنگ کار کردن حکام به نتیجه رسید و ان همین ادبیات بکار رفته در کل مطالب بالا بود چه انهاییکه له یا علیه فارس و ترک حرف زدند است. چه انهاییکه سکوت کردند.بله سناریوی اضمحلال یکی از قدیمیترین حکومت و نمدن های جهانی خیلی راحت به پایان دارد می رسد. و در اینده فقط در کتب در باره کشوری بنام ایران خواهید خواند. خوتان خبر ندارید که اتشبیار معرکه شده اید. بگویید بار هم بگویید همه شما ها نمیدانید که سربازان بی جیره و مواجب یک نمایشنامه هستید. تا کشوری بنام ایران دیگرنتواند سر بلند کند. حالا همش ازخربودن ترک! اقا بودن فارس! سوسمارخور بودن عرب بگویید. ولی همه شماها تا فرصت پیدا میکنید با یپرواز به دبی پایتخت سوسمار خور ها و انتالیا بندر ترک های خر و یا به هر کجای دیگر که از انها بد میگویید می پرید. بیشترین پول های خودتان را پای سفر به غربستان در ظاهر خانه خدا به پای سوسمار خور ها میریزید و در برگشت صور و سات اینکار را هم میدهید. انگار واقعا خدا مقیم مکه است. و در خانه های همه شما ضد ترک های خر هم دویست کانال ترکیه وجود دارد و خواب سفر به استانبول را می بینید. حالا بروید خجالت بکشید همه شما ها از این نوشته هایی که یکی به نفع یا ضد دیگری نوشته یا می نویسید.همانطور که سن های بالای چهل سال از حماقتی که در سال 57 کردیم خجل هستیم دیر نیست ان زمانی که شما نیز از این نوشته های خود تاسف بخورید و ان زمان دیگر سودی نخواهد داشت.پند گیرید . کارگردان از بالا دارد صحنه گردانی میکند و خود خبر ندارید.

  278. شهاب Says:

    كير تو دهن هر چي وطن فروشه كسگشه…….

  279. ایرانی Says:

    کس ننت،کس کش ترک خر ،کیری.

  280. پرهام Says:

    آخه بی شعور، تو اگر حداقل 2 برگ کتاب تاریخ مطالعه میکردی این اراجیف رو نمی نوشتی. اون چهارپایانی هم که برات هورا کشیدن خر تراز خودتن که هنوز نمیدونن اون ترکیه که نهایت آرزوی شماهاست، هنوز که هنوزه یه دستخط ندارن و از الفبای لاتین استفاده می کنن. اگر جلوی چشمم بودی مادری از می گاییدم که آرزو میکردی ننه ات رو همون آقا سگه بگاد. کس کش بی غیرت.

  281. آتوسا Says:

    چتونه این همه فحاشی میکنید این که کوروش کبیر کی بوده به همه ثابت شده بزرگ مرد تاریخ
    نمیخواد به هم توهین کنید این دکتر هم اگه کمی عقل داشت این شر و ور هارو نمینوشت

  282. شهاب Says:

    دكتر حرومزاده اگه پيدات كنم تيكه پارت ميكنم….دلم خيلي ازت
    پره حرومزاده……

  283. شاهین ا Says:

    بچه های ایران خواهش میکنم از این جملات زشت استفاده نکنید. اگه شما دارید این به اصطلاح آقای دکتر را نقد میکنید با ادبیات خوب نقد کنید استفاده از کلمات رکیک در شان فرزندان کوروش بزرگ نیست. بیایید به این دکتر جیره خوار بیگانه نشان دهید که شان و اصالت نسل اریایی چطوری است. ایشان هنوز در دشتهای تاتارستان و قره گوم دارد زندگی میکند.که از صدقه سر اریایی ها به ابادانی و مدنیت رسیدند. ایشان خبر ندارند که چند سال قبل به ایران لقب مادر جهان داده شد. که واقعا هم درست است. نگاه به وضعیت فعلی نکنید. ایشان خبر ندارد که اگرجزوه ترکیه هم بشوند باز زیر دست ترکیه غربی باید باشند.یعنی قسمت غرب ترکیه است که سیاست گردان کل ترکیه می باشدو همین الان که زمینی هم وارد ترکیه می شوید تا آنکارا خیلی کشور چشمگیر و مدرنی نمیبینید از انکارا به بعد است که تفاوت ها اغاز میگردد. تازه ما چقدر بدبخت شدیم که کشور نوپا و تازه از بحران خارج شده ترکیه باید برایمان بهشت موعود باشد.اصلا جواب یک خائن را ندهید. او میخواهد با این توهین ها شما ها را عصبی کند بهتر است تحفیق کنید و جواب اقا دکتر لیر مواجب بگیر را با سند و مدرک بدهید. فحش رکیک دادن بعنی مثل همین اقای دکتر بودن است در صورتیکه ما با او فرق داریم.

  284. سید علی هاشمی Says:

    یک روز همدیگه رو از نزدیک می بینیم اونوقته که آرزو می کنی که کاش از مادر بدنیا نیومده بودی

  285. Ali11 Says:

    فارس های شووینست پای منقلی، افسانه ای سفارشی را در این یا ان مقوله آغاز میکنند و به شرح در می آورند و موقع ثبوت شروع به فریب کاری از قماش نابودی، سرقت، و یا سوزاندن می کنند.
    قصه سرابان پای منقلی در این شگرد و شیوه دو سود را میجویند.
     نمایش دارائی های خیالی یا به عبارت بهتر، وصل خود به اجداد فرضی شان که نژاد تراشان و تاریخ سازان غربی با منظور خاصی برای یک عده تدارک دیده اند.
     ایجاد کینه ملی نسبت به نابود کنندکان ان دارائی های خیالی مانند عرب ها، اسکندر مقدونی و ……

    برای مثال- افسانه سازان پای منقلی که منقل شان از همبن راه گرم نگه داشته می شود، می گویند: در سارویۀ اصفهان کتابخانه ای بود که عظمت ان خیلی بیشتر از اهرام ثلاثۀ مصر بود ولی عرب ها با لیزر طوری نابود کردند که حتی خشتی از آن کتابخانه بر جای نمانده است. حالا چرا عرب ها اهرام ثلاثه مصر را با همان لیزر از بین نبرده اند، معلوم نیست!!!

  286. Babak Says:

    حاجی محمد رضا شاه پهلوی فرزند رضا پشکل

    خاندان پهلوی در واقع مسخره ترین خاندان پادشاهی در تاریخ خاورمیانه میباشد که به ایرانی ها تحمیل شد. رضا مهتر کرجی الاصل از نگهبانی اسب سفارت های هلند و انگلیس در طهران به پادشاهی رسانده شد. از یک طرف، او برای فریب خلق در مجالس عزاداری خرافه‌ پرستی ‌میکرد، همچنین در تاسوا و عاشورا، گل بر سر و صورت خویش می‌ مالید تا روحانیون جیره خور، او را احیا کننده دین معرفی کنند. از طرف دیگر، می گفت که هر کلمه باید با پیشوند « شاه » شروع شود مانند شاه کس، روغن شاه‌ پسند، شاه کلید، شاهراه، شاه دزد، شاه‌ییت، شاه مردان، شاه سگ و…! الفاظی که ریشه در خرافات دوران هخامنشیان بربر داشت. سفیر وقت امریکا در طهران، بعد از دیدار و گفتگو با رضا پشکل، گفته بود که رضا پشکل تنها مقداری ناچیز با یک حیوان وحشی فاصله دارد.

    بعد از مرک رضا پشکل، زنش، تاج الملوک، اول صیغۀ یک اخوند سید شد و بعد با یه کارگر اسفالت کار بنام خرم ازدواج کرد. بعد از انقلاب، تاج الملوک مادر حاجی محمد رضا شاه پهلوی در یه بیمارستانی در نیورک تک و تنها و در نهایت غریبی مرد. در روز مرک هیج کسی بالای سر او نبود. جنازۀ وی هفته ها در بیمارستان ماند و هیچ کس حاضر به پرداخت مخارج بیمارستان، مخارج کفن و دفن را به عهده نگرفت تا اینکه فرح از پاریس 5 هزار دلار برای غلامرضا پهلوی جهت دفن تاج الموک فرستاد که غلامرضا انرا بالا کشید تا بلاخره، جنازۀ تاج الملوک توسط شهردار نیویورک بدون هیچ نام و نشانی همچون افراد بی خانه مان در گور دسته جمعی به خاک سپرده شده.

    حاجی محمد رضا شاه پهلوی، شاهنشاه اریامهر {( نور اریا)، به گچل میگن زلف علی} فرزند رضا پشکل با چشمان بسیار ضعیف، قد کوتاه، اندام ضعیف و دماغ بزرگ، شبیه آدم های عقب ماندۀ ذهنی – جسمی بود. او در دوران جوانی که در سویئس تحصیل می کرد، عاشق یک پیر زن مستخدم مدرسه شده بود. از نتیجۀ این عشق و عاشقی، زن حامله میشود.
    فرزند رضا پشکل نه تنها دارای قد کوتاه، اندام ضعیف و دماغ بزرگ بود که معمولا مردم ممد دماغ صدا میکردند و موقع حاضر شدن در جمع، حضار میگفتند، صلی علی محمد – ممد دماغ خوش آمد بلکه دارای ضریب هوش بسیار پائین هم بود. پدرش رضا پشکل روزی گفته بود که ممد، ایگاش تو دختر بودی و این اشرف پسر می بود. در دوران حکومت ننگین همین پسر رضای پشکل زاده، بحرین به آسانی از ایران جدا شد. او دکتر فاطمی، وزیر خارجۀ دکتر محمد مصدق را فقط بخاطر اینکه در سال 1333 مجسمۀ رضا پشکل را زیر کشیده و بعد به آن شاشیده بود، اعدام کرد. محمد رضا خودش را ظل الله ( سایۀ خدا در روی زمین ) می خواند و میگفت، حزب فقط رستاخیز – رهبر فقط محمد رضا شاه پهلوی

    بهر حال، در حالی که خیلی از مردم در حلبی اباد های طهران زندگی میکردند و به نان شب محتاج بودند، ممد دماغ موقع فرار از ایران، 36 میلیارد دلار را با خودش برد. فیلم مستند 36 میلیار دلار را در اینجا ببینید

    اشرف خواهر محمد رضا هم با یه رانندۀ تاکسی مصری بنام شفیق ازدواج کرد. شفیق همۀ پول های اشرف را بالا کشید و رفت به مصر و دیگر برنگشت. او بعداٌ عاشق لئون پالانچی ارمنی شد. پالانچی هم زمین های او را در رامسر بالا کشید.

    شمس خواهر دیگر محمد رضا هم با مهرداد که در مهمانی ها ویالون میزد، ازدواج کرد.
    علی رضا، برادر حاجی محمد رضا هم با یه فاحشۀ لهستانی ازدواج کرد
    لیلا پهلوی، دختر محمد رضا هم که بشدت کیر گیجه گرفته بود، با ان همه ثروت نتوانست حتی یه دوست پسر برای خودش پیدا کند. او هم که مثل سایر فارسا بشدت اعتیاد داشت، با مصرف بیش از حد کوکائین، در هتلی در لندن سنکوب کرد و مرد.
    جریان سنکوب کردن لیلا را در اینجا بخوانید.

    فارسا فرهنگ قوادی خودشان را مهمانوازی پارسیانه می نامند، زمانیکه جمیی کارتر رئیس جمهور وقت امریکا به ایران آمده بود تا شاید بتواند محمد رضا را در قدرت نگه دارد، محمد رضا که مثل سگ جلوی کارتر دم تکان میداد، از فرح خواست تا جلوی کارتر برقصد. فرح در حالیکه میرقصید، می خواند:
    الهی ممد دماغ بمیره – جمیی منو بگیره
    حضار هم میگفتند:
    شاهی به این بیغرتی، هرگز ندیده ملتی
    بطور خیلی خلاصه : منظور خلقت از خلق رضا پشکل و فرزندانش فقط برای تحقیر مردم بوده است.

  287. شاهین ا Says:

    هر هر هر خندیدیم. حیف اسم بابک که روی تو گذاشته اند.خوب الحمدالله که بقول تو که ان پهلوی پشکل نابود شدند الان که تقریبا تا اندازه طول مدت حکومت انها مملکت در دست تو است بابک جان . لطف کن موفقیت و پیشرفت های این سه دهه را بنویس
    . البته تقلب نکنی ها …یادت باشه که هنوز برای رفتن به شمال داری از همان سه جاده رضا پشکل استفاده میکنی . و اتوبان تهران شمال تو تا وقتی که زنده هستی راه نمیفته این مثال را زدم که در زمان دادن اطلاعات کلک نزنی و کارهای سابق را به حساب نیاری.

  288. کوروش کبیر(مردی از هخامنشیان) Says:

    با نام خدا و درود بر کوروش کبیر شاه شاهان آبرو دار ایرانیان
    این دکتر احمق خود فروخته از امسال همون الاقی که چند وقت پیش توی یه روزنامه گفته بود ما با منشور کوروش بشدت مخالفیم که اگه من اونجا بودم اون الاق و خفش میکردم اینا پدرشون یکی دو تا نیست واسه همینه این چرندیاتو میگن .مادر فاحششون با عرب و انگلیسی و اسرائیلی و خلاصه همه قومی رابطه داشته الا ایرانی اگه خون ایرانی تو رگشون بود ازین حرفا نمی زدن.بچه زن جنده ازین بهتر نمیشه.این بدبخت موقعی که تو رحم مادر جندش بوده هرکی از راه میرسیده داشته با مامان جونش حال میکرده با آلتش میزده تو کله این بد بخت این بیزبونم کلش تاب برداشته دست خودش نیست اگه این حرفارو میزنه البته اون احمقیم که گفتم تو مصاحبه با روزنامه اون اراجیف و گفته بود سر نوشتش مثل همین دکتر بد بخت بوده اون دیگه کلش سوراخ سوراخه

  289. tarbizli Says:

    در ایران، به توحش های حیوان وار عصر بربرهای هخامنشیان میتوان اشارۀ کوتاهی کرد:
    فرورانه یعنی زناشوئی با نزدیکان خود مثل خواهر- برادر و پدر – دخترو مادر – پسر برای نمونه: کمبوجیه با دو تن از خواهران خود ازدواج کرد. کورش با خالۀ خودش ازدواج کرد
    حلالند حوران سیمین بدن / چه دختر، چه خواهر، چه مادر، چه زن

    برورانه یعنی دختر کشی. انها دختر را ننگ می دانستند و اغلب دختران خودشان را همراه مادران شان زنده بگور می کردند.
    مرا گفت چون دختر آمد پدید / ببایست اش اندر زمان سر برید. چون زن زاد دختر، دهیدش به گرگ / که نامش ضعیف است و ننگش بزرگ.

    اَوَجَم یعنی چشم درآوردنها و گوش و بینی و زبان بُریدنهای مکرر، و دار زدنهای فجیع (چهارمیخ کشیدن توأم با روی نیزه نشاندنها ) و کشتارهای پی درپی. داریوش خونخوار( در اصل یهودی است) درکتبیۀ (بَغستون) یا «بیستون»(نگاه شود به: «شارپ»فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی صفحات: ۵۱-۵۳ و… ).
    افتخارکشفِ شکنجۀ وحشتناک ِاُستوانۀ خاکست توسط کورش که شخص مورد غضب ملوکانه را با سر در استوانۀ پر از خاکستر «رها » میکردند تا با تنفس خاکستر بجای هوا، با مرگ تدریجی و جانکاهی بمیرد. دیگرانواع شکنجه های ابتکاری مثل سنگسار و زنده دفن کردن و.. به هخامنشیان میرسد. نگاه کنید به «یاد داشتهای جوانی ناپلئون – ماهنامۀ آرتش، ترجمۀ سرلشگر محمودِ کِی» و » خلاصۀ تاریخ کتزیا س – ترجمۀ خلیلی – کامیاب،۱۳۷۹، چاپ: کارنگ صفحا ت ۹۵،۹۳،۸۸،۸۲،

  290. Ali 12 Says:

    در رابطه با گور کورش

    اگر در زمان شاهان سلسه هخامنشی، چنین گوری بر پا بود، بی شگ بر آورندگان تخت جمشید بایستی که گوشه ای از ان ولخرجی های آرایش گرانه را به بنای گور کورش بنیانگذار امپراتوری خود منتقل میکردند تا مورخین امروز مجبور نشوند اثبات پایتخت اصلی هخامنشیان را به روایت های مورخین و افسانه سازان کهن یونان و روم متکی کنند که هیچ کس قادر نیست بر برگی از نوشته های اصلی انان دست یابد و تمام انها به گونه ی لاعلاجی ناشناخته، مخترع و مجهول اند.

  291. Ali 12 Says:

    در کتاب « خلیج فارس!!! در نقشۀ کهن » چاپ کرده اند.

    « لوحۀ گلی منقوش از آثار کهن بابل در سه هزار سال پیش از میلاد نقشۀ دنیای بابلیان را نشان میدهد. و در پشت آن شرح نقشۀ حک شده است. در این نقشه بابل و آشور در احاطــــۀ « خلیج فارس!!! » دیده میشود. ســـــــــایر نقاط را به « نواحی دیــــــــــگر» خـــــــوانده اند. اصل لوحه در موزۀ بریتانیا نگهداری میشود !!! »

    پس پنج هزار سال پیش، یعنی دو هزار و پانصد سال قبل از پیدایش قوم با عنوان امروزی پارس ( پارس صفت است بمعنی ادم ولگرد و سگ صفت )، جغرافی دانی در بابل، پیش بینی ضرورت و لزوم وجود خلیجی با نام فارس اشاره به آن را در رسامیش منظور کرده است !!! آیا توسل نژاد تراشان و افسانه سازان به این چنین دست آویزهای مسخره و یا گل نبشتۀ ساختگی بابلی کورش، خود بی بنیانی اندیشۀ فارس سازان و خلیج خواهان را بیان نمی کند. جالب اینجاست که کلمۀ خلیج، عربی است و معادل آن در فارسی وجود ندارد.

  292. Ali 13 Says:

    روی دیگر سکه های منسوب به سلاطین هخامنشی بدون نقش است و گرچه هیچ دلیلی برای اثبات تعلق همین سکه های یکرو به هخامنشیان بخصوص که قطعه ای از آنرا در مرکز تجمع آنها یعنی در شوش، تخت جمشید، پاسارگاد و همدان نیافته ایم. اما با دلایل کافی می توانیم آنها را پست ترین سکه های ساخت بشر بدانیم. اگر آنها اصرار دارند که این سکه های ناشیانه ضریب شده و بی شکل را، از آن امپراطوران هخامنشی بدانند، پس در همان حال که در دورانی بارادارۀ همه جانبۀ جهان را برگردۀ هخامنشیان می گذارند، برترین دلیل و فصیح ترین سند ناتوانی فنی، فرهنگی و اقتصادی آن سلسه را نیز با هخامنشی شمردن این سلسه ها عرضه می کنند. و اگر میخواهند منکر تعلق این سکه ها به امپراطوران هخامنشی شوند، آنگاه می باید قبول کنیم که این سلسلۀ بدون سکه رسمیت و حضور خود را تنها با ضربه های نیزه اعلام کرده است.
    اگر معلوم نمی کنند که این سکه ها را کجا یافته اند، اگر صاحبان اصلی انها قابل شناسائی نیستند، اگر در سراسر شرق میانه از این امپراطوری ظاهراً مقتدر و پهناور کمترین نشانۀ تجمع عمومی، آئینی، اجتماعی نظیر شهر، بازار و معبد نیز به جای نمی بینیم. پس تردید نمی کنیم که اگر افسانۀ هخامنشیان را بار دیگر و بدون توجه به تلقینات توطئه گران که خود را به شمائل مورخ، ایران باستان شناس، مکتشف و مرمت کار آراسته اند، باز خوانی کنیم، تمام این اژدهای کاغذی دست ساختۀ آنها که هخامنشیان نام دارد، به سادگی مچاله و به دور افکنده خواهد شد

  293. Ali 14 Says:

    بدون استثناء هر آن چه را که تا امروز بنام هخامنشی عرضه کرده اند، هم فاقد گزارش اکتشاف است و هم دلیل روشنی برای هخامنشی خواندن آنها ندارند و از همه مهمتر این که با یقین کامل می توان مدعی شد که بخش عمده ای از این اشیاء به اصطلاح هخامنشی نوسازند و همانند بخشی از کتیبه ها و کتاب ها در دوران اخیر توسط نژاد تراشان و تاریخ سازان غربی که عمداٌ یهودی هستند، تدارک شده اند.

  294. Ali 15 Says:

    نژاد تراش معروف جان کرتیس و پای منبری خوان های پای منقلی داخلی که ادعا می کنند پاسارگاد 546 سال قبل از میلاد یعنی پیش از حملۀ کورش به بابل بنا شده پس ما اگر پیشینۀ هخامنشیان را تا دوران هخامنش بنیانگذار، یعنی 150 سال پیش از کورش به عقب برانیم انگاه این سوال بی پاسخ خواهد ماند که کورش سپاهیانش را برای مقابله با آستیاک و کرزوس از کجا حرکت داده و اگر او هفتمین شاه برزگ هخامنشی خوانده می شود و در پی هخامنش و چش پیش و آریارمن و کورش اول و آرشام کمبوجیۀ اول آمده پس پایتخت آن شاهان پیش از او در چه نقطه ای قرار داشته و اگر جاعلان برای آریارمن و ارشام نیز کتیبه بیرون داده اند، این کتیبه ها را کدام منشیان در چه شهری نوشته اند و در چه محلی نصب بوده است و اگر می گویند که این لوحه ها را در همدان یافته اند پس بپرسید که آریارمن و ارشام در همدان چه می کردنده اند که تا زمان آستیاک هم هنوز در اختیارهخامنشبان نبوده و اعتراف میکنند که بعد ها کورش از چنگ مادها در اورده است

    • hbahussein Says:

      ترک اگر لقمان شود دکتر شود باز هم ترک خر است.
      کون ترکان مو نمیروید نمیگویی چرا؟
      جاده را کوبیده اند دیگر نمی آید گیاه.
      به هر حال قزوینیها ترکها رو آوردند تو شهرشون یک حال ببرند دیگه.
      تا ولایت به دست ترکان است، مرد آزاده کنده تنبان است
      جهد کن تا دریده کون بینی، دور دور دریه کونان است.
      از طرف یک سرباز پارسی که جونش رو برای کشورش میده
      بهتره بری ببینی بیشتر دخترهای دوبی رو از جمهوری آذربایجان میارند.ق

  295. mary Says:

    آخه اين چرت و پرتا چيه كه نوشتي مردك مگه تو منشور كورش رو نديدي آخه سگ زاده تويي

  296. شهرام Says:

    این همه کینه و نفرت از بزرگ مرد تاریخ ایران چه معنایی را ذهن متبادر میکند؟
    آیا اینچنین گفتار نسنجیده و دروغین که از یک ذهن مغشوش و متعصب صادر گردیده وبه به و چه چه همپالگیانش را بهمراه دارد اصلا ارزش انتقاد دارد؟
    حقانیت کورش کبیر همانقدر روشن و آشکار است که حماقت این مردک خرد گریز که تمامی وجودش لبریز از کینه و نفرت از خاک پاک ایران زمین است.
    من یک ایرانیم و همیشه به پیشینه تاریخی کشورم افتخار کرده ام و یقین دارم که آنچه این مردک گجستک وطن فروش بزبان رانده نتیجه یک نوع عقده حقارت است که متاسفانه گریبانگیر عده ای شده.
    این به اصطلاح دکتر بهتر بود بجای تحقیق در تاریخ کهن این مرز و بوم کمی هم به پیشینه اربابان دون مایه خود توجه میکرد که تا اینطور آلت دست دشمنان این سرزمین قرار نمیگرفت.

    ملتی که شعارش: گفتار نیک کردار نیک پندار نیک است از یاوه گوییهای عناصر معلوم الحال تردید به خود راه نمیدهد.
    نام و یاد کورش همیشه در ذهن پاک طینتان تاریخ در هر کجای این کره خاکی به نیکی باقی خواهد ماند.
    هرکس را یارای تحمل عظمت نام ایران و فرزندان ایران نیست همان بهتر که به دامان مادران بدکاره خویش پناه برد که ایران جای بد سرشتان نیست.

  297. ارمين Says:

    چرا نمیشه تاریخ ایران رو نقد کرد؟ به تاریخ مجهول 5هزار ساله ایران که میرسه همه از ادم مدرک میخوان ولی از این آتئیستها چیزی نمیپرسند!!

  298. ارمين Says:

    تا ديروز ما همش میشنیدیم کوروش اینجوری کرد اونجوری کرد داریوش اونجوري كرد. ولي الن يه حرف جديد از گذشته.فکر میکنم اعلامیه حقوق بشر که توسگ اینها نوشته شده سر پوشی بود برای جنایتهاشون که در حق ارامنه وایرانیان انجام دادند .تمام ملتها به فکر گسترش علم ودانش بودتد ولی پادشاهان هخامنشی در فکر گسترش قلمرو وایجاد قصر برای خوشگذرانی وفساد

    • hbahussein Says:

      ترک اگر لقمان شود دکتر شود باز هم ترک خر است.
      کون ترکان مو نمیروید نمیگویی چرا؟
      جاده را کوبیده اند دیگر نمی آید گیاه.
      به هر حال قزوینیها ترکها رو آوردند تو شهرشون یک حال ببرند دیگه.
      تا ولایت به دست ترکان است، مرد آزاده کنده تنبان است
      جهد کن تا دریده کون بینی، دور دور دریه کونان است.
      از طرف یک سرباز پارسی که جونش رو برای کشورش میده
      بهتره بری ببینی بیشتر دخترهای دوبی رو از جمهوری آذربایجان میارند.اضصثضبش

  299. ارمين Says:

    علامیه حقوق بشر که توسگ اینها نوشته شده سر پوشی بود برای جنایتهاشون که در حق ارامنه وایرانیان انجام دادند .

  300. Ali 16 Says:

    تاریخ ایران مثل صدای تند باد است که نژاد تراشان و افسانه سازان خارجی از یک طرف و نقال های پای منقلی داخلی که زندگی زالوئی خود را از این طریق می گذرانند از طرف دیگر، براه افتاده است. صدای هارت و پورت آنها را میشنوی ولی هرگز بصورت فیزیکی چیزی نمی بینی.
    از پر آوازه ترین یلدگار مانده از هخامنشیان بربر، یعنی تخت جمشید، جز بنای نیمه ساخت، بی مصرف و غیر قابل سکونتی نیست، که تنها ثمرۀ ان تخریب و بی هویت کردن یک زیگورانت کهن، با مجموعه ای از معابد ایلامی بوده است. بررسی عالمانه معلوم می کند که افسانۀ اقتدار هخامنشیان، انگاه که تمام امپراطوران آن سلسه را فقط ساکن یک محوطۀ کوچک چند صد متری در اطراف بنای » تچر» می یابیم چون دود ناچیز یک شعلۀ کوچک شمع مفقود می شود.

    • hbahussein Says:

      ترک اگر لقمان شود دکتر شود باز هم ترک خر است.
      کون ترکان مو نمیروید نمیگویی چرا؟
      جاده را کوبیده اند دیگر نمی آید گیاه.
      به هر حال قزوینیها ترکها رو آوردند تو شهرشون یک حال ببرند دیگه.
      تا ولایت به دست ترکان است، مرد آزاده کنده تنبان است
      جهد کن تا دریده کون بینی، دور دور دریه کونان است.
      از طرف یک سرباز پارسی که جونش رو برای کشورش میده
      بهتره بری ببینی بیشتر دخترهای دوبی رو از جمهوری آذربایجان میارند.ثثث

  301. سازمان تاج بخشان Says:

    تنها پاسخ پاراگراف آخر و خط آخر نوشتارتان را می دهم:

    اگر شاهنشاه آریامهر بدون وسایل رفت و چیزی همراه خود نبرد نشان از شخصیت والای ایشان داشت. حتی مبلغ پولی که در حساب های خارج از کشور داشتند بعدها به شاهزاده رضا پهلوی و شهبانو فرح پهلوی رسید و پیمان بسته شد این مبالغ هنگفت در راه آزاد سازی و کمک به ایرانیان خرج شود. همانگونه که می دانیم شهبانو همیشه به پناهندگان خارج از کشور کمک می کنند و شاهزاده نیز در برنامه تلویزیونی اعلام کردند: مبلغی معادل درآمد نفتی ایران در این 30 سال با سرمایه گذاری سرمایه های ملی بدست آوردم و هر زمان که نیاز ملت ایران باشد در اختیارشان خواهم گذاشت.

  302. احمد Says:

    در یوتیوب تایپ کنید Mohammad Reza Pahlavi a Big Plunderer بعد کلیک کنید روی سرچ تا از غارت اموال مردم توسط خاندان کثیف پهلوی باخبر شوید.

  303. ترک سره ( ترک خالص یا همان ترک هشت سیلندر ) ایران شمالی Says:

    در روز نـبـرد ، بگیرمت ترک
    بر کله ی تو من می‌کوبم پـُـتک

    جای مغز تو ، من می‌کنم قیر
    وز مقعد تو گذر کنم تیر

    از یاد مبر سنان دارا
    بر آتش خشم ما میافزا

    ما زاده ی کوروش و خشایار
    بر کشور خویش نشسته هشیار

    آماده برای پاسبانی
    زین خاک و کیان آسمانی

    گر در سر تو هوای جنگ است
    بر فرق سرت سنان و سنگ است

    ور بار دگر عنان پذیری
    راه و روش نیات گیری

    پالان و لگام کهنه را باز
    بر پوزه و دوش خود کنی ساز

    پوزش طلبی ز آنچه بگذشت
    بر مردم این دیار و این دشت

    شاید که ترا ببخشم و خشم
    کاهش دهم و بـپـوشمت چشم

  304. احمد Says:

    ســــــگها شعر فارسي ميگويند
    (
    همواره در طول سلطنت پادشاهان ترک نژاد در ایران فارس سگ ها در مدح انهاشعر میگفتند وخود را تا حد یک سگ کوچک میکردند تا شاید پادشاه تکه استخوانی را در جلوی انها بیندازد .توجه شما را به تعدادی از این اشعار جلب میکنم

    1)فردوسی در مدح سلطان محمود غزنوی

    یکی گفت کین شاه روم است وهند* ز قنوج تا پیش دریای سند
    به ایران به توران ورا بنده اند* به رای و به تدبیر او زنده اند
    جهاندار محمود شاه بزرگ *به آبشخور آرد همی میش و گرگ
    چو کودک لب از شیر مادر بشست *ز گهواره محمود گوید نخست

    2) انوری ابیوردی در مدح سلطان سنجر سلجوقی

    «خسروا بنده را دوسه سال است که همی آرزوی آن باشد کز ندیمان حضرت ار نشود از مقیمان آستان باشد بخرش پیش از آنکه بشناسی کانگی رایگان گران باشد چه شود گر ترا درین یک بیع دست بوسیدنی گران باشد

    3) اثیراخسیکتی درمدح قزل ارسلان:

    «ای کمینگاه فلک ابروی تو* آبروی آفتاب از روی تو
    جای جانها گوشه شبوش تو* دام دلها حلقه گیسوی تو…
    بر سر کوی غمت بر تا «اثیر» *های هویی می زند بر بوی تو
    کم نگردد رونق حسن تو هیچ *گر بیفزاید سگی در کوی تو
    »
    (۵) در زمان شاه عباس صفوی، شاعری اصفهانی مورد توجه شاه بوده وشاه عباس وی را در سفر شکار همراه خود می برده است، لاکن مدتی توجه و عنایتی به وی نداشته است. شاعر از این بی توجهی شاه نسبت به خود پریشان خاطر شده جهت جلب نظر شاه عباس بیت زیر را می سراید

    «سحر آمدم به کویت* به شکار رفته بودی
    تو که سگ نبرده بودی *به چه کار رفته بودی»!!!

    (۶) جامی می گوید:

    هستم سگکی بر آستانت *خرسند زتو به استخوانی
    شد سگ کوی تو جامی،*** چون سگانش داغ کن
    تا بداند هر که بیند، ***کز سگان کوی تست

    7) فخرالدین عراقی هم می گوید:

    بگذار که بگذرم بکویت یکدم ز سگان کویم انگار
    بگذاشتم این حدیث کز من دارند سگان کوی تو عار
    پندار که مشت خاک باشم زیر قدم سگ درت خوار

    8) سنایی در مدح سلطان ترک:

    ما را سگ خویش خوان که تا ما گوییم که شیر چرخ ماییم(۷)

    • hbahussein Says:

      ترک اگر لقمان شود دکتر شود باز هم ترک خر است.
      کون ترکان مو نمیروید نمیگویی چرا؟
      جاده را کوبیده اند دیگر نمی آید گیاه.
      به هر حال قزوینیها ترکها رو آوردند تو شهرشون یک حال ببرند دیگه.
      تا ولایت به دست ترکان است، مرد آزاده کنده تنبان است
      جهد کن تا دریده کون بینی، دور دور دریه کونان است.
      از طرف یک سرباز پارسی که جونش رو برای کشورش میده
      بهتره بری ببینی بیشتر دخترهای دوبی رو از جمهوری آذربایجان میارند.شبضبلضب

  305. Tabrizi Says:

    دکتررر(حا)ی فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی منتشر کردند.

    زین پس بجای کلمات غریب و بیگانۀ
    1) فــــارس بگوئیم ســــــــگ
    2) پرشین بگوئیم بربر
    3) کانــــدوم بگوئیم بادکــــنک
    4) ایمیل بگوئیم نامـۀ برقــــی
    5) توالت بگوئیم دهن فارس
    6) حمام کردن بگوئیم گرمابه کردن
    7) افغانستان بگوئیم بدبختستان
    8) تاجیکستان بگوئیم شعرورستان
    9) طهرونی بگوئیم شاه دزد
    10) قوادی کردن بگوئیم مهماننوازی پارسیانه کردن
    11) کرمانی بگوئیم کیرمی
    12) خلیج فارس بگوئیم خلیج سگ
    13) زبان فارسی بگوئیم نیمچه زبان گوزلو
    14) آواز فارسی بگوئیم هاف هاف سگ
    15) مژگان خانم بگوئیم مژگان گاراژ
    16) سازمان میراث فرهنگی کشور بگوئیم ماشین افسانه سازی
    17) زرتشت بگوئیم شتر بد ریخت
    18) اوستا بگوئیم ؟ شعرور
    19) اصفهانی بگوئیم گدا صفت
    21) فردوسی بگوئیم سگ طوسی
    22) شاهنامه بگوئیم شعرور نامه
    23) کورش کبیر بگوئیم کورش لواط کار
    24) فارس زرنگ بگوئیم شعبان بیمغ

    • hbahussein Says:

      ترک اگر لقمان شود دکتر شود باز هم ترک خر است.
      کون ترکان مو نمیروید نمیگویی چرا؟
      جاده را کوبیده اند دیگر نمی آید گیاه.
      به هر حال قزوینیها ترکها رو آوردند تو شهرشون یک حال ببرند دیگه.
      تا ولایت به دست ترکان است، مرد آزاده کنده تنبان است
      جهد کن تا دریده کون بینی، دور دور دریه کونان است.
      از طرف یک سرباز پارسی که جونش رو برای کشورش میده
      بهتره بری ببینی بیشتر دخترهای دوبی رو از جمهوری آذربایجان میارند.قلصثل

  306. Ali 17 Says:

    بدون استثناء هر آن چه را که تا امروز بنام هخامنشی عرضه کرده اند، هم فاقد گزارش اکتشاف است و هم دلیل روشنی برای هخامنشی خواندن آنها ندارند و از همه مهمتر این که با یقین کامل می توان مدعی شد که بخش عمده ای از این اشیاء به اصطلاح هخامنشی نوسازند و همانند بخشی از کتیبه ها و کتاب ها در دوران اخیر توسط نژاد تراشان و تاریخ سازان غربی که عمداٌ یهودی هستند، تدارک شده اند.

  307. Ali 18 Says:

    پاسارگاد، یک نام مطلقاٌ ناشناختۀ تاریخی است، که تا قریب قرنی پیش مفهوم آشنای جغرافیای نداشته است.
    مستندات قابل عرضۀ کنونی، آن محوطۀ باستانی را که نام گذاری کهن آن بر ما معلوم نیست، از مراکز مربوط به کلنی های یونانی مهاجر می شناسند. که نشانه های فرهنگ سلوکی و مدیترانه ای در آن فراوان است.
    آن چه را، از متن و نقاشی، تا 100 سال پیش، در سفرنامه ها و تالیفات تاریخی،از جمله در سفر نامۀ فلاندن و دیالافواها در بارۀ به اصطلاح پاسارگاد گنجانده اند، یک الحاق جدید برای قدمت بخشیدن به یادهای کنونی این محوطه است، که داده های آن نه فقط با صورت ظاهر فعلی این بقایا منطبق نیست، بلکه گاه با اطلاحات مضحکی همراه است که ساختگی بودن کامل آن را بر ملا می کند.
    همزمان با اکتشافات تخت جمشید و مقارن با یافت شدن دو محوطۀ زیستی سنگی عظیم و وسیع، در بیرون از صفحۀ تخت جمشید، که ارتباطی با هخامنشیان نداشت، و با فعال شدن بخش ایران شناسی جهانی، انتقال سنگ های ساختمانی، ستون ها، جرزها و نقش برجسته های، از این دو محوطه به پاسارگاد، با دو منظور آغاز شده است. نخست بر چیدن تدریجی و کامل آن دو محوطۀ غیر هخامنشی که کتیبه های یونانی آن بسیار رسوا کننده بود و دیگر باز ساخت مکان و پایتختی برای اسکان و استقرار کورش، که هیچ یاد و نشانی از او در ایران نمی شناسیم.

  308. Ali 19 Says:

    صاحبان نگاه غیر متعصب، جست و جوگر، بنیان اندیش و بی نیاز به افسانه های منتشره از سوی مورخین یهود در باب ایران باستان و به خصوص دوران هخامنشیان، آن گاه که در مراجعه به بقایای مانده از مثلا امپراطوری روم، مقدونی و یونان، که سراسر اروپا، از انگلستان تا بین النهرین و تمامی جزایر دریای مدیترانه و از مصر تا لیبی در شمال آفریقا را به صورت نمایشگاهی از پل ها و جاده های سنگ فرش و کاخ ها و ورزشگاه ها و معابد و قصور متعدد و مجسمه های با شکوه عهد کهن در آورده و در مقابل در هیچ نقطه ای از جهان کهن و حتی در ایران، با آثار و علائم امپراتوری های دست ساخت یهودیان با نام های هخامنشی، اشکانی و ساسانی رو برو نیستند، به سادگی با موهوم بودن تمامی خیال بافی های کنونی در باب ایران باستان آشنا می شوند.
    اگر اثبات رسمی نیمه تمام ماندن تخت جمشید و نیز فقدان پایگاه دیگری برای هخامنشیان در حوزۀ داخلی و خارجی، امری مسلم و نهایی است و اگر جز پوریم هیچ علت قابل قبول دیگری برای توقف ساخت و ساز در تخت جمشید نمی یابیم، آن گاه سئوال اصلی به کرونولوژی موجود از امپراطوران هخامنشی منتقل می شود که اگر پوریم حتی ادامۀ ساخت بناهای تخت جمشید را نیز در زمان خشایارشا متوقف کرد، پس آن سلاطین هخامنشی، که ظاهرا ۱۶۰ سال پس از خشایارشا و تا زمان ادعای بی سر و ته حمله ی اسکندر به ایران، با نام امپراطور از آنان یاد می شود، در کجا مستقر بوده اند چه بار تاریخی برده اند، در ایجاد چه اثر مادی و یا تحول تاریخی شرکت داشته اند و حضور و موجودیت آن ها از چه راه اثبات می شود؟!!! ساده و سالم ترین پاسخ مدعی است که داریوش دوم و سوم و اردشیر اول و دوم و سوم، که در سیستم کنونی سلسله ی هخامنشی قرار دارند، جز مجعولانی بی نشان نیستند که در اوهام مورخین یهود شکل گرفته اند و تنها بدان سبب ناگزیر به اختراع آنان بوده اند که به علت وفور اسناد مزاحم و از جمله تاریخ گذاری های همخوان بر سکه های یک سلسله ملت ها، از اروپا تا شرق میانه، که تماما بر مبنای حضور تاریخی اسکندر، از زمانی معین تنظیم شده، به آن ها اجازه نمی داده است که زمان تاریخی ظهور اسکندر و سلوکیان را در حملۀ ساختگی به هخامنشیان نادیده بگیرند. بنا بر این امپراطوران هخامنشی پس از خشایارشا، چنان که بررسی خواهم کرد به وجه مضحکی، چون زباله، برای پر کردن چالۀ زمانی میان رخ داد پلید پوریم و ظهور اسکندر به کار رفته اند، تا اتصال مقدرات هخامنشیان و اقدامات اسکندر مقدونی به یکدیگر میسر و سپردن بار بخش عمده ای از ویرانی های بنیانی ناشی از پوریم، به دوش اسکندر مقدونی، لااقل به صورت ظاهر قابل قبول شود!!!
    بدین ترتیب به مقطع نهایی بررسی های هخامنشی از مسیر بازشناخت معماری تخت جمشید وارد می شوم. مطالبی که همراه بسیاری از دیگر مدخل ها، پیش زمینه هایی برای اثبات رخ داد پلید پوریم و عوارض ضد تمدنی ناشی از آن است، مقطعی که با مراجعه به کرونولوژی حیات سیاسی نیزه داران هخامنشی آن ها را در حد یک گروه موقت تخریب کننده و آتش انداز در تمدن شرق میانه کوچک می کند و در جای واقعی خویش قرار می دهد. بنا بر این باید ببینیم که در داشته های کنونی، مورخین یهود امتداد تاریخ هخامنشیان پس از خشایارشاه را چگونه ترسیم و تصور کرده اند

  309. Ali 20 Says:

    داریوش اول: از ۵۲۲ تا ۴۶۸ قبل از میلاد = ۳۶ سال.
    خشایارشا: از ۴۸۶ تا ۴۶۵ قبل از میلاد=۲۱ سال.
    اردشیر اول: از ۴۶۵ تا ۴۲۳ قبل از میلاد=۴۲ سال.
    داریوش دوم: از ۴۲۳ تا ۴۰۴ قبل از میلاد=۱۹ سال.
    اردشیر دوم: از ۴۰۴ تا ۳۵۹ قیل از میلاد=۴۵ سال.
    اردشیر سوم: از ۳۵۹ تا ۳۳۸ قبل از میلاد=۲۱ سال.
    داریوش سوم: ۳۳۸ تا ۳۳۰ قبل از میلاد=۸ سال.

    این تابلوی تسلط شاهان هخامنشی، از مبداء داریوش اول، که در اسناد کنونی شناخت کرونولوژی هخامنشیان، تقریبا مشترک میان تمام ایران شناسان است، از دوران خشایارشا به بعد، یعنی پس از اقدام پوریم، به قدر پشت ناخنی مستندات تاریخی ندارد و حقیقت مطلق و محض چنین است که در هیچ سند موجود دربارۀ هخامنشیان، هرگز و به هیچ صورتی سنه ای ثبت نیست و اکتشافات ایران شناسان غالبا یهودی در این باره که فرضاٌ داریوش اول حکومت کودتایی اش را در سال ۵۲۲ پیش از میلاد برقرار کرده، در حد اکثر اغماض باید به عنوان یک گمانه پذیرفته شود و نه یک شناسۀ قابل اثبات تاریخی و چنین است احوال خشایارشاه و پس از خشایارشا نیز گفت و گو از هر نوع حکومت و امپراطور برای هر مدتی، جز شیادی و شوخی سرشار از تمسخر و تحمیق نیست. بدین ترتیب اگر مورخ بخواهد بر مبنای عوارض کنونی باستان شناختی، مدعی طول زمان برای حکومت خشایارشا باشد، از آن که بقایای نیمه کاره رها شده در تخت جمشید صرف زمانی قریب بیست سال برای بالا بردن همین مانده ها را مسلّم می کند، پس آن را با ادعای موجود در باب زمان حکومت خشایارشا، به طور نسبی همخوان می یابد، ولی دوران دراز حکومت داریوش اول، با توجه به بقایای باستانی به جای مانده از او، که تقریبا به کتیبۀ بیستون منحصر است، پذیرفتن ۳۶ سال حکومت برای او بی اساس می شود. با این نگاه رسیدگی به حکومت ۴۵ ساله ی اردشیر دوم، زمانی که از او هیچ نشانه ای در تاریخ هخامنشی بر جای نیست، جز این که تصور کنیم او تمام این زمان دراز را مشغول برنزه کردن خویش زیر آفتاب شوش، بدون استفاده از سر پناه و سقف بوده، امکان و احتمال دیگری وجود ندارد!!

  310. Ali 21 Says:

    آن چه در كتيبۀ بيستون بيشترين حيرت مورخ را برمی‌انگيزد اين است كه داريوش به دفعات از شورش مردم پارسه عليه حكومت هخامنشيان سخن ميگويد. آيا اين چگونه امپراطوری پارسيان است، كه هم از آغاز، پارسيان عليه آن ‌شوريده اند؟!!!

  311. Ali 22 Says:

    پس از سقوط هخامنشيان، به دست اسكندر مقدونی و گريز بقايای پارسه ها، به سرزمين بومی خود، يعني سرزمين خزران و سد بستن اسكندر ذوالقرنين بر مسير بازگشت بربرها، در دربند قفقاز، به تقاضای بوميان ايران، كه عيناً با توضيح قرآن نيز منطبق است، طومار بربرهای هخامنشی و به دنبال آنان، طومار اين کلمۀ پارسه، تا ظهور رضا پشکل کرجی الاصل که از مهتری سفارت های هلند و انگلستان به پادشاهی رسانده شد، درهم پيچيده است.

    از زمان فرار بربرهای هخامنشی، به آن سوی کوه های قفقاز، تا 90 سال پيش، که يهوديان، سپاه جديد شعوبيه را، برای ايجاد تفرقه به ميدان ايران آورده اند، هيچ سلسله، سلطان و سرداری، خود و سلسله اش را فارس نخوانده است. کلمۀ فارس یا پارس صفت است نه اسم. به افراد ولگرد و سگ صفت، پارس می گویند.

  312. Tabrizi Says:

    بخش مهمی از سخنرانی سال گذشتۀ آراشام پارسی رهبر سازمان لواط کاران فارس در بین صد ها هزار پرشین گی ها در کنار گور کورش لواط کار. لازم بیاد آوری است که امسال آرشام جوووووون بخاطر پاره شدن مقعدش در قندهار نتوانست در این مراسم شرکت کند. و چهار سال پیش هم، مقعدش در پیشاور پاره شده بود که جهت مداوا با هواپیمای مخصوص ایر پارس به بیمارستان امیر دولت آبادی در طهران که مخصوص پرشین گی هاست، منتقل شد.ه بود. بهرحال هزار افسوس.
    ……..
    ای کسانیکه عشق کورش در سینه دارید و میخواهید روح کورش برقص در آمده و هر چه زودتر ظهور کند.

    اگر هنوز ازدواج نکرده اید، دیگر ازدواج بر شما عاشقان کورش جایز نیست
    اگر ازدواج کرده اید و زن و دختر دارید، انها را با کامیون به کشورهای عربی بفرستید. بدانید که کس بدرد شما نمی خورد و فقط برای خوشی اعراب است
    اگر هنوز به گاراژ تبدیل نشده اید، حتماً چند ماهی را در شهرهای پیشاور و قندهار بگذرانید.
    اگر زنتان پسر بدنیا آورد، از بدو تولد ساک زدن را یاد بدهید. بدانید که ساک زدن قبل از کون دادن، روح کورش را به وجد در می آورد.
    اگر هنوز دندانی برایتان باقی مانده، بکشید زیرا ساک زدن با دندان به کیر مردم صدمه می رساند و ما پرشین ها را بد نام می سازد بهمانخاطر جایز نیست.
    موقع تبدیل شدن به گاراژ توسط پشتون ها در پیشاور و قندهار، ناله نکنید. گر عشق کورش باشد، باید که سهل باشد کون دادن ها
    پارک دانشجو درطهران به عاشقان کورش اختصاص یافته و همۀ توریست ها، خصوصاٌ عرب های که وارد ایران میشوند، برای خوش گذرانی با عاشقان کورش، به آنجا هدایت داده میشوند، همیشه در انجا حضور داشته باشید و هر کسی را که گیر آوردید، کیرش را حسابی ساک بزنید. هیچ چیزی در این دنیای فانــــــــــــــــــــــی به اندازۀ ساک زدن، روح کورش خییییییییییییییییییییییییلی بزرگ را به وجد در نمی آورد.

    او در ادامۀ سخنرانی پر شور خود در میان صدها هزار پرشین گی ها گفت: در هر مکان و در هر زمان، نباید در رواج دادن لواط کوتاهی کنید. در هر هفته، حداقل ده بار کون دادن بر هر فرد مومین به کورش واجب اعلام می شود. امروز فقط لواط. لواط لواط….. گلویم پاره شد. چقدر باید بگویم، ، یادتان نرود که کورش قبل از کون دادن، حسابی ساک می زد پس کون دادن بدون ساک زدن جایز نیست.. امروز حجت بر شما عاشقان کورش تمام است

  313. Hassan Says:

    یه روز یه کوری با یه نفر دعواش شد، فرد کور زود بر گشت و گفت چشتو گائیدم. طرفه خیلی سوخت گفت، اخی چشم تو کور نه چشم من. کوره گفت میدونم. ترسیدم تو بمن بگی و من بسوزم بهمانخاطر زودتر گفتم که تو نتونی.

    حالا جریان سلطنت طلب ها هم همانطوری. صفت مشترک همۀ سلطنت طلبان مزدوری، وطن فروشی، اعتیاد و همجنسبازی میباشند. بر اساس تحقیقات دکتر محمد قلی مجد استاد دانشگاه در امریکا، رضا شاه دویست میلیون دلار که معادل چهار سال بودجۀ آن زمان ایران میشد، از ایران خارج کرد، پسرش محمد رضا پهلوی 36 میلیارد دلار از ایران خارج کرد و 85 میلیون دلاری را هم که امریکا در جهت گسترس دمکراسی در ایران اختصاص داده بود، سلطنت طلبان بالا گشیدند. مقداری خیلی جزیئ از همان پولی را هم که سلطنت طلبان خرج کردند در رابطه با تخریب چهره های سرشناس مخالف نظام بودند. در واقع، سران سلطنت طلبان شده اند پاسداران برون مرزی. خود سلطنت طلبان بزرگترین وطن فروش هستند و مثل اون فرد کور ازترس اینکه کسی نگوید وطن فروش، زود به همه میگن وطن فروش.

    بزرگترین مشوق صدام در حمله به ایران همان سران ارتش شاه بودند که در عراق رادیو به زبان فارسی با همه نوع امکانات از صدام دریافت کرده بودند.. شاپور بختیار آخرین نخست وزیر شاه بعد از دریافت 21 میلیون دلار از صدام حسین، گفت، من بعنوان نخست وزیر رسمی ایران در تبعید اعلام میکنم که سه جزیره مال اعراب هست.

    نگو سلطنت طلب، بگو- یه تگه گثافت.

  314. شاهین ا Says:

    اینجا عجب سایت جالبی است . همه تاریخدان و مفسر تاریخ شده اند .باز یاد روزنامه های چند ماهه اول انقلاب می افتم که این اخبار برای پاک کردن اخرین خاطرات از دوران سلطنت پهلوی ها نوشته میشد مثل خروج 36 میلیارد دلار پول توسط شاه که هیچگاه ثابت نگردید و اصلا قابل اجرا نبود چون ان ثروت ملیایران و بنام دولت ایران در بانکهای خارجی بود نه حساب شخصی اصلا درامد ها ارزی ایران مگر چقدر بوده است که در عرض چند سال بدون خرج یک دلار همه ان در حساب شاه برود که بخواهد خارج کند. هنوز بعد از سی سال دست از سر استخوانهای پوسیده پهلوی بر نمیدارید. خوب است که برای رفتن به همین شمال هنوز از همان سه جاده انها و برای تشویق تیم فوتبالتان هنوز به همان مجتمع ورزشی انها و حتی همین پارک ملت و لاله و خیابان های تهران هنوز مال ان اشغال ها را دارید استفاده می کنید شما بفرمایید که شما نسل بعد از ان اجانب چکار برای ایران کردید که نامتان به افتخار بماند .در ضمن شما پان ترکیست های عزیز از افتخارات خود بفرمایید البته لطفا از سلطان محمود غزنوی و چنگیز خان و سبکتکین و صلاح الدین ایوبی و سلاطین صفویه خصوصا سلطان حسین صفوی و ترکان جوان در عثمانی که قتل عام 5/1 میلیون ارمنی را در عثمانی انجام دادن حرفی نزنید ها شانس اوردید که خوب نسل جدید تان که این بزرگان جنایتکار ترک را نمی شناسند . انها فعلا فقط ابرو و تارکان و دوغوش را میشناسند و در حسرت جین ماوی میسوزند .بین خودما ن می ماند حرفی نزنید ها گندش در میاید.

  315. ا---ح Says:

    دکتر میمون الدوله تو اصلا ایرانی نیستی و احتمالا عرب هستی که اینگونه اظهار نظر میکنی . معلوم نیست پیش کدام استادان احمقی درس خواندی و چه جوری با این مغز کوچکت موفق شدی مدرک بگیری .

  316. ا---ح Says:

    دکتر انتر الممالک . احمق الدوله . نکبت السلطنه . مفخر الدوله . عرب السلطنه .

  317. Ali 23 Says:

    سکۀ اشکانی وجود ندارد. در روی سکه ها اسم ارشکوس نوشته شده است که ایرانی ها آن را اشک می خوانند. نخستین سکۀ تاریخ دار این مجموعه را از آن میتراداتس به سال 174 سلوکی یعنی پیش از 138 سال پیش از میلاد و یعنی 8 سال پس از فرو ریزی آتن می یابیم.
    تمام سکه های پارت ها بزبان یونانی نوشته شده داشت

    میتراداتس = مهرداد
    گوزسس = کودرز
    ولوگاسس = بلاش
    پاکورس = پاکر
    اوسرواس = خسرو
    ارتابانوس = اردوان

  318. Ahmad Says:

    اسناد علنی شده دولت آمريكا
    رضا شاه، سردار نوسازی!
    از مهتری سفارت های انگليس و هلند
    تا تخت خونين سلطنت نظامی

    * دردوران رضاشاه، براثرفقر و بيماری 11 ميليون از جمعيت ايران كم شد. درهمان سالها پول نقد رضا شاه در بانك های خارج بالغ بر200 ميليون دلار بود و در بانك ملی تهران 50 ميليون دلار پول نقد داشت، كه در مقايسه با امروز، سر به دهها ميليارد می زند. * حق با مصدق بود كه گفته بود رضاشاه پول فروش نفت را به حساب های شخصی خود در خارج می ريزد.* 6 تا 7 هزار روستای ايران را به زور از مردم گرفت و به مالكيت خود در آورد و گران ترين قطعات جواهرات سلطنتی را در خارج فروخت.* رضا شاه را می خواستند از افريقای جنوبی به كانادا منتقل كنند اما اجل امانش نداد.

    محمدقلی مجد در 26 اسفند 1324 ش. در تهران به دنيا آمد. تحصيلات خود در دانشگاه های سن اندريو (1970)، منچستر (1975) و كرنل (1978) با درجه دكترا به پايان برد و به تدريس در برخی از دانشگاه های ايالات متحده آمريكا، از جمله دانشگاه پنسيلوانيا (1993 -1998)، مشغول شد. دكتر محمدقلی مجد از سال 1999 به طور تمام وقت به تحقيق و تأليف در حوزه تاريخ معاصر ايران اشتغال دارد. اخير متن مصاحبه ای كه عبدالله شهبازی محقق تاريخ ايران با وی انجام داده روی سايت اختصاصی وی قرار گرفته است. آنچه می خوانيد از اين مصاحبه برگرفته شده است.

    اين گفتگو بر محور كتاب اخير دكتر مجد بنام «بريتانيا و رضا شاه» انجام شده است. اين اولين پژوهشی است كه دربارۀ تاريخ ايران در دوره رضا شاه بر بنياد اسناد علنی شده وزارت خارجه اين اسناد آمريكايی به ويژه از اين زاويه ارزشمند و بااهميت هستند كه چشم انداز و روايتی به كلی متفاوت را از حوادث ايران در سال های صعود و سلطنت رضا شاه عرضه می كنند. مثلاً، اسناد آمريكايی اين تصوّر را كه ساليان مديد در ميان ايرانيان وجود داشت تأييد و مستند می كنند كه رضا شاه را انگليسی ها به قدرت رسانيدند، انگليسی ها حكومت او را حفظ كردند، و زمانی كه تداوم قدرت او را غيرمفيد تشخيص دادند در سال 1941 رضا شاه را صحيح و سالم از ايران خارج كردند و پسرش را جايگزين او نمودند.

    دروغ بزرگ ديگر اين است كه گويا رضا شاه برخلاف پسرش اهل انتقال پول به خارج از كشور نبود و ثروت مهمی در خارج نيندوخت. اسناد آمريكايی نشان می دهند كه رضا شاه حدود 200 ميليون دلار در بانك های خارج و معادل 50 ميليون دلار در ايران ذخيره پولی شخصی داشت. توجه كنيد كه اين رقم متعلق به آن زمان است و به پول امروز ثروت فوق را بايد با ارقام ميلياردی محاسبه كرد. به علاوه، ما می دانيم كه «اعليحضرت پهلوي به هيئت نمايندگی انگليس در تهران پناهنده شد، به وسيله يك كشتی انگليسی از ايران خارج شد و تا پايان عمر در مناطق تحت سلطه انگليس زندگی كرد. به علاوه، ما می دانيم كه انگليسی ها قصد داشتند رضا شاه را در اواخر عمرش به كانادا انتقال دهند كه به دليل بيماری اش ميسر نشد.

    من ابتدا مشغول كار بر روی كتاب ديگرم، دربارۀ تقسيم اراضی ايران در ماجرای انقلاب سفيد بودم. در آن زمان به خاطرات و دستنوشته های پدرم دربارۀ حوادث جنگ جهانی دوّم مراجعه می كردم و تصميم گرفتم كه اگر در رابطه با مسائلی كه پدرم مطرح كرده اطلاعات و اسنادی پيدا شد، آن ها را ضبط كنم. در جعبه هايی كه در آن روز برايم آوردند، چند گزارش دربارۀ وضع ايران در اواخر حكومت رضا شاه وجود داشت. اين گزارش ها سرزمينی را توصيف می كرد كه بيست سال غارت شده، با وحشی گری سركوب شده و به شدت آسيب ديده بود. فقر، ستم، قتل در زندان، سانسور، و جالب تر از همه كمبود مواد غذايی در اين كشور بيداد می كرد. اين وضع خيلی متفاوت بود با آن چه كه ما در كتاب ها دربارۀ رضا شاه به عنوان «بنيانگذار ايران مدرن» خوانده بوديم. من به زودی متوجه شدم كه اسناد مربوط به سال های 1921-1941 ايران بسيار زياد است. و فهميدم كه كشف مهمی كرده ام و تصميم گرفتم كه بر اساس اين اسناد كتاب رضا شاه را بنويسم.

    در خاطرات پدرم خوانده بودم كه پس از سقوط رضا شاه، بعضی از مردم، به ويژه دكتر محمد مصدق، گفته بودند كه تمام درآمدهای نفتی ايران در دوره رضا شاه عملاً به بهانه خريد مهمات و اسلحه به حساب های بانكی شخصی شاه در لندن و آمريكا ريخته می شد. تصميم گرفتم كه اين ادعا را نيز مورد بررسی قرار دهم. تنها يك نگاه ساده به اسناد مربوط به نفت و ماليه ايران و ارقامی كه در اين اسناد ذكر شده بود كافی بود تا ثابت كند كه ادعای مصدق كاملاً درست بوده است. بله، عملاً تمامی درآمدهای نفتی ايران در دوره رضا شاه، يعنی رقمی در حدود 200 ميليون دلار، به حساب های شخصی او انتقال يافته بود. برای اين كه عظمت اين رقم را دريابيم اسناد آمريكايی به روشنی نشان می دهد در حالی كه انگليسی ها بخش اصلی درآمدهای عظيم نفتی ايران را می دزديدند، آن مقدار اندكی هم كه به ايران داده می شد به وسيله شخص رضا شاه دزديده می شد.

    طبق اسناد آمريكايی، حتی پس از قتل عام مشهد در سال 1935 نيز مسئوليت تأمين امنيت شخصی رضا شاه به دست انگليسی ها بود.

    پس از اتمام كتاب جديدم دربارۀ غارت آثار باستانی و عتيقه ايران طی سال های 1925 -1941، از نوامبر 2001 كار بر روی تحقيقی را آغاز كرده ام دربارۀ تاريخ ايران در زمان جنگ اوّل جهانی. اين بار هم متوجه شدم كه اسناد وزارت خارجه آمريكا در اين زمينه بسيار گسترده و مفيد است ولی طی اين سال ها كمترين توجهی به آن ها نشده است.

    طبق اسناد آمريكايی، در سال 1914 جمعيت ايران 20 ميليون نفر بود كه در سال 1919 به 11 ميليون نفر كاهش يافت. توجه بفرماييد. يعنی حدود 8 الی 10ميليون نفر از مردم ايران از گرسنگی و بيماری های ناشی از كمبود مواد غذايی و سوءتغذيه مردند. در اسناد آمريكايی مدارك مستندی دربارۀ اين تراژدی بزرگ انسانی وجود دارد. چهل درصد از مردم ايران طی چند سال قلع و قمع و نابود شدند. تنها در سال 1956 بود كه ايران توانست به جمعيت 20 ميليونی سال 1914 برسد.

    بزرگ ترين افسانه ای كه دربارۀ رضا شاه ساخته شده، معرفی او به عنوان «بنيانگذار ايران نو» و «مدرنيزه كردن ايران» به وسيله اوست. هشتاد سال است كه اين دروغ را به خورد ما می دهند. همانطور كه اشاره كرديد، محافل خاصی در لندن در حال تهيه كتاب جديدی هستند كه طی آن رضا شاه به عنوان معمار «ايران نو» مطرح می شود. ويراستار اين كتاب استفانی كرونين است و عنوان آن چنين است: سازندگی ايران نو: 1921 -1941، دولت و جامعه در دوران رضا شاه پهلوی. من حدس می زنم كه در اين كتاب همان دروغ به شكلی بزرگ تر و آشكارتر تكرار شود.

    اجازه دهيد به برخی از واقعيات اين «ايران نو» يا «ايران مدرن» در دوره رضا شاه اشاره كنم:

    زمانی كه در سال 1941 رضا شاه ايران را ترك كرد، نود درصد جمعيت ايران بی سواد بودند.
    «ايران نو»، كه «رضا شاه كبير» معمار آن بود، يك ديكتاتوری بی رحمانه و خشن نظامی بود كه در آن قانون اساسی و مجلس به شوخی شباهت داشت. اين «ايران نو» يكی از فقيرترين و عقب مانده ترين كشورهای جهان زمان خود بود كه نود درصد جمعيت آن بی سواد بودند از جمله خود رضا شاه. رضا شاه هر چند در زمينه بی سوادی به نود در صد مردم تحت سلطه خود شباهت داشت، ولی در يك چيز با آن ها متفاوت بود. او يكی از ثروتمندترين مردان جهان زمان خود به شمار می رفت.

    رضا در يك خانواده فقير روستايی در منطقه سوادكوه مازندران به دنيا آمد. طبق اسناد آمريكايی، رضا در نوجوانی به عنوان مهتر (نگهبان اسب) در هيئت نمايندگی بريتانيا مستخدم بوده است. طی دوران بيست ساله ای كه او بر ايران حكومت كرد، بدون ترديد به يكی از ثروتمندان درجه اوّل جهان تبديل شد.

    رضا شاه شش الی هفت هزار روستا را در ايران به زور تملك كرد. اين املاك از فريمان در استان خراسان شروع می شد و تا لاهيجان در استان گيلان امتداد داشت و عملاً بيش تر اراضی لرستان، شمال خوزستان و بيش تر كرمانشاهان، بخش مهمی از كرمان و تمامی مناطق جنوبی تهران، به ويژه ورامين، جزو املاك شاه بود. تمامی هتل های شمال ايران به رضا شاه تعلق داشت. مناطق پهناوری در تهران و شميران از مالكين بی دفاع آن ها به زور گرفته شد و در مالكيت شخصی شاه قرار گرفت. به اين ترتيب، رضا شاه نه تنها بزرگ ترين زمين دار قاره آسيا بلكه بزرگ ترين زمين دار در سراسر جهان بود.

    رضا شاه تعدادی كارخانه های قند و شكر، ابريشم و نساجی احداث كرد. اين كارخانه ها به دولت ايران تعلق نداشتند بلكه ملك شخصی شاه بودند ولی هزينه احداث آن ها به وسيله دولت ايران پرداخت شد. ما بر اساس منابع متعدد، از جمله گزارش های آمريكائيان، می دانيم كه در سال 1941 رضا شاه 750 ميليون ريال در بانك ملّی تهران پول نقد داشت. اين رقم برابر است با 50 ميليون دلار زمان خود. من بر اساس اسناد وزارت خارجه و وزارت خزانه داری آمريكا نشان داده ‎ام كه رضا شاه حدود 200 ميليون دلار در حساب های بانكی خود در خارج از كشور پول نقد داشت.

    اين پول از كجا به دست آمد؟ مهم ترين منبع ثروت رضا شاه درآمدهای نفتی ايران بود كه طی ساليان سال به حساب های بانكی او در لندن، نيويورك، سويس و حتی تورنتو واريز می شد. اسناد آمريكايی مكانيسم انتقال اين پول را به روشنی نشان می دهند. اين مكانيسم ساده بود. سهمی كه كمپانی نفت انگليس و ايران به دولت ايران می داد هيچگاه وارد ايران نمی شد. اين پول در بانك های لندن ذخيره می شد و هر سال مجلس به اصطلاح تصويب می كرد كه درآمدهای نفتی خرج خريد تسليحات شود. از اين به بعد اتفاق عجيبی می افتاد و پول نفت ناپديد می شد. طبق گزارش وزارت خزانه داری آمريكا و بانك جهانی، طی سال های 1921 -1941 كمپانی نفت انگليس و ايران 185 ميليون دلار به ايران پرداخت كرده است. اين پول چه شده است؟ طبق گزارش وزارت خارجه آمريكا در سال 1941، رضا شاه در اين زمان 100 ميليون دلار در حساب های بانكی خارج پول داشت. گزارش های تكميلی نشان می دهد كه او فقط در بانك لندن 150 ميليون دلار پول داشت. طبق گزارش وزارت خزانه داری آمريكا در همين سال، رضا شاه در نيويورك 18 ميليون و 400 هزار دلار پول داشت كه 14 ميليون دلار آن به صورت پول نقد و طلا و 4/4 ميليون دلار آن به صورت سهام و اوراق بود. اين گزارش ها نشان می دهد كه رضا شاه مبالغ هنگفتی در بانك های سويس اندوخته شخصی داشت و همين طور در تورنتوی كانادا. طبق اين گزارش های كاملاً رسمی و معتبر، در سال 1941 مجموع ثروت رضا شاه در بانك های خارج به رقم 200 ميليون دلار رسيده بود. يعنی در عمل تمامی درآمدهای نفتی ايران طی سال های 1921-1941 به سرقت رفته بود.

    غارت ايران به وسيله رضا شاه واقعاً عظيم بود. طبق اسناد آمريكايی، محصول زراعت روستاهايی كه رضا شاه غصب كرده بود هر ساله به روسيه و آلمان صادر می شد و پول آن به حساب های بانكی شاه در لندن، سويس و نيويورك واريز می شد. درآمد صادرات ترياك ايران به هنگ كنگ و چين هم در حساب های بانكی شاه در لندن و نيويورك ذخيره می شد. حتی گله های گوسفند و چوبهای منطقه دريای خزر هم به روسيه صادر و به دلار تبديل شده و در بانك های خارج ذخيره می شدند. توجه كنيد كه در سال 1941 كل گردش پول بانك صادرات و واردات آمريكا صد ميليون دلار بود. در اين زمان رضا شاه دويست ميليون دلار پول نقد داشت. من تصوّر نمی كنم كه راكفلر هم در آن زمان چنين پول نقدی در اختيار داشت. ما همچنين به طور مستند می دانيم كه رضا شاه بهترين قطعات جواهرات سلطنتی ايران را خارج كرد و فروخت. به اين ارقام اضافه كنيد هفت هزار روستا، هتل ها و كارخانه ها و غيره را.

    در اينجا معمايی مطرح می شود كه بايد مورد بررسی قرار گيرد. هفت هزار روستا يعنی هفت هزار ملك ششدانگی كه رضا شاه از مردم و خرده مالكين ايرانی غصب كرده بود، در طول دهه های 1950 و 1960 فروخته شدند ولی پول های نقد رضا شاه در بانك های خارج چه شد؟

  319. دکترای صلواتی Says:

    ایران و ایرانی ها خیلی مسخره هستند

    وقتی سید محمد خاتمی با عمامۀ سیاهش که دلیل بر عرب بودن او میباشد، میگوید، ما فارس های آریائی…. همه با صدای بلند به او میخندند

    شیرین عبادی هم که ترک همدان میباشد، همین که گفت من آریایئ هستم، چندتا دکترای صلواتی دریافت کرد.

  320. Gasam Says:

    افسانه سازان پای منقلی، سکه های یونانی را بنام سکه های ساتراپی قالب زده اند.

    تسلط دراز مدت تمدن یونانی را به یک دورۀ کوتاه سلوکی و دورۀ دراز اشکانی تقسیم کرده اند. از اشکانیان به جز نام چیزی نیست. مرکز تجمع انها نامعلوم است، اثار امپراطوری و مانده های صنعتی و هنری معرفی نکرده اند. نمی دانیم چه دینی داشتند.

    99/9 در صد هر نوشته ای که بر روی سکه، کتیبه، چرم، و هر چیز دیگر که از زمان به اصطلاح اشکانیان یافته ایم، با خط و به زبان یونانی می باشند. پس اشکانیان در ایران آثار معماری باقی نگذارده اند و انچه را که به انها نسبت می دهند، یا در بین النهرین است و یا در بلغ و مرو همه مشخصات یونانی دارند.

    تیسفون هم به دست یونانیها ساخته شده است نه ایرانی ها.

  321. حسن Says:

    اگر از شعرهای سعدی ، حافظ و مولانا بودن، شدن، کردن و او را منها کنی، باقیش عربی هستند. در واقع زبان فارسی لهجۀ بسیار ناقص عربی میباشد.

    سعدی میگوید: « منت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت ، هر نفسی که فرو میرود ممد حیات است و چون بر می‌آید مفرح ذات ، پس در هر نفسی دونعمت موجوداست و برهر نعمتی شکری
    واجب ». همانطوری ملاحظه میکنید، همه اش عربی هستند.

  322. Elnaz Says:

    برو گمشو لجن…تو دکتری ؟؟؟ تو بی پدر و مادر قرمساق خودتو آذری جا میزنی، یک مشت جاکش مثل خودت هم تایید ت میکنن !! تو برو هون جاکشی انگلیسها رو بکن، جاکش و جاکش زاده نبودی پول نمیگرفتی حیثیت آذری ها رو به فنا بدی !! من آذری ، ریدم به تو نمک به حروم و حرومی های که مثل تو به اسم آذربایجان ما ها رو بدنام میکنه ! کل گه آذری و آذربایجانی تو دهن تو سگ قهبه انگلیسی ! یاشا آذربایجان ، یاشا ایران

  323. پارس Says:

    دکتر ترک مادر جنده

  324. Tabrizi Says:

    یه روز یه فارسه به یه ترک میگه: بیا مشاعره کنیم؟ بعد میگه: دویدم، دویدم خواهر تو گائیدم. ترک میگه: خدا خافظ و راهشو میکشه میره. یک سال بعد ترک بر میگرده، فارسه می بینه ترک خییییییییییییلی لاعر شده. ترک میگه: حالا اگه مردی بیا مشاعره کنیم؟ فارسه میگه: باشه نوبت توئه. ترک میگه: دویدم، دویدم،
    • مادرتو
    • خواهرتو
    • دختراتو
    • دختر دائی هاتو
    • دختر عمه هاتو
    • دختر عمو هاتو
    • دختر خاله هاتو
    • زنتو
    • زن برادرتو
    • دختر همۀ فک و فامیل و در و همسایه و هم نژادها و هر چه فارسه همه شونو گائیدم.

    فارسه میگه: زکی اینکه قافیه نداشت.

    ترک میگه: قافیه نداشت ولی حقیقت که داشت. پدرم دراومد تو این یه سال این همه فارس ها را گائیدم.

  325. الههالهه Says:

    اشتباه از ما اياييها بود كه شما خرها را كه همه جا وهيچ جا ادم حسابتون نكردن اجازه داديم از هواي پاكوذره ذره خاك كهنمان استفاده كنيد .بايد از شما در اصطبلهايمان نگهداري ميكرديم و به دهنتان توبره ميزديم و باشما بارهايمان را حمل ميكرديم نه اينكه بهتون مدرك دكتري بديم اگر اشتباه نميكرديم الان شما اقاي باصطلاح دكتر با دمت كه از انتهات اويزوون بود داشتي با بقيه همنوعاتن يونجه نوشجان ميكردي خر رو چه به مطالعه و تحقيق در باره ايران و ايراني وكوروش كبير ما اما حالا كه يكي خريت كرد و بهت دكتري دادد يادت نره يه تحقيق درباره اصالت خريت خودتون بكنيد اخه هر جا بگي بهت ميخندن اصلا ميدوني چيه ترك خر رو چه بهاينكه در باره تاريخ ايراني اصيل نجيب صحبت كنيد بهتره بريد و در اين زمينه از منابع بيشتري استفاده كنيد البته قبلش يونجه بخور

  326. ترك اصييل Says:

    من يك دختر ترك هستم نه انگونه هستم كه فارس ها درمورد دختران و زنان ترك ميگوين و نه فارس ها انگونه اند كه ترك ها در اين وبلاگ ميگويند يك دختر ترك كه عاشق كوروش كبير هستم كسي كه همه دنيا ميشناسندش و ايراني بود قبل از ان كه بجان هم بيفتيم همه دنيا اين بزرگ مرد را ميشناسند واي بر كساني كه اين چرت و پرت ها را نوشتند ميخواهد هموطن ترك باشد يا خلخالي كه خود ادم جنايتكاري بود من به ترك بودنم افتخار ميكنم و اينكه كوروش كبير مردي بزرگ و وراسته بود را با تمام وجود ميپذيرم و قبول دارو ننگ برتو كه با ابرو ي ما تركها بازي ميكني و ايراني ها را به جان هم مي اندازي لعنت برتو كاش ترك نبودي

  327. Tabrizi Says:

    یک گروه محقق از کشورهای مختلف، بعد از 19 ماه تحقیق بر روی مردم بندر عباس، بوشهر، کرمان، آبادان و شیراز به این نتیجه رسیدند که فارس ها از نژاد آفریقائی هستند و فیلم 300 ساخت هالیود در امریکا هم که بیش از یک میلیارد دلار فروش داشته، در این رابطه میباشد که داریوش و بقیۀ فارس ها را سیاهپوست نشان میدهد. انها نتیجۀ تحقیقات خودشان را در آخرین شمارۀ مجلۀ ایتنکس منتشر کردند.
    بعد از انتشار این خبر، مردم در شهرهای مختلف ایران خواستار اخراج فارس ها همراه منقل شان از خاور میانه و تبعید انها به آفریقا شدند. لازم بیا آوری است که فارس ها در این منطقه قشر معتاد، لواط کار، دزد، کاسه لیس و جیره خوار را تشکیل میدهند که در صورت تبعید انها به آفریقا، انجا را هم به گند خواهند کشید. بعارت بهتر، فارس ها قشر آشغال جامعه هستند و افریقائی ها باید فکری در این رابطه بکنند. فرهنگ اعتیاد و لواط در بین فارس ها باعث شده که، 98 در صد انها آلوده به اچ ای وی شوند.

  328. Tabrizi Says:

    عده ای از فارس شناسان داخلی و خارجی در نشتی در اصفهان بر سر موضوع » فارس ها آدم های گوزی هستند با چسی » به بحث و گفتگو پرداختند.

    سخنران اول جلسه دوکتووور کورش پشم زاده از طهران بود که از گوز بودن فارس ها دفاع کرد و گفت، آدم های گوز کارهای خنده دار کرده و مثل گوز همه را می خندانند. اگر در یک جمع چند نفری، یکی گوزی بزند، دیگران بدون اختیار شروع به خنده می کنند. ولی آدم های چس فتنه انگیزند. اگر در یک جمع چند نفری، یکی بچسد. بوی گند آن پخش شده و همه را ناراحت میکند در نتیجه انها همدیگر را متهم به راه انداختن بوی گند کرده و شاید دعوا راه بیافتد او در ادامۀ سخنرانی پرشور خود گفت، فارس ها به دلیل پارسیانه حرف زدن ها، از آدم های گوز بحساب می آیند. برای مثال، وقتی آنها می گویند که در زمان قدیم، فارس ها با قالیچه های پرنده به کرۀ ماه رفت و آمد داشتند یا سید محمد خاتمی با اعمامۀ سیاهش که دلیل بر عرب بودن او میباشد، میگوید: ما فارس های آریائی….، همه از خنده روده بر میشوند.

  329. Tabrizi Says:

    چه کنیم که فارس سگها هارمان نکنند!
    .

    سگ ها حیوانهای کثیفی هستند و هیچ کسی دوست ندارد آنها را در خانه هایشان نگهدارد. بهر حال – اگر مجبور به نگه داری شدید، بهتر است بدانید که ممکن است هار باشند و شما را هم هار بکنند! بهمانخاطر لازم است چند تا فوت و فن یادتان بدهم تا بیشتر حواستان جمع باشد!

    روش اول : از صحبت کردن با آنها دوری کنید!

    می دانید که حرف زدن با حیوانهای کثیف و میکروبی هیچ فایده ای ندارد! برای اینکه آنها زبان آدمیزاد حالیشون نمی شود و فقط با پارس کردن، دم تکان دادن، خود را به درو دیوار زدن و پاچه گرفتن، منظور خودشان را می رسانند! چون آنها همیشه در حال پارس کردن هستند بهمانخاطر زبانشان هم به پارسی مشهور است! اگر شما هم بخواهید با آنها صحبت کنید باید خصوصیات شگ های کثیف را داشته باشید.! بهتر است بدانید که سگ ها اصلاٌ منطق سرشان نمیشود و اگر دیدند که کم میارند ممکن است پاچه تان را بگیرند! اینجاست که دیگر کارتان تمام است و شما هم هار میشوید! و ناخودآگاه پارس می کنید و پاچه دوروبریایتان را میگیرید!؟

    روش دوم : سگهای ولگرد را به محله هایتان راه ندهید!

    اگه احیاناٌ مجبورید تو شهری زندگی کنید که جمعیت این سگها زیاد هست، محله های مخصوص به خودتان را درست کنید و از معاشرت با آنها جدا خود داری کنید. حتی اجازه ندهید یک سگ ولگرد، معتاد، دزد و لواط کار هم وارد محلۀ تان بشود چون همانطوریکه یک بز گر یک گله را گر می کند، یک سگ هار هم یک محله را هار میکند و یک دفعه سرتان را بلند می کنید و می بینید که همه دارند پارس می کنند حتی خودتان؟!

    روش سوم : هرگز با آنها عشق بازی نکنید!

    اصلاٌ به سرتان نزند که سگهای خانه گی داشته باشید و با آنها انس بگیریأ. این دیگر خیلی خطرناک است. هیچ آدم عاقلی این کار را نمی کند. به هیچ عنوان فریب دم تکان دادن های ظاهری را اصلاٌ نخورید. حتی جنس مونث آنها هم خطرناک هستند، شاید باورتان نشود که پشت آن دم تکان دادن های ظاهری، چه روزهای سیاهی را در پیش رو خواهد داشت! هرگز دچار این توهم نشوید که شما می توانید آنها را آدم بکنید. شاید باورتان نشود ولی در طول تاریخ فقط سگ اصحاب کهف آدم شده و غیر از آن هیچ سگی آدم نشده! اگه این اشتباه را بکنید باید مطمئن باشید که بزودی هم خودتان و هم بچه های تان پارس خواهید کرد!

    روش چهارم : نگذارید بچه هایتان با توله سگها بازی کنند!

    شاید بگوئید توله سگها که خطری ندارند؟! اما یادتان باشد مرض هار که بزرگ و کوچک نمیشناسد. اگه بچه هایتان با توله سگها بازی کنند، یک دفعه می بینید بچه هایتان معتاد، دزد و لواط کار شده و چپ و راست دارند پارس می کنند و کم کم زبان آدمیزاد یادشان میرود! حتی ممکن است همین بچه های خودتان شما رو وادار به پارس کردن بکنند. پس خیییییییییییییییییلی باید مواظب باشید.

    روش پنجم : واکسن هاری یادتان نرود! همیشه پیشگیری بهتر از درمان است.

    این را همه دکترها قبول دارند. پس، از همان ماههای اول بچه هایتان را واکسینه کنید. نمیدانید چطوری؟! کاری ندارد من به شما یاد می دهم. از همان بچگی به کودکانتان زبان مادری شان را یاد بدهید. از بین فامیل یا آشناهایتان، برای بچه هایتان هم بازی دست و پا کنید. یک دانه بشقاب جادویی دست و پا کنید تا بچه هایتان بهترین کارتون های دنیا را به زبان آدمیزاد در آن ببینند و از شر کارتون هائیکه همشه اش پارس ها، پارس می کنند، خلاص بشوید! همانطور بچه هایتان را به مهد کودکهایی که در آنها پارس کردن یادشان میدهند نفرستید! 4 یا 5 سال حواستان جمع باشد دیگر خیالتان راحت است چون دیگر بچه هایتان واکسینه شدند. البته هیچ واکسنی صد در صد تظمینی نیست بهمانخاطر باید همه توصیه های ایمنی بالا را جدی بگیرید!

  330. بانو ارتميس Says:

    شما تركها گوش كنيد ..اگر كوروش كبير ميدانست دراينده تركها (كه البته در ان زمان هنوز اصلاح نشده بود و مراحل تكامل را از خريت به انسانيت تازه شروع كرده بودن)البته به روايت معتبر ي كه همين دكتر خره ذكركرده )قراره چنين گندي بزنن به بشريت و امثال خالخالي (واي منظورم خلخالي بود همون خره جنايتكار)بشه الگوي يه عده خره ديگه (تركهاي تكامل يافته فعلي)حتما يه فكري به حالتان ميكرد.البته كوروش انسان بزرگواري بود حتما يه چاره اي براي شما مي انديشيد تا در حين تكامل محدوده اي براي شما در نظر ميگرفت تا بدونيد كه اخه بابا خر كجا و ادم كجا ….هركاركني نكني تاريخ رو كه نميتوني عوض كني شايد عقده هات خالي بشه وووو كمبودهات نسبت به فارس ها رو با اراجيف ارضا كني اما ادم كه نميشي خرهخره خرهههههخره خره خره بالا بري پايين بياي خري خرخرخرخرخواهش ميكنم يادت باشه
    …..زب خره زيادي ور بزني ميفرستمت بري بار بياري خره خره خره

    روووووو

  331. شاهین ا Says:

    من نمیدانم این سایت ضد ترک است یا ضد فارس یا ضد پهلوی که بعد از سی سال که دیگر استخوانش هم پوسیده هنوز دست از سر او بر نمیدارید. در اینجا میبینم بعضی ها به رضا شاه میگویند رضا پشکل!!!!!!. من هم میخواهم به او بگویم رضا پشکل ولی روم نمیشه چون وقتی هنوز میخواهم بروم شمال ایران باید از جاده رضا پشکل و پسرش استفاده کنم که در زمانی که لودر و ماشین الات امروزی نبود چطوری اینها را ساختند. یا وقتی میروم برای تیم فوتبالی که طرف دارش هستم بروم استادیوم ازادی داد بزنم و هورا بکشم و کون خودم را پاره کنم باید بروم در مجوعه ای که در 35 سال قبل که در خاور میانه یک همچون مجموعه ورزشی وجود نداشت از خجالت اب میشوم که بگویم مرگ بر رضا پشکل. یا زمانی که ایران در سی و پنج سال قبل بزرگترین سیستم حمل نفت و بار در خاور میانه را داشت و حتی زمانی میخواهم بروم مشهد مقدس توبه خطا های خودم را بکنم باید بروم سوار هواپیمایی بشوم که هنوز نصف ان بوئینگ است و این محمد رضا خائن وطن فروش در 40 سال قبل با ایجاد یک شرکت مجهز و مدرن که تا زمان انقلاب لااقل جز ده شرکت مطمئن هواپیمایی در جهان بود بشوم. این خاندان کثیف گه خوردند که برای این ملت در 40 سال قبل این کار ها را کردند.مردیکه خائن کاری کرده بود که گرفتن ویزای آمریکا و انگلستان حد اقل بیشتر از یک هفته طول نکشد. و هر جا که وارد ان کشور میشدیم به ما به چشم ادم های فهیم نگاه میکردند.کثافت لابد مزدور بوده که با ایرانی ها خوب رفتار میکردنند. بجایش الان کلی حال میکنیم که فقط برای گرفتن وقت مصاحبه از سفلرت مثلا کانادا باید 3 صبح بروم توی صف بعد عصر روز بعد وقت دو هفته دیگر را بدهند و 60 دلار را هم نقد بدهم تازه بدون مصاحبه از دریچه مدرک من را پرت کنند بیرون و بگویند نمیشه ممکن است بروی و نیایی. پس اصلا نرو. ولی من الان را بیشتر دوست دارم اینقدر کیف دارد در سرما بشینی دم سفارت تا صبح چرت بزنی. ولی بجایش رضا پشکل نباشد. ولی اگه تخم حرام نباشم دیگه باید از خودم خجالت بکشم که چطور من که هنوز دارم از امکانات قبل از انقلاب استفاده میکنم . دست از سر یک مشت استخوان پوسیده بر نمیدارم.ما هنوز نتوانستیم مصلی خودمان را بعد از بیست سال تمام کنیم. اتوبان شمال را که بچه من هم باید خواب رفتن از ان جاده را به گور ببرد و ………… کمی با وجدان باشید بجای نقد دیگران از خودتان شروع کنید. در ضمن همانطوری که ترک بد و احمق و خائن داریم به همان مقدار فارس بی هویت و وطن فروش هم داریم. بس کنید اینطور حرف زدن و فحاشی در شان انسان امروزی نیست. اگر هخامنشیان و فارس ها و دیگر سلسله های حکومتی جنایت کردند. جنایات محمود غزنوی و دیگر سر سلسله های ترک در تاریخ هم کم نبوده و مایه شرمساری بشریت. بیایید بجای ترک یا فارس بودن ادم باشیم. چون ادم و انسان بودن است که سخت است نه زبان و قومیت یا مذهب.

  332. Babak Says:

    چند تن از بهترین روانشاسان بعد از یک سال تحقیق بر روی فارس ها به این نتیجه رسیدند که آنها از Social Disorder که یک مسئلۀ روانی است بشدت رنج میبرند. علایم سوشیال دیس اوردیر هم طالیبانیزه کردن جامعه است که تحمل هیچ گونه نقد سالم بر قوم من آوردی فارس و تاریخ افسانه ای آن که توسط نژاد تراشان و تاریخ سازان نوشته شده است را ندارند و گوچکترین نقد سالم بر آن باعث میشود که آنها بیستو چهار ساعت در روز، هفت روز در هفته، چهار هفته در ماه و دوازده ماه در سال را پارس کنند. برای درمان به این بیماری خطرناک که مردم را در حال Delusion نگه داشته اند، به آنها پیشنهاد کرده اند که کیر ترک ها را بمدت سه سال ساک بزنند تا حالشان جا بیاید.

    اگر با فارس زبانی رفت و آمد دارید، به او بگوئید که کلمات فارس، پارس و پرشین صفت هستند نه اسم و معنی آنها، افراد سگ صفت، ولگرد و بربر هستند بعد ببینید که چگونه پارس خواهد کرد.

  333. شاهین ا Says:

    بابک جان ایا این نوشته های تو فرقی با پارس کردن دارد؟مگه قرار نشد که مثل ادم های متمدن حرف بزنیم.

  334. saeed Says:

    الاغ شهاب الاغ سهيل الاغ تبريزي بريد كتاب (اريايي ها كاشي ها امردها پارسيان و ديگر ايرانيان) را كه استاد دكتر جهانشاه درخشاني در المان نوشته و ثابت ميكنه پارسيان 3500ق.م در فلات ايران زندگي ميكردند و يا كتاب كرد و كردستان از پورفسور مينورسكي را بخونيد تا بيشتر از اين كونتون بسوزه و يا كتاب پانتركيسم از محمد رضا محسني را بخون تا ببيني سعدي حافظ مولانا و خيام نيشابوري و مخصوصا ابو علي سينا را تاببينيد چجوري ريدن به هيككل هر چي ترك خر تازه بزرگترين منبع در مورد كوروش كبير (سيرت كورش نوشته گزنفون)است حتما ان را بخونيد تا بيشتر كونتون بسوزه. صدها كتاب در مورد خوبي هاي پارسيان نوشته شده حالا يكي دوتا يوناني كه مثل شماكونشون ميسوخته يه اراجيفي بافتن كه با هيچ يك از اثار كشف شدهم مطابقت نداره هيچ چيزي را عوض نميكنه پس تا وقتي كه منشور ازادي كورش در سازمان ملل است واشعار سعدي زينت بخش سر در ان ست شما تركان كونتون بسوزه

  335. saeed Says:

    در وصف تركان خر از ناصرخسرو و ابو علي سينا و فردسي كه تا ابد ريده به ترك ها و خيام نيشابوري و مولانا و نظامي گنجوي و قطران تبريزي و …….از گوشه كنار اين جهان هستي بايد پرسد. تركهي خر دكتر هم بشن باز تركخرند

  336. فارس اصیل Says:

    من یک فارس اصیل از بندر عباس هستم. بعد از مطالعۀ زیاد و دیدن مردمان آفریقائی، اروپائی و آسیائی و مقایسۀ خودم با آنها، به این نتیجه رسیدم که ما مردم بندر عباس، بوشهر، کرمان، آبادان و کازرون از نژاد اصیل آفریقایئ هستیم و بعد از قرن ها سربار مردم منطقه شدن، باید به آفریقا برگردیم.

  337. Akbar Says:

    در تلفن مادر آرشام رهبر سازمان لواط کاران فارس، ازش میپرسه، خوب پسرم چکار میکنی؟

    میگه: هر چند که اگتر فارس ها در کانادا pars Therapy زده اند و با پارس کردن حال طرف را جا میارند ولی من در اینجا Suck Therapy زده ام. هر کسی که کون گیجه گرفته باشد، میاد پیش من و من با ساک زدن به گیرش، حالش را با دو شماره جا میارم.

    مادرش میگه: بهت گفتم که فارس ها، خصوصآ شیرازی ها نابغه هستند.

  338. Kirami Says:

    خبرگزاری مهر، استخوان سگ را به کورش پادشاه هخامنشی نسبت داد

    خبرگزاري مهر با انتشار عکسی از يک استخوان در محوطه در حال مرمت گور کوروش مدعی شده بود که استخوان‌های يافت شده در گور متعلق به کوروش بوده که در اثر شيوه مرمتی اين گور از بين رفته است!…اما با نخستين بررسی ‌های تخصصی و کارشناسانه آشکار شد که استخوان‌های يافت شده متعلق به يک سگ بوده است!!به گزارش ميراث (chtn)، نامه سرگشاده مرمتگران، باستان‌شناسان و کارشناسان ميراث فرهنگی به رئيس سازمان تبليغات اسلامی در برگيرنده نکات مهمی در ارتباط با اخبار منتشر شده از اين خبرگزاری بود. از جمله اين موارد ادعای مربوط به استخوانی بود که در گور کوروش يافت شده بود. خبرگزاری مهر مدعی شده بود اين استخوان متعلق به کوروش بوده که در آزمايشات اوليه مشخص شد اين استخوان مربوط به يک سگ است. در قسمت ديگری از اين نامه آمده است انتشار اخبار مجعول و نادرست توسط اين خبرگزاری حاصلی جز تشويش اذهان عمومي ندارد و تبديل به هيزمی براي آتش رسانه‌های ضد انقلاب است. اين مرمتگران از رئيس سازمان تبليغات اسلامی پرسيده‌اند آيا تا کنون رئيس تبليغات سازمان اسلامی خروجی رسانه‌ای خبرگزاری مهر را رصد کرده و بازخوردهاي داخلی و خارجی مطالب خبرگزاری را در حوزه ميراث فرهنگی ارزيابي کرده است تا بتواند قضاوتی منصفانه و درست در اين زمينه داشته باشد و تکليف خبرگزاری مهر را با ارزش ‌های نظام و توقعات افکار عمومی روشن کند. نگاه مغرضانه مهر و تحت شعاع قرار گرفتن ميراث ملی و معنوی ايران از جمله مهمترين اعتراضات اين کارشناسان است

  339. babak Says:

    آقا یا خانووم شاهین

    از قدیم گفته اند، اگر اسب را با اسب ببندی همرنگ نشوند، همخوی میشوند. فرهنگ گند فارس ها که در واقع پارس کردن است در دیگران هم اثر میگذارد. اگر از اول تا آخر کامنت ها را مرور کنید، خواهید دید که فارس فقط پارس کردن بلدند. یک تاجیک میگفت: ما تاجیک ها آدم شده نامی تاوانیم. توله سگ به دنیا آمده میکنیم، کلان شده میشوم سگ از دنیا رفتن میکنیم.
    خوب شما باید قبول کنید که پارس کردن در خون شما سگ هاست. آدم بشو نیستید.

  340. احمد Says:

    زمان پهلوی ها ایران خیلی مستقل بود!!! اصلا ما در تهران و شهرهای دیگر حلبی آباد، نداشیم!!! ایران 35 هزار مستشار خارجی با چندین پایگاه نظامی نداشتیم!!!! رضا شاه در مراسم های محرم خاک بر سرش نمی مالید!!! شاه هر از چند سال برای زیارت به مکه و هر ماه یکبار برای زیارت قبر امام رضا به مشهد سفر نمی کرد!!!. شاه موقع فرار از ایران، 35 میلیارد دلار را با خودش نبرد!!! ساواک برای اعتراف گیری از زندانیان سیاسی به خواهر – مادر طرف تجاوز نمی کرد!!! شاه نمی گفت که حزب فقط رستاخیز – رهبر فقط محمد رضا و هر کسی که دوست ندارد کفش هایش بپوشد و از ایران خارج شود!!! شاه اصلا گل سرخی ها را ناجوانمردانه تیرباران نمی کرد.

    وقتی محمد رضا پهلوی به رئیس جمهور افغانستان گفت، روس ها در افغانستان زیاد هستند. رئیس جمهور افغانستان در جواب گفته بود که مگر در ایران نزدیک به چهل هزار مستشار خارجی با چندین پایگاه نظامی وجود ندارند؟ دیگ به دیگ میگه: پشتت سیاه.

  341. Tabrizi Says:

    خلاصه ای از گفتگویمان با نوۀ رضا پشکل

    س – شما خودت را از نظر نژادی چگونه معرفی میکنید؟ عرب؟ فارس؟ بلوچ؟ کرد؟ ترک؟
    نوۀ رضا پشکل – من خودم را هزار رگه معرفی میکنم چون مادرم فرح از سیدهای تبریز است یعنی عرب است. پدرم ممد دماغ هم چند رگه بود چون پدر بزرگم رضا پشکل کرجی الاصل بود که در دوران شیر خوارگی به روستای نزدیک سواد کوه اورده شده بود. مادر بزرگم هم دقیقآ معلوم نیست کی بود بهمانخاطر من خودم را هزار رگه معرفی میکنم و اگر بمن هزار پا هم بگویند درست است.

    او در ادامه گفت

    پدر بزرگم رضا پشکل تریاکی از مهتری به پادشاهی رسانده شد و در واقع بنیانگذار اعتیاد در ایران میباشد. بعدها خالۀ زنده ام اشرف پخش مواد مخدر را در ایران به عهده گرفت. البته یادم نرفته بگویم که شهر نو در طهران را هم خالۀ جنده ام براه انداخته بود که امروز بسیاری از بچه های طهران از تمرۀ همان شهر نو هستند. امروز 15 میلیون معتاد در ایران مدیون پدر بزرگم هستند.

    در حالیکه مردم در حلبی آبادها زندگی میکردند و به نان شب محتاج بودند، پدرم ممد دماغ موقع فرار از چنگ عدالت، 36 میلیون دلار را با خودش آورد. بهمانخاطر من یکی از تروتمندترین افراد روی زمین هستم و توانسته ام با مفداری ناچیز از همان تروت غارت شده، عده ای شاه قواد را که صفت مشترکشان لواط، اعتیاد، همجنسبازی، مزدوری و پارس کردن هست، بدور خودم جمع کنم این شاه قوادها، خوب بلد هستند که چگونه صدای هر عدالتخواهی را در نطفه خفه کنند. اصلا مادر قخبه ها خبره در خاک پاشیدن به چشم تودۀ های مردم هستند و میدانند که چگونه مردم را دنبال نخود سیاه بفرستند. قوادی دیگه. البته نداشتن شعور سیاسی مردم ایران را که بیشتر به گاو شبیه هستند، نباید دست کم گرفت.

  342. saeed Says:

    با پيدا شدن چندين استخوان خر و گوره در منطقه باستاني سومر سخنگوي دولت تركيه با اشك شوق گفت:ديديد كه ما ميگفتيم تمدن سومر براي تركها بوده اين هم سندش(برگرفته از كتاب تخمي تخيلي ترك دانا) تركها ي خر شما دست چپ و راست تون نميتونيد از هم تشخيص بديد اون وقت ميگيد تمدن سومر براي شماست؟

  343. saeed Says:

    دوستان اريايي ما اعم از فارس و كرد و لر و گيلك و …. كتاب پان تركيست ايران و اذربايجان نوشته محمد رضا محسني را بخونيد تا ببينيد چطور دنيا ريده به هيكل پان تركها و به هيچ وجه دستور زبان تركي برابر نيست و اين هدعاي تركها رو تخمشونم حساب نميكنند

  344. saeed Says:

    اخه ترك خر به فتعلي شاه تون مينازي يا ناصر الدين يا مظفر الدين كه نماينده به حق تركهاي خر بودند. تا وقتي منشور ازادي كورش كبير تكرار ميكنم كورش كبير در سازمان ملل است تخم فارسها رو هم نميتونيد بخوريد حالا خودتون جر بدين . بد بختا برين متن مصاحبه با دكتر مازيار اشرفيان بناب را بخونيد تا ببينيد چطور خودش اويزون فارسها ميكنه. تا حالا كدام فارس و يا كردي ديدي كه بگه من تركم ولي بسياري از تركها هستند كه خودشون به اريايي ها نسبت ميدن ها ها ها كونتون بسوزه

  345. saeed Says:

    شعار حركت ملي اذربايجانجنوبي :كي گفته كه تركها خرند بلكه فارسها ترك خرند ها ها ها دمش گرم ابو علي سينا كه اونم شما تركهاي خر و شناخت

  346. saeed Says:

    دوست هاي اريايي ما كتاب ر.ا امريك به نام مانده گاه هاي ايراني در شرق پامير رو بخونيد تا ببينيد چقدر زبان فارسي بر تركي تا ثير گذاشته.

    گرهاد دوفر يكي از بزرگترين زبان شناس هاي دنيا ميگويد: تا ثير زبان فارسي بر تركي بسيار بيشتر از تاثير زبان تركي بر فارسي است. متن كامل ان را ميتوانيد در اينترنت بخوانيد

  347. saeed Says:

    تركهاي خر كتاب تاثير فرهنگ هخامنشيان بر مردم و فرهنگ اناتولي چاپ سال 2007 در استانبول را بخونيد تا ببينيد بزرگتون تركيه چجوري خايه مالي هخامنشيان رو ميكنه. ترك خر فكر كردي همه مثل خودت خرند و هيچي نميدونند. دوستان اريايي ما با امدن منشور ازادي كورش كبير به موزه ايران باستان بسياري از استادان تاريخ از اقايان ناصر پورپيرار و زهتابي ترك خر دعوت به مناظره رو در رو كردند كه اقايان دنبال سوراخ موش گشتند و خايه نكردند تشريف بيارند حتي پيشنهاد ازمايش با كربن14 داده شد ولي همانطور كه گفتم استادان اين تركهاي خر خايه نكردند بيان ها ها ها واقعا كه ترك خريد

  348. saeed Says:

    دوستان اريايي ما اعم از فارس و كرد و اذري و لر و گيلك و سيستاني و مازني و تالشي و ….حتما حتما متن مصاحبه با دكتر جهانشاه درخشاني را در اينترنت بخونيد تا ببينيد دنيا چجوري به نفع اريايي ها تاريخ را باز نويسي ميكنه. تركهاي خر شما هم بهتر بجاي كتاب تخمي تخيلي ترك دانا اين رو بخونيد تا پي به خريت اقا دكترتون ببريد. واقعا راست گفتند كه ترك دكتر هم بشه باز ترك خر. اقاي ترك خر تبرزي تخم فارسها رو هم نميتوني بخوري. همون تبريزش كه خودتو براش جر ميدي دخترهاش مثل اب خوردن به فارسها پا ميدن . موفق باشي ترك خر

  349. saeed Says:

    دوستان اريايي ما لطفا كتاب پان تركيست ايران و اذربايجان نوشته محمد رضا محسني را بخونيد تا به اين تاريخ دزدي و تحريف تركها در مورد تمدن سومر و كورش كبير بخنديد. در اين كتاب بزرگترين زبان شناسان دنيا ثابت كرده اند زبان سومري به هيچ عنوان تكرار ميكنم به هيچ عنوان با زبان تركي رابطه ندارد. در ضمن در اين كتاب نظر بزرگان ايراني در مورد تركها رو نوشته مخصوصا ابو علي سينا ريده به هيكل هرچي ترك خر و صراحتا بي عقل بودن تركها رو بيان كرده. اشعاري هم از فردوسي و حافظ و سعدي و نظامي گنجوي و مولانا و قطران تبريزي و.. اورده كه همگي انها ريده اند به هيكل تركهاي خر غارتگر وحشي. تازه تركهاي خر نامشان در اسناد چيني بعنوان برده عصيانگر امده است و خود محمود غزنوي يك غلام بوده است. ترك خر فكر كردي همه مثل خودت خرند و هيچي نميدونند

  350. saeed Says:

    دوستان اريايي ما لطفا كتاب تاريخ اتروپاتكان نوشته پروفسور اقرار علي اف تاريخ دان مشهور اراني (اذربايجان جعلي شوروي) را بخونيد تا ببينيد چجوري ريده به اين تركهاي خر جالب كه اين كتاب را در كشور پانتركيست اران نوشته است و جالب تر انكه ترجمه ان توسط هم ميهنان اذري ما انجام شده تا بريند به نوادگان تمام وحشي محمود غزنوي وتيمور و طغرل بيگ و…همه خرهاي ديگه بازم ميگم ترك خر فكر كردي همه مثل خودت خرند؟

  351. saeed Says:

    دوستان اريايي ما اليور گرني بزرگترين هيتي شناس دنيا در كتاب خود (هيتي ها) ترجمه سركار خانم رقيه بهزادي ثابت كرده هيتي ها اريايي اصيل بوده اند و حدود 3000 ق.م داراي تمدن درخشاني در اسياي صغير بودند. اين كشف باعث شد دنيا بيشتر به خر بودن تركها پي ببرند. تركها گوه خوردند كه ميگن تمدن سومر براي تركها است. اونها همين الان به خر بودن در تمام دنيا مشهورند. ويليام كينگ نيز در كتاب معروف خود (تاريخ بابل) هيتي ها و ميتاني ها رو يقينا اريايي ناميده است. ترك خر فكر كردي همه مثل خودت خرند؟

  352. saeed Says:

    دوستان اريايي ما لطفا كتاب ايران در عصر اهن نوشته سركار خانم يانا مدوسكا محقق روسي را مطالعه كنيد.مطمئن باشيد اين تركهاي خر هيچ گوهي نمي توانند بخورند. و غلط كردن كه ميگن تمدن سومر براي تركهاست. در تمام مجامع علمي دنيا هيچ توجهي به اين تاريخ دزدي و جعل تاريخي تركها نميكنند و همه اين تركها رو شناختند از جمله دانشمند مشهور و معروف روسي (مينورسكي) شما مي توانيد نظر او را در مورد تاريخ دزدي تركها در كتاب پان تركيسم ايران و اذربايجان نوشته محمد رضا محسني را مطالعه بفرماييد. باز هم ميگويم كه مطمئن باشيد تاريخ ايران در مجامع بين المللي به نفع اريايي ها به پيش ميره و مطمئن باسيد تركها هيچ گوهي نميتوانند بخورند. واقعا متن مصاحبه با دكتر جهانشاه درخشاني استاد ايراني ساكن در المان در اينترنت خواندني است زنده باد اريايي

  353. تبریزی Says:

    تاریخ 2500 سالۀ شاهنشاهی فارس در ایران!!!

    کسانیکه به تاریخ ایران آشنائی دارند، میدانند که در 1100 سال گذشته، تمام پادشاهان ایران ترک بودند. قبل از ان هم سیصد سال تمام در دست عرب ها بود. داریوش هم یک یهودی بود بخاطر اینکه نه تنها داریوش بارها تکرار کرده که به پارس ها حکومت می کند بلکه ایمان او به قدرت یهوه خدای معابد اورشلم است که یهودی بودن او را مسلم می کند. در تاریخ ایران تنها چیزی که از آن خبری نیست، قوم من درآوردی فارس است. حالا اگر یک عده تاریخ و هویت ندارند و با کیر دیگران برای خودشان داماد میشوند، مسلۀ جداست.

  354. تبریزی Says:

    سومریان نخستین قانونگذاران تمدن بشری

    فریتز هومل سومرشناس مشهور آلمانی در مورد سومریان می گوید: «شاخه ای از اجداد باستانی اقوام ترک در حدود سالهای 5000 قبل از میلاد از وطن خود واقع در آسیای مرکزی حرکت کرده به آسیای مقدم آمده، سومریها را پدید آورده اند. آثار بازمانده از زبان سومری نشان می دهد که زبان ترکی در آن اعصار چگونه بوده است

  355. ایرانی Says:

    دوستان عزیز واقعا متاسفم،این حرفا چیه؟!!!این متن و این نظرا؟ به ما چه کوروش کی بوده،چی کارا کرده، یا کی بش شیر داده!!!اون رفته اگه بد و سگپرورد بوده شرش کنده شد و اگه خوب و فرخ پی بود، روحش شاد
    من ترک و تو فارس و کرد و لر…الان هممون ایرانیم، جرا باید با این حرفا خودمون سرگرم کنیم و از وظیفمون که ابادی و پیشرفت کشورمون غافل بشیم؟؟؟؟
    چرا ماها یاد گرفتیم فقط به شکوه گذشته ها افتختار کنیم؟ کوروش ال کرد و ستار خان بل کرد، تویی که میگی خوب بودند بجای اینکه همه وقتت صرف افتخار کردن کنی همت کن و راشون ادامه بده!!»به عمل کار برآید»
    تویی هم که میگی بد بودن به جای فحش و بد و بیرا سعی کن عزمت و جزم کنی و اونقدر کشورت پیشرفت کنه و قوی شه که دیگه هیچ دزد و بیگانه ای نتونه بیاد و بمون زور بگه
    کوروش و رضاخان و ستار خان و ظالم و مظلوم،خوب وبد همه رفتند
    من موندم وتو، ما باید ی تکونی به خودمون بدیم
    ول کنین گذشته هارو، بیاین فکر بدبختی هامون باشیم
    «پشت سر روی همه فرفره ها خاک نشسته است…
    پشت سر خستگی تاریخ است …
    غلت زدن تو این خاک ها و خستگی ها، مارو خسته میکنه و خیلیا و خیلیا و خیلیارو شاد
    دست در دست هم نهیم به مهر میهن خویش را کنیم اباد

  356. ssd Says:

    دوستان اريايي ما سلام
    من دانشجوي فوق ليسانس تاريخ هستم. ادعاي هومل در مورد سومريها همان يكصد و ده سال پيش كاملا رد شده است شما ميتوانيد دستور زبان سومري ها را در كتاب پان تركيسم ايران و اذربايجان نوشته محمد رضا محسني رو بخونيد. تا خدتون به اين ادعا هاي پوچ و بي اساس بخنديد. اين تحقيقات توسط برجسته ترين سومر شناسان دنيا صورت گرفته است. اقاي تبريزي چرا نميگي كه همان هومل چه مقدار واژه اريايي رو در زبان سومري پيدا كرد

  357. ssd Says: